مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

http://www.blogfa.com

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390

زندگانی جابر بن حیان

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390
این نگاره توسط اِنی کاظمی در تاریخ ۱۷م آبان، ۱۳۸۹ و در دسته "مشاهیر + مشاهیر تاریخ اسلام + مشاهیر ریاضی و نجوم + مشاهیر فقه تفسیر کلام حکمت + مشاهیر فلسفه" ارسال شده است.
نویسنده :

نگاره : مستوره خضرایی : جابربن حیّان ، دانشمندی در سدة دوم که مجموعة بزرگی از آثار در ، ، ، ، ، و به او منسوب است .

۱) شخصیت . وجود واقعی داشتن یا نداشتن یکی از موضوعات جنجالی و علم در سدة اخیر به شمار می آید و پژوهشگرانی چون هنری ارنست استیپلتون ، یولیوس روسکا ، پل کراوس ، فؤاد سزگین و سیدحسین نصر در رد یا تأیید آن استدلالهایی کرده اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). پیشینة شبهه در مورد وجود او دست کم به قرن چهارم باز می گردد. نام او اولین بار در تعالیق ( تعلیقات ) ابوسلیمان منطقی سجستانی (متوفی ۳۷۰ یا ۳۹۰) آمده است . ابوسلیمان که بزرگِ حلقه ای علمی در بغداد بود، در اینکه جابر مؤلف مجموعه آثاری باشد که به وی نسبت داده اند، تردید کرده و گفته است که مؤلف واقعی آن مجموعه را، که شخصی به نام حسن بن نَکَد موصلی بوده ، شخصاً می شناخته است . در همان دوره ابن ندیم با تألیف الفهرست در ۳۷۷، تلاش کرد تشکیکاتی را که در آن زمان در مورد جابر وجود داشت ، برطرف کند ( رجوع کنید بهابن ندیم ، ص ۴۲۰؛ زندگینامة علمی دانشوران ، ذیل ّه ) اما شبهه در مورد وجود جابر همچنان ادامه یافت ( رجوع کنید به صفدی ، متوفی ۷۶۴؛ ۱۴۱۱، ج ۱، ص ۲۵). در آثار کیمیایی ابن اُمَیل (متوفی ح ۳۵۰) و ابن وحشیه (قرن چهارم )، از آثار جابر نام برده شده است ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل ّه ). ابن ندیم کنیة ابوعبداللّه را برای جابر ذکر کرده و رازی در آثار کیمیایی اش از او با عنوان «استاد ما، ابوموسی » یاد کرده است (ابن ندیم ، ص ۴۲۰ـ ۴۲۱).

در شرح حال و غیر آن ، که جابر را معرفی کرده اند، گاه او را کوفی ( رجوع کنید به همانجا؛ قفطی ، ص ۱۶۰) و گاه اَزْدی خوانده اند زیرا بنا بر برخی گزارشها، جابر از قبیلة ازد در کوفه بوده است ( رجوع کنید به هولمیارد ، ص ۶۶ به بعد). گاهی نیز به سبب گرایش او به تصوف ، او را صوفی خوانده اند ( رجوع کنید به ابن صاعد اندلسی ، ص ۲۳۳؛ ابن خلّکان ، ج ۱، ص ۳۲۷). ابن خلّکان (متوفی ۶۸۱) نیز او را طَرسوسی خوانده است (همانجا).

بیشتر منابع ، سال تولد جابر را ۱۰۳ یا ۱۰۴ دانسته اند (برای تفصیلات رجوع کنید به هولمیارد، همانجا). بر اساس برخی منابع ، جابر در کوفه و بغداد می زیسته ، اما دربارة زمان اقامت وی در این شهرها اطلاعی در دست نیست . ابن ندیم (همانجا) در گزارشی عجیب ، از قول شخصی ثقه به نشانی خانة جابر در بغداد و کشف آزمایشگاه او

در کوفه در زمان عزالدوله دیلمی (حک :۳۵۶ـ۳۶۷) اشاره کرده است که پس از بررسی این محل ، هاونی در آنجا پیدا شده است و گویا در آن قطعه ای طلا به وزن دویست رطل وجود داشته است . طبق نوشتة ابن ندیم ، جابر به سبب مناسب بودن آب و هوای کوفه ، در این شهر به کار اکسیر می پرداخته است . وی با برمکیان در ارتباط بوده و احتمالاً برای جعفر برمکی (متوفی ۱۸۷)، کتابی در بارة صناعت فاخر کیمیا نگاشته بوده است . او در این کتاب آزمایشهای عجیبی را در بارة یک روش بسیار پیشرفتة کیمیاگری وصف کرده است .

در ۱۸۸، با افول برمکیان در زمان هارون الرشید، جابر زندگی مخفیانه اش را در کوفه ادامه داد. طبق روایتی ، او تا زمان خلافت مأمون (حک :۱۹۸ـ ۲۱۸) زنده بوده است . در روایتی دیگر، او در سال ۲۰۰ در شهر طوس درگذشت در حالی که کتاب الرّحمة را زیر بالین داشت ( رجوع کنید به هولمیارد، همانجا).

در بارة این مطلب که آیا جابر شاگرد امام جعفر صادق علیه السلام بوده یا نه ، بحثهای بسیاری شده است . در مهم ترین منابع رجالی شیعی ، از قبیل رجال النجاشی و رجال الطوسی (هر دو تألیف شده در قرن پنجم )، در میان اصحابِ امام جعفر صادق علیه السلام هیچ ذکری از فردی به نام جابربن حیان به میان نیامده است اما شماری از مؤلفان ، از جمله ابن خَلَّکان (همانجا)، ابن ندیم (همانجا)، ابن طاووس (متوفی ۶۴۴؛ ص ۱۴۶)، صَفَدی (متوفی ۷۶۴؛ ۱۹۶۲، ج ۱۱، ص ۳۴)، امین (متوفی ۱۳۳۱ ش ؛ ج ۴، ص ۳۰)، صدیق حسن خان (متوفی ۱۳۰۷؛ ج ۲، ص ۴۶۲) و تستری (متوفی ۱۳۴۳ ش ؛ ج ۲، ص ۵۰۶ ـ ۵۰۷)، جابر را از شاگردان امام جعفر صادق علیه السلام دانسته اند. در رساله های منسوب به جابر تصریح شده که کل آثار وی زیر نظر امام ششم ، نوشته شده که به عقیدة برخی پژوهشگران از نظر زمانی کاملاً غیرممکن است . پل کراوس ، پژوهشگر چک ، مسئلة نگارش این آثار را به طور همه جانبه بررسی کرده و به چندین ارجاع ناهمخوان (از لحاظ زمانی ) به آثار ارسطو، اسکندر افرودیسی ، جالینوس و دیگر متون یونانی ــ که بعدها در سدة سوم ترجمه شدند ــ توجه نموده است . کراوس چنین نتیجه گرفته که مجموعة آثار جابر دستاورد مشترک یک مکتب نه یک شخص بوده که به احتمال بسیار بین نیمة دوم سدة سوم و نیمة نخست سدة چهارم تألیف شده اند ( رجوع کنید بهکراوس ، ۱۹۴۳، مقدمه ). دیگر پژوهشگران برجسته ، همچون سیدحسین نصر (ص ۴۲ـ۴۳، ۲۵۸ـ ۲۶۸)، فؤاد سزگین (ج ۴، ص ۱۳۲ به بعد) و هانری کوربن (ص ۱۴۷ به بعد) از نتیجه گیری کراوس انتقاد کرده اند. آنان اظهار داشته اند که دلایلی وجود دارد که نشان می دهد پیش تر نیز ترجمه های عربی از متون یونانیِ مورد بحث وجود داشته است . به علاوه ، تحلیل تطبیقی چندین نسخة خطی از آثار منسوب به جابر ظاهراً روش دیگری را برای بررسی این انتسابها آشکار ساخته ( رجوع کنید به جابربن حیان ، ۱۹۹۶، مقدمة لوری ، ص ۷۲ـ۷۹؛ نیز رجوع کنید بهسزگین ، ج ۴، ص ۲۳۱ـ۲۳۳) که بر اساس آنها هستة اصلی یادداشتهای احتمالاً کوتاه بسیار کهن در بارة کیمیاگری ، لابه لای مجموعه تفاسیر مشروحی که مؤلفان دیگر بعدها نوشتند قرار گرفتند و محو شدند. سپس در استنساخ و بازنویسیِ سوم این دو جزء، بُعد عقیدتی دیگری بدان افزوده شده که موجب یکدستی این رساله ها گردیده و مجموعه ای منسجم را شکل داده است . بنا بر نظر سزگین (ج ۴، ص ۱۰ـ۳۰، ۱۲۰ـ۱۲۵)، احتمال دارد که آموزه های علم کیمیا در طول تطور تاریخی خود از لحاظ نظری و عملی در محافل شیعی عراق ، حتی در زمان حکومت بنی امیه (۱۴ـ۱۳۲)، ارتقا یافته و طی دو سدة بعدی از لحاظ عقیدتی متداول تر شده باشد (نیز رجوع کنید به لوری ، ۱۹۹۶، ص ۴۸ـ۵۱، ۷۱ـ ۷۸).

صرف نظر از اینکه مؤلف آثار منسوب به جابر چه کسی بوده ، بدیهی است که این آثار مجموعه ای منسجم از آموزه های جابر را تشکیل می دهد. بخش عمدة این آثار از تعداد زیادی رساله های کوتاه تشکیل شده است : مائة و اثناعشر کتاباً (صدودوازده کتاب )، سبعون کتاباً (هفتاد کتاب )، الموازین ، خمسمائة کتاباً (پانصد کتاب ) و چندین مجموعة کوچک تر دیگر. کراوس در فهرست آثار منسوب به جابر حدود سه هزار عنوان را ذکر کرده ( رجوع کنید به کراوس ، ۱۹۴۳؛ قس سزگین ، ج ۴، ص ۲۳۱ـ ۲۶۸) که از آن میان حدود ۲۱۵ اثر موجود است و

سزگین (ج ۴، ص ۲۶۸ـ۲۶۹) سی عنوان دیگر را نیز به فهرست موجود افزوده است . با اینکه برخی از این رساله ها بسیار کوتاه اند (در حد چند برگ )، کل مجموعه یکی از مظاهر اصلی تفکر سنّتی علمی در دورة اسلامی است . هدف غایی اغلب این رساله ها کیمیاگری است ؛ یعنی ، ساخت اکسیر اعظم ، مادّه ای کامل که می تواند سرب و فلزات کم بها را به طلا و نقره بدل کند. در آثار منسوب به جابر، در بارة علوم و معارف دیگری همچون فلسفه ، حساب و هندسه ، پزشکی ، احکامِ نجوم ، علوم الخواص و دین نیز تألیفاتی وجود دارد. البته به دین نه به طور

مستقل بلکه بیشتر به صورت جنبی در قالب علم کیمیا پرداخته شده است .

کیمیا، سلطان تمام علوم محسوب می شده است ؛ دانش شاهانه ای که علوم دیگر از آن نشئت می گیرند و بدان باز می گردند. ظاهراً هدف غایی کیمیاگری درک عمق حکمتی است که خداوند با آن هستی را آفرید و تمام پدیده های طبیعی را سامان داد. به تعبیر جابر، کیمیا تمام فلسفه (اَلْفلسفةُ کُلُّها) است و سالکی که موفق به کشف اسرار آن شود، به علوم دینی یا دنیوی دیگر نیازی ندارد.

آرایی که در آثار منسوب به جابر می یابیم ، چند وجهی است . کیهان شناسی او که مبتنی بر نظریة صدور فیض از منبع الاهی است ، آنگونه که در کتاب التصریف شرح داده ( رجوع کنید بهجابربن حیان ، ۱۳۵۴، ص ۳۹۲ـ۴۲۴)، ملهم از مکتب نوافلاطونی است . جابر در این کتاب مبنای حرکت و هماهنگی و ترکیبهای گوناگون چهار عنصر را شرح داده است . طبیعت شناسی جابر بر مبنای ترکیب چهار عنصر ارسطو (آب ، آتش ، خاک و باد) است ، با این تمایز که وی طبایع چهارگانة اصلی (گرمی ، سردی ، خشکی وتری ) را ریشة این عناصر دانسته است که به طور مستقل وجود دارند. بدین طریق وی می توانسته است امکان استحالة جوهری را توجیه کند. کیمیاگر در هر مادّه ای می تواند بر میزان هر «طبعی » بیفزاید، از آن بکاهد یا حتی آن را حذف کند. او می تواند به فلز سرد و خشکی چون سرب ، گرمی و تری بیفزاید و فلزی کاملاً جدید مانند طلا به دست آورد. در آرای جابر این امر قطعی است که وی وجود جوهرهای ثابت (ذوات ) را مسلّم نمی دانسته است . در حیات طبیعی (از جمله حیات مواد معدنی )، همه چیز طی جنبشی فراگیر در حال تغییر است ؛ تحولی جهانی از اجسامی سخت و متراکم به کالبدهایی سبک تر، ظریف تر و روحانی تر. کیمیاگر به منظور ارتقا یا تسریع این سیر جهانی در آن سهیم می شود.

مؤلفانِ آثار منسوب به جابر تلاش بسیاری کرده اند تا نسبتِ ترکیبِ خواصِ طبیعیِ مجموعة بزرگی از مواد و قواعدِ تبدلات یا استحالة شیمیایی (یا داروشناختی ) آنها را کشف کنند. آنان هفت درجة ممکن برای ظاهر و هفت درجة ممکن برای باطن قائل شدند. درجة گرمی ، سردی و غیره هر مادّه ای طبق دستگاهی از نسبتهای عددی تنظیم ، و در جدولهای مفصّلی عرضه می شده است . این نسبتها «میزان » نامیده شده و بنابراین ، «علم موازین » همان اصل دانش کیمیا بوده است . گرچه آنان تصریح کرده اند که این دانش از منابع قدیم (آثار جالینوس ، بلینوس / آپولونیوس تیانایی ) نشئت گرفته ، روش آنان از بسیاری جهات بدیع است . برای مواد معدنی ، گیاهان و جانوران میزانهایی وجود دارد اما برترین شکل علم موازین در میزان الحروف آمده است . در مجموعه آثار منسوب به جابر، فرض بر این است که میان کلمات و ساختار عینی چیزهایی که نامگذاری می کنند، همگونی کامل وجود دارد. ۲۸ حرف الفبای عربی به چهار گروه تقسیم می شود: گرم ، سرد، خشک وتر، و هر گروه از یک تا هفت درجه تغییر می کند. نامهایی چون اُسرُب (سرب ) یا ذَهَب (طلا)، طبق علم «میزانِ حروف » در ساختار عینیشان ، میزان چهار خاصیت موجود در فلز را بیان می کنند. بنابراین ، کیمیاگر بی واسطه و مستقیماً به دانش نحوة کار با فلز دسترسی دارد، بدون اینکه مجبور به آزمایشهای دشوار و طولانی باشد. کراوس در اثر استادانه اش ، > جابربن حیان : مشارکت در اندیشة علمی در اسلام < (1986)، ضمن ارجاع دادن به منابع بسیار از جمله چندین نسخة خطی ، جزئیات تعالیم جابر را شرح داده است . کراوس همچنین به موضوع منابع یونانی آرای جابر پرداخته است اما به رغم تلاشهای او هنوز معلوم نیست که برخی از مهم ترین منابع جابر از یونانی ترجمه شده بودند یا در واقع رساله های مجعول متأخر بودند که بعدها در دورة اسلامی به عربی نوشته شدند.

جابر ادعا کرده است که می تواند موجود زنده ، جانور و حتی انسان بیافریند ( رجوع کنید به کراوس ، ۱۹۸۶، فصل ۳)، زیرا کیمیاگری که در فن خود استاد است ، قادر به تبدیل هر مادّه ای به مادّة دیگر است و کارهای او ادامة کار خدا در روی زمین است .

به نظر هانری کوربن ، برای درک بهتر چنین اظهاراتی احتمالاً باید آنها را در چارچوبی نمادین یا استعاری تفسیر کرد. آثار منسوب به جابر را نویسندگانی نوشته اند که در محیطی گنوسی (مجموعه ای از ادیان و مذاهب و نحله های دینی که در قرون اول و دوم پیش از میلاد و نیز از قرن اول تا سوم میلادی در فلسطین ، شامات ، بین النهرین و مصر وجود داشتند؛ رجوع کنید بهغنوصیه * ) و رازآمیز می زیستند. به طور کلی جابر در چارچوب

تفکر شیعی می اندیشیده و به نظر او کیمیا علمی الاهی بوده که خداوند به پیامبران و امامان خود عرضه کرده است . جابر، حضرت آدم و موسی و عیسی علیهم السلام و فلاسفه و حکمای یونان همچون فیثاغورس ، افلاطون و آپولونیوس تیانایی را امامان عصر خود می دانست . طی دورة اسلامی ، این عطیة الاهی (علم کیمیا) به طور عمده به امامان سپرده شد و در واقع آثار جابر در موارد متعدد، مشتمل است بر نقل قولهایی از متون مربوط به علم کیمیا و خطبة البیان منسوب به امام علیه السلام و نیز دارای ارجاعات بسیار به حکمت کیمیای امام جعفر صادق .

به رغم فحوای شیعی نوشته های منسوب به جابر، این نظریة کراوس که مؤلفان ، اسماعیلی مذهب بوده اند، پذیرفتنی به نظر نمی رسد. اول به دلیل موضع آشکار اتخاذ شده در کتاب الخمسین در مورد جانشینی موسی پسر امام جعفر صادق به جای او ( رجوع کنید به جابربن حیان ، ۱۳۵۴، ص ۴۹۹ـ۵۰۰) و دوم به دلیل این اعتقاد افراطی جابر یا گروهی از شیعیان مبنی بر تقدم و برتری حروف (برگرفته از نام بزرگان دین ) بر یکدیگر، مثل عین (در علی ) بر میم (در محمد)، آنگونه که در کتاب الماجد ( رجوع کنید بههمان ، ص ۱۱۵ـ ۱۲۵) شرح داده شده است . آنگونه که در آثار منسوب به جابر آمده ، راه دستیابی به دانش راه یگانه ای است . سالک ابتدا باید ریاضیات ، منطق ، فلسفه و پزشکی بخواند تا برای مطالعة کیمیا به خوبی آماده شود. سپس باید در آزمایشگاهش برای یافتن اکسیر اعظم یا حَجَرالفلاسفه تلاش کند. همچنین می تواند از مشاهدات حاصل از عملیات کیمیاگری خود به عنوان راهنما استفاده کند. اگر این عملیات با موفقیت پیش برود، معلوم می شود وی در صراط مستقیم به سوی دستیابی به علم الاهیِ نهفته در کتاب طبیعت ، به خصوص دنیای معدنیها، گام برمی دارد. علاوه بر این ، هنگامی که سالک در حال کار است ، خود نیز در حال تبدیل شدن است . به عقیدة جابر، انسان همان است که می داند. اگر وی اسرار روح را که زندگی می بخشد و خلق می کند و موجب دگرگونی موجودات می شود، درک کند، خودِ وی نیز روحانی شده است . کیمیاگر در پایان جستجویش در صراط مستقیم به سوی دستیابی به حجرالفلاسفه سیر می کند و به تعبیر جابر «امام همین است » ( رجوع کنید به همو، ۱۸۹۳، ص ۹۲). بنابراین ، سالکی که نمی تواند امام زمان خویش را ملاقات کند، با کیمیاگری و از طریق دانش امام ، به او دست می یابد. در این مرحله ، کیمیاگر به «شخص روحانی » تبدیل شده که مرتبه ای از سلسله مراتب روحانی نوع بشر است . جابر این سلوک را در رساله ای کوتاه اما مهم با عنوان کتاب الماجد شرح داده که طریق بنیادی و انقلابی به سوی علم الاهی است ( رجوع کنید به کوربن ، فصل ۳؛ برای تعالیم گوناگون شیعی جابر رجوع کنید به لوری ، ۱۹۸۹). سالک در حین کیمیاگری ــ که همواره با تحول خود فرد نیز همراه است ــ مرید امام می شود و طی پیشرفتهایی که حاصل می کند به انسان جدیدی بدل می گردد. ظاهراً تلاش در جهت خلق یک «انسان بزرگ » والاترین هدف کیمیاگر است . اهمیت تاریخ در نظر جابر یا مؤلفان آثار منسوب به جابر در چند نوشته جلوه گر شده است . در این رساله ها، پس از امام موسی کاظم علیه السلام نام هیچ امام دیگری ذکر نشده است اما ظاهراً ظهور حضرت قائم را به انتشار علوم سرّی ربط می دهند. مؤلف در کتاب البیان ( رجوع کنید بهجابربن حیان ، ۱۹۲۸، ص ۱۱ـ۱۲) اظهار داشته که زمان افشای اسرار نزدیک است ، حضرت قائم تمام علوم را آشکار و عیان خواهد کرد (نیز رجوع کنید به لوری ، ۲۰۰۰، ص ۸۰ ـ۸۱، ۸۶ ـ۹۰) و انسانیت به طور کامل و جدید نمود خواهد یافت . جابر در کتاب اخراج ما فی القوّةِ الی الفِعل ( رجوع کنید به جابربن حیان ، ۱۳۵۴، ص ۷۱ـ۷۲؛ نیز رجوع کنید به لوری ، ۱۹۸۹، ص ۱۱۱ـ۱۱۳) گفته است که تاریخ بشر قابل قیاس با کیمیاگریِ عظیمی است که هدف آن رسیدن از نقص («انسان صغیر») به کمال («انسان کبیر») است . در اینجا کیمیا صرفاً نمادین نیست بلکه وسیله ای مادّی است که موجب این تحول نوع بشر می شود؛ بنابراین ، می توان نتیجه گرفت که مجموعة آثار جابر نه فقط شامل مجموعه ای از نظرپردازیهای علمی و عقیدتی است ، بلکه همچنین حاوی طرحی «خیالی » برای تکامل بشریت است .

منابع : ابن خلّکان ؛ ابن صاعد اندلسی ، التعریف بطبقات الامم : تاریخ جهانی علوم و دانشمندان تا قرن پنجم هجری ، چاپ غلامرضا جمشیدنژاد اول ، تهران ۱۳۷۶ ش ؛ ابن طاووس ، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم ، نجف ۱۳۶۸، چاپ افست قم ۱۳۶۳ ش ؛ ابن ندیم ؛ امین ؛ تستری ؛ جابربن حیان ، مختار رسائل جابربن حیان ، چاپ پ . کراوس ، قاهره ۱۳۵۴/۱۹۳۵؛ صدیق حسن خان ، ابجدالعلوم ، ج ۲، بیروت ۱۳۹۵؛ خلیل بن ایبک صفدی ، الغیث المسجم فی شرح لامیّة العجم ، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛ همو، کتاب الوافی بالوفیات ، ویسبادن ۱۹۶۲ـ ؛ علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء، و هو مختصرالزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء ، چاپ یولیوس لیپرت ، لایپزیگ ۱۹۰۳؛

Henry Corbin, L , alchimie comme art hiإratique , Paris 2003; Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner , s Sons, 1981, s.v. “Ja ¦bir ibn H ¤ayya ¦n” (by M. Plessner); EI 2 , s.v. “Dja ¦bir B . H ¤ayya ¦n” (by P. Kraus and M. Plessner); Eric

John Holmyard, Alchemy , Middlesex, Engl. 1957; Jabir ibn Hayyan, The Arabic works of Ja bir ibn Hayya n , ed. Eric John Holmyard, Paris 1928; idem, La chimie au moyen age , vol. 3: L , alchimie arabe , ed. Marcelin Berthelot and Olivier Houdas, Paris 1893; idem, Dix traitإs d , alchimie, Les dix premiers traitإs du Livre des Soixante-dix , Prإsentإs, traduits de l , arabe et commentإs par Pierre Lory, [Paris] 1996; Paul Kraus, Le corpus des إcrits ja biriens , Cairo 1943; idem, Ja ¦bir ibn H ¤ayya ¦n: contribution ب l , histoire des idإes scientifiques dans l , islam, Ja bir et la science grecque , Paris 1986; Pierre Lory, Alchimie et mystique en terre d , islam , Paris 1989; idem, “Eschatologie alchimique chez Ja bir ibn H ¤ayya n”, Revue des mondes musulmans et de la Mediterranإe , no. 91-94 (2000); Hossien Nasr, Science and civilization in Islam , Cambridge 1968; Syed Nomanul Haq, Name, natures and things: the alchemist Ja bir ibn Hayya n and his book of stones , Dordrecht 1994; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984.

/ پیر لوری /

۲) آثار. مهم ترین نکته در بررسی آثاری که به جابربن حیّان منسوب است ، پذیرش یا عدم پذیرش وجود شخصیت تاریخی جابر است (در این باره رجوع کنید به بخش اول مقاله ). از میان پژوهشگران معاصر، پل کراوس ، شرق شناس اتریشی (۱۹۰۴ـ ۱۹۴۴)، بر اساس پژوهشهایش بیش از همه در وجود شخصیت تاریخی جابر و اصالت آثار منسوب به او تشکیک کرد. به نظر کراوس ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ اول ، تکمله ، ذیل مادّه )، اصطلاحاتی که در آثار جابر وجود دارند، همان اصطلاحاتی هستند که در مکتب حنین بن اسحاق (متوفی ۱۹۴ـ ۲۶۰) به وجود آمدند، لذا مجموعة آثار منسوب به جابر نباید پیش از پایان سدة سوم پدید آمده باشد. همچنین به نظر کراوس (همانجا؛ نیز رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۱۳۷)، غیرممکن است که اثری از مجموعة آثار منسوب به جابر را، بدون تردید در اصالت کل این آثار، جعلی بدانیم . در مقابل ، به نظر سزگین (ج ۳، ص ۷۰ـ۷۵)، در بارة اهمیت جایگاه حنین و شاگردانش در ترجمة متنهای علمی به عربی مبالغه شده و چند تن از دانشمندان و نویسندگان مسلمان ترجمه هایی کهن تر از ترجمه های حنین و معاصران او می شناخته اند و پاره ای از آثار جالینوس و ارسطو قبل از اواسط قرن دوم به عربی ترجمه شده بود، به طوری که مقایسة نوشته ای از جالینوس و ارسطو در ترجمة موجود حُبیش یا یحیی بن البطریق با نقل قولهای جابر از آنها حاکی است که جابر هیچ یک از دو ترجمة مذکور را در اختیار نداشته است ، لذا استناد جابر به این آثار، سندی برای تردید در وجود تاریخی او نیست . همچنین کراوس (ج ۱، ص LXIII ) این نوشتة ابوسلیمان سجستانی را که شخصی به نام حسن بن النَکَد موصلی مجموعة آثار جابر را نگاشته و آنها را به جابر نسبت داده ، شاهد اصلی بر اصالت نداشتن مجموعه آثار جابر دانسته است . سزگین (ج ۴، ص ۲۱۹) این دلیل را نیز ناکافی خوانده و نوشته است که از اظهارات سجستانی این نکته برمی آید که موصلی آثار چندی تألیف کرده و آنها را به جابر نسبت داده است ، چرا که در زمان او جابر شخصیتی مطرح بوده و آثارش طالبان بسیاری داشته است (برای آگاهی از مشروح نظریات سزگین در این باره رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۱۷۵ـ ۲۲۹). در هر حال ، چه همانند کراوس مجموعة آثار جابر را مجموعه ای از نوشته های دیگران بدانیم که بدو منسوب شده اند و چه مانند سزگین صاحب و مؤلف واقعی این آثار را جابر بدانیم ، در سرزمینهای اسلامی از حیث تعداد، مجموعه ای وسیع و حتی حیرت انگیز از آثاری که نویسندة آنها جابربن حیّان دانسته شده است وجود دارد، و بسیاری از کتاب شناسان و فهرست نویسان و دانشمندان اسلامی به تفصیل یا اجمال از مجموعة آثار جابر یاد کرده اند. بنابراین در این مقاله به منظور آشنایی با وسعت این مجموعه و ترجمه های آن ، گزارشی از آثاری که جابر نویسندة آنها دانسته شده است ارائه می شود.

ابن ندیم (ص ۴۲۲ـ۴۲۳) از جابر نقل کرده که سیصد کتاب در موضوع فلسفه ، ۳۰۰ ، ۱ کتاب در موضوع حِیَل و ۳۰۰ ، ۱ کتاب در صنایع مجموعه و آلات حرب (ماشینهای مکانیکی و جنگ افزارها) تألیف کرده است . بر این اساس ، عبداللّه نعمه ، نویسندة معاصر (ص ۲۴۵)، تعداد تألیفات جابر را بیش از ۹۰۰ ، ۳ عنوان دانسته است . همچنین از نظر کسانی که به وجود تاریخی جابر معتقدند، وی فهرستهایی از آثار خود تألیف کرده است ( رجوع کنید به دانش پژوه ، ص ۱۰۱۳). ابن ندیم (ص ۴۲۱) از دو فهرست آثار جابر یاد کرده است . یکی فهرست کبیر، حاوی آنچه او در بارة علوم و صنایع مختلف تألیف کرده و دیگری فهرست صغیر، حاوی آنچه فقط در موضوع کیمیا تألیف کرده است . بنا به نوشتة کراوس (ج ۱، ص ۳)، طغرایی ، دیگر کیمیاگر مسلمان (متوفی ۵۱۵)، فهرست سومی نیز از آثار جابر می شناخته که حاوی مجموعة آثار جابر تا زمان تألیف میزان الصغیر (یکی از آخرین رساله های منسوب به او) بوده است . ابن ندیم (ص ۴۲۱ـ ۴۲۳) فهرست موضوعی آثار جابر را

به خصوص در زمینة کیمیا و کیمیاگری داده است . این فهرست موضوعی ــ که چند بخشی است ــ شامل مجموعة ۱۱۲ کتاب (که ابن ندیم ، ص ۴۲۱ نام تمامی آنها را برشمرده )، هفتاد کتاب ، دَه کتاب افزوده شده به مجموعة هفتاد کتاب ، بیست کتاب و هفده کتاب است ( رجوع کنید به همان ، ص ۴۲۱ـ۴۲۲). در ادامه ، ابن ندیم (ص ۴۲۲ـ۴۲۳) از مجموعة چند کتاب در پزشکی و کیمیا، سی کتاب که خود جابر نامی بر آنها ننهاده ، دو کتاب بزرگ در طب و نیز مجموعه آثار طبی جابر که تعداد آنها به پانصد جلد می رسیده ، یاد کرده است . از میان این آثار، کراوس (ج ۱، ص ۷۵ـ۹۹) و سزگین (ج ۴، ص ۲۵۲ـ۲۵۷) توانسته اند مجموعة دیگری از آثار منسوب به جابر، شامل آثاری در بارة رابطة تعادلی مواد را با نام کتب الموازین ، شناسایی نمایند. این مجموعه در اصل شامل ۱۴۴ رساله بوده که ابن ندیم (ص ۴۲۳) تنها چهار رسالة آن را بر شمرده و با عنوان اربعة کتب فی المطالب از آنها یاد کرده است . علاوه بر همة این آثار، سزگین ۴۴ عنوان از دیگر آثار منسوب به جابر را با نسخه های باقیمانده از آنها ( رجوع کنید بهج ۴، ص ۲۵۸ـ۲۶۵) و ۱۰۲ عنوان دیگر را ــ که تنها اسم آنها در دیگر آثار ذکر شده و از خود آنها نسخه ای باقی نمانده ( رجوع کنید بههمان ، ج ۴، ص ۲۶۵ـ ۲۶۸) ــ معرفی کرده است . فهرست تکمیلی سزگین (ج ۴، ص ۲۶۸ـ۲۶۹) شامل نام و نشانی سی کتاب دیگر است که در کتابنامه ای که کراوس از آثار جابر تهیه کرده بود، از آنها یاد نشده است (برای صورت تفصیلی آثار جابر و معرفی نسخه های خطی باقیمانده از آنها رجوع کنید بهبروکلمان ، ج ۱، ص ۲۷۸ـ ۲۷۹، > ذیل < ، ج ۱، ص ۴۲۸ـ ۴۲۹؛ سزگین ، ج ۳، ص ۲۲۳، ج ۴، ص ۲۳۱ـ۲۶۹؛ هولمیارد ، ص ۴۶ـ۵۷).

یکی از مهم ترین جنبه های مورد بررسی در مجموعة آثار منسوب به جابر، زمان تدوین یا نگارش آنهاست . نقل قولهایی که در این مجموعه وجود دارد، بهترین قرینه برای محاسبة زمان تقریبی تألیف این آثار است . در مجموع این نقل قولها و به عبارت دیگر منابعی که برای تألیف این مجموعه از آنها بهره جسته اند به دوره ای تعلق دارند که می توان آن را نخستین دورة آثار مجعول (دوره ای که در آن آثاری جعلی به نام دانشمندان یونانی به وجود آمد) در عصر پیش از اسلام دانست . نوشته های مورد استناد در مجموعة جابری نام دانشمندانی چون و افلاطون و فُرفوریوس و آپولونیوس بر خود دارند اما مشخصة اصلی کیمیا در مجموعة جابری ، یعنی تهیة اکسیر از مواد آلی و به کارگیریِ روشهای کیمیاگری با استفاده از نوشادر (کلرور آمونیم ) حاصل از مواد آلی و غیرآلی در نوشته های یونانی نیامده اند ( رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۱۵۶). از دیگر منابع مهم مجموعة آثار منسوب به جابر رساله هایی هستند منسوب به افلاطون . در مجموعة آثار جابر به استثنای کتاب النفس یا کتاب النفس الکبیر که احتمالاً همان گفتگوی فایدون بوده ، از دیگر منابع منسوب به افلاطون نامی ذکر نشده است . از نیز در مجموعة جابری نام برده شده که البته تأثیر به سزایی در تکوین نظام کیمیایی این مجموعه داشته است . منبع مهم این مجموعه در بارة نظام خلق جاندار و تولید مواد در آزمایشگاه ( رجوع کنید به بخش اول این مقاله ) نوشته ای منسوب به فرفوریوس با عنوان کتاب التولید است ( رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۱۶۲ـ۱۶۳). از مهم ترین

و پرحجم ترین منابع مجموعة جابری ، برخی از کتابهای آپولونیوس تیانایی ، دانشمند یونانی ، است که در منابع

اسلامی به نام بلینوس معرفی شده است . در مجموعة جابری به ویژه از کتاب سرّالخلیقة و صنعة الطبیعة بلیناس نام برده شده است (برای بررسی تفصیلی منابع مجموعة جابری رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۱۵۰ـ۲۳۱).

در مجموعة جابری ، آثاری وجود دارند که به منزلة شرحی بر سایر آثار این مجموعه ، یا شروحی بر آثار گذشتگان از جمله دانشمندان یونانی محسوب می شوند که از جمله می توان اینها را نام برد: شرح کتاب الرحمة المُعَنْوَن بکتاب الاُسّ (همان ، ج ۴، ص ۲۵۹)؛ تفسیر کتاب الاسطقس (همان ، ج ۴، ص ۲۲۳) و کتاب شرح المجسطی (ابن ندیم ، ص ۴۲۳). شرحهای منسوب به جابربن حیّان بر کتابهای مجسطی بطلمیوس و اصول اقلیدس اگرچه به جای نمانده اند، از نخستین شروحی بوده اند که در قلمرو عالم اسلام بر آثار این دو دانشمند پرآوازة یونانی نوشته شدند. در عین حال ، شروحی نیز بر مجموعة جابری نوشته شده است ، از جمله ابن ابی العَزاقر شلمغانی (متوفی ۳۲۱) و ابوقران نَصِیبِینی (سدة سوم ) هر یک شرحی بر کتاب الرحمة نوشته اند ( رجوع کنید به همان ، ص ۴۲۴ـ۴۲۵؛ کراوس ، ج ۱، ص ۹). علاوه بر شرحی بدون نام مؤلف ( رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۲۳۲)، شرحی نیز از طغرایی به نام سِرّالحکمة فی شرح کتاب الرحمة یا در نسخه ای دیگر با عنوان مفاتیح الرحمة بر این کتاب وجود دارد ( رجوع کنید به بروکلمان ، > ذیل < ، ج ۱، ص ۴۳۹). نعمه (ص ۲۴۴) از شرح رازی بر کتاب الاثنینِ جابر یاد کرده است . سالم بن احمدبن شَیخان (۹۹۵ـ۱۰۴۶) تفسیری بر

کتابهای جنات الخُلد و الرحمة الصغیر نوشته است ( رجوع کنید به سزگین ، ج ۴، ص ۲۵۹).

از مجموعة جابری ترجمه های مختلفی به زبانهای اروپایی شده است . مهم ترین و کهن ترین این ترجمه ها، ترجمة مجموعة هفتاد کتاب است که گراردوس (ژرار) کرمونایی آنها را به زبان لاتین در سده های میانه ترجمه کرد (برای آگاهی از مجموعه ترجمه های گراردوس از آثار جابر رجوع کنید به اشتاین اشنایدر ، ص ۱۹ـ ۲۳، ش ۱۵۲؛ مظهر، ص ۶۱۷ـ ۶۱۸). عنوان ترجمه شدة مهم ترین این آثار عبارت است از: الهیئة ، با عنوان Liber Condonation is (سزگین ، ج ۴، ص ۲۴۲)؛ البیان و التبیان ، با عنوان

Liber qui est LXX et est postremus (همان ، ج ۴، ص ۱۴۶)؛ کتاب الاسرار ، با عنوان Secreta secretorum (مظهر، ص ۵۵۰)؛ کتاب الموازین ، با عنوان Libver de ponderibisartis (همان ، ص ۵۵۱)؛ کتاب المجردات ، باعنوان denudatorum Liber (همان ، ص ۶۱۷)؛ کتاب التصریف ، با عنوان mutotorium Liber (همانجا)؛ کتاب الثلاثین ، با عنوان XXX verbis (همانجا)؛ مصحّحات سقراط ، با عنوان Ad laudem socratis dixit Gebenis (همان ، ص ۶۱۸)؛ الوصیة ، با عنوان Geberi testamuntum (همانجا)؛ و الخالص ، با عنوان Sumina perfectionis (همانجا). برخی از آثار جابر به دیگر زبانهای اروپایی نیز ترجمه شده است . روسکا مجموعه آثار کتاب المُلک ، کتاب الزیبق الشرقی ، کتاب الزیبق الغربی ، کتاب نارالحجر و کتاب ارض الحجر را در مجموعة > کیمیاگران عرب < ، جلد ۲، هایدلبرگ ۱۹۲۴ به فرانسه ترجمه کرده و به چاپ رسانده است . مجموعة کتاب التجمیع ، کتاب الرحمة الصغیر و کتاب الموازین الصغیر و اسرارالکیمیا را نیز برتولت به فرانسه ترجمه کرده و در جلد سوم مجموعة > کیمیای عربی < ، در ۱۸۹۳ در پاریس به چاپ رسانده است (تجدیدچاپ در آمستردام ۱۹۶۷). کتاب الماجد را نیز هانری کوربن به فرانسه ترجمه و در ۱۹۵۰ در زوریخ چاپ کرده است . پیر لوری نیز ده کتاب از مجموعة هفتاد کتاب را به فرانسه ترجمه و در ۱۹۸۳ در پاریس چاپ کرده است (چاپ دوم ۱۹۹۶). مهم ترین مجموعه ترجمه های آثار جابر به

زبان آلمانی مجموعه ای است که دارمستتر از روی ترجمة لاتینی آنها فراهم آورده و در ۱۹۲۲ در برلین به چاپ رسانده است . دیگر ترجمة آلمانی ، ترجمه ای است که رکس از کتاب اخراج ما فی القوة الی الفعل تهیه کرده و در ۱۹۷۵ در ویسبادن به چاپ رسانده است . استیل کتاب هتک الاستار را به انگلیسی ترجمه و در ۱۸۹۲ در لندن چاپ کرده است . به نوشتة نعمه (ص ۲۵۱؛ مظهر، ص ۶۱۹)، خواص اکسیر الذهب نیز به انگلیسی ترجمه شده است . مجموعه ای از آثار جابر نیز به زبان فارسی وجود دارند که به نظر می رسد از عربی به فارسی ترجمه شده باشند، اگرچه در تعلق پاره ای از این آثار به مجموعة جابری تردید وجود دارد (برای آگاهی از نام و مشخصات این مجموعه رجوع کنید به منزوی ، ج ۵، ص ۴۰۱۷ـ ۴۰۱۸). نهایة الطلب ، یکی از آثاری که از جابربن حیّان دانسته شده ، را شخص ناشناسی به فارسی ترجمه کرده و عزالدین علی جِلْدَکی * بر آن شرحی به زبان فارسی نوشته است ( رجوع کنید به همان ، ج ۵، ص ۳۹۸۹). این متن همراه با شرح جلدکی به چاپ نیز رسیده است ( رجوع کنید به سرکیس ، ج ۱، ستون ۶۶۵).

قدیم ترین اثر چاپی در مجموعة جابری ، مجموعة یازده رساله است که با عنوان مجموعة احدعشر کتاباً فی علم الاکسیر الاعظم در ح ۱۳۰۹/ ۱۸۹۲ در بمبئی چاپ شده است (همانجا). مجموعه آثار عربی چاپ شده از آثار منسوب به جابر، مجموعه ای است که پل کراوس آن را در سه جلد از ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۳ در قاهره منتشر کرد (تجدید چاپ : بغداد، به سرپرستی قاسم محمد رجب ، ۱۹۷۱)، در این کتاب به طور کلی هفده اثر از مجموعة جابری به صورت گزیده یا به صورت کامل به چاپ رسیده اند. مجموعة دیگر از آثار چاپ شدة جابری مجموعه ای است شامل متن کامل چهارده رساله که پیر لوری آنها را در ۱۳۶۷ ش / ۱۹۸۸ در دمشق در یک جلد، با عنوان اربع عشرة رسالة فی صنعة الکیمیا به چاپ رسانید. هجده اثر دیگر

از مجموعة جابری به صورت منفرد و توسط افراد مختلف به چاپ رسیده است (برای آگاهی از مشخصات این آثار

رجوع کنید به صالحیه ، ج ۲، ص ۵ ـ۱۰). مشار نیز (ج ۲، ستون ۲۸۲) از چاپ مجموعة پانصد رساله از مجموعة جابری در موضوع جفر در استراسبورگ در ح ۹۳۶/ ۱۵۳۰، همچنین چاپ کتابِ کشف الاسرار و هتک الاستار در لیدن در ح ۱۰۹۹/ ۱۶۸۸ یاد کرده است .

منابع : ابن ندیم ؛ محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابخانة اهدائی آقای سیدمحمد مشکوة به کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ۳، بخش ۲، تهران ۱۳۳۵ ش ؛ یوسف الیان سرکیس ، معجم المطبوعات العربیّة و المعرّبة ، قاهره ۱۳۴۶/۱۹۲۸، چاپ افست قم ۱۴۱۰؛ محمدعیسی صالحیه ، المعجم الشامل للتراث العربی المطبوع ، ج ۲،

قاهره ۱۹۹۳؛ خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش ؛ اسماعیل مظهر، «جابربن حیان »، المقتطف ، ج ۶۸، ش ۵ (شوال ۱۳۴۴)، ش ۶ (ذیقعده ۱۳۴۴)؛ احمد منزوی ، فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ۱۳۷۴ ش ـ ؛ عبداللّه نعمه ، فلاسفة الشیعة : حیاتهم و آراؤهم ، قم ۱۹۸۷؛

Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden 1943-1949, Supplementband , 1937-1942; EI 1 , suppl., s.v. “Dja ¦bir B .H ¤aiya ¦n” (by P. Kraus); Eric John Holmyard, “Jabir ibn Hayyan”, in Proceeding of the Royal Society of Medicine , vol.16, London 1923; Paul Kraus, Ja ¦bir ibn H ¤ayya ¦n: contribution ب l , histoire des idإes scientifiques dans l , Islam , Cairo 1942-1943; Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden 1967-1984; Moritz Steinschneider, Die europجischen غbersetzungen aus dem Arabischen bis Mitte des 17. Jahrhunderts , Graz 1956.

/ مستوره خضرایی /


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

http://243.blogfa.com/

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390

زندگینامه و بیوگرافی مشاهیر و چهره های ماندگار
فردوسی ( حکیم و سراینده بزرگ تاریخ ایران و جهان )
نادر شاه افشار ( فرمانروای ایران )
عمر خیام ( حکیم ، ریاضیدان و شاعر ایرانی )
سعدی شیرازی ( خردمند و سراینده ایرانی )
کورش بزرگ ( فرمانروای ایران )
داریوش بزرگ ( فرمانروای ایران )
پور سینا ( ابو علی سینا ) ( پزشک و فیلسوف ایرانی )
رودکی ( سراینده ایرانی )
حافظ شیرازی، شمس الدین محمد ( سراینده ایرانی )
ناصرخسرو قبادیانى ( سراینده ایرانی )
محمدبن زکریای رازی ( دانشمند و پدر علم شیمی )
ابوریحان محمد بن احمد بیرونى ( دانشمند ایرانی )
ابومسلم خراسانی ( جنگاور شجاع ایرانی )
سورنا سردار بزرگ ایرانی ( افسر شجاع ایرانی )
ارد بزرگ ( حکیم و اندیشمند نامدار ایرانی )
شهاب الدین سهروردی ( فیلسوف برجسته ایرانی )
ستارخان ( جنگاور شجاع ایرانی )
میرزا تقی خان امیر کبیر ( سیاستمدار اندیشمند ایرانی )
عباس میرزا ( فرمانده سپاه ایران )
حسن صباح
نیما یوشیج ( سراینده )
خواجه‌ نظام الملک طوسی ( سیاستمدار ایرانی )
کمبوجیه (جهانگشای ایرانی)
سهراب سپهری ( سراینده )
محمد مصدق ( سیاستمدار برجسته ایرانی )
دیاکو ( نخستین فرمانروای ایران )
برنارد شاو
پاپک(بابک) خرمدین ( جنگاور شجاع ایرانی )
کمال الملک ( محمد غفاری ) ( نقاش )
خواجه نصیر الدین طوسی ( دانشمند و سیاستمدار ایرانی )
آلبرت انیشتین ( فیزیکدان )
رضا مافی ( نقاش )
ابوالفتح عبدالرحمان منصور خازنی
محمود حسابی ( فیزیکدان )
بلز باسکال ( ریاضیدان، فیزیکدان و فیلسوف فرانسوی )
هوشنگ مرادی کرمانی ( نویسنده )
ابوالحسن خان صدیقی ( پیکره تراش )
ارنست رادرفورد
زرتشت ( سراینده )
سیمین بهبهانی ( سراینده )
محمد نوری ( استاد آواز )
آنتوان لوران لاووازیه ( دانشمند فرانسوی )
ابوسعید فضل الله ابوالخیر ( عارف و سراینده )
لویی پاستور ( شیمیدان و زیست شناس فرانسوی )
ابراهیم پورداود ( ایرانشناس ، مترجم اوستا )
نصرالله خادم ( دانشمند و زمین شناس )
علی اکبر دهخدا ( ادیب )
پروین اعتصامی ( سراینده )
استاد شهریار (محمد حسین بهجت تبریزی) ( سراینده )
اسحاق نیوتن ( فیزیکدان انگلیسی )
ابن نفیس
شارل. فردریک گائوس
فلورتین اسمارانداچ
محمد معین ( ادیب و پژوهشگر )
مجید سمیعی ( پزشک )
هاشم رفیعی تبار
لطفی زاده
احمد رسول‌زاده
پرویز یاحقی
محمد علی اسلامی ندوشن
احمد کسروی ( ادیب و پژوهشگر )
آندره ماری آمپر
محسن کاوه راد (دانشمند)
آلفرد نوبل
عبدالله جاسبی
اسپینوزا
دقیقی ( سراینده )
لودویگ ویتگنشتاین
هنری برگسون
حمید نطقی
پائولو کوئلیو ( نویسنده )
غلامحسین یوسفی ( ادیب و پژوهشگر )
خسرو گلسرخی (شاعر و مبارز)
محمدرضا صیاد
شمس کسمایی
نادر ابراهیمی
هوشنگ گلشیری (نویسنده)
محمدرضا شفیعی کدکنی ( سراینده )
ملاصدرا یا صدرالمتألهین
ویل دورانت ( مورخ )
صائب تبریزی
میخائیل گورباچف ( سیاستمدار )
محمد حسن گنجی ( دانشمند جغرافیا و هواشناسی )
مهدی اخوان ثالث(م.امید) ( سراینده )
ابن‌خلدون
بیدل ( سراینده )
ایمانوئل کانت
فرزانه شیدا ( سراینده )
محمدعلی بهمنی ( سراینده )
محمد فریدالدین عطار نیشابوری ( سراینده )
رشیدالدین میبدی
ابوالمجدود مجدودبن آدم سنایی
بزرگ علوی ( نویسنده )
خواجه عبدالله انصاری
بیهقی (مورخ )
بابا طاهر ( سراینده )
یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی )
جلال الدین محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری
مولانا جلال الدین محمد بلخی - مولوی ( سراینده )
ابوالقاسم حسن عنصری بلخی
شاه نعمت الله ولی
محمد بهمن‌بیگی
شیخ بهاء الدین
چارلی چاپلین ( هنرپیشه )
شمس تبریزی
ابونصر فارابی
محمود شبستری
ایرج میرزا ( سراینده )
مسعود سعد سلمان
احمد بن عمر بن علی النظامی العروضی السمرقندی
ابوالمعالی نصرالله بن محمد بن عبدالحمید منشی
امیر خواند محمد بن امیر برهان الدین خاوند شاه
رابرت هوک
مرتضی ممیز ( گرافیست و طراح )
نیلز هنریک دیوید بوهر
ژول ورن
غلامحسین ساعدی
علی شیرازپور پرتو
علی‌اکبر جلالی ( کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات )
کامران دیبا
چارلز جنکز
نیکلاس گریمشاو
رنتسو پیانو
سانتیاگو کالاتراوا
نادر اردلان
لوئی کان
مجید درخشانی
آنه ماری شیمل
نیکولاس کوپرنیک
سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی )
افسانه صفوی
آلساندور جوزپه آنتونیو آنستازیو ولتا
احمد پارسا
دیمیتری اوانوویچ مندلیف
ژاندارک
یوهانس یرداوکر
جمشید مشایخی (هنرپیشه)
جورج جان تامسون
رابرت نوزیک
ویلارد ون اورمن کواین
ابراهیم چهرازی
صوفیِِ رازی
ولفگانگ آمادئوس موتسارت
کاظم معتمدنژاد
ریچارد مروین هر
ماری کوری ( فیزیکدان و شیمیدان لهستانی )
قیصر امین پور ( سراینده )
ساموئل بکت
محمد قاضی
مجتبی مینوی
محمدامین ریاحی
رضا امید بیگی
منوچهر مرتضوی
آمنه وهاب زاده (شیرزن رزمنده کشورمان)
محسن هشترودی
محمد خشنودی
رابرت هاچینگز گدارد
احمد بهمنیار
شکوهه عمرانی ( سراینده )
فئودور میخاییلوویچ داستایوسکی
آیزیا برلین
استیفن هاوکینگ
فضل الله آق اولی (افسر شجاع ایران زمین)
هانیبال الخاص (نقاش)
مهری ودادیان ( بازیگر )

زندگانی شیخ مرتضی انصاری

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390
این نگاره توسط محمد علی ناظری در تاریخ ۲۱م فروردین، ۱۳۹۰ و در دسته "مشاهیر + مشاهیر تاریخ اسلام + مشاهیر فقه تفسیر کلام حکمت" ارسال شده است.
نویسنده :

(و نیز شیخ ) (زادهٔ ۱۲۱۴ ـ دزفول و درگذشتهٔ ۱۲۸۱ ـ نجف) با نام کامل شیخ مرتضی بن محمّد امین انصاری دزفولی از علمای شیعه قرن ۱۳ قمری است.

زندگانی شیخ مرتضی انصاری  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

ولادت

او در ۱۸ ذیحجه سال ۱۲۱۴، در روز غدیر، در دزفول به دنیا آمد. والدینش به مناسبت روز تولد، او را مرتضی نامیدند. از دوران کودکی قرآن و معارف اسلامی را فراگرفت. پس از خواندن قرآن و ادبیات عرب به خواندن فقه و اصول پرداخت و در این دو رشته، در جوانی به درجه اجتهاد رسید.

نسب شیخ انصاری و والدین ایشان

نسب شیخ مرتضی انصاری به جابر بن عبدالله انصاری، از صحابه حضرت محمد (ص)، پیامبر اسلام می‌رسد. شیخ مرتضی فرزند محمد امیر بن شمس الدین بن احمد بن نورالدین بن محمد صادق شوشتری است. پدرش شیخ محمد امین (متوفی ۱۲۴۸) از مبلغین اسلام و مادرش (متوفی ۱۲۷۹) دختر یکی از علمای عصر خود بوده‌اند. مادر مرتضی انصاری قبل از تولد وی، شبی امام جعفر صادق (علیه السلام) را در عالم رویا می‌بیند که قرآنی طلاکاری شده به او داد. معبرین خوابش را و عطای قرآن را به فرزندی صالح و بلندمرتبه تعبیر کردند.

شیخ محمد امین سه پسر داشته که به ترتیب سن: مرتضی و منصور و محمد صادق نام داشته اند و هر کدام از برادر بزرگتر خود، ده سال کوچکتر بوده اند.
مادر شیخ انصاری بانویی درس خوانده و مؤمنه و متعبده و از خاندان انصاریهای دزفول بوده است، گویند سعی داشته که هنگام شیر دادن به فرزندان بزرگ خود ـ مرتضی ـ با وضو باشد.

کودکی

مرتضی از کودکی چنان شوق تحصیل داشته و با کوشش بسیار به درس و مطالعه مشغول بوده که کمتر به بازیهای بچگانه می پرادخته است، چنانکه در دهسالگی کوچه های نزدیک به خانه خود را نمی شناخته، گویند روزی پدرش خواست او را به جایی بفرستد که تا خانه آنها راه چندانی نبود، به پدرش گفت : کوچه ای را که نام می بری نمی دانم کجاست!

در حالی که در همان زمان روزی جمعی از طلاب مشایخ انصار که به سن از او بسیار بزرگتر بودند، در اطاق شیخون درباره معنای کلمه اَسنی بحث می کنند، مرتضای دهساله به آنها می گوید: اَسنی یعنی روشنتر و توجه آنها را به شعر نصاب الصیبان: ضیاء نور و سنی روشنی افق چه کران … جلب کرد و به مباحثه و قیل و قال آنها خاتمه داد.

شیخ مرتضی به روزگار نوجوانی طلبه ای پرکار و خوشفکر و خداترس بود، غالبا” تا نیمه شب به مطالعه و نوشتن درسهای خود مشغول بود، اول شب شام نمی خورد تا خوابش نیاید و پس از رسیدگی به دروس خود شام می خورد .

مرتضی ادبیات عرب و مقدمات را نزد پدرش و دانشوران دزفول گذراند و فقه و اصول و دوره سطح را نزد شیخ حسین انصاری (عموزاده‌اش) آموخت. او در سال ۱۲۳۲ به همراه پدرش به عتبات (کربلا و نجف) برای تکمیل دروس سفر کرد. شیخ مرتضی چهار سال از درس سید مجاهد و شریف العلماء استفاده کرد. در سال چهارم، شیخ به زادگاهش دزفول بازگشت، اما پس از یک سال در سال ۱۲۳۷ بار دیگر به عتبات بازگشت.

سفر به عتبات

شیخ محمد امین به سال ۱۲۳۲هـ ق. برای زیارت کربلا و نجف اشرف به عراق رفت و فرزند هیجده ساله اش را با خود برد تا در آنجا که از مراکز بزرگ علمی شیعه بود، دوره عالی فقه و اصول راببیند و تحصیلات خود را کامل کند.
شیخ محمد امین در کربلا به خدمت که از فقهای بزرگ شیعه در آن زمان بود و ریاست حوزه کربلا را داشت، رسید و به ایشان عرضه داشت :

فرزندم را برای استفاده از محضر مبارک آورده و به شیخ مرتضی که در آخر مجلس نشسته بود، اشاره کرد.

سید نگاهی خاص به شیخ مرتضی کرد! زیرا کمتر کسی با این سن و سال کم می توانست از محضر درس استاد و فقیهی بزرگ چون او استفاده کند، برای آزمایش معلومات فقهی طلبه جوان مسأله پیش آورد و گفت: شنیده ام برادرم شیخ حسین در دزفول نماز جمعه می خواند در حالی که بسیاری از فقهای شیعه اقامه نماز جمعه را در زمان غیبت ولی عصر ( عج) جائز نمی دانند!

در این موقع شیخ مرتضی دلایلی در وجوب نماز جمعه در زمان غیبت بیاورد که سید مجاهد از تقریر دلایل و بیان مطلب او شگفت زده شد و به شیخ محمد امین رو کرد و گفت: این جوان نبوغ ذاتی دارد، او را به صاحب این قبه ـ اشاره به بارگاه امام حسین علیه السلام کرد ـ بسپارید.

شیخ مرتضی چهار سال از محضر دو فقیه بزرگ یعنی سید مجاهد و شریف العلما استفاده کرد، . بعد از آن برای ملاقات با پدر به دزفول مراجعت کرد.
شیخ انصاری چون شوق تحصیل علم در نهادش غلیان می کرد و مقام علمی فقهای کربلا و نجف را درک نموده بود، بیش از یکسال نتوانست در دزفول بماند و سال ۱۲۳۷ ق. برای بار دوم به عتبات رفت و یکسال از مجلس درس شیخ موسی فرزند جعفر کاشف الغطا مستفیض گردید و پس از دو سال به دزفول بازگشت.
ظاهرا” توقف کوتاه شیخ انصاری در سفر دوم، سببش آن بوده که خودش را از درس و بحث علما بی نیاز دانسته و محاصره کربلا توسط داود پاشا حاکم دولت عثمانی دربغداد، که به سال ۱۲۳۹ ق. بوده او را نگران ساخته است.

در این زمان که شیخ انصاری ۲۵ سال داشت با دختر شیخ حسین ـ استاد نخستین خود ـ ازدواج کرد.

در محضر فقهای ایران

شیخ در سال ۱۲۴۱ ق. عازم مسافرت به شهرهای معروف ایران که حوزه علمیه داشتند گردید و به خویشاوندان خود گفت که از فقهای مشهور عراق ـ کربلا و نجف ـ استفاده لازم را برده ام اکنون می خواهم به شهرهای بزرگ ایران بروم و از محضر علمای آنجا مستفیض شوم.

رأی و فکر شیخ نشان می دهد که وی بسیار علم دوست و محقق و متواضع بوده است، زیرا با آنکه استادانی فقیه و مشهور به او گفته بودند که مجتهدی هستید و احتیاج به استاد ندارید؛ به گفته آنان قناعت نمی کند و تصمیم می گیرد، از علمای معروف ایران نیز دیدن کند .

شیخ به برادرش ـ شیخ منصور ـ می گوید: آیا کفایت می کند که چند فقیه عالم ما را مجتهد بدانند و ما بگفته آنان مغرور شویم؟
آیا بهتر نیست علم خود را به رجال و بزرگان این فن در ایران عرضه بداریم و در صورت لزوم از آنها استفاده کنیم؟

مادر شیخ با مسافرت او مخالفت می کند و می گوید طاقت دوری تو را ندارم! شیخ انصاری با اینکه مادرش را فوق العاده احترام می کرد، در رفتن به مسافرت، اصرار بسیار می کند، لذا بنابر استخاره با قرآن گذاشتند، آیه هفتم سوره قصص آمد:

« و أوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم و لا تخافی و لا تحزنی انا رادوه الیک و جاعلوه من المرسلین »

« به مادر موسی وحی کردیم که به فرزندت شیر بده، و اگر بر او می ترسی که از دشمنان در امان نباشد ـ او را در سبدی بگذار ـ و بر آب بینداز و از آینده اش نگران مباش و غم مخور که او را به تو بازگردانیم و او را به مقام پیامبری می رسانیم».

مادر شیخ که زنی باسواد و با معرفت بود، با دیدن آیه به مسافرت شیخ راضی شد.
شیخ مرتضی به سفر علمی رفت و برادرش شیخ منصور را که جوانی ۱۸ ساله بود، با خود برد؛ از دزفول به بروجرد و بعد از آن به کاشان رفتند تا از محضر ملا احمد نراقی که در فقه و اصول و شعر و ادربیات فارسی استادی کامل بود استفاده کند.
بدون شک ملا احمد پس از شرکت در جهاد قفقاز و ملاقات با فقهایی که از عراق و شهرهای دیگر ایران به جبهه آمده بودند، درمیان علمای شیعه شهرت پیدا کرده و شیخ نیز از شهرت و علم وی اطلاع داشته که مستقیما” از بروجرد راهی کاشان شده است.

شیخ مرتضی در خدمت ملا احمد نراقی سه سال به تدریس و مباحثه و تألیف مشغول گردید و از شاگردان مبرز و درجه اول آن فقیه ادیب در حوزه علمیه کاشان گردید . ملا احمد فوق العاده به شیخ احترام می گذاشت .

از احترامات ملا احمد نسبت به شیخ همین بس که به طلاب خود بود :
من پیر و عاجزم بروید از شیخ مرتضی استفاده کنید .

پیداست که شیخ با آنکه جوان بوده و سی سال بیشتر نداشته، به اندازه ای در فقه و اصول مسلط بوده که یک شخصیت علمی همچون ملا احمد او را جانشین خود در تدریس این دو علم مهم دانسته است.
جناب نراقی اجازه روایت مفصلی که تصدیق اجتهاد نیز هست به شیخ داد.

سپس شیخ انصاری از کاشان به رفت و از آنجا به مشهد مشرف گردید و قریب شش ماه به زیارت ثامن الائمه علیه السلام و استفاده معنوی از حضور در بارگاه قدسی آن حضرت مشغول بود.

ایشان از مشهد به تهران و از آنجا به اصفهان آمد .
روزی برای شناختن علمای مشهور آن دیار به مجلس درس حجة الاسلام (سید ) شفتی که ریاست حوزه علمی اصفهان را داشت، رفت و در آخر مجلس نشست.
سید آن روز اشکالی علمی را که چند روز پیش مطرح ساخته بود، برای بار دوم بیان کرد، و منتظر جوابی از طرف فضلای پای منبر شد.
شیخ انصاری جواب اشکال حجه الاسلام شفتی را به یکی از طلاب نزدیک خود گفت و خود از جلسه درس بیرون رفت، آن طلبه که جواب شیخ را شنیده و یاد گرفته بود، موقع را مغتنم شمرد و جواب را بیان کرد.

سید به وی گفت:
این پاسخ از تو نیست، یا ولی عصر حجة بن الحسن علیه السلام به تو تلقین کرده و یا شیخ مرتضی به تو یاد داده است !
طلبه گفت: شخص عالمی که او را نمی شناختم، جواب اشکال را به من گفت و از مجلس بیرون رفت.

حجة الاسلام شفتی دانست که شیخ انصاری به اصفهان آمده است و چند نفر را برای پیدان کردن محل سکونت شیخ روانه کرد .

بعد از یک ماه و علی رغم اصرار سید ، شیخ اقامت در اصفهان را نپذیرفت و از آنجا به دزفول مراجعت کرد.

مسافرت علمی شیخ انصاری که نزدیک به پنج سال طول کشید، برای او استفاده شایانی از نظر شهرت و استفاضه از محضر فقیه ادیب شاعری همچون ملا احمد نراقی داشت و او را از هر جهت پخته و ورزیده ساخت.

شیخ در شهر خودش مورد توجه علما و طلاب قرار گرفت و مجلس درسی تشکیل داد و از سال ۱۲۴۵ تا ۱۲۴۹ ق. در دزفول بماند. پدرش به سال ۱۲۴۸ ق. به بیماری، وبا که در آن موقع به صورت همه گیر در ایران شیوع داشت، وفات کرد، یکسال پس از فوت پدرش به عتبات برای سکونت رفت و تا آخر عمر در نجف اقامت نمود.

مهاجرت به عتبات و مرجعیت

رفتن شیخ از دزفول که مسلما” به حالت قهر و نارضایتی بوده است، دو علت مهم و اساسی داشته است:

اول : علاقه و توجه شیخ به مراکز و حوزه های بزرگ علمی نجف و کربلا

دوم: ناخشنودی شیخ از نفوذ ملاکان و خوانین و وضع اخلاقی تربیتی آنها

شیخ بسال ۱۲۴۹ق. به قصد توطن در عتبات به کربلا رفت و زمانی وارد آن شهر مقدس گردید که چند سال از فوت شریف العلما متوفای ۱۲۴۵ق. گذشته بود و فقیه برجسته ای در آن شهر نبود، و تدریش حوزه علمیه نجف را دو نفر از فقهای بزرگ و مشهور به نامهای شیخ علی فرزند شیخ جعفر کاشف الغطا و شیخ محمد حسن صاحب جواهر به عهده داشتند.

شیخ انصاری در کربلا سکونت گزید و برای استفاده از ، بیشتر اوقات از کربلا به نجف می رفت و در مجلس آن فقیه شرکت می کرد و با اینکه استادش صریحا” می گفت که شیخ مرتضی به استاد نیاز ندارد و خودش مجتهد مطلق و صاحب فتواست، اما شیخ انصاری به احترام خاندان بزرگ و مشهور کاشف الغطا، تا سال مرگ شیخ علی یعنی ۱۲۵۴ق. در مجلس درس وی حاضر می شد.

شیخ انصاری پس از وفات کاشف الغطا، مجلس درسی در کربلا تشکیل داد.

از سال ۱۲۶۲ مرجعیت عامه به آیت‌الله شیخ محمدحسن صاحب جواهر منتقل شد. در سال ۱۲۶۶ او در لحظات آخر حیاتش در جمع بزرگان شیعه خطاب به شیخ انصاری گفت:

«هذا مرجعکم من بعدی: این مرجع شما بعد از من است» و پس از درگذشتش، شیخ مرتضی مرجعیت عام شیعه را یافت.

شیخ انصاری پس از شیخ علی کاشف الغطا، برادرش شیخ حسن کاشف الغطا و همچنین شیخ محمدحسن صاحب جواهر ریاست و اداره حوزه علمیه نجف را از سال ۱۲۶۶ تا ۱۲۸۱ به مدت ۱۵ سال به عهده داشت و شیعیان جهان از وی تقلید می‌کردند.

مرحوم شیخ منصور می فرمود:
شیخ انصاری از دزفول به قصد سکونت در عتبات به کربلا رفته و پیش از حمله نجیب پاشا به کربلا، از آن شهر به نجف هجرت کرده است.

ملا نصرالله تراب – از شاگردان شیخ – در لمعات البیان می نویسد:
شیخ روزگاری طولانی ـ قریب شش سال ـ در نحف اشرف، در خدمت شیخ علی ـ کاشف الغطا ـ نیز گذرانید تا یگانه روزگار شد و مرجع اهل زمانه گشت.

زندگانی شیخ مرتضی انصاری  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

تشرف به مکه

زمانی که شیخ در نجف بتدریس و تألیف اشتغال داشت و هنوز به زعامت نرسیده بود شخصی به نام میرزا زکی که همزمان با اقامت شیخ در دزفول، با شیخ آشنا گشته و به ایشان ارادت پیدا کرده بود، به خدمت شیخ رسید و گفت مایلم که در خدمتتان با هم برای انجام فریضه حج به مکه مشرف شویم، شیخ پیشنهاد او را نپذیرفت.
میرزا زکی اصرار کرد و گفت من مخارج سفر شما را می پردازم و هزینه خانه و خانواده جنابعالی را می دهم، وی می خواست با این بخشش شیخ را به زیارت خانه خدا مجبور کند و حج تمتع را بر وی واجب گرداند.

شیخ بر پول میرزا زکی ایراد گرفت، وی شیخ را مطمئن ساخت که آنها را از راه حلال بدست آورده است؛ شیخ به او گفت احتیاطا” هزینه سفر را که مبلغ دوازده هزار بود ، تزکیه و تصفیه نماید، یعنی مال امام علیه السلام و خمس و رد مظالم، پول را به فقها و سادات فقیر و مستمندان نجف بپردازد؛ میرزا زکی با علاقه و ایمانی که به شیخ داشت، امر او را اطاعت کرد .
بعد از انجام این کار، شیخ پیشنهاد میرزا زکی را قبول کرد و با وی و یکی از شاگردان فاضل و ادیب خود به نام ملا نصرالله تراب دزفولی و یکی از خویشان فاضلش ، شیخ محمد کاظم انصاری که چند بار به مکه مشرف شده بود و راه و چاه را بخوبی می شناخت به مکه مکرمه برای انجام فریضه حج مشرف شدند.

شیخ انصاری در مکه مورد احترام و تکریم شریف مکه قرار گرفت و شیخ نیز متقابلا” مجلس ضیافت آبرومندی که جمعی از ارادتمندان شیخ در آن شرکت داشتند برای شریف مکه ترتیب داد.

ملا نصرالله تراب در لمعات البیان نوشته است:
در سفر مکه که خدمت شیخ استاد بودم، یکروز از چادری که برای شیخ افراشته بودند، صدایی شنیدم، با خود گفتم شاید یکی از اعراب صحراگرد می خواهد دستبردی به اثاثیه بزند، وارد چادر شدم .

شیخ را دیدم در گوشه ای از چادر نشسته بخوردن چیزی مشغول است، خوب که دقت کردم، دیدم در کیسه ای مقداری قاووت ـ مخلوطی است از آرد نخود و قهوه و قند کوبیده ـ در پیش دارد و از آنها می خورد، عرض کردم میرزا زکی میزبان ماست و با آشپزها و نوکرهایش غذاهای خوب تهیه می کند چرا با این نوع خوراکی قناعت می کنید؟!
شیخ فرمود: دوست ندارم با غذاهای چرب و لذیذ معده خود را پر کنم، هر چند پولهای میرزا زکی تصفیه شده است، اما پول مشتبه اثر وضعی خود را خواهد داشت که من از آن پرهیز می کنم و روز قیامت طاقت حساب مال حلال را هم ندارم.

زعامت حوزه نجف تا وفات

اداره حوزه علمیه نجف در سال ۱۲۶۲ ق. به شیخ محمد حسن معروف به صاحب جواهر رسید وی از فقهای بزرگ شیعه و مؤلف کتاب معروف جواهر در فقه است، این کتاب بسیار مفصل، مرجع فقها در فروع مسائل فقهیه است.

شیخ محمد حسن در روزهای آخر عمرش به تشکیل مجلسی امر نمود و سفارش کرد که فقهای مشهور نجف در آن حاضر شوند، چون جلسه فراهم آمد، صاحب جواهر، شیخ انصاری را در آن مجلس نیافت.
فرمود تا شیخ را نیز در آن مجلس حاضر کنند، شیخ را در حرم امیرالمؤنین علیه السلام یافتند در حالی که برای سلامت صاحب جواهر دعا می کرد؛ او را به آن مجلس آوردند، صاحب جواهر شیخ را نزد خود طلبید و دست او را روی قلب خود نهاد و گفت:
اکنون بر من گوارا شد.

سپس روی به فقهای حاضر در مجلس نمود و گفت: مرجع و رئیس علمی شما پس از من ایشان هستند؛

آنگاه شیخ انصاری را مخاطب قرار داد و گفت:
ای شیخ در مسائل فقهی احتیاطهای خود را کمتر کن، که اسلام شریعتی است که احکام آن بر سهولت و سادگی نهاده شده است.

معروف بود که شیخ انصاری در فتواهایش احتایاط بسیار می کند.

صاحب جواهر ماه شعبان ۱۲۶۶ ق. وفات و زعامت شیعه به شیخ انصاری رسید. محققا” کثرت علم و شهرت و تقوای شیخ نزد صاحب جواهر مسلم بود که ریاست حوزه علمیه نجف را به او تفویض نموده است والا رسم نیست که مجتهد مرجعی برای خود جانشین تعیین کند.

پس از وفات صاحب جواهر، شیخ انصاری بوسیله نامه ای جریان را به دوست و همدرس قدیمی خود، سعید العلماء مازندرانی بنوشت و چنین یادآور شد: زمانی که هر دو در کربلا از محضر درس مرحوم شریف العلماء استفاده می کردیم، شما از حیث درس و معلومات بر من مقدم بودی، حال شایسته است، به نجف آمده ریاست حوزه را عهده دار شوید.

سعید العلماء در جواب شیخ نوشت: چون مدتی است به امور درسی اشتغال ندارم ولی شما تاکنون به تدریس و مباحثه مشغولید؛ لذا برای احراز این مقام سزاوارترید.

شیخ انصاری تا رسیدن جواب سعید العلماء، ریاست حوزه را به عهده نگرفت و پس از دریافت جواب سعید العلماء به منبر رفت و برای عده کثیری از فقها و طلاب و فضلا حتی مردمان عادی که پای منبر او گرد آمده بودند، در اثبات تقلید اعلم ، دلایلی علمی بیان داشت که همه دلیلها، اعلمیت وی را نزد فقها و فضلا و شنوندگان ثابت گردانید و تقریر دلایل شیخ چنان متقن و قوی بود که مخالفین وی نیز به زعامت او اذعان کردند.

شیخ پس از ایراد سخنرانی از منبر به زیر آمد و به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام مشرف شد و از حضرت خواست تا او را لغزشهای مختلف در این امر خطیر ـ ریاست عامه شیعیان ـ مصون دارد و در مشکلات زعامت وی را یاری فرماید.

شیخ انصاری از سال ۱۲۶۶ق. تا هنگام وفات ۱۷ جمادی الثانی سال ۱۲۸۱ق. ریاست علمیه فقهای شیعه را داشت و مورد تکریم و احترام فوق العاده فقها و دانشمندان و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گرفت و نخستین فقیهی بود که یگانه مرجع شیعیان جهان گردید.

اساتید

شیخ از محضر اساتید متعددی بهره جسته‌است که نام چند تن از آنان چنین است:

عموش، شیخ حسین انصاری دزفولی (شاگرد صاحب ریاض، تا سن ۱۷ سالگی).
سید محمد مجاهد (از شاگردان آیت‌الله وحید بهبهانی) او در سنین ۱۸سالگی، دو سال تمام از محضر او بهره جسته‌است.
شریف العلما مازندرانی.
ملا احمد نراقی (صاحب «مستند الشیعه»)، به مدت ۴سال تمام در کاشان.
شیخ موسی کاشف الغطا به مدت یک سال.
شیخ علی کاشف الغطا، به مدت ۵ سال.
شیخ محمدحسن صاحب جواهر (مدت بسیار اندک).

شاگردان

نزد او شاگردان زیادی که شمار آنها را از ۵۰۰ نفر تا ۳۰۰۰ نفر در کتب رجالی و تاریخی ثبت کرده‌اند، تربیت یافتند. در میان آنان شخصیتهای نامی برجسته‌ای قرار داشتند که از آن جمله‌اند:

میرزا محمدحسن شیرازی، صاحب .
شیخ جعفر شوشتری.
میرزا حبیب‌الله رشتی، صاحب بدائع الافکار، و رساله اجاره و غصب.
سید حسین کوه‌کمره‌ای تبریزی، صاحب آثار و نثر فراوان و استاد حوزه نجف.
شیخ محمدحسن مامقانی، صاحب کتاب ذرایع الاحکام فی شرح شرائع الاسلام و کتب دیگر.
شیخ محمدکاظم خراسانی، صاحب کفایةالاصول.
، شاگرد شیخ و صاحب منظومه .
، مجتهد و صاحب فتوای مشروطیت.
، مجتهد معروف آذربایجانی.
، بنیان‌گذار وحدت مسلمین و مبارزه علیه استعمار خارجی.
سید ابوالقاسم خوانساری.
.
.
.
میرزا محمد آشتیانی.
میرزا ابوطالب زنجانی.

صاحب کتاب متولد همدان ۱۲۵۰ هجری درگذشته در سامراء ۱۳۲۲ هجری

آثار

کتاب (در علم اصول فقه) معروف به فرائد الاصول
کتاب المکاسب (در خصوص مسائل کسب و تجارت)
کتاب الصلاة (در مورد مسائل نماز)
کتاب الطهارة
رساله‌ای در تقیه
رساله‌ای در رضاع و نشر حرمت آن
رساله‌ای در قضا میت
رساله‌ای در مواسعه و مضایقه
رساله‌ای در عدالت
رساله‌ای در مصاهره
رساله‌ای در ملک اقرار
رساله‌ای در تبیین قاعده لاضرر و لاضرار

رساله‌ای در زکات
رساله‌ای در خلل صلوة
رساله‌ای در ارث
رساله‌ای در تیمم
رساله‌ای در قاعده تسامح
رساله‌ای در باب حجیت اخبار
رساله‌ای در قرعه
رساله‌ای در متعه
رساله‌ای در تقلید
رساله‌ای در قطع و جزم
رساله‌ای در ظن
رساله‌ای در اصالة البرائه
رساله‌ای در مناسک حج
حاشیه‌ای بر مبحث استصحاب
حاشیه‌ای بر نجاة العباد (رساله عملیه)
کتابی در علم رجال (از وجیزه علامه مجلسی بزرگتر است)
تالیفی در اصول الفقه
حواشی بر عوائد نراقی
حاشیه‌ای بر بغیة الطالب
اثبات التسامح فی ادلة السنن
التعادل و التراجیح
رساله‌ای در تقیه
رساله‌ای در التیمم الاستدلالی
رساله‌ای در خمس


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

زندگانی حافظ شیرازی

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390
این نگاره توسط اِنی کاظمی در تاریخ ۱۲م مرداد، ۱۳۹۰ و در دسته "مشاهیر ایلخانان مغول + مشاهیر تاریخ اسلام + مشاهیر تیموریان + مشاهیر شعر - شاعران" ارسال شده است.
نویسنده :

، شمس‌الدین محمد(۱)، بزرگ‌ترین ‌سراى زبان فارسى و یکى از بزرگ‌ترین جهان.

زندگانی حافظ شیرازی  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

این مقاله شامل این بخشهاست:

۱) زندگى و احوال شخصى

۲) و فکر

۳) حافظ و

۴) منتقدان و مخالفان حافظ

۵) تفأل به

۶)

۱) زندگى و احوال شخصى. در منابع معتبر نسبت او شیرازى و تخلصش حافظ آمده است. وى پس از وفات، به خواجه شیراز و لسان‌الغیب شهرت یافت. تاریخ ولادتش معلوم نیست و از جزئیات احوال شخصى او نیز آگاهى ما بسیار اندک است. در سال وفات او نیز در تذکره‌ها اختلاف هست. کسانى که به دوران حیات او نزدیک بوده‌اند، چون محمد گلندام، دوست حافظ و گردآورنده دیوان وى، در مقدمه‌اى که بر دیوان او نگاشته (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص قح ـ قى)، و خوافى (ج۳، ص۱۳۲) و جامى (ص ۶۱۲) و خواندمیر (ج ۳، ص۳۱۶) و مؤلف شرح سودى بر حافظ در مقدمه این اثر، و حاجی‌خلیفه (ج ۱، ستون ۷۸۳) وفات او را ۷۹۲ نوشته‌اند، ولى برخى مؤلفان منابع جدیدتر، از جمله لطفعلی‌خان آذربیگدلى (ص۲۷۲) و رضاقلیخان هدایت (۱۳۳۶ـ۱۳۴۰ش، ج۲، بخش۱، ص ۱۹)، وفات او را ۷۹۱ نوشته‌اند. ظاهرآ مبناى این تاریخ، یک دوبیتى است که در آخر بعضى نسخه‌هاى خطى جدیدتر و برخى نسخه‌هاى چاپى دیوان آمده و معلوم نیست چه کسى و در چه زمانى آن را ساخته است. در این قطعه، ّه تاریخ وفات حافظ «بجو تاریخش از خاک مصلى» است که به‌حساب جُمَّل ]جُمَل[ برابر با عدد ۷۹۱ است (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه گلندام، حاشیه قزوینى، ص قح ـ قى). این دو بیت در بعضى نسخه‌هاى مقدمه گلندام نیز دیده می‌شود، ولى تصریح وى به سال «اثنى و تسعین و سبعمائه» (۷۹۲) و ّه تاریخ «به سال با وصاد و ذال ابجد»، در قطعه‌اى که به این مناسبت نقل کرده است، بر نادرستى تاریخ ۷۹۱ دلالت دارد (رجوع کنید به همانجا؛ نیز رجوع کنید به خوافى، همانجا).

تاریخ ولادت حافظ، چنان‌که گفته شد، معلوم نیست، ولى چون در اشعارش غالبآ به پیرى خود اشاره کرده است، و اگر این دوران را باتوجه به تاریخ وفاتش، به تقریب، هفتاد سالگى او بدانیم، وى باید در حدود سالهاى ۷۲۰ـ۷۲۵ به‌دنیا آمده باشد. عبدالنبى فخرالزمانى، مؤلف تذکره میخانه (ص۹۰)، وفات خواجه را در ۶۵ سالگى او دانسته و به این حساب ولادت او در ۷۲۷ بوده است، ولى از سوى دیگر در دیوان خواجه قطعه‌اى خطاب به جلال‌الدین مسعودشاه، پسر شرف‌الدین محمودشاه و برادر ارشد شیخ ابواسحاق اینجو، مندرج است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۷۴) که در آن به سه سال خدمت خود در دربار شاه و دستگاه وزیر اشاره دارد و چون مسعودشاه در ۷۴۳ از بغداد به شیراز رفت و در رمضان همان سال کشته شد (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۴۹ـ۵۰)، حافظ در ۷۴۰ به خدمت دربار پیوسته بوده یا به نوعى با آن ارتباط داشته است و در این هنگام بایستى لااقل بیست سالى از عمرش گذشته باشد. با این حساب، در حدود ۷۲۰ به دنیا آمده و در حدود ۷۲ سالگى درگذشته است. ذبیح‌اللّه صفا (ج ۳، بخش ۲، ص ۱۰۶۶، نیز رجوع کنید به ص ۱۰۶۶، پانویس ۱)، با استناد به قول عبدالنبى فخرالزمانى، که ذکر آن گذشت، ولادت حافظ را در حدود ۷۲۶ و ۷۲۷ نوشته است، که از این قرار در سیزده یا چهارده سالگى بایستى به خدمت شاه و وزیر رفته باشد، و این تا اندازه‌اى غیرمعهود به‌نظر می‌رسد.

به گفته عبدالنبى فخرالزمانى (ص ۸۵)، نام پدر حافظ بهاءالدین و اصالتاً از مردم اصفهان بوده و به تجارت اشتغال داشته و جدّ او در زمان اتابکان فارس به شیراز آمده و ساکن آن شهر شده است. مادرش از کازرون بوده و در شیراز سکونت داشته است. پس از وفات پدر، محمد با مادر و دو برادر خود زندگى می‌کرده و روزگار کودکى را به سختى می‌گذرانده است (همانجا). حافظ در اشعارش از مرگ این دو برادر یاد کرده، که یکى در جوانى درگذشته (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، ص ۱۰۸۳) و دیگرى، خواجه خلیل عادل، در ۷۷۵ در ۵۹ سالگى وفات یافته است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۶۸). مؤلف تاریخ فرشته (ج ۱، ص ۳۰۲) از خواهر او و فرزندان این خواهر ذکرى به میان آورده است، بی‌آنکه نامى از آنان ببرد.

آنچه در منابع نسبتآ قدیم‌تر درباره خانواده حافظ آمده، همینهاست که یاد کرده شد.

بعضى مؤلفان کوشیده‌اند که پاره‌اى اشارات در غزلیات خواجه را به وضع خانوادگى او مربوط بدانند، ولى این‌گونه برداشتها و دریافتها بیشتر بر استنباطات شخصى مبتنى است. سخن حافظ بسیار کنایه‌آمیز و پرابهام است و غالباً وجوه مختلف دارد و به آسانى نمی‌توان مضامین شعر او را به احوال و رویدادهاى زمانى و مکانى خاص محدود کرد، مگر اینکه اشارت تاریخى صریح در آن باشد. با این‌همه، در چند مورد از سروده‌هاى او نکاتى دیده می‌شود که به‌روشنى ناظر بر زن و فرزند و اوضاع زندگى اوست. در غزلى (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۲۳) که در دوران وزارت قوام‌الدین حسن (متوفى ۷۵۴) سروده است، خواجه از «سروى» که در خانه دارد سخن گفته و در غزلى دیگر (همان، ص ۱۴۶) از اینکه اختر بدمهر یار عزیزى را از چنگ او به‌در برده و آن شادکامى ناپایدار و گذرا بوده شکایت کرده است. در غزل دیگر (همان، ص ۹۱ـ۹۲) به درگذشت فرزندى که قرّةالعین و میوه دل او بوده و اکنون در لحد جاى گرفته اشاره کرده و در غزلى دیگر (همان، ص ۳۸ـ۳۹) در ماتم فرزند و «رودعزیز» خود زارى کرده است. از این اشارات می‌توان دریافت که او همسرى داشته که در نیمه‌هاى عمر درگذشته، و فرزندانى داشته که یکى در کودکى (همان، ص۳۷۰) و دیگرى در جوانى وفات یافته است.

از کودکى و جوانى حافظ نیز آگاهى درستى نداریم. عبدالنبى فخرالزمانى در تذکره میخانه، که در این مورد منبع اصلى اطلاع ماست، آورده است (ص ۸۵ـ ۸۶) که وى در کودکى روزها در دکان خمیرگیرى کار می‌کرد و در اوقات فراغت به مکتب‌خانه‌اى که نزدیک دکان بود، می‌رفت و خواندن و نوشتن و مقدمات علوم را در آنجا می‌آموخت و از همان روزگار در شعر طبع‌آزمایى می‌نمود، ولى نکته شایسته توجه در این باره آن است که وى حافظ قرآن بوده و تخلص او نیز حاکى از همین حقیقت است و حفظ قرآن باید از کودکى و سالهاى اولیه عمر آغاز شود و مستلزم صرف وقت و ممارست مداوم است؛ ازاین‌رو، شاید بتوان گفت که این بخش از عمر او بیشتر صرف قرائت قرآن و تحصیل مقدمات علوم می‌شده است تا کسب ضروریات زندگى. وى در دوران جوانى ظاهرآ یکسره مشغول کسب فضائل و تکمیل مراتب علمى بوده و از عباراتى که گلندام در مقدمه قدیم دیوان (چاپ قزوینى و غنى، ص قز) آورده است چنین برمی‌آید که حافظ از شاگردان مولانا قوام‌الدین عبداللّه، دانشمند مشهور به ابن‌الفقیه نجم (متوفى ۷۷۲)، بوده است، اما جنید شیرازى، شاگرد مولانا قوام‌الدین، در کتاب شدّالازار که به‌سال ۷۹۱ تألیف شده، از حافظ نامى نیاورده است. تقی‌الدین محمد اوحدى بلیانى نیز در عرفات‌العاشقین (گ ۱۵۵ر) قوام‌الدین عبداللّه را استاد حافظ دانسته و اینکه هدایت در تذکره ریاض‌العارفین (ص ۲۸۶) حافظ را در تحصیل مراتب حکمت در شمار شاگردان شمس‌الدین عبداللّه شیرازى آورده، ظاهراً مقصودش همین قوام‌الدین بوده و در نقل نام وى سهوى روى داده است. فرصت شیرازى، از مؤلفان متأخر، میرسید شریف جرجانى* را نیز از استادان حافظ ذکر کرده است (رجوع کنید به ص۴۶۹ـ۴۷۰)، لیکن میرسید شریف بسیار جوان‌تر از حافظ بوده است و این نسبت پذیرفتنى نیست. حافظ خود بارها در سروده‌هاى خود از اشتغال به کسب علم و تحصیل معارف دینى سخن گفته و از قیل و قال بحث، طاق و رواق مدرسه، علم و فضلى که در چهل سال گرد آورده، رتبت دانشش که به افلاک رسیده، و قرآنى که با چهارده روایت در سینه دارد، یاد کرده است. در مقدمه قدیم دیوان (چاپ قزوینى و غنى، ص قو) نیز آمده است که وى به‌سبب تحصیل و مطالعه مدام، فرصت نداشت سروده‌هاى خود را در یک جا ثبت و مدون سازد. الکشّاف عن حقیقة التنزیل اثر زمخشرى و مفتاح العلومِ سکاکى، که حافظ به بحث و نظر در آنها اشتغال داشته است، هر دو از کتابهاى مهم و معتبر آن روزگار بودند و معلوم می‌شود که حافظ در تمامى علوم شرعى و رسمى و عرفى آن دوران، از تفسیر و کلام و منطق و حکمت تا نحو و معانى و بیان و شعر و ادب، داراى تحصیلات کامل و صاحب‌نظر بوده است و چنان‌که از اشارات خود او برمی‌آید، هر صبح مجلس درس قرآن داشته است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۶۴، ۱۸۳). در بعضى نسخه‌هاى کهن‌تر مقدمه قدیم (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، توضیحات خانلرى، ص ۱۱۴۵ـ۱۱۴۶) آمده است که حافظ به‌سبب اشتغالاتى از قبیل «ملازمت شغل تعلیم سلطان» به گردآورى اشعار خود نپرداخت و از این عبارت معلوم می‌شود که وى در دربار شاهى نیز عهده‌دار تعلیم و تدریس بوده است.

وى با اغلب سلاطین عصر خود، جز با امیر مبارزالدین و شاه‌محمود پسر او و شاه‌زین‌العابدین پسر شاه‌شجاع، و نیز با بیشتر وزیران مناسبات صمیمانه داشته و مورد عنایت آنان بوده است. خواجه علاوه بر چند قصیده‌اى که در مدح شاه شیخ ابواسحاق اینجو (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص قکو ـ قلب)، شاه‌شجاع (همان، ص قیو ـ قکا) و قوام‌الدین صاحب دیوان (صاحب عیار)، وزیر شاه‌شجاع (همان، ص قکب ـ قکو) سروده، در غزلیات خود نیز از شاهان و وزیرانى به‌نیکى یاد کرده است، از جمله، شاه‌شجاع (همان، ص ۱۹۱ـ۱۹۳)، نصرةالدین یحیی‌بن مظفر (همان، ص ۱۴۴، ۲۰۷، ۲۷۰، ۳۰۱)، شاه‌منصور نواده امیرمبارزالدین (همان، ص ۱۰۴ـ۱۰۵، ۱۶۳ـ۱۶۶، ۲۲۴ـ۲۲۶، ۲۶۳، ۳۶۵)، سلطان غضنفر پسر شاه منصور (همان، ص ۲۲۶)، عمادالدین محمود از وزیران شاه‌شیخ ابواسحاق (همان، ص ۱۴۸ـ۱۴۹)، حاجی‌قوام‌الدین حسن وزیر دیگر شیخ‌ابواسحاق (همان، ص ۹ـ۱۰، ۲۱۰، ۲۲۳ـ۲۲۴)، برهان‌الدین وزیر امیرمبارزالدین (همان، ص ۲۴۹ـ۲۵۰، ۳۲۴ـ ۳۲۵)، قوام‌الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه‌شجاع (همان، ص ۷۶ـ ۷۷، ۱۰۶ـ۱۰۷، ۳۶۶، ۳۷۳ـ۳۷۴) و جلال‌الدین تورانشاه وزیر دیگر شاه‌شجاع (همان، ص ۲۳۵ـ۲۳۶، ۲۴۴ـ ۲۴۵، ۲۴۸ـ۲۴۹،۳۴۰ـ۳۴۱، ۳۴۳ـ۳۴۴؛ نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۲۶۶ـ۲۷۷). از سلاطین دیگر، جز آنان که در فارس و شیراز حکومت داشتند، سلطان اویس ایلکانى، از سلاطین جلایریان* و ممدوح سلمان ساوجى* (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص۱۱۰ـ ۱۱۱)، و پسر او سلطان احمدبن اویس (همان، ص ۳۳۳ـ ۳۳۴) را، که آذربایجان و عراق را در تصرف داشتند، مدح گفته است. در غزلى (رجوع کنید به همان، ص ۲۶۸ـ۲۶۹) به «بزم اتابک»، «شوکت پورِ پشنگ» و «نشست خسروى»او اشاره کرده، که ظاهرآ مقصود او تهنیت جلوس اتابک پیراحمدبن اتابک پشنگ (در ۷۹۲)، از اتابکان لرستان، است و ازاین‌رو، این غزل را از آخرین سروده‌هاى حافظ باید شمرد. چند تن از سلاطین معاصر حافظ بیرون از فارس، و حتى بیرون از حدود ایران، خواستار دیدار او بودند و چنین به‌نظر می‌رسد که او نیز به سفر کردن و دور شدن از شیراز در مواقعى بی‌میل نبوده است. در غزلى که ظاهرآ براى سلطان‌احمدبن اویس سروده تمایل خود را به سفر به بغداد و تبریز ابراز داشته است (رجوع کنید به همان، ص۳۰، ۱۲۹). حافظ همچنین در زمان محمودشاه، از سلاطین بهمنى دکن، که شعرشناس و دانش‌پرور بود، به هندوستان دعوت شد و هزینه سفر او را نیز میرفضل‌اللّه انجو، وزیر محمودشاه، به شیراز فرستاد. حافظ دعوت را پذیرفت، از شیراز به لار و از لار به هورمز (هرمز) رفت، ولى هنگامى که به کشتى نشست، دریا طوفانى شد و موجب هراس او گردید. پس، به بهانه اینکه با بعضى دوستان وداع نکرده است، کشتى را ترک کرد و غزلى را که در همان احوال سروده بود، به دست یکى از آشنایان همسفر، براى میرفضل‌اللّه فرستاد و خود به شیراز بازگشت (رجوع کنید به همان، ص ۱۰۳؛ فرشته، ج ۱، ص ۳۰۲). در غزلى دیگر (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۵۲ـ۱۵۳) از «شوق مجلس سلطان غیاث‌الدین» و از «قند پارسى که به بنگاله می‌رود» سخن گفته است که ظاهرآ مقصود، دربار سلطان غیاث‌الدین‌بن سکندر، پادشاه بنگال (حک : ۷۶۸ـ۷۷۵)، است (رجوع کنید به فرشته، ج ۱، ص ۲۹۶ـ۲۹۷) و مؤید رسیدن شعر و آوازه او به آن نواحى نیز هست. از ابیاتى از یکى از غزلهاى او (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۲۴) چنین برمی‌آید که تورانشاه‌بن قطب‌الدین تهمتن، پادشاه جزیره هرمز، ملقب به «ملک‌البحر» (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۲۵۴)، نیز خواستار دیدار حافظ بوده و او را بدان ناحیه دعوت کرده بوده است.

با آنکه حافظ به شیراز دلبستگى تمام داشت و دورى از یار و دیار بر او دشوار بود (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص۷۰، ۱۸۹) و با آنکه به عمر خویش از وطن سفر نکرده بود، ظاهرآ دوبار از شیراز بیرون رفت: یک بار به عزم سفر هند (که ذکر آن گذشت) و بار دیگر به یزد به قصد پیوستن به دستگاه شاه‌یحیى (برادرزاده شاه‌شجاع) و ظاهرآ به‌سبب آزردگى از شیرازیان یا شاید از شاه‌شجاع (رجوع کنید به همان، ص ۱۹۷، ۲۳۶، ۲۵۹)، که تاریخ دقیق آن معلوم نیست، ولى ظاهرآ در اواخر عمر او بوده، زیرا در غزل شِکوِه‌آمیزى که در این احوال سروده به پیرى خود اشاره کرده است (رجوع کنید به همان، ص ۲۲۹). آنچه مسلّم است در یزد قدر او را نشناختند و با آنکه پیش از سفر در غزلى آرزوى «دیدار ساکنان شهر یزد» را داشته (رجوع کنید به همان، ص۱۰ـ۱۱)، دوران اقامتش در یزد از سخت‌ترین اوقات زندگى او بوده است. خواجه در چند غزل (رجوع کنید به همان، ص ۲۲۸ـ۲۲۹، ۲۳۱، ۲۴۷ـ۲۴۸) از غم «غریبى و غربت»، دورى از یار و دیار، و تلخیها و تلخ‌کامیهاى خود در این سفر می‌نالد و از شهر یزد با تعبیراتى چون «زندان سکندر» و «منزل ویران» یاد می‌کند و سرانجام، ظاهرآ هنگامى که خواجه‌جلال‌الدین تورانشاه وزیر از یزد به شیراز باز می‌گشته، با او همراه شده و به زادگاه خویش بازگشته است (رجوع کنید به همان، ص ۲۴۷ـ۲۴۸).

از اشاراتى که در یک غزل به زنده‌رود و باغِ کاران اصفهان کرده است شاید بتوان دریافت که به آن شهر نیز سفر کرده بوده (رجوع کنید به همان، ص ۷۱)، ولى سفر مشهد که در منابع جدیدتر براى او نوشته‌اند به هیچ روى واقعیت نداشته و مبتنى بر بیتى از غزلى است که نسبت و تعلق آن به خواجه مردود است (رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۱۶۴).

داستان معروف ملاقات امیرتیمور گورکانى با حافظ، که دولتشاه سمرقندى (ص ۳۰۵ـ۳۰۶) آورده است و کسانى چون آذربیگدلى (ص ۲۷۲) و هدایت در مجمع‌الفصحا (ج ۲، بخش ۱، ص۱۸) و تذکره ریاض‌العارفین (ص ۲۸۶) نیز آن را نقل کرده‌اند، در هیچ‌یک از تواریخ معتبر مربوط به این عصر دیده نمی‌شود و بیشتر به افسانه‌هایى می‌ماند که درباره اشخاص بزرگ و معروف پدید می‌آید، چنان‌که برخى دیگر از ابیات حافظ نیز انگیزه پیدایش حکایاتى بوده است. ظاهرآ این حکایت در اصل از اوایل سده نهم معروف بوده، زیرا در کتاب انیس الناس (شجاع، ص ۳۱۷)، که مجموعه‌اى است از حکایات و افسانه‌ها که در ۸۰۳ تألیف شده، همین داستان با مقدمه و زمینه‌چینى دیگرى آمده (نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۹۳؛ آربرى، ص ۳۲۹ـ ۳۳۰) و بعد از دولتشاه سمرقندى هم فخرالدین صفى در لطائف‌الطوائف (ص ۲۲۳) صورتى از آن را آورده است (نیز رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۹۱ـ۳۹۲)، ولى هیچ‌یک از مؤلفانى که تاریخ آل‌مظفر یا شرح احوال و کارهاى تیمور یا تاریخ عمومى ایران و فارس را در عصر تیمور نوشته‌اند، چیزى در این باره نگفته‌اند. دولتشاه سمرقندى هم که این داستان را در تذکره خود آورده، نوشته است که حافظ و تیمور در ۷۹۵ ملاقات کردند (ص ۳۰۵) که این تاریخ، سه سال بعد از وفات حافظ است. با این‌همه، بعضى محققان معاصر، چون بدیع‌الزمان فروزانفر (به نقل معین، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۶۶)، محمد معین (۱۳۶۹ش، ج۱، ص۲۶۲ـ ۲۷۰) و آربرى (همانجا)، این روایت را درست می‌دانند؛ البته در سروده‌هاى حافظ اشارات و کنایاتى هست که بی‌شک ناظر به امیرتیمور و آثار و نتایج اعمال و لشکرکشیهاى اوست. پریشانیها و نابسامانیهاى فارس بعد از مرگ شاه‌شجاع و در دوران سلطنت سلطان زین‌العابدین، و هرج و مرج و ظلم و فسادى که از منازعات و کشمکشهاى فرمانروایان محلى به همه‌جا کشیده شده بود، مردم را آرزومند ظهور مردى توانا و سلطانى مقتدر کرده بود تا بتواند در آن نواحى صلح و آشتى برقرار کند. این احوال دردناک در شعر حافظ، و پیش از او در آثار کسانى چون عبید زاکانى، به‌روشنى بازتاب یافته است. حافظ نیز در این آرزو بود که «فریادرسى» برسد و دردها را درمان کند و عوامل ظلم و فساد و تباهى اخلاقى و دینى و اجتماعى را از ریشه برکند. ظاهرآ چندى او نیز چون دیگران چشم به فتوحات امیرتیمور دوخته و «خاطر بدان ترک سمرقندى» داده بود.

اما حافظ، که چندى بعد رفتار هولناک «ترک سمرقندى» را از نزدیک دید و پس از رفتن او نیز شاهد خون‌ریزیها و کینه‌توزیهاى امیران و سلطانان آل‌مظفر بود، با آمدن شاه‌منصور، نواده امیرمبارزالدین و داماد شاه‌شجاع، بار دیگر روزنه امیدى یافت. شاه‌منصور مردى کارآزموده و شجاع و باتدبیر بود، و حافظ او را کسى می‌پنداشت که می‌تواند نظم و سامان را به فارس بازگرداند. وى در چند غزل این امیدوارى را ابراز داشته و فضائل اخلاقى شاه‌منصور را ستوده است (براى نمونه رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۱۶۳ـ۱۶۴).

از شاهان معاصر حافظ که به او عنایت خاص داشته‌اند و او نیز در سروده‌هاى خود از آنان به نیکى یاد کرده، یکى شیخ ابواسحاق اینجو است که علم‌دوست و هنرشناس بود و خود نیز شعر می‌گفت و خواجه در رثا و تاریخ مرگ او قطعاتى سروده که نمودار اندوه و تأسف اوست (رجوع کنید به همان، ص ۳۶۳، ۳۶۹، نیز رجوع کنید به غزلِ ص۱۴۰ـ۱۴۱). پس از شیخ ابواسحاق، امیرمبارزالدین به سلطنت رسید. حافظ در سراسر دیوان از امیرمبارزالدین نامى نیاورده، ولى در چند غزل از اوضاع زمان حکومت او به تلخى یاد کرده و در چند مورد نیز تعبیر کنایه‌آمیز «محتسب» را در مورد اعمال و رفتار او به‌کار برده (رجوع کنید به همان، ص۳۰، ۱۳۶ـ۱۳۷، ۳۶۶ـ۳۶۷) و در یکى از قطعات (همان، ۳۶۶ـ۳۶۷) که در بیت آخر آن از کورشدن او به توطئه شاه شجاع سخن گفته، او را «شاه‌غازى» خوانده و به بیدادگریهاى او اشاره نموده است. اما پادشاهى که دوستانه‌ترین مناسبات را با خواجه حافظ داشت، شاه‌شجاع (حک : ۷۵۹ـ۷۸۶)، فرزند امیرمبارزالدین، بود که مردى استوار، باتدبیر و آزاده بود و مردم فارس در دوران حکومت نسبتاً طولانى او در امن و آسایش بودند. شاه‌شجاع دانشمند و شعرشناس بود و خود نیز به فارسى و تازى شعر می‌گفت و در انشاى فارسى و تازى توانا بود (رجوع کنید به غنى، ج ۱، ص ۳۳۴ـ۳۵۳). حافظ بیش از هرکس دیگر در سروده‌هاى خود به شاه‌شجاع اشاره کرده و به تصریح و تلویح او را مدح گفته است.

از عرفاى آن زمان که به‌نوعى با حافظ ارتباط داشته‌اند، یکى شیخ امین‌الدین بلیانى* بوده که حافظ از او با عنوان «بقیه ابدال» یاد کرده (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۳۶۳؛ نیز رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۲۸۸ـ۲۸۹) و دیگرى عارفى به‌نام کمال‌الدین ابوالوفا، که ظاهرآ از دوستان وفادار حافظ بوده و خواجه در مقطع غزلى ذکر او را آورده است (رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۸۹؛ نیز رجوع کنید به هدایت، ۱۳۴۴ش، ص ۲۸۶). گفته‌اند که حافظ با شاه‌نعمت‌اللّه ولى نیز ملاقات داشته است، لیکن درستى این قول قابل اثبات نیست، هرچند که ظاهراً حافظ در بعضى سروده‌هاى خود به برخى ابیات اشعار شاه‌نعمت‌اللّه اشاره و تعریض دارد (رجوع کنید به معین، ۱۳۶۹ش، ج ۱، ص ۲۹۴ـ ۲۹۶). داستان ملاقات حافظ با زین‌الدین تایبادى* و نتیجه راهنمایى زین‌الدین در رفع تهمت کفر و الحاد از حافظ (رجوع کنید به همان، ج ۱، ص ۲۹۲) نیز ظاهرآ افسانه‌اى است از قبیل داستان گفتگوى حافظ با امیرتیمور.

آنچه امروز از حافظ در دست است دیوان اوست که مجموعه‌اى است از اشعار او، شامل غزلیات، قصاید، مثنویها، قطعات، و رباعیات. محمد گلندام اشعار پراکنده او را مدون ساخت (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه گلندام، ص صب ـ قیا). از نسخه‌هاى قدیمى موجود دیوان چنین برمی‌آید که در سالهاى بعد از وفات حافظ چندکس به جمع‌آورى غزلیات او پرداخته‌اند و ظاهرآ تا اوایل سده دهم این کار ادامه داشته است (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، توضیحات خانلرى، ص ۱۱۴۵ـ ۱۱۴۹).

قصاید حافظ بسیار معدود است و گرچه در بعضى از نسخه‌هاى جدید دیوان چند قصیده به نام او درج شده است، لیکن نسخه‌هاى کهن‌تر معمولا فقط شامل غزلیات‌اند و فصل یا بخش جداگانه‌اى را به قصاید اختصاص نداده‌اند. تنها در یکى از نسخه‌هاى قدیمى دیوان، مورخ ۸۱۳، که از منابع کار خانلرى بوده، پس از پایان غزلیات دو قصیده آورده شده است، بی‌آنکه با عنوان قصیده مشخص شوند. در نسخه‌اى به تاریخ ۸۲۵، نیز سه قصیده مندرج است (رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۱۰۲۵ـ۱۰۲۷)، ولى در برخى نسخه‌هاى جدیدتر، پنج قصیده دیده می‌شود؛ در مدح شاه‌شیخ ابوسحاق، شاه‌شجاع، قوام‌الدین محمد صاحب عیار، شاه‌منصور مظفرى. بعضى قصاید خواجه از لحاظ ساختار کلى با غزل چندان تفاوتى ندارند و از همین‌رو در بعضى نسخه‌هاى دیوان در شمار غزلیات درج شده‌اند. در بعضى نسخه‌ها در این بخش یک قصیده به زبان عربى و یک ترکیب‌بند نیز دیده می‌شود (رجوع کنید به همان، ج ۲، ص ۱۰۴۲ـ۱۰۴۳) که با شیوه سخن حافظ چندان همانند و سازگار نیست و ظاهرآ الحاقى است (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه قزوینى، ص قید ـ قیه؛ همان، چاپ خانلرى، ج ۲، همان توضیحات، ص ۱۰۲۵ـ ۱۰۲۶، ۱۰۴۱). حافظ کلاً قصیده‌سرا نیست و معمولا مطالب و اغراضى را که قصیده‌سرایان در قصاید طولانى و مطنطن اظهار می‌دارند، وى در چند بیت و با بیانى لطیف و مؤثر و غالباً صمیمانه و دور از مداهنه در غزلیات خود عرضه می‌کند.

بخش عمده دیوان حافظ غزلیات اوست که نزدیک به پانصد غزل را شامل می‌شود. شمار غزلیات در نسخه‌هاى مختلف یکسان نیست. در دیوانى که به تصحیح قزوینى و غنى از روى نسخه‌هاى نسبتآ کهن (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، همان مقدمه، ص مج ـ صا) به‌چاپ رسیده، شماره غزلها ۴۹۵، و در طبع انتقادى خانلرى، که بر کهن‌ترین نسخه‌هاى شناخته شده مبتنى است (رجوع کنید به چاپ خانلرى، ج ۲، همان توضیحات، ص ۱۱۲۷ـ۱۱۳۷)، شمار غزلهایى که اصیل شناخته شده ۴۸۶ است و ۳۸ غزل نیز الحاقى به‌شمار آمده و در جلد دوم، زیر عنوان ملحقات، جداگانه درج شده است. در میان غزلیات حافظ، غزلهاى ملمّع نیز دیده می‌شود (براى نمونه رجوع کنید به چاپ قزوینى و غنى، ص ۲۹۵ـ۲۹۶، ۳۰۴ـ۳۰۵، ۳۱۸ـ۳۱۹، ۳۲۲ـ۳۲۳).

در اغلب نسخه‌هاى قدیمى، دو پاره مثنوى دیده می‌شود، یکى در بحر رَمَل مسدَّس مقصور (الا اى آهوى وحشى کجائى...) و دیگرى در بحر متقارب، که مثنوى اخیر به «ساقی‌نامه» معروف است. بخشى از «ساقی‌نامه» خطاب به «ساقى» است و بخشى خطاب به «مُغَنّى»، ازاین‌روى این بخش اخیر را «مغنی‌نامه» نیز می‌نامند. تعداد و ترتیب ابیات این مثنویها در نسخه‌هاى گوناگون متفاوت است و چنین به‌نظر می‌رسد که حافظ قطعاتى را براى درج در دو مثنوى طولانی‌تر به‌صورت یادداشت و مسوّده نوشته بوده و پس از مرگ او این پاره‌هاى پراکنده جزو سروده‌هاى دیگرش به‌دست گردآورندگان دیوان افتاده و به همان صورت در نسخه‌برداریهاى مختلف، بعد از غزلیات ثبت و درج شده است. حافظ در مثنوى اول ظاهرآ به منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعدگرگانى* و در مثنوى دوم به اقبالنامه و شرفنامه نظامى گنجوى* نظر داشته است. گرچه در نسخه‌هاى متأخر در بخش مغنی‌نامه چند بیت در مدح شاه‌منصور آورده شده است، در نسخه‌هاى قدیم‌تر این مثنوى ذکرى از نام ممدوح نیست. شاید این ابیات پراکنده از نخستین طبع‌آزماییهاى حافظ و به قصد مثنوی‌سرایى بوده و در اواخر عمر خود چند بیت دیگر بدان افزوده و به‌همان صورت به شاه‌منصور مظفرى تقدیم داشته و از همین روى در نسخه یا نسخه‌هاى اولیه آن ذکرى از نام ممدوح نبوده است.

بخش دیگرى از دیوان حافظ قطعات کوتاهى است که در موارد مختلف و به مناسبتهایى از قبیل درگذشت شخصى یا رویداد واقعه‌اى، ثبت تاریخى، بیان احوال خود یا ایراد نکته‌اى عبرت‌انگیز سروده است. شمار این قطعات نیز در نسخه‌هاى گوناگون متفاوت است و با آنکه از لحاظ هنر شاعرى ارزش و اهمیتى ندارند، از لحاظ تاریخى و آگاهیهایى که دربردارند شایسته توجه‌اند.

آخرین بخشى که معمولا در نسخه‌هاى جدیدتر دیوان دیده می‌شود رباعیات منسوب به حافظ است که شمار آنها در نسخه‌ها بسیار متفاوت است و غالبآ مضامینى تکرارى و تقلیدى دارند و با شیوه فکر و بیان حافظ چندان سازگار نیستند. تعدادى از آنها از دواوین شاعران دیگر در دیوان حافظ وارد شده‌اند (رجوع کنید به ریاحى، ص ۳۷۷ـ۳۹۶).

اثر دیگرى که به احتمال بسیار به حافظ تعلق دارد و یکى از جنبه‌هاى مهم زندگانى او را روشن می‌سازد، کتابت نسخه‌اى از سه مثنوى شیرین و خسرو، آئینه سکندرى و هشت بهشت امیرخسرو دهلوى* است. این سه نسخه در ۷۵۶ به خط محمدبن محمد (بن‌محمد) الملقّب به شمس حافظ (الشیرازى) کتابت شده‌اند و هر سه، بخشهایى از خمسه امیرخسرو دهلوی‌اند که در کتابخانه دولتى تاشکند نگهدارى می‌شوند (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۲۵). محمد معین در اینکه کاتب این نسخه‌ها همان خواجه حافظ شیرازى معروف بوده باشد تردید کرده است (رجوع کنید به مهر، سال ۸، ش ۱، ص ۳۱ـ۳۲، ش ۲، ص ۸۹ـ۹۲)، ولى این تردید محلى ندارد (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۲۶ـ۳۰).

۲) شعر و فکر. درباره شخصیت روحى و اخلاقى، آرا و شاعرى حافظ بیش از هر و متفکر دیگرى اختلاف‌نظر بوده است. آگاهى ما از این حیث، در مرتبه اول منحصر به نکاتى است که از سروده‌هاى او به‌دست می‌آید، و در مراتب بعدى از اشارات کوتاه و موجزى که در نوشته‌هاى کسانى که نزدیک به زمان او بوده‌اند، چون محمد گلندام، آذرى طوسى، نورالدین جامى و دولتشاه سمرقندى. حافظ با آنکه به تمامى ظرایف عرفان نظرى و رموز سیروسلوک آگاه بوده و غزلیات او سرشار از معانى بلند عرفانى و مضامین صوفیانه است، صوفى خانقاهى و اهل ارشاد و دستگیرى نبوده، به هیچ سلسله و خانقاهى تعلق نداشته، نه مریدى داشته و نه مرید کسى بوده، و حتى در مواردى از طعن و زخم زبان به صوفى و خرقه‌پوش خوددارى نکرده است؛ از همین روى، برخى دوستداران شعر او، خصوصاً در این روزگار، غزلهاى او را اشعارى رندانه و کام‌جویانه، در ستایش عاشقى و می‌خوارگى، در توصیف میخانه و خرابات، و در نکوهش شیخ و زاهد دانسته‌اند. برخى دیگر بر آن‌اند که در غزلهاى دوران جوانى حافظ، می‌و عشق و نظربازى به‌معناى حقیقى و ناظر به عشق و کام‌جویى و لذات زمینى و جسمانى است، ولى در سروده‌هاى دوران پیرى او این الفاظ به معناى مجازى و استعارى به‌کار رفته و مقصود خواجه بیان احوال عرفانى و عشق الهى است، که البته این تصور نیز چون نظر گروه قبلى بی‌وجه و دور از تحقیق، و برخاسته از ناآشنایى با زبان رمز و کنایه در بیان احوال و تجارب عرفانى است (رجوع کنید به همان، ص ۱۸۲ـ۱۸۷). از نظر کسانى دیگر، حافظ هنرمند بزرگى است که دردها و نابسامانیهاى اجتماع زمان خود را خوب شناخته و علل آن را در بیدادگریهاى ارباب قدرت و ریاکاریها و مردم فریبیهاى اصحاب شریعت و طریقت یافته و شعر او عکس‌العمل طبیعى و اعتراض به این احوال و شرایط است، اما از سوى دیگر، از دیرباز در دورانهاى نزدیک به زمان حافظ، کسانى که درباره او سخن گفته‌اند کلام او را عالی‌ترین جلوه‌گاه عرفان و معنویت می‌شناخته و آن را ملهم از عوالم غیبى و آسمانى می‌دانسته‌اند. محمد گلندام، او را «معدن اللطائف الروحانیه» و «مخزن المعارف السبحانیه» خوانده (چاپ قزوینى و غنى، مقدمه، ص ق) و آذری‌طوسى در کتاب منتخب جواهرالاسرار ــکه در ۸۴۰، یعنى کمتر از پنجاه سال بعد از وفات حافظ، آن را تألیف کرده ــ سخن حافظ را متضمن «معارف الهى و حقایق نامتناهى» شمرده و گفته است که او را «لسان الغیب» لقب داده‌اند (ص ۴۰۹؛ نیز رجوع کنید به مجتبائى، ص ۱۴۴). جامى نیز در نفحات‌الانس (ص ۶۱۱) می‌گوید که حافظ «لسان‌الغیب و ترجمان الاسرار» است، «بسا اسرار غیبیه و معانى حقیقیه که در کسوت صورت و لباس مجاز باز نموده است.» پس از جامى، دولتشاه سمرقندى نیز (ص ۳۰۲) سخن حافظ را «واردات غیبى» خوانده است. بنابه گفته محمد گلندام (حافظ، چاپ قزوینى و غنى، مقدمه، ص قه) و جامى (همانجا)، ظاهرآ در زمان حیات حافظ غزلیاتش در میان اهل خانقاه مشهور بوده است. علاوه بر اینها اغلب شارحانِ پیشین ِاشعار حافظ نیز غالبآ کلام حافظ را عرفانى و صوفیانه شناخته‌اند، از جمله محمدبن اسعد دوانى که برخى غزلیات حافظ را شرح کرده است (رجوع کنید به ارمغان، سال ۲۱، ش ۷، ص ۳۶۵ـ ۳۶۸، ش ۸ ـ۹، ص ۴۳۳ـ۴۴۴، ش ۱۰، ص ۵۳۷ـ ۵۴۶)، بدرالدین‌بن بهاءالدین (سده دوازدهم) در بدرالشروح، محمد دارابى (سده دوازدهم) در لطیفه غیبى، و چند کس دیگر که شروحى نوشته یا بر حواشى نسخه‌هاى چاپ شده نکات و توضیحاتى درج کرده‌اند.

حافظ با آنکه در تمامى عمر خود، هم با دربار سلاطین و درباریان و دیوانیان سروکار داشت، هم با اهل علم و درس و بحث معاشر و مصاحب بود، و هم خانقاهیان زمان خود و راه و رسم آنان را خوب می‌شناخت، در زمره هیچ‌یک از این گروهها، که در اوضاع و احوال اجتماعى آن روزگار صاحب قدرت و مقام و اهمیت بودند، قرار نگرفت. وى اعمال و رفتار هر سه گروه را نکوهش می‌کرد و اغراض و اهدافشان را پست و حقیر می‌شمرد. دیوان او پر است از کنایه‌هاى تلخ و تند به زاهدان و فقیهان و صوفیان فریبکار و متظاهر به صلاح؛ حتى سلطان مقتدرى چون امیرمبارز را که به دین‌دارى و تشرع سخت تظاهر می‌کرد، و بعضى دیگر از حکام و امیران را از این‌گونه کنایه‌هاى اعتراض‌آمیز بی‌نصیب نمی‌گذارد. حافظ طبعى بلند داشت و در عین نیاز و تنگدستى «آبروى فقر و قناعت» را همیشه حفظ می‌کرد. در عین خلوت‌گزینى و سکون و آرامش ظاهرى، روحى پرآشوب و سرکش داشت. تلاطمهاى روحى و تموّجات عاطفى او میان قطبهاى متعارض جبر و اختیار، رد و قبول، یقین و حیرت، صبر و خروش، تلوین و تمکین، و نیاز و استغنا در نوسان بود.

نفرت و بیزارى او از زرق و سالوس، از دروغ و فریب، و از تظاهر به دین‌دارى و صلاح به اندازه‌اى بود که رندى و قلّاشى و قلندرى را ارج می‌نهاد و خود را به رندى و خراباتی‌گرى منسوب می‌کرد، زیرا در خرابات و براى خراباتیان محل و موردى براى ریاکارى و تظاهر به صلاح و پارسایى نیست و ازاین‌روى، نور صدق و حقیقت را در آنجا می‌توان دید؛ البته این دیدگاه کسى بود که حافظ قرآن بود و آن را با چهارده روایت ازبرمی‌خواند (رجوع کنید به حافظ، چاپ قزوینى و غنى، ص ۶۶) و هرچه داشت همه از دولت قرآن (رجوع کنید به همان، ص ۲۱۸) و گریه سحرى و دعاى نیم‌شبى (رجوع کنید به همان، ص ۴۵) بود و که در سراسر دیوانش کمتر غزلى هست که در آن به تصریح یا تلویح اشارتى به قرآن کریم یا اقتباسى از آن نیامده باشد. حافظ هیچ گناهى را سنگین‌تر و بزرگ‌تر از ریاکارى و مردم‌فریبى و خودپرستى نمی‌دانست. هم شریعتمداران دروغین را به باد طعن و ملامت می‌گرفت و هم به طریقتمداران بی‌حقیقت بی‌باکانه می‌تاخت. این ویژگیهاست که او را از راه و روش عالمان و زاهدان زمان و خانقاهیان و دستاربندان دور می‌کند و به اهل ملامت، که از دیرباز در برابر اخلاق و اعمال تقلیدىِ تهى از معنا و معنویت به اعتراض برخاسته بودند، نزدیک می‌سازد و ازاین‌روست که از مدرسه و خانقاه روی‌گردان است و گداى خانقاه را به دیر مغان می‌خواند و خود را مرید پیرمغان و «پیرگلرنگ*» و «جام مى» می‌شمارد و بی‌آنکه در زندگى عملا از راه و رسم قلندران پیروى کند، شیوه قلندرى و خراباتی‌گرى را می‌ستاید.

حافظ گرچه در غزلهاى خود غالباً پیروى از پیر و راهنما را شرط اساسى سلوک می‌داند، اما مراد و پیر و راهنماى خود او در طریقت عشق است، زیرا وصول به کمال تنها از این طریق ممکن است. به عقیده او عشق موهبتى ازلى است که پیش از خلقت عالم و آدم سرمایه و انگیزه خلقت عالم و آدم شد، و همگى طفیل وجود عشق‌اند. عالمِ هستى جلوه‌گاه جمال الهى است و عشق و جمال لازم و ملزوم یکدیگرند. ما همه رهرو سرمنزل عشقیم و آنچه سرانجام به فریاد خواهد رسید همین عشق است و نه هیچ‌چیز دیگر، ازاین‌روست که در فکر و شعر حافظ، عشق و همه ملازمات و متعلقات آن، چون جمال و جمال‌پرستى، شاهد و نظربازى، شور و شوق و مستى، تلخى هجران و امید وصال، و تمامى اجزا و جلوه‌هاى گوناگون این گونه امور، جایگاه خاص یافته‌اند و در طیفى بسیار گسترده، از زمینی‌ترین تا آسمانی‌ترین اشکال، سراسر دیوان او را فراگرفته‌اند. به‌سبب این ویژگیهاست که هرکس از هر مقام و طبقه و مشربى که باشد بخشى از حیات روحى و نفسانى خود را در سروده‌هاى حافظ باز می‌شناسد و دردها و شادیها و بیمها و امیدهاى خویش را در آنها می‌بیند (رجوع کنید به مجتبائى، ص ۱۴۵ـ۱۴۶).

از ویژگیهاى دیگر کلام حافظ، استوارى، پیراستگى و بی‌عیبى (یا لااقل کم‌عیبى) آن است. وى در انتخاب بهترین لفظ و بهترین ترکیب و تعبیر براى معنا و مضمونى که در نظر دارد در میان شاعران زبان پارسى یگانه است و این کیفیت وقتى به‌روشنى آشکار می‌شود که اقتباسات او از سرایندگان دیگر را با صورت اصلى آن بسنجیم. حافظ در دیوانهاى شاعران دیگر، از رودکى و فردوسى و امیرمعزى گرفته تا معاصران خودش، و حتى شاعرانى چون رکن‌الدین صائن هروى، تتبع پیگیر و مداوم داشته و غالباً معانى و مضامین و تعبیرات آنان را در شعر خود وارد کرده است (رجوع کنید به قزوینى، یادگار، سال ۱، ش ۵، ص ۷۱ـ۷۲، ش ۶، ص ۶۲ـ۷۱، ش ۸، ص ۶۱ـ۷۱، ش ۹، ص ۶۵ـ۷۸؛ دشتى، ص ۳۸ـ۵۵؛ خرمشاهى، بخش ۱، ص۴۰ـ۸۹؛ مجتبائى، ص ۵۹ـ۷۸). همیشه در این‌گونه اقتباسات کلام حافظ به‌مراتب بلیغ‌تر، پاکیزه‌تر و زیباتر است و چنان است که گویى وى از روى قصد به اخذ و نقل از آثار شاعران دیگر پرداخته است تا قدرت و برترى هنر و ذوق خود را نمایان سازد.

منابع : لطفعلی‌بن آقاخان آذربیگدلى، آتشکده آذر، چاپ جعفر شهیدى، چاپ افست تهران ۱۳۳۷ش؛ حمزه‌بن على آذرى طوسى، منتخب جواهرالاسرار، به‌ضمیمه اشعةاللمعات عبدالرحمان‌بن احمد جامى، چاپ سنگى ]بی‌جا ۱۳۶۲[؛ تقی‌الدین محمدبن محمد اوحدى بلیانى، عرفات‌العاشقین، نسخه عکسى از نسخه خطى کتابخانه ملک، ش ۵۳۲۴؛ عبدالرحمان‌بن احمد جامى، نفحات‌الانس، چاپ محمود عابدى، تهران ۱۳۷۰ش؛ حاجی‌خلیفه؛ شمس‌الدین محمد حافظ، دیوان، چاپ پرویز خانلرى، تهران ۱۳۶۲ش؛ همان، چاپ محمد قزوینى و قاسم غنى، تهران [? ۱۳۲۰ش[؛ بهاءالدین خرمشاهى، حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدى و ابیات دشوار حافظ، تهران ۱۳۶۶ش؛ احمدبن محمد خوافى، مجمل فصیحى، چاپ محمود فرخ، مشهد ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱ش؛ خواندمیر؛ على دشتى، نقشى از حافظ، تهران ۱۳۸۰ش؛ محمدبن اسعد دوانى، «شرح یک غزل خواجه حافظ»، ارمغان، سال ۲۱، ش ۷ (مهر ۱۳۱۹)، ش ۸ـ۹ (آبان ـ آذر ۱۳۱۹)، ش ۱۰ (دى ۱۳۱۹)؛ دولتشاه سمرقندى، کتاب تذکرةالشعراء، چاپ ادوارد براون، لیدن ۱۳۱۹/۱۹۰۱؛ محمدامین ریاحى، گلگشت، تهران ۱۳۶۸ش؛ محمد سودى، شرح سودى بر حافظ، ترجمه عصمت ستارزاده، تهران ۱۳۶۶ش؛ شجاع، انیس‌الناس، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۶ش؛ ذبیح‌اللّه صفا، تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پارسى، ج ۳، بخش ۲، تهران ۱۳۷۸ش؛ قاسم غنى، بحث در آثار و افکار و احوال حافظ، ج ۱، تهران ۱۳۲۱ش؛ ‌بن حسین فخرالدین صفى، لطائف‌الطوائف، چاپ احمد گلچین معانى، تهران ۱۳۳۶ش؛ عبدالنبی‌بن خلف فخرالزمانى، تذکره میخانه، چاپ احمد گلچین معانى، تهران ۱۳۶۲ش؛ محمدقاسم‌بن غلامعلى فرشته، تاریخ فرشته (گلشن ابراهیمى)، ]لکهنو[: مطبع منشى نولکشور، ]بی‌تا.[؛ محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، آثار عجم، چاپ سنگى بمبئى ۱۳۵۴؛ محمد قزوینى، «بعضى تضمینهاى حافظ»، یادگار، سال ۱، ش ۵ (دى ۱۳۲۳)، ش ۶ (بهمن ۱۳۲۳)، ش ۸ (فروردین ۱۳۲۴)، ش ۹ (اردیبهشت ۱۳۲۴)؛ فتح‌اللّه مجتبائى، شرح شکن زلف بر حواشى دیوان حافظ، تهران ۱۳۸۶ش؛ محمد معین، «امیرخسرو دهلوى»، مهر، سال ۸، ش ۱ (فروردین ۱۳۳۱)، ش ۲ (اردیبهشت ۱۳۳۱)؛ همو، حافظ شیرین سخن، به‌کوشش مهدخت معین، تهران ۱۳۶۹ش؛ رضاقلی‌بن محمدهادى هدایت، تذکره ریاض‌العارفین، چاپ مهرعلى گرکانى، تهران ]۱۳۴۴ش[؛ همو، مجمع‌الفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ۱۳۳۶ـ۱۳۴۰ش؛

Arthur John Arberry, Classical Persian literature, London 1967.

/ فتح‌اللّه مجتبائى


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

فارابی

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390

نصر محمد بن محمد فارابی معروف به فارابی، (حدود سال ۲۶۰ هجری – سال ۳۳۹ هجری در سن ۸۰ سالگی[۱])از بزرگترین فیلسوفان ایرانی[۲] شرقی سده سوم و چهارم هجری است. اهمیت او بیشتر به علت شرحهایی است که بر آثار ارسطو نگاشته و به سبب همین مشروحات او را معلم ثانی خوانده‌اند و در مقام بعد از ارسطو قرار داده‌اند. وی آثاری نظیر «الجمع بین الرایین»، «اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو»، «فصول الحکم» و «احصاءالعلوم» را از خود به یادگار نهاده‌است. در قرون وسطی آثاری چند از او تحت نام Alpharabius, Alfarabi, El Farati, Avenassar به زبان لاتین برگردانده شده اند.

پدر و مادر فارابی از تبار ایرانی[۳][۴] بودند. ابن ابی اصیبعه و شهر زوری نوشته‌اند که ابونصر از نژاد ایرانی بوده‌است (= واصله فارسی) (= و کان من سلاله فارسیه).[۵]

محتویات

 [نهفتن

زندگی [ویرایش]

ابونصر محمد بن محمد طرخانی ملقب به فارابی، در حدود سال ۲۵۷هجری قمری/ ۸۷۰میلادی در دهکدهٔ «وسیج» از ناحیهٔ پاراب (فاراب) در فرارود (شهر اُترار کنونی در جنوب قزاقستان) یا پاریاب (فاریاب) خراسان در افغانستان کنونی به دنیا آمد.دهخدا به نفل از بدیع الزمان فروزانفر می نویسد:"اسم پدراو طرخان و نام جدش اوزلوغ است. درشرح زندگی فارابی مطلبی که بر جریان واقعی زندگی دوران طفولیت و جوانی وی باشد در کتابها وجود ندارد. ابن ابی اصیبعه دو خبر متناقض درباره او نقل می کند: اول اینکه فارابی در آغاز کار نگهبان باغی در دمشق بودو دوم اینکه، در عنفوان جوانی به قضاوت مشغول بود و چون به معارف دیگر آشنا شد، قضاوت را ترک کرد و با تمام میل به طرف معارف دیگر روی آورد. "در جوانی برای تحصیل به بغداد رفت و نزد «متی بن یونس» به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حرّان سفر کرد و به شاگردی «یوحنا بن حیلان» درآمد.

از آغاز کار، هوش سرشار و علم آموزی وی سبب شد که همه موضوعاتی را که تدریس می‌شد، به خوبی فرا گیرد. به زودی نام او به عنوان فیلسوف و دانشمند شهرت یافت و چون به بغداد بازگشت، گروهی از شاگردان، گرد او فراهم آمدند که «یحیی بن عدی» فیلسوف مسیحی یکی از آنان بود. در سال ۳۳۰هجری قمری/۹۴۱میلادی به دمشق رفت و به «سیف الدوله حمدانی» حاکم حلب پیوست و در زمره علمای دربار او درآمد. فارابی در سال ۳۳۸هجری قمری/۹۵۰میلادی در سن هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت. عده ایی بر این باورند که ابونصر هنگامی که از دمشق به عسقلان می رفت به دزدان برخورد. ابونصر گفت:" هر آنچه از مرکب، سلاح، لباس ومال هست بگیرید و با من کاری نداشته باشید." آنها نپذیرفتند و قصد کشتن او کردند. ابونصر به ناچاربا آنها جنگید و کشته شد.امرای شام از حادثه با خبر شدند. ابونصر را دفن کردند و دزدان را بر سر قبر او دار زدند.

مورخان اسلامی معتقدند که فارابی فردی زهد پیشه و عزلت‌گزین و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنیوی به حدی بود که با آن که سیف الدوله برایش از بیت‌المال حقوق بسیار تعیین کرده بود، به چهار درهم در روز قناعت می‌ورزید.

فارابی در انواع علوم بی همتا بود. چنانکه دربارهٔ هر علمی از علوم زمان خویش کتاب نوشت و از کتاب‌های وی معلوم می‌شود که در علوم زبان و ریاضیات و کیمیا و هیات و علوم نظامی و موسیقی و طبیعیات و الهیات و علوم مدنی و فقه و منطق دارای مهارت بسیار بوده‌است.

درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفی تأسیس کرده و میان مسائلی که مورد بحث قرار داده‌است، وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد.

ابن سینا او را استاد خود می‌شمرد و ابن رشد و دیگر حکمای اسلام و عرب، برایش احترام بالایی قائل بودند.

در سنت فلسفه اسلامی، فارابی را بعد از ارسطو که ملقب به «معلم اول» بود، معلم ثانی لقب داده‌اند.

نسب فارابی [ویرایش]

در حال حاضر نصب فارابی را بسیاری از منابع ایرانی و برخی دیگر ترک می‌دانند.

نسب ایرانی [ویرایش]

تاریخ نگار عرب ابن ابی عصیبه (وفات ۶۶۸ ه.ق) در کتاب اویون خود اشاره کرده‌است که فارابی که پدر قرآن است از نسب پارسی بود.[۶][۲] الشهروزی که در حوالی سال‌های ۱۲۸۸ میلادی میزیست و اولین زندگی نامه را نوشته‌است اشاره می‌کند که فارابی از یک خانواده پارسی است.[۷][۸] علاوه بر اینها فارابی در حاشیه بسیاری از کارهایش به زبان پارسی و سغدی منابعی را معرفی کرده(حتی به زبان یونانی اما به ترکی نه)[۲]),[۹] حتی زبان سغدی به عنوان زبان مادری وی [۱۰] و زبان ساکنان فاراب دانسته شده‌است.[۱۱] محمد جواد مشکور ایرانی زبان بودن اصالت آسیای میانه را استدلال کرده‌است.[۱۲] اما فاراب در درجه نخست جزو سرزمین مسلمانان بود و در درجه نخست فارابی به دنیای اسلام و تمام بشریت تعلق دارد و عرب یا پارسی یا ترک بودن وی اهمیتی ندارد.[۱۲] اصالت پارسی فارابی توسط دیگر منابع نیز بحث شده‌است.[۱۳] همچنین پروفسور دانشگاه آکسفورد آقای بوسورث می‌نویسد که چهره‌های بزرگ مانند فارابی، بیرونی و ابن سینا توسط دانش پژوهان علاقمند ترک به نژاد ترکی چسبانده شدند.[۱۴] در دانشنامه ایرانیکا دکتر گوآتاس اظهارات ابن خلکان را نکوهش کرده و مدارک پیش از وی در این زمینه از ابن عصیبه در مورد پارسی بودن فارابی باعث شده تا ابن خلکان به تلاش برای مدرکسازی جهت ترک نشان دادن وی باشد.[۲] در این چهارچوب وی اشاره می‌کند که ابن خلکان ابتدای اسم فارابی نسبت الترک را افزود در حالی که فارابی هرگز چنین نسبتی را نداشته است.[۲]

نسب ترک [ویرایش]

اسکناسی که هم اکنون در جمهوری قزاقستان رواج دارد

قدیمی‌ترین کسی که نسب فارابی را ترک دانسته ابن خلکان بوده‌است.وی در اثر خود وفایات فارابی را متولد فاراب و روستای کوچکی به وسیج که اکنون به نام اترار در قراقستان شناخته می‌شود از والدینی ترک به دنیا آمده‌است می‌داند.برخی منابع دیگر نیز به این جریان معتقدند.[۱۵]

فلسفه فارابی [ویرایش]

از عصر فارابی تا عصر سبزواری، یعنی از قرن نهم تا نوزدهم میلادی، مبحث خلق جهان و حدوث و قدم عالم مهم‌ترین بحث تفکر اسلامی بود.[۱۶] فارابی به پیروی از ارسطو معتقد بود که جهان «قدیم» است. اما برای آنکه از چهارچوب تعلیمات قرآنی خارج نشود، سعی کرد بین عقیده ارسطو و مسئله خلق جهان در قرآن راهی بیابد. به همین سبب سعی می‌کرد موضوع «فیضان» و «[تجلی]» را با روش عقلی توضیح دهد. او عقل و انواع آن را ابداع خداوند می‌داند. اما اظهار می‌دارد که این ابداع در زمان اتفاق نیفتاده است.[۱۷] او معتقد است که «عقل فعال» ارسطو همان وحی قرآنی است.[۱۸]

فلسفه فارابی آمیزه‌ای است از حکمت ارسطویی و نوافلاطونی که رنگ اسلامی و به خصوص شیعی اثنی‌عشری به خود گرفته‌است. او در منطق و طبیعیات، ارسطویی است و در اخلاق و سیاست، افلاطونی و در مابعدالطبیعه به مکتب فلوطینی گرایش دارد.

وحدت فلسفه

فارابی از کسانی است که می‌خواهند آراء مختلف را با هم وفق دهند. او در این راه بر همه گذشتگان خود نیز سبقت گرفت. او در این راه تا آن جا پیش رفت که گفت: فلسفه، یکی بیشتر نیست و حقیقت فلسفی - هر چند مکاتب فلسفی متعدد باشند - متعدد نیست.

فارابی به وحدت فلسفه سخت معتقد بود و برای اثبات آن براهین و ادله بسیاری ذکر کرد و رسائل متعدد نوشت که از آن جمله، کتاب «الجمع بین رایی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو» به دست ما رسیده‌است.

وی معتقد بود که اگر حقیقت فلسفی واحد است، باید بتوان در میان افکار فلاسفه بزرگ به ویژه افلاطون و ارسطو توافقی پدید آورد. اساسا وقتی غایت و هدف این دو حکیم بزرگ، بحث دربارهٔ حقیقتی یکتا بوده‌است، چگونه ممکن است در آراء و افکار، با هم اختلاف داشته باشند؟

فارابی میان این دو فیلسوف یونانی پاره‌ای اختلافات یافته بود، اما معتقد بود که این اختلافات، اختلافاتی سطحی است و در مورد مسائل اساسی نیست. مخصوصاً آنکه آن‌ها مبدع و پدیدآورندهٔ فلسفه بوده و همه حکمای بعدی کم و بیش، به این دو متکی هستند.

مسائلی که به عنوان اختلاف مبانی افلاطون و ارسطو مطرح بود و فارابی درصدد هماهنگ ساختن بین آنها برآمد، عبارت بودند از:

روش زندگی افلاطون و ارسطو، روش فلسفی افلاطون و ارسطو، نظریه مُثُل، نظریه معرفت یا تذکر، حدوث و قدم، نظریه عادت.

البته تردیدی نیست که فارابی در این امر رنج بسیاری متحمل شده است؛ اما نکته مهم در این رابطه این است که یکی از منابع او برای انجام این مقصود، کتاب «اثولوجیا» یا «ربوبیت» بود که یکی از بخش‌های کتاب «تاسوعات» فلوطین می‌باشد. وی فکر می‌کرد که این کتاب متعلق به ارسطو است و چون در آن به یک سلسله آراء افلاطونی برخورد کرده بود، همین امر او را بر این کار، تشویق می‌کرد. (در حالی که مطالب این کتاب، ارتباطی با ارسطو نداشت.)

بنابراین، اگر چه فارابی در کار خود به توفیق کامل دست نیافت، ولی راه را برای دیگر فلاسفه اسلامی گشود. بدین ترتیب که میان ارسطو و عقاید اسلامی یک نوع هماهنگی ایجاد کرد و فلسفه ارسطو را جزو سرچشمه‌ها و اصول فلسفه اسلامی قرارداد.

آثار فارابی [ویرایش]

آثار فارابی از این قرار است:

۱) ما ینبغی ان تعلم قبل الفلسفه (آنچه شایسته‌است قبل از فلسفه فرا بگیری): در این کتاب، فارابی منطق، هندسه، اخلاق نیکو و کناره‌گیری از شهوات را پیش نیاز پرداختن به فلسفه ذکر می‌کند و دربارهٔ هر یک مطالبی بیان می‌نماید.

۲) السیاسه المدنیه (سیاست شهری): این کتاب دربارهٔ اقتصاد سیاسی است.

۳) الجمع بین رأی الحکیمین افلاطون الالهی و ارسطو طالیس (جمع بین آراء دوحکیم بزرگ، افلاطون الهی و ارسطو): فارابی در این کتاب می‌کوشد بین نظریات افلاطون و ارسطو هماهنگی برقرار سازد.

۴) رساله فی ماهیه العقل (رساله‌ای دربارهٔ ماهیت و چیستی عقل): در این رساله اقسام عقول را تعریف و مراتب آن‌ها را بیان می‌کند.

۵) تحصیل السعاده (به دست آوردن سعادت): در اخلاق و فلسفه نظری.

۶) اجوبه عن مسائل فلسفیه (پاسخ‌هایی به مسائل فلسفی): پاسخ‌هایی است به برخی پرسش‌ها و مسائل فلسفی.

۷) رساله فی اثبات المفارقات (رساله‌ای در اثبات وجود موجودات غیر مادی): در این رساله، فارابی دربارهٔ موجودات غیر مادی بحث می‌کند.

۸) اغراض ارسطو طالیس فی کتاب مابعد الطبیعه (مقاصد ارسطو در کتاب متافیزیک): این کتاب یکی از مهم‌ترین کتابهای فارابی است که مورد استفاده ابن سینا هم قرار گرفت.

۹) رساله فی السیاسه (رساله‌ای در سیاست): فارابی دربارهٔ سیاست صحبت می‌کند.

۱۰) فصول الحکم (جداکننده‌های حکمت): این کتاب در مورد حکمت الهی و شامل ۷۴ بحث در این زمینه و مباحث نفس می‌باشد.

یا مهدی عجل اله تعالی ادرکنی

یکشنبه 17 مهر ماه سال 1390

بسم رب المهدی و بسم رب المنتظر


از پروانه خواستم, راز سخن گفتن با گلها را برایم بگوید.
پاسخ داد: سخن گفتن با گلها به چه کارت اید؟
گفتم: سراغ گلی را می جویم. می شناسی اش؟؟؟
گفت: کدامین گل تو را اینچنین بی تب و تاب کرده است؟
گفتم: به دنبال زیباترینم.
گفت: گل سرخ را می گویی؟
گفتم: سرخ تر از ان سراغ ندارم.
گفت: به عطر کدامین گل شبیه است؟
گفتم: خوشتر از ان بوی دیگری نمی شناسم. 
گفت: از یاس می گویی؟
گفتم: سپید تر از ان نیز نمی دانم.
گفت: در کدامین گلستان می روید؟
گفتم: در ان صحرا گلستانی که از شرم دیدگانش هیچ گل دیگری نمی روید.
به ناگاه دیدم پروانه,
 مستانه بی قرار شده است.
بی تاب تر از من ناارامی می کند.........
از این گل و ان بوته,
 سراغش را می جوید.......
گفت: اسمش چیست که اینگونه از ادمیان دل برده است؟
گفتم به زیبایی نامش ندیدم.
گل نرگس را می گویم. می شناسی اش؟؟؟
به ناگاه دیدم پروانه,
 توان سخن گفتن ندارد.
بالهایش به روشنی شمع می درخشید.
گویی شعله از درون,
 وجودش را به التهاب دراورده بود.
توان رفتن نداشت... به سختی خود را به روی باد نشاند و از مقابل دیدگانم دور شد.......
اری....
او گل نرگس را یافته بود. شراره های وجودش خبر از ان گل زیبا می داد........ 
اینک دوباره من ماندم و این نام اشنا و غریب.......


در صحراهای غربت, تا ادینه ای دیگر, به انتظار نشسته ام, تا شاید به همراه پروانه ای, به دیار اشنایت قدم گذارم.......


مهدی جان.....پروانه وارم کن که دیگر تحمل دوریت ندارم......
مولای من......
می دانم که لحظه دیدار نزدیک است.......
اما دیگر توان ثانیه ها را ندارم.......
می دانم که چیزی به پایان راه نمانده است.......
اما دیگر توان رفتن ندارم.......
می دانم که تا سپیده دم وصال
,طلوع و غروبی چند,
 باقی نمانده است........
اما دیگر تاب سرخی غروب را ندارم........
از این رنگ رنگ پروانه های دروغین خسته شده ام.......
از ادینه های سراب گونه ی بی وصال به ستوه امده ام........
دیگر توان رفتن ندارم.......
زودتر بیاااااااا
گل نرگس بیااااااااااا

http://shahrekord-arche.blogfa.com/

چهارشنبه 13 مهر ماه سال 1390

مکانهای گردشگری و دیدنی استان چهارمحال و بختیاری به تفکیک شهرستان ها

الف ): شهرستان شهرکرد :
1- منطقه حفاظت شده تنگ صیاد (فرخشهر )
2- منطقه شکار ممنوع شیدا (سورشجان )
3- چشمه مایک (سورشجان )
4- چشمه زنه (هفشجان )
5- چشمه زاغی (سورک )
6- گردشگری بابازکی (فرخشهر )
7- دریاچه شلمزار (شلمزار )
8- گرداب بن (بن )
9- محدوده پل زمانخان (سامان )


ب ) شهرستان بروجن :
1- چشمه سیاسرد (بروجن )
2- تالاب چغاخور (بلداجی )
3- باغ آوردگان ( آورگان )
4- تالاب گندمان (گندمان )
5- گردشگاه گرد بشه (گردبیشه )


ج ) شهرستان لردگان :
1- آبشار آتشگاه ( دویست کیلومتری شهرکرد )
2- بوستان جنگلی پروز (دویست کیلومتری شهرکرد )
3- چشمه سندگان ( سندگان )
4- چشمه برم (لردگان )


د) شهرستان اردل :
1- چشمه مولا( صدوبیست کیلومتری شهرکرد )
2- چشمه سراب (رستم آباد - صدوبیست کیلومتری شهرکرد)
3- چشمه سرخون (سرخون - صدوبیست کیلومتری شهرکرد)
4- چشمه شلیل (شلیل –صدو هشتاد کیلومتری شهرکرد )
5- آبشار دره عشق (دورک –صدو سی کیلومتری شهرکرد )
6- آبشار کردی سبز کوه (دویست کیلومتری شهرکرد )
7- تالاب سولقان (هفتاد کیلومتری شهرکرد )
8- منطقه حفاظت شده سبز کوه (صد کیلومتری شهرکرد )


ذ) شهرستان فارسان

1- چشمه پیر غار (۳کیلومتری فارسان-ده چشمه )
2- غار سراب (بابا حیدر )


و) شهرستان کوهرنگ :
1- چشمه دیمه
2- چشمه پرک (هفتاد و پنج کیلومتری شهرکرد )
3- چشمه سرداب (غلام آباد )
4- چشمه مروارید (بیرگان )
5- چشمه آب معدنی کوهرنگ (چلگرد )
6- غار چما (شیخ علیخان )
7- دشت لاله های واژگون (دیمه )


گوناگونی جلوه های طبیعت منطقه شکلهای مختلف زندگی انسانی را در این دیار رقم زده است که مستقیماَ موجبات رشد شیوه های مختلف تولید اقتصادی در نواحی بختیاری و چهارمحال در انواع کوچ نشینی با بردهای(کوههای) بلند و کوتاه و یک جانشینی به صورتهای روستایی و شهری را فراهم آورده است .
از ادوار و اعصار گذشته تاریخی – فرهنگی مردم این دیار آثار جالب توجهی برجامانده که هر چند به مرور ایام بسیاری از آنها راه زوال را در اثر هجوم عوامل طبیعی - گذشت زمان و بی التفاتی واختلاف قدمای این محال پیموده اند با این همه امروزه در قالب چهل و یک اثر شناخته شده تاریخی – فرهنگی قابل دیدار می باشد که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود .


شهرکرد :
مسجد جامع – مسجد نو – مسجد اتابکان – مسجد جامع چالشتر – مسجد جامع کیان – اتاق آینه – سقاخانه باب میرزا – قلعه آزاده چالشتر – عصار خانه صالحی فرخشهر – کاخ قلعه شمس آباد – کاخ قلعه مشروطیت دزک - – کاخ قلعه سردار جنگل سورک – امام زادگان حلیمه و حکیمه خاتون – امامزاده سید بها الدین محمد شیخ شبان – امام زاده سید بابا پیر احمد سامان – پل زمانخان


بروجن :
مسجد حاج شیخ علی (مدنی ) –مسجد جامع نقنه – امامزاده حمزه علی بلداجی – امامزاده مادر و دختر گندمان – امامزاده قیس


لردگان :
پل کره بس (محور بروجن – لردگان ) پل بارز – پل ارمند – امامزاده شهسوار


اردل :
امامزاده حکیمه خاتون سرپیر – امامزاده اسماعیل شلیل – امامزاده مریک – ایل راه سنگفرش دزپارت (تنگ درکش ورکش ) – کاروانسرای شلیل
چهارمحال و بختیاریان :
کاخ قلعه سردار اسعد دوم بختیاری جونقان – امامزاده حیدرابن مالک باباحیدر – طاقهای سنگی خان اوی جونقان – سنگ نوشته های مشروطیت ده چشمه


کوهرنگ :
مجموعه برد گوریها (برد عروس – برد سیلا- گوردخمه – استودان - )بهمن آباد و دوآب صمصامی


دیدنیهای استان

زاینده رود

تمامی مسیر زاینده رود از قراقوش در انتهای مرز شمالی تا چلوان در نزدیکی سامان از جاذبه های اصلی و کانون های عمده تفرجگاهی استان به شمار می آید. این ناحیه با روستاهای زیبای قراقوش کرم گوگان مارکده قوچان , صادق آباد , قار تطوع , پونه وارهوره دشتی , چم کاکا , چم جنگل چم چنگ , هرساله هزاران خانوار بومی و غیر , بومی را به سوی خود جلب می کند.

لردگان
حواشی رودخانه لردگان که محل مزارع و شالیزارها است چشم اندازهای بسیار جالب توجهی دارد و از این نقطه نظر به ویژه در فصول پاییز و زمستان بسیار زیبا و دیدنی است.

قلعه دزک
این بنا در جنوب شرقی روستای دزک قرار دارد و در دو طبقه و به صورت باشکوهی ساخته شده است. طبقه اول دارای یک هشتی ورودی در وسط است که از طرفین به محوطه بزرگ قلعه منتهی می شود. در طرفین هشتی چهار ایوان قرار دارد که دو ایوان رو به شمال و دو ایوان دیگر رو به جنوب قرار گرفته است و شامل چند اتاق و انبار است

پل زمان خان

این پل یکی از بناهای با ارزش و قدیمی استان است که در 29 کیلومتری شمال شهر کرد قرار دارد. در ادوار گذشته ایلات و عشایر بختیاری از روی آن آمد و شد می کردند. پل به دست یکی از روسای عشایر به نام زمان خان به صورت دو دهنه هشت متری احداث شده است.

پیر غار
سنگ نوشته های مشروطیت پیرغار از تفریحگاه های منطقه چهارمحال است که در بخش میزدج قرار دارد. در این محل چشمه های آب از داخل سنگ ها در جریان است.

صنایع دستی و سوغاتی ها

زمینه های بافت چوخا , خور و خورجین قالی و قالیچه , سیاه چادر , گلیم , دستکش و کلاه پشمی و ... است.

بازارهای داخلی و خارجی به فروش می رسد. مهمترین صنایع دستی عشایر چهارمحال و بختیاری عبارتند از :
خورجین بافی - گیوه دوزی - کلاه مالی - نمد مالی - چوخابافی - قالی بافی - نمکدان -خور - وریس - جاجیم بافی - بافت سیاه چادر - گلیم بافی - قفل سازی - جل - کمچه دان - پلاس - کلاه و دستکش


هتل های معروف استان:

هتل آزادی و هتل کوهرنگ شهر کرد که سه ستاره هستند. .

چهارمحال و بختیاری سرزمینی افسانه ای


چهارمحال و بختیاری سرزمین افسانه ای ایران و دارای فولکلور بسیار غنی است. بختیاری بزرگترین و اصیل ترین قوم در میان اقوام متعدد ایران زمین به شمار می آید. بختیاری ها از نظر نژادی جزء تبار لرها هستند و گویش آنها نیز از قدیمی ترین و شناخته ترین گویش های زبان فارسی است. جمعی از پژوهشگران و مردم شناسان، خاستگاه نژادی بختیاری ها را ایرانی الاصل می دانند










چهارمحال و بختیاری سرزمین افسانه ای ایران و دارای فولکلور بسیار غنی است. بختیاری بزرگترین و اصیل ترین قوم در میان اقوام متعدد ایران زمین به شمار می آید. بختیاری ها از نظر نژادی جزء تبار لرها هستند و گویش آنها نیز از قدیمی ترین و شناخته ترین گویش های زبان فارسی است. جمعی از پژوهشگران و مردم شناسان، خاستگاه نژادی بختیاری ها را ایرانی الاصل می دانند. زبان و برخی از عادات و رسوم، سند روشن ادعای این جمع است. ”لوریمر“ یکی از مستشرقین که درباره زبان و لهجه بختیاری ها به پژوهش پرداخته است براساس مشخصات جسمی و روحی و عادات، آنها را ایرانی الاصل می داند و معتقد است که پناهگاه کوهستانی آنها، از جمله اعراب مصونشان داشته است. پژوهش های دیگر نشان می دهد که لباس زنان بختیاری شباهت زیادی به لباس زنان زرتشتی دوره ساسانی دارد و زمان بختیاری به زبان پهلوی زمان ساسانیان نزدیک است و از واژه های عمومی ترکی و عربی بهره نمی گیرد.استان چهارمحال و بختیاری، سرزمین سرسبز و زیبائی است که هنوز می توان جاهای بکر و دیدنی زیادی در آن کشف کرد. مردمان بختیاری با آداب و رسوم خاصی که دارند به جذابیت منطقه ای خود می افزایند. به هر حال این سرزمین دارای جاذبه های گردشگری فراوانی است.

آبشار تونل کوهرنگ و پیست اسکی چلگرد

آبشار تونل کوهرنگ در شهرستان چلگرد، از زیباترین منظره هائی است که هر بیننده ای را به خود جذب می کند. وقتی در بالای آبشار می نشینید و چای میل می کنید، فضای پائین آبشار و اطرافش چشمهایتان را نوازش می دهد. این مکان در فصل سرما و هنگام برف نه تنها جذابیتش را از دست نمی دهد بلکه باشکوه تر از قبل به نظر می رسد.آبشار کوهرنگ از سرازیر شدن آب تونل اول کوهرنگ به وجود آمده است. این تونل برای انتقال آب چشمه کوهرنگ و دیگر چشمه های اطراف زاینده رود در سال ۱۳۳۲ در منطقه کوهرنگ (شهر توریستی چلگرد) ایجاد شده است.تلاش برای انتقال آب از کارون به زاینده رود به سال های بسیار دور برمی گردد. در زمان صفویان فعالیت هائی برای انتقال آب از دل کوه انجام گرفته بوده ولی آنها فقط توانسته بودند شکافی در کوه ایجاد کنند که این شکاف هم اکنون در نزدیکی تونل کوهرنگ واقع است و خود یکی از دیدنی های تاریخی به شمار می رود. هر ساله این تونل به سبب نزدیکی به پیست اسکی چلگرد و جذابیت های منطقه ای، گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.کسانی که به اسکی علاقه دارند، نام پیست اسکی چلگرد را بارها شنیده اید. معروفیت این پیست توانسته است گردشگران خارجی را به شهرستان چلگرد بیاورد.پیست چلگرد با شیب مناسب و طول ۸۰۰متر از مشهورترین پیست های ناحیه زاگرس محسوب می شود. انباشت حجم فوق العاده برف، قرار گرفتن در منطقه مستعد توریستی کوهرنگ و نیز هوای آفتابی و آرامش اکثر روزهای زمستان از دلایل انتخاب این پیست نزد ورزشکاران و گردشگران است. فصل برف در منطقه از آذرماه تا پایان اسفندماه است.امکانات و تسهیلات منطقه توریستی کوهرنگ در شهرستان چلگرد، شامل جاده آسفالته، دسترسی به هتل کوهرنگ و پارکینگ است.

قلعه سورک، عمارتی روبه آرامش

قلعه سورک در ۴۰ کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری قراردارد. این قلعه اثری است از دوران قاجاریه که به شکل مستطیل و در دو طبقه ساخته شده است. از ویژگی های قلعه، ایوان ستون داری است که رو به جنوب است و مصالح به کار رفته در آن خشت و آجر است. در انتهای حیاط اصلی، حمام خصوصی به چشم می خورد. اطراف این حیاط، یک حصار بلند آجری است که فاقد برج است. در حیاط حوض سنگی وجود دارد که فقط ۸ سانتیمتر از کف حیاط حیاط پائین تر است. در ساختمان قلعه یک انبار بزرگ پنج دری در وسط، دو انبار دو دری در کنار آن و پنجره منحصربه فردی قرار داد که با نمائی پلانی ساخته شده است تا نور را به داخل ساختمان هدایت کند. در سقف راهرو انبارها، از آجر، و گچ استفاده شده است.طبقه فوقانی دارای ایوان و پنج اتاق است. اتاق بزرگ پنج دری در وسط و دو اتاق دودری در طرفین و دو اتاق یک دری در ابتدا و انتها قرار دارد.اتاقی که در وسط طبقه فوقانی قرار دارد دارای پنج در چوبی زیبا است که به ایوان باز می شود و از طرفین اتاق نیز دو در چوبی به اتاق ها راه دارد. همچنین در این اتاق قاب هائی مزین به آیات قرآن کریم وجود دارد. نمای ایوان را هم سر ستون های سنگی و قوس های بیضی آجری و معرق کاری تشکیل می دهد. در این فضا به شکل عجیبی احساس آرامش وجود را فرا می گیرد. شاید سادگی و در عین حال زیبائی قلعه موجب این احساس می شود.

باغ شهر توریستی شیدا

تمام مسیر حاشیه زاینده رود از سامان تا قراقوش (نزدیک سد زاینده رود) دارای مناظر زیبا و چشم نوازی است که از ترکیب رودخانه، باغ های سرسبز دو طرف جاده و هوای پاک به وجود آمده است.این مسیر به دلیل وجود مجموعه های تفریحی در محل پل زمانخان، شرایط اقلیمی مساعد و دسترسی نزدیک به مرکز استان و شهرستان های استان اصفهان همیشه مورد توجه گردشگران بوده است. در انتهای این مسیر، سد و دریاچه زاینده رود هنوز از مناطق صنعتی عبور نکرده و رنگ آبی و تمیز آب همراه با هوای مطبوع و باغات سرسبز اطراف آن بسیار دلپذیر است. باغ شهر توریستی شیدا در حاشیه سد پر آب زاینده رود و در فاصله ۵۰ کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری با فضائی رویائی و چشم اندازی زیبا در شمالی ترین نقطه استان قرار دارد.بی گمان یکی از زیباترین مناطق استان جهت بازدید در فصل پائیز حاشیه زاینده رود از پل زمانخان تا سد زاینده رود است. رنگارنگی برگ درختان باغ های حاشیه زاینده رود و پیچ و خم رودخانه مناظر بدیعی را عرضه می کند.

سنگ نوشته های مشروطیت گردشگاه پیرغار

گردشگاه مصفای پیرغار در ۵ کیلومتری جنوب فارسان و در مجاورت روستای ده چشمه قرار دارد. این گردشگاه از نظر میراث فرهنگی حائز اهمیت است. بر روی قسمتی از تپه سنگی مشرف به این گردشگاه سه کتیبه به خط نستعلیق وجود دارد که متن این کتبیه ها مجملی از شرح لشگرکشی بختیاری ها به تهران و اصفهان و نقش سرداران بختیاری در سرکوب استبداد صغیر و سقوط محمدعلی شاه در واقعه مشروطیت است. این سه کتیبه به دستور سردار اسعد و سردار ظفر از رهبران مشروطه خواهان بختیاری نوشته شده است.مجموع عوامل گردشگاه از جمله چشمه پرآب، سایه سار درختان، آبشار زیبا، کوه های اطراف و هوای خنک توانسته است گردشگران زیادی را به خود جذب کند. اماکن دیدنی و جذاب چهارمحال و بختیاری به همین جا ختم نمی شود. این سرزمین گفتنی های زیادی در خصوص جذب گردشگر داخلی و خارجی دارد. به قول معروف این رشته سر دراز دارد.

الهه تقیه    روزنامه اعتماد     



















http://majid351.persianblog.ir/

دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390



close

آبشار و کوه
اثاث کشی!

این وبلاگ به آدرس http://tici.blogfa.com/ انتقال یافت. لطفا نظرات خود را به آدرس جدید ارسال فرمایید.

پیام های دیگران (20)        link        یکشنبه ۱ مهر ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
زیبایی های طبیعت کردستان

کردستان‏... دیار بکر و ناشناخته... سرزمین غیرت و تعصب‏، مردانگی و معرفت، زیبایی و شکوه.

کردستان

iran

رود زرینه رود - جاده سقز به مریوان

-----

مریوان

توت فرنگی که نیست، هلوئه.... مریوان

-----

ایران اورامان

اورامانات- بچه‌های زبر و زرنگ مدرسه اورامانات..

----

ایران

این هم یکی از هزاران اثر تاریخی کردستان که بارها از دست چپاول گران پس گرفته شده است. قرآنی مکتوب روی پوست آهو و به خط خلیفه عثمان.

-----

کردستان پالنگان

روستای منحصربفرد و بسیار زیبای پالنگان در کنار رودخانه خروشان سیروان

----

اورامانات- عروس فراموش شده!--- مقبره پیر شالیزار

----

دیواندره

شقایق‌های پر رنگ دامنه های کوه چهل چشمه-- دیواندره

---

عکس‌ ها در خرداد ۱۳۸۵ گرفته شده

پیام های دیگران (13)        link        یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
عجایب طبیعی ایران ۲

۲- غار علیصدر همدان

غار علیصدر به عنوان بزرگترین غار آبی جهان یکی از پرجاذبه ترین و شگفت انگیزترین غارهای آبی دنیا محسوب می‌شود که به صورت دریاچه‌ای عظیم در دل کوه‌های «سوباشی» قرار گرفته و از تعداد زیادی تالار بزرگ و کوچک و پیچ در پیچ که طول آن به 1200 متر می رسد تشکیل شده است. این غار در نزدیکی روستای علیصدر در 80 کیلومتری شمال همدان و درکوههایی موسوم به سوباشی واقع شده است. علیصدر از توابع بخش گل تپه شهرستان کبوترآهنگ است. اینجانب به اقتضای شغل خود در درون این غار بارها به دنبال گیاه یا جانور جدیدی گشته ام ولی بدلیل وجود املاح سنگین موجود زنده ای به جز چند گونه خزه (Mosses) و جلبک (Algae) در آن یافت نکردم.

این غار در سال 1339 توسط مرحوم فریدون اسماعیل زاده و گروه کوهنوردی او کشف شده است و در زمانی کوتاه به عنوان مهمترین جاذبه طبیعی استان همدان مشهور گشته است. بنا بر بعضی گفته های تایید نشده، این غار توسط چوپانی که به دنبال گوسفند گم شده خود می گشته، پیدا شده است. خدا عالم است.!

در بعضی منابع نیز آمده است که نام اصلی این غار الستر است که به اشتباه میان مردم به غار علیصدر معروف شده است. کوهی که این غار عظیم و شگفت انگیز در دل آن قرار دارد، در جنوب روستا و تقریبا چسبیده به آن است و ارتفاع چندان زیادی ندارد . در این کوه دو غار دیگر به اسامی سوباشی و غار سراب موجود می باشد که به ترتیب حدود 7 و 11 کیلومتر با غار علیصدر فاصله دارند. آب درون غار علیصدر از غار سراب سرچشمه می‌گیرد.

از دیدنی های این غار، رسوبات کربنات کلسیم و استالاگمیت‌ها در سقف و دیوارها، تالارهای بزرگ و پیچ در پیچ  و دهلیزها و دالان های مشبک را می‌توان نام برد. آب دریاچة بدون رنگ و بو است و مزه آن معمولی و بسیار زلال است و تا عمق 5 متری کف آن به خوبی با کمترین نور قابل دیدن است این آب از لحاظ درجة حرارت جزو آبهای سرد است. منظرة‌ درون غار بسیار بدیع و هوای آن سبک است و حالت سکون مطلق دارد . بصورتیکه اگر شمعی در آن روشن کنیم , هیچگونه حرکتی در شعله شمع نمایان نمی شود .

تمامی کانالهای این غار هنوز کشف نشده است و گفته می شود که در یکی دو شبکة آن میان 10 تا 11 کیلومتر پیشروی شده‌است . در بعضی از کانالهای آن پس از عبور از دریاچه به خشکی می رسیم که با طی نمودن مسافتی طولانی در خشکی دوباره دریاچه و یا کانال آب نمایان می شود . به طور رسمی 2100 متر از طول غار شناسایی شده که ارتفاعی بین 1 تا 35 متر ، عرض 2 تا 15 متر و عمق 1 تا 17 متر را دارا می باشد . این غار عظیم درحال حاضر به یک دهکده گردشگری تبدیل شده است و تاسیسات رفاهی را در اطراف غار گسترش داده اند و در داخل غار نیز استفاده از روشنایی برق و قایق های پدالی چهار نفره بازدید از آن را بسیار آسان نموده است.

ali-sadr cave      

توضیحات بیشتر: 

1- http://hemedan-az.blogspot.com/2005/07/blog-post_112198226560442111.html 

2- http://www.chn.ir/news/?section=1&id=11784 

3- http://www.alisadr.com/farsimainpage.htm 

پیام های دیگران (20)        link        جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
عجایب طبیعی ایران ۱

۱- زندان سلیمان- تکاب

در فاصله سه کیلومتری مجموعه شگفت انگیز تخت سلیمان تکاب، کوه مخروطی شکلی وجود دارد که به زندان سلیمان معروف است . این کوه از نمای بیرونی گویای چیزی نیست اما صعود از آن و رسیدن به قله که کمتر از نیم ساعت به طول می‌انجامد شما را در برابر یکی از شگفت انگیزترین پدیده های طبیعی ایران قرار می‌دهد. دهانه این کوه با قطری حدود 40 متر شبیه دهانه آتشفشان است. اما عمق حدود صد متری آن که قبل از هر چیزی وحشتی تجربه نشده را به هر بیننده ای تحمیل می‌کند به شکلی بسیار عجیب و هولناک است. این کوه توخالی که می‌گویند زمانی سیاه چال بوده در نوع خود در جهان بی نظیر است.

گروه باستان شناسان آلمانی که در صدد پایین رفتن از این سیاه چال بوده اند متوجه وجود نوعی گاز می‌شوند که امکان پایین رفتن را به آنان نمدهد. آن ها بره ای را به کمک طناب به پایین می‌فرستند. پس از طی حدود 30 متر علایم تنفسی این بره نشان می‌دهد که میزان اکسیژن به طرز عجیبی کاهش می‌بابد. ارتفاع آن از سطح دریا 2599 متر واز سطح زمین های هم جوار 97 تا 107 متر می‌باشد. وجود کلاغ های نوک قرمز وپرواز آنها در محدوده مشخصی از عمق این کوه نیز گواه این مسله است که گازهای سمی‌در عمق این سیاه چال متصاعد می‌شود. این کوه دقیقآ رو به روی کوه بلیقیس قرار دارد اما به دلیل رعب خاصی که از دیدن آن حاصل می‌شود مورد توجه بسیاری از طبیعت گران صخره نوردان و حتی گردشگران عادی است  

پرستشگاه زندان سلیمان که دهانه آتشفشان جالب توجهی است بی گمان جایگاه مقدسی بوده است. زیرا در پیرامون دهانه این کوه مخروطی شکل که در آن روزگار کهن پر از آب بود خانه یا اتاقهایی برای زائران یا کاهنان ساخته بودند زمین تخت وبلندی که در یک سو قرار دارد با گفته هرودت سازگار است . چون او می‌گوید که پارسیان برای خدایان تندیس نمی‌سازند یا پرستشگاهی یا محرابی بر پا نمی‌کنند. آنان زئوس و دیگر خدایان را بر کوههای بلند سپاس می‌گزارند. اما سفالینه های پیدا شده در اینجا پیشتر از سده هشتم پیش از میلاد است و کاوشگر آنجا بر آن است که زندان جایگاه مانایی است که به دست مادها تباه گشته است.

از شهر زنجان دو مسیر برای رسیدن به منطقه تخت سلیمان دریاچه زیبای آن و کوه شگفت انگیز زندان، وجود دارد.یکی مسیر زنجان به بیجار و تکاب و تخت سلیمان... و دیگری مسیر زنجان به دندی و تخت سلیمان که مسیر دوم نزدیکتر و زیباتر بوده ولی ناهموار است در طول این مسیر حدود ۲۰ کیلومتر مسیر خاکی باید طی شود. طول مسیر از زنجان به دندی حدود ۱۰۰ کیلومتر- دندی به تخت سلیمان ۵۰ کیلومتر و تخت سلیمان به تکاب ۴۵ کیلومتر است.

با تشکر از آقای نادر امیری  

  iran -takab

iran takab

iran takab

اطلاعات بیشتر:

۱- http://majid351.persianblog.ir/1385_8_majid351_archive.html

۲- تاریخ ایران باستان ـ ـ ریچارد نلسون فرای

۳- http://11360.persianblog.ir/ 

پیام های دیگران (19)        link        دوشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
تصاویری از شگفتیهای طبیعت جهان

پارک ملی آرکز - آمریکا

----

اثر ملی ورمیلون کلیفس - آریزونا - آمریکا

-----

باغ خدایان - کلرادو - آمریکا

-------

پارک ملی یوهو - کانادا

------

تصاویر منتخب از سایت ارزشمند پایگاه ملی داده های علوم زمین http://www.ngdir.ir

پیام های دیگران (10)        link        سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
مسیر سلماس به شبستر

دیدنیها و روستاهای مسیر سلماس به شبستر:

روستای کنگرلو - درختان و درختچه های شورپسند مانند گز در اطراف جاده فراوانند.

ابتدای استان آذربایجان شرقی - دریاچه ارومیه از دور پیدا می شود.

ایست بازرسی خفن به قول بچه ها

قرنطینه بین استانی رختار 

غلمانسرای - از اینجا جزو شهرستان شبستر است

رشته کوه زیبایی در سمت چپ جاده - نمای زیبای دریاچه در سمت راست جاده 

دشتی سرسبز پوشیده از درختان سپیدار و باغات سیب و زردآلو و غیره

چشمه کنان - روستایی زیبا در دامنه کوه بسیار سرسبز با نمایی جالب

کوههای مسیر رنگ جالبی دارند 

چهرگان - یک روستای سرسبز در دامنه کوه رنگارنگ قازان با یک دره عریض و حاصلخیز

تسوج - شهری در دامنه های کوهی سرسبز و در میان دره ای عریض و زیبا

قلعه مراغوش - کمربندی تسوج - قره تپه - دیزج شیخ مرجان - حیدر آباد - تیل - شیخ ولی - هفت چشمه 

بندر شرفخانه توضیحات بیشتر http://www.chn.ir/News/?section=1&id=7506 

علی بیگلو - مشنق - کافی الملک - کوزه کنان - داریان - خامنه - شندآباد - بنیس

و بالاخره شبستر - شهری که در منطقه مرکزیت دارد و از نقاط دیدنی بسیاری تشکیل شده است. شهرستان شبستر با حدود ‪ ۱۲۵‬هزار نفر جمعیت و مساحت دو هزار و ‪ ۶۳۱‬کیلو مترمربع در ‪ ۶۰‬کیلومتری شمال غربی تبریز، مرکز آذربایجان شرقی واقع شده است.بعضی از مناطق دیدنی و آثار باستانی منطقه شبستر عبارتند از: سنگ نوشته سر درب مساجد کوشخانه، جامع و خیراب در شبستر و مسجد جامع تسوج - قوچ های سنگی تراشیده از سنگ مرمر و خارا که در اغلب شهرها و روستاهای منطقه به چشم می خورد و شاید از بقایای سلسله های آق قویونلو و قره قویونلوها باشند - تپه‌های خاکستری که در اصطلاح ( کول تپه) خوانده می شود - سواحل دریاچه ارومیه و بندر شرفخانه و شیخ ولی - رشته کوه میشو و مورو با ارتفاعات مرتفع و مناظر دیدنی . 

فون گیاهی شبستر: http://yashilmisho.com/GooneyehGiahi.asp

اگر بخواهید میتوانید شبستر را بیشتر معرفی کنید تا به نام خودتون در این بلاگ ثبت بشه. آبشارهاش یادتون نره

پیام های دیگران (9)        link        شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
 

لطفا اگر آبشار جالبی می شناسید معرفی کنید.. ممنون

پیام های دیگران (13)        link        یکشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
دامغان - گرده کوه

در نزدیکی روستای عوض آباد در غرب دامغان کوهی عجیب و تاریخی وجود داره که واقعا جالب و دیدنیه. وقتی با طبیعت و آثار باستانی این کوه مواجه شدم حس کردم که چقدر کم توجهی به این آثار باعث ضربه زدن به تاریخ ما شده...... بگذریم.

این کوه که به گرده کوه معروفه فقط یک راه برای صعود داره و به هیچ عنوان نمی توان از مسیر دیگری به بالای آن صعود کرد. در بالای این کوه گرد که به کلیه مناظر اطراف و از جمله دامغان مشرف است بقایای شهری قدیمی با کلیه امکانات دیده می شه که توسط قاچاقچیان بی رحم نابود شده است.

سنگهای کاملا گردی به وزن ۵۰ الی ۲۰۰ کیلو در بالای کوه و دامنه های آن دیده می شود که در هنگام حمله دشمن. به سوی آنها پرتاب می شده است.  

در بالای کوه بقایای شکسته خمره های بزرگ دیده می شه که از قرار معلوم برای نگهداری غذا و آب در مدت طولانی استفاده می شده. حتی چندین استخر نگهداری آب نیز در قله این کوه صخره ای ایجاد شده است.

احداث این شهر تاریخی را به دوره حسن صباح و هواداران او نسبت می دهند. که در مسیر حرکت کاروان های بزرگ و در کنار جاده ابریشم ساخته شده است. شگفتیهای این کوه زیبا هر بیننده ای را به تحسین وا می دارد. البته اطراف این کوه از طرف سازمان محیط زیست به دلیل تنوع حیات وحش، منطقه حفاظت شده اعلام شده است. 

این آثار تاریخی را که تمام کشورهای دنیا در حسرت آن می سوزند پاس بداریم.

این هم چند عکس زیبا از گرده کوه 

دامغان

Damghan

عوض آباد

لطفا اگر آبشار جالبی می شناسید معرفی کنید

پیام های دیگران (17)        link        دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
مسیر کاشان به دلیجان

به نظر من توی ایام عید مسافرت به شهرهای بزرگ و معروف اصلا درست نیست چون برای دیدن هر چیزی مجبوری ساعتها معطل بشی. تازه همه چیز همه حسابی گرونه. پس بهتره که به روستاهای کوچیک و شهرهای ناشناخته سفر کنید تا ببینید که همه جای ایران قشنگه.

امسال ابتدای سال یک سفر به کاشان و اطراف آن داشتم. چون که هم نزدیک به تهران بود و ماشینم زیاد اذیت نشد -حیوونی- و هم اینکه کلی جاهای دیدنی داشت که توی این فصل از سال زیاد سرد و بارونی نیستند. از کاشان به سمت نراق دلیجان و محلات یه راه جالب داره که بسیار زیبا و  تاریخی است و کلی روستا و شهرهای کوچیک و معرکه داره..!! مثل 

نیاسر - باغ تالار- آبشار نیاسر - جارتاقی دوره ساسانی - کوشک - غار رییس و کلی جاهای دیدنی دیگه در یک شهر کوچولو...

        

مشهد اردهال با زیارتگاه و قتلگاه سلطانعلی و برج و باروهای قدیمی

   

روستاهای کرفس، جوشق، نشلج و خاوه با کلی امامزاده و آثار تاریخی ناشناخته

روستای نشلج    روستای جوشقان

نراق با آب انبارها و خانه‌های قدیمی و دیدنی های بسیار زیبا از جمله دره آبشتا naragh.ir

     

یه غار هم توی این مسیره به اسم غار چالنخجیر که بین نراق و دلیجان واقع شده و بسیار زیبا است البته بین نراقیها و دلیجانیها بر سر مالکیت اون بحثه.. ولی از قرار معلوم نراقیها جلوترند.

     

راستی جاسب هم توی این مسیره -- قابل توجه دانشگاه آزادیها !!!

عکس های مربوطه رو بعدا حتما می زارم. 

لطفا اگر آبشار جالبی می شناسید معرفی کنید

پیام های دیگران (17)        link        چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦ - مجید اسکندری
تبریک

اونایی که دلشون هوای شکوفه و گل و بهار نارنج کرده......

اونایی که دلشون هوای چشمه و دشت و دریاچه داره.......

اونایی که دلشون واسه سکوت دلنشین یه کوه سرسبز و بوی عطر گلهای آویشن تنگ شده...

یا دوست دارن کنار یه آبشار زیبا دراز بکشن و بازی سنگ و آب رو تماشا کنن.....

همه و همه ...

بهار طبیعت بر همه عاشقان آرامش مبارک باد. 

پیام های دیگران (10)        link        دوشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٥ - مجید اسکندری

تالار دین واندیشه

دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390

ذخیره تغییرات تنظیمات پیش فرض بخشهای مورد علاقه خود را جهت نمایش در این صفحه انتخاب نمائید:

دوشنبه چهارم مهر 1390 خورشیدی (سال جهاد اقتصادی)

( طرح رشد و تعالی راسخون ) اندیشه های شما برای سایت راسخون
عکس ها و مناظر دیدنی زیبا از لرستان - خرم آباد - ایران زیبا ( 1 )
عکس ها و مناظر دیدنی زیبا از لرستان - خرم آباد - ایران زیبا ( 1 )

یک شنبه 15 شهریور 1388  4:01 PM




عکس ها و مناظر دیدنی زیبا از لرستان - خرم آباد - ایران زیبا
 

 
 
 
 
 
 
 
مسیر آبشار شوی
 

 
 
 
قلعه فلک‌الافلاک خرم‌آباد
 

 
کلیک برای مشاهده عکس اندزه کامل
 

 
کلیک برای مشاهده عکس اندزه کامل
 

 
 

 

 

 

کلیک برای مشاهده عکس اندزه کامل


 


 

 


 
 

 

siedehm






تاریخ عضویت: شهریور 1388 
سطح کاربری : کاربر تازه وارد
تعداد پست ها: 18
محل سکونت : بوشهر

   
تشکرهای این پست

  
 
دسترسی سریع:
دین و اندیشه

متن انگلیسی

دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390

There are two things that are infinitive
Galaxies and stupidity of humans

which i have doubts about the first one

دو چیز است که انتهایی ندارد
کهکشان ها و حماقت بشر
که در اولی شک دارم

When anxiety was great
within me your consolation
brought joy to my soul
آن دم که اضطراب زیادی در وجودم بود
دلگرمیت شادی به روحم را آورد.

Growing in holiness
means growing in love

به قداست رسیدن رشد یافتن در عشق است


Don't
walk in front of me

I may not follow
Don't walk behind me
I may not lead
Walk beside me and
be my friend
Albert Camus


جلوی من قدم بر ندار
شاید نتونم دنبالت بیام
پشت سرم راه نرو
شاید نتونم رهرو خوبی باشم
کنارم راه بیا و دوستم باش.

You are like the sunshine so warm,
you are like sugar, so sweet...

you are like you...
and that's the reason why I love you!


تو مثل نور خورشید هستی خیلی گرم..
تو مثل شکرهستی خیلی شیرین
تو مثل خودت هستی ..
و دقیقا به همین خاطره که من دوستت دارم


The beauty of a woman Is not in a facial mole
But true beauty in a woman is reflected in her soul
زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست
بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره

Always there is a drop of madness in loveyet always there is a drop of reason in madness

در عشق همیشه قطره ای جنون هست
و در جنون هم همیشه قطره ای عقل

The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders
It is seen in the width of his arms that encircle you
قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست
بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی
و اون میتونه تو رو حمایت کنهThe nearer the soul is to God, the less its
since the point nearest the circle is subject to the least motion.. disturbances

هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است
زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد

english

دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390
I swear by the quiet silence of your paper house, I know your dreams are as beautiful as my fancies believable. You've got the mystic believe of love from my silence. I've got the final point of belief from your silence. Maybe it's not possible to feel that the words we say about the paper world we've made are hearable. But we can start to paint the gray branches of the paper trees green. I know painting, you know painting too. So why don't you start? When I was a child, I didn't have any water color. I used to go to little garden near stream and cut all the color flowers and paint. If we search the paper garden near paper house for a short time, there have to be flowers to paint our believes the red color of love. به سکوت آرام خانه کاغذی ات قسم که می دانم رویاهای تو به زیبایی خیالات من باورکردنی است. تو از سکوت من به باور عرفانی عشق رسیده ای. من از سکوت تو به نقطه نهایی ایمان رسیده ام. شاید نتوان درک کرد که گفته های ما از آن دنیای کاغذی که ساخته ایم، شنیدنی است. ولی می شود دست به کار شد و رنگ سبز به شاخه های خاکستری درختهای کاغذی کشید. من که نقاشی کردن می دانم. تو هم که نقاشی کردن می دانی. پس چرا دست به کار نمی شوی؟ وقتی بچه بودم، برایم آبرنگ نمی خریدند. می رفتم سراغ باغچه کنار رودخانه هر چه گلهای رنگی بود می چیدم و نقاشی می کردم. اگر کمی در باغ کاغذی کنار خانه کاغذی مان جستجو کنیم حتماً گلهای کاغذی دارد که رنگ قرمز عشق به باورهایمان بکشیم.
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

عبدالرحمن جامی

دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390

جامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
برای عارف سده ششم با نام جامی، شیخ احمد جامی را ببینید.
عبدالرحمن جامی

مینیاتوری در یکی از کتاب‌های جامی
زادروز ۲۴ آبان ۷۹۳
خرگرد، شهرستان خواف ایران
درگذشت ۲۷ آبان ۸۷۱ (۸۱سالگی)
هرات
آرامگاه تخت مزار، هرات
محل زندگی هرات، سمرقند
نام‌های دیگر نورالدّین عبد الرّحمن بن نظام‌الدین احمد بن محمد
پیشه خلیفه طریقت نقشبندیه
نهاد مدرسه نظامیه هرات
سبک تصوف
لقب خاتم‌الشعرا، ابوالبرکات، دشتی

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی (۲۴ آبان ۷۹۳- ۲۷ آبان ۸۷۱)، (۲۳ شعبان ۸۱۷ – ۱۷ محرم ۸۹۸ ه‍ ق) ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار ایرانی سده ۹ قمری است.

محتویات

[نهفتن]

زندگی [ویرایش]

از طرف پدر نسبش به محمد بن حسن شیبانی، فقیه معروف حنفی سده ۲ قمری می‌رسد. پدرش اهل دشت (شهری در نزدیکی اصفهان) بود که در سده ۸ قمری به خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد.[۱]

روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام، که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد. در حدود سیزده سالگی همراه پدرش به هرات رفت و در آنجا اقامت گزید؛ در همانجا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمده حیاتش نیز در همانجا به سر آمد[۲] و از آن زمان به جامی شهرت یافت. وی در شعر ابتدا دشتی تخلص می‌کرد، سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام احمد جام ذکر کرده‌است.[۱]

جامی مقدّمات ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت و چون خانواده‌اش شهر هرات را برای اقامت خود برگزیدند، او نیز فرصت یافت تا در مدرسه نظامیه هرات که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود، مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون صرف و نحو، منطق، حکمت مشایی، حکمت اشراق، طبیعیات، ریاضیات، فقه، اصول، حدیث، قرائت، و تفسیر به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون خواجه علی سمرقندی و محمد جاجرمی استفاده‌کند.

در این دوره بود که جامی با تصوّف آشنا و مجذوب آن شد به‌طوریکه در حلقه مریدان سعدالدین محمد کاشغری نقشبندی درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش (۸۶۰ ه‍ ق برابر با ۱۴۵۵ م) خلیفه طریقت نقشبندیه گردید. پس از گذشت چند سالی جامی راه سمرقند را در پیش گرفت که در سایه حمایت پادشاه علم دوست تیموری الغ بیگ به کانون تجمّع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود. در سمرقند نیز نورالدّین توانست استادانش را شیفته ذکاوت و دانش خود کند. او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود، با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت.

مزار عبدالرحمان جامی در شمال غربی شهر هرات

جامی به افتادگی و گشاده‌رویی معروف بود و با اینکه زندگی‌ای بسیار ساده داشت و هیچ گاه مدح زورمندان را نمی‌گفت، شاهان و امیران همواره به او ارادت می‌ورزیدند و خود را مرید او می‌دانستند. جانشینان الغ بیگ خصوصا سلطان حسین بایقرا و امیر او علیشیر نوایی تا آخر عمر او را محترم می‌داشتند و اوزون حسن آق قویونلو، سلطان محمّد فاتح پادشاه عثمانی و ملک الاشراف پادشاه مصر از ارادتمندان او بودند.

جامی سرانجام در سن ۸۱ سالگی در شهر هرات درگذشت. آرامگاه او در حال حاضر در شمال غربی شهر هرات واقع و زیارتگاه عام و خاص است است.


اعتقادات مذهبی [ویرایش]

بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشته‌های جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد ص سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانسته‌اند؛ عده‌ای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانسته‌اند. در کتاب شواهدالنبوه جامی از خلفای چهارگانه با ادب و احترام بسیار یاد برده و ایشان را بر اهل بیت مقدم داشته، و احادیثی که در فضائل آنان به پیغمبر منسوب است همه را نقل کرده و به فارسی برگردانده‌است. با این حال جامی در مدح ائمه شیعه از جمله علی، حسن و حسین و نیز سجاد اشعاری سروده‌است و ایشان را به صدق و عدل و شجاعت ستوده‌است. اما آن‌چه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد.

آن امام به حق ولی خدا
کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند
یکی از ابلهی یک از خامی
هر دو را نام عبدرحمانست
آن یکی ملجم این یکی جامی

هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفته‌است مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی می‌کشد، ناپسندیده‌است. دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که لشکر صفوی دستور یافتند در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی خواهر زاده جامی در این وصف الحال شعری هم دارد.

آثار جامی [ویرایش]

از جامی ده‌ها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبان‌های فارسی و عربی به یادگار مانده‌است

۱- آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کرده‌است:

جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود:

الف) فاتحة الشباب (دوران جوانی)

ب)واسطة العقد (اواسط زندگی)

ج) خاتمة الحیاة (اواخر حیات)

دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال ۸۸۴ تدوین و تنظیم کرده‌است. قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقی‌است. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سروده‌است. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمی‌کند و اکثرا عاشقانه یا عارفانه‌است.

از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقی‌است که یا محتوی مسائل عرفانی‌است و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانه‌ای در آن نهفته‌است. دیوانی نیز به نام دیوان بی‌نقاط از جامی به‌جای مانده که در تمامی واژه‌های آن هیچ حرف نقطه‌داری استفاده نشده‌است.[۳]

  • هفت اورنگ که خود مشتمل بر هفت کتاب در قالب مثنوی است.

مثنوی اول سلسلة الذهب به سبک حدیقةالحقیقه سنایی و در سال ۸۸۷ سروده شده‌است، در این مثنوی از شریعت، طریقت، عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفته‌است.

مثنوی دوم سلامان و ابسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلوست و در سال ۸۸۵ تألیف شده‌است. حکایت سلامان و ابسان نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورد.

مثنوی سوم تحفة الاحرار نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزن‌الاسرار نظامی سروده شده‌است. در این کتاب اشارت‌هایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمده‌است. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامه‌ای نگاشته‌است که در آن از جوانی خود یاد کرده‌است.

مثنوی چهارم سبحةالابرار و آن نیز مثنوی تعلیمی‌است که در سال ۸۸۷ سروده شده‌است و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمده‌است.

مثنوی پنجم یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز می‌شود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره برده‌است. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانسته‌اند.

مثنوی ششم لیلی و مجنون مثنوی عشقی‌است که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شده‌است.

مثنوی هفتم خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط، افلاطون، ارسطو، بقراط، فیثاغورث و اسکندر سخن رفته‌است.

آثار منثور [ویرایش]

آثار منثور که برخی از آنان عبارت‌اند از: بهارستان، رساله وحدت وجود، شرح مثنوی، نفحات الانس و منشآت.

بهارستان جامی: این کتاب را جامی برای فرزندش ضیاءالدین یوسف تألیف کرده‌است، جامی در تألیف این کتاب از سعدی تقلید کرده‌است. نثر این کتاب مسجع و متکلف و آمیخته به نظم است.ان کتاب در هشت روضه نگاشته شده‌است و در هر بخش حکایاتی از اولیاءالله و بزرگان صوفیه، شعرا، حکما و پادشاهان آمده‌است. این کتاب در سال ۸۹۲ هجری تألیف شده‌است.

شواهدالنبوه: جامی این کتاب را در سال۸۸۵ و به درخواست امیرعلیشیر نوایی نگاشت. در این کتاب سیره پیامبر اسلام از ولادت یا وفات بیان شده‌است و پس از آن زندگی سلف صالح از صحابه، تابعین و تبع تابعین آمده‌است. این کتاب به نثر ساده فارسی نوشته شده‌است و جامی در آن از اشعار فارسی و عربی و نیز احادیث و روایات نبوی استفاده کرده‌است.

اشعةاللمعات: این کتاب جامی به دستور امیرعلیشیر نوایی و در سال ۸۸۶ نوشته شده‌است، این کتاب در حقیقت شرح جامی بر لمعات فخرالدین عراقی است؛ جامی در شرح لمعات از سخنان محیی‌الدین بن عربی و صدرالدین محمد قونوی بهره برده‌است. شرح لمعات که در آن نکات و اصطلاحات عرفا ذکر گشته‌است در بیست و هشت باب تدوین شده‌است.

نقدالنصوص: کتاب نقدالنصوص که به نثر عربی و فارسی است و در شرح فصوص‌الحکم ابن عربی نوشته شده‌است.

لوایح: این کتاب جامی به نثر فارسی مسجع است و در هفتاد و دو باب نگاشته شده که هر باب با یک رباعی عربی یا فارسی پایان یافته‌است. جامی در سال ۸۷۰ این کتاب را به جهانشاه قره قویونلو ترکمان هدیه کرد.

لوامع: شرح جامی بر قصیده خمریه ابن فارض است که در سال ۸۷۵ نگاشته شد. این کتاب در چهارده باب نگاشته شده و موضوع آن عرفان است.

نفحات الانس :این کتاب مشتمل بر شرح احوال پانصد و هشتاد و دو تن از بزرگان تصوف و نیز شرح زندگی سی و چهارتن از زنان عارف است؛ جامی در تألیف این کتاب به طبقات‌الصوفیه محمد بن حسین سلمی و نیز به تذکرة الاولیای عطار نظر داشته‌است. یکی از شاگردان جامی به نام رضی‌الدین عبدالغفور لاری بر این کتاب شرحی نگاشته که به مرآة النفحات مشهور است.

رسالات: رسالات جامی در فن معما و قافیه‌سازی از نخستین رسالات او هستند. از دیگر رسالات او رساله در ارکان حج است که به زبان فارسی و عربی نگاشته شده و در آن فرائض و مناسک حج و عمره همراه با تأویل عرفانی و فقهی آن آمده‌است. رسالات دیگر جامی برخی رسالات تفسیری و برخی شرح احادیث هستند که به طور پراکنده به زبان فارسی و عربی نگاشته شده‌اند. از مهم‌ترین رسالات جامی، صحیفه محمد پارسا بخاری‌است که در آن احوال یکی از بزرگان صوفیه در خرگرد جام به نام محمد پارسا آمده‌است.

نی‌نامه: نی‌نامه یا نائیه رساله‌ایست در معنی حقیقت نی که در شرح نخستین بیت مثنوی معنوی نوشته شده‌است. این مجموعه آمیخته به نظم و نثر فارسی‌است و در آن به سخنان بزرگان صوفیه و برخی احادیث نبوی استشهاد شده‌است.

رسایل: رسایل جامی رقعه‌هایی است که به سلاطین و بزرگان یا به ارکان دولت نوشته‌است؛ این نامه‌ها در کمال ایجاز و به نثر مسجع فارسی نوشته شده‌است.

پانویس [ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ دانشنامه جهان اسلام. سرواژه: جامی
  2. زرین کوب، عبدالحسین، دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران، 1362 ش
  3. جامی، عبدالرحمن، دیوان بی‌نقاط، لاهور: گلزار محمودی ستیم‌پریس، ۱۳۳۷ هجری.
  • داده‌های جعبه زندگی‌نامه از: اورنبایف، عصام‌الدین، نامه‌های دستنویس جامی، به همکاری و مقدمهٔ مایل هروی، کابل: ۱۳۶۴ خورشیدی.

جستارهای وابسته [ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به عبدالرحمن جامی در ویکی‌گفتاورد موجود است.
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها

تصاویری از .........

دوشنبه 20 دی ماه سال 1389


د

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups



 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

 به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 


پزشکان ایران و سلامتیران

دوشنبه 20 دی ماه سال 1389

هوشافی

منابع: سایت تبیان ، پزشکان ایران و سلامتیران 

با تشکر فراوان از سرکار خانم بیگلری که در تهیه این مجله کمک فراوانی به من فرمودند


1- عمومی

 

مضرات استفاده از ‌طلا برای مردان

طلا از جمله فلزهای زینتی به شمار می‌ رود که طرفداران زیادی دارد و به خصوص خانم‌ ها علاقه ی زیادی به آن نشان می ‌دهند و بالطبع از اشکال مختلف آن به عنوان زیورآلات استفاده می ‌کنند.

در این میان حتما شنیده ‌اید که استفاده از طلا برای مردان منع شده و در اسلام این کار عملی حرام معرفی شده است ولی تا به حال شده از خودتان بپرسید چرا زنان مجاز به استفاده از طلا هستند ولی مردها نباید از این فلز قیمتی و زینتی بهره‌ مند شوند؟ به طور کلی هر موضوعی که اسلام آن را سفارش کرده باشد برای بدن انسان مفید و هر چه را که برای انسان حرام کرده باشد، قطعا برای او مُضر است. اگر چه دلایل برخی مسائل هنوز از لحاظ علمی مشخص نشده است ولی ما به عنوان مسلمان به این معتقد هستیم که مسلما خیری در پشت این ممنوعیت ‌ها وجود دارد.

طلا و کم خونی در مردان

طبق بررسی ‌های متعددی که صورت گرفته، تعداد گلبول ‌های سفید خون در مردان بیشتر از زن ‌ها است، حال آن که تماس بدن مرد با طلا باعث بالا رفتن میزان گلبول‌ های سفید می ‌شود. به طور طبیعی با افزایش شمار گلبول‌ های سفید، جا برای گلبول‌ های قرمز خون کم شده و تعداد آن ها به طور محسوسی کاهش پیدا می‌ کند.

در واقع استفاده از طلا در مردان باعث بر هم خوردن تعادل میان گلبول‌ های سفید و قرمز خون می‌ شود. همین امر باعث بروز کم‌ خونی در مردان و از سوی دیگر باعث بروز سرطان خون می ‌شود که همگی بر اثر اختلال در گلبول ‌های بدن مردان ایجاد می ‌شود.

اما در این جا شاید این سوال ذهن شما را مشغول کند که پس چرا زنان می ‌توانند از طلا استفاده کنند؟ اگر طلا روی تعادل گلبول ‌های بدن مردان تاثیر می‌ گذارد، پس زنان هم نباید از این امر مستثنا باشند.

در نگاه ابتدایی شاید حق با شما باشد، ولی مطالعاتی که روی ساختار بدن زنان انجام شده نشان می ‌دهند تفاوت‌ هایی جزئی در ساختار بدن زن و مرد وجود دارد. طلا حاوی اشعه‌ هایی است که از پوست بدن رد شده و روی گلبول ‌های بدن تاثیر می ‌گذارد. این مساله در مورد مردان کاملا صدق می ‌کند ولی در زنان خیر. در زنان بین لایه ی پوست و گوشت، یک لایه چربی وجود دارد اما در مردان این لایه وجود ندارد. همین لایه محافظ چربی است که همانند سدی محکم مانع از رسیدن اشعه‌ های مُضر طلا به بدن زنان می‌ شود.

تعداد گلبول‌های سفید خون در مردان بیشتر از زن ‌ها است حال آن که تماس بدن مرد با طلا باعث بالا رفتن میزان گلبول‌ های سفید می ‌شود

به این ترتیب تاثیر منفی روی گلبول ‌های قرمز خونی در مردان یکی از مضرات استفاده از طلا در آقایان است.

طلا و سلامت جنسی مردان

دلیل دیگری که از اهمیت زیادی هم برخوردار است، تاثیر منفی اشعه‌ های فلز طلا روی هورمون ‌های جنسی مردان است. استفاده از طلا توسط مردان باعث بروز اختلالات هورمونی شده و حرکت اسپرم ‌ها را با مشکل مواجه می ‌کند، به طوری که سرعت حرکت آن ها به قدری کاهش پیدا می‌ کند که قدرت کافی برای باروری تخمک نداشته و موجب ناباروری مرد می‌ شود.

در واقع بررسی‌ های صورت گرفته حاکی از آن است که بیشترین تاثیر طلا در بافت ‌های مختلف بدن، روی اندام‌ های تناسلی است. طلا بیشترین اثر منفی خود را در مردان در بخشی از دستگاه تناسلی می ‌گذارد که محل تجمع اسپرم‌ ها است. اسپرم‌ ها مدت زمانی را در این مکان می ‌گذرانند تا قدرت باروری و تحرک یابند. بنابراین اشعه ‌های مُضر طلا با تاثیر بر این بخش به شدت از سرعت حرکت و باروری اسپرم ‌ها می‌ کاهد.

علاوه بر ناباروری که پیامد مهمی در استفاده از طلا است، مشکلات روحی و خانوادگی ناشی از آن را هم باید اضافه کرد که گاهی باعث هزینه ‌های زیاد برای درمان ناباروری و حتی به هم خوردن زندگی‌ ها می ‌شود. در این میان حتی افرادی که از طلا به عنوان زینت استفاده نمی ‌کنند و تنها شغل آن ها ایجاب می ‌کند که با طلا در ارتباط باشند هم از این خطرات در امان نیستند و اختلالات هورمونی گریبان آن ها را نیز ممکن است بگیرد.

طلا در همه رنگ و همه ‌شکل ممنوع!

وقتی صحبت از طلا به میان می ‌آید، همه ی جواهرات ساخته شده از آن را در بر می ‌گیرد. زنجیر طلا، انگشتر طلا، حلقه ی طلا، بند ساعت و حتی عینک طلا و حتی سروکار داشتن با طلا و طلا سازی هم می ‌تواند برای مردها مشکل ایجاد کند و فرقی هم نمی ‌کند مدت کوتاهی با این طلا در ارتباط باشید یا طولانی، به هر حال برای مردان منع استفاده دارد.

اما در برخی شرایط از طلا و سایر فلزات از قبیل نقره به عنوان درمان استفاده می‌ شود و گاهی نیز این فلز در دندان سازی و جراحی استخوان‌ ها کاربرد دارد؛ در این حالت چون صرف درمان بوده و برای برطرف کردن مشکل و بیماری ایجاد شده مورد استفاده قرار می‌ گیرد، ایرادی ندارد. کما این که شواهد حاکی از آن است که در طب سنتی چینی و در طب سوزنی گاهی برای درمان برخی بیماری ‌ها از سوزن‌ های طلایی یا نقره‌ ای استفاده می ‌کنند.

طلا به طور کلی به 3 رنگ زرد، سفید و قرمز در بازار وجود دارد و مهم نیست مردان از چه رنگ طلا استفاده کنند، بلکه مهم ماهیت طلا است که در هر سه رنگ آن وجود دارد.

در این بین برخی فکر می‌ کنند طلا سفید همان پلاتین است ولی پلاتین فلزی جداگانه و با طلا سفید متفاوت است. طلا سفید همان طلای زرد رنگی است که با مخلوط کردن مقداری نقره به رنگ سفید در می‌ آید و قطعا استفاده از آن برای مردان هم حرام است و هم ضرر دارد. ولی پلاتین که فلز متفاوتی است هیچ یک از اشعه‌ های منفی طلا را نداشته و هیچ منع استفاده‌ ای هم برای مردان ندارد و با خیال راحت می ‌توانید از این قبیل جواهرات همانند پلاتین یا نقره که حتی برای بدن مفید هم هستند، استفاده کنید.

 طلا، آفتی برای مردان

 از نظر پزشکی، طلا روی گلبول های قرمز خون مردان اثر سویی دارد و سیستم ایمنی بدن آنان را دچار اشکال می کند. وقتی طلا با پوست تماس پیدا می کند، یون های آن وارد بدن می شوند. این یون ها در مردان در کبد جمع و همان جا متوقف می شوند و موجب اختلال می شوند.

تحقیقات پزشکان در سال های اخیر نشان داده است که طلا دارای خاصیت شبه القایی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی می گذارد این خاصیت باعث می شود خون دچار غلظت خاصی شود و حالت کثیفی به آن دست دهد. البته نکات دیگری هم هست که در مجموع، موجب امراض قلبی و خونی و سکته می شود و این اثرات در مردان متفاوت است.

***************

  

چگونه گرفتگی بینی را باز کنیم؟

تغییرات فصلی، ابتلا به سرماخوردگی و آلرژی می توانند باعث بروز علائمی مانند گرفتگی بینی شوند. گرفتگی بینی با استفاده از تعدادی درمان های خانگی یا داروهای بدون نسخه قابل رفع است.

هرگز به طور همزمان از چند روش برای این کار استفاده نکنید، به خصوص اگر قبلا درمان های طبیعی را امتحان نکرده اید. بعضی گیاهان دارویی با داروها تداخل می کنند، لذا هر نوع گیاه دارویی یا داروی شیمیایی را به طور جداگانه استفاده نمایید و با هم استفاده نکنید.

1- از اسپری های مخصوص بینی حاوی سرم فیزیولوژی استفاده کنید.

این اسپری ها را می توانید از داروخانه تهیه کنید. قبل از مصرف این اسپری، به آرامی نفس خود را بیرون دهید و بعد از زدن اسپری فورا عطسه نکنید، یا نفس تان را بیرون ندهید.

عطسه کردن یا بیرون دادن نفس، تاثیر اسپری را از بین می برد، زیرا محلول سرم فیزیولوژی باید مدتی در حفره بینی باقی بماند تا بتواند گرفتگی و خلط ها را از بین ببرد.

 

2- چای سبز بنوشید.

نوشیدن چای سبز باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و گرفتگی سینوس ها به علت آلرژی یا سرماخوردگی را باز می کند.

چای سبز، گرفتگی بینی را رفع می کند، زیرا حاوی مواد آنتی اکسیدانی است که سیستم ایمنی بدن را تحریک می کنند. همچنین تمامی علائم ناشی از سرماخوردگی را برطرف می کند؛ مثل آبریزش بینی، تب و گلودرد.

چای سبز حاوی مواد مغذی ضد التهاب مثل ویتامین C و ال تِنین است.

3- رطوبت محیط را افزایش دهید.

شما می توانید با استفاده از یک دستگاه بخور، میزان رطوبت هوای خانه خود را افزایش دهید. قبل از خوابیدن در شب، دستگاه بخور را روشن کنید تا بتوانید راحت تر در خواب نفس بکشید.

همچنین می توانید دو یا چند بار در روز و هر بار 10 دقیقه، داخل سونا یا زیر دوش آب گرم بروید تا گرفتگی بینی تان باز شود . بخار آب گرم با افزایش رطوبت هوا، گرفتگی بینی را رفع می کند.

***************

 

آنفلوآنزای فصلی شایع شده در اروپا به ایران می‌رسد

سالمندان بالای 65 سال، بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن ریوی، قلبی-عروقی، ساکنان آسایشگاه‌ها و کارکنان آنها، بیماران دچار دیابت، بیمارانی که بر اثر دیالیز، شیمی‌درمانی، پیوند عضو، تالاسمی و ... دارای ضعف سیستم ایمنی بدن هستند، بیماران کلیوی، متابولیک و نیز کارکنان حرفه‌های پزشکی، بهداشتی به ویژه افراد در تماس با بیماری به عنوان افراد در معرض خطر ابتلا به آنفلوآنزا یاد می‌شوند

رییس مرکز تحقیقات بیماری‌های عفونی و گرمسیری دانشگاه شهید بهشتی گفت :در صورت ابتلای گروه‌های در معرض خطر به ویژه بیماران قلبی-ریوی به بیماری آنفلوآنزا آلودگی هوا بیماری آنها را تشدید می‌کند که این مساله ضرورت واکسینه‌کردن این گروه‌ها در برابر ویروس آنفلوآنزا را بیش از پیش ضروری می‌کند. دکتر داوود یادگاری با بیان این خبر افزود: «با توجه به همه‌گیر شدن آنفلوآنزا H3N2 در اروپا که احتمالا ویروس آن به ایران می‌رسد، لزوم واکسینه کردن افراد در معرض خطر که در مرحله اول- شهریور و مهر ماه امسال- علیه ویروس آنفلوآنزا واکسینه نشده‌اند، ضروری است.»دکتر داود یادگاری ادامه داد: «آنفلوآنزای H3N2 نوعی آنفلوآنزای فصلی است که به دلیل چرخه ویروس، امسال در اروپا بیشتر شایع شده است که خوشبختانه واکسن‌های موجود در بازار هم نسبت به این نوع آنفلوآنزا و هم نسبت به ویروس آنفلوآنزای تیپ A (H1N1) مصونیت می‌دهند.سالمندان بالای 65 سال، بیماران مبتلا به بیماری‌های مزمن ریوی، قلبی-عروقی، ساکنان آسایشگاه‌ها و کارکنان آنها، بیماران دچار دیابت، بیمارانی که بر اثر دیالیز، شیمی‌درمانی، پیوند عضو، تالاسمی و ... دارای ضعف سیستم ایمنی بدن هستند، بیماران کلیوی، متابولیک و نیز کارکنان حرفه‌های پزشکی، بهداشتی به ویژه افراد در تماس با بیماری به عنوان افراد در معرض خطر ابتلا به آنفلوآنزا یاد می‌شوند.همچنین از خانم‌های بارداری که 3 ماهه دوم و سوم بارداری آنان همزمان با فصل شیوع آنفلوآنزاست به عنوان دیگر گروه‌های پرخطر نام برده می‌شود که پزشکان بر لزوم واکسینه کردن آنان تاکید دارند.»به گفته دکتر یادگاری در صورت ابتلای گروه‌های در معرض خطر به ویژه بیماران قلبی-ریوی به بیماری آنفلوآنزا، آلودگی هوا بیماری آنان را تشدید می‌کند که این مساله ضرورت واکسینه کردن این گروه‌ها در برابر ویروس آنفلوآنزا را بیش از پیش ضروری می‌سازد.وی از تغییر ناگهانی درجه حرارت و سرد بودن هوا به عنوان 2 عامل مهمی نام برد که شانس بیماری ویروسی از جمله آنفلوآنزا را در افراد افزایش می‌دهد.واکسن آنفلوآنزا هر سال حاوی چند نوعم متفاوت از ویروس است؛ ویروس‌هایی که به نظر محققان ممکن است در آن سال تاثیر بیشتری داشته باشند. در صورت انتخاب صحیح این ویروس‌ها واکسن آنفلوآنزا در افراد زیر 65 سال 70 تا 90 درصد پیشگیری از این بیماری موثر خواهد بود.هر چند واکسیناسیون، کاملا تضمین‌ نمی‌کند که فرد به آنفلوآنزا مبتلا نشود، ولی بهترین شانس برای سالم ماندن است.اثربخشی واکسیناسیون در برابر آنفلوآنزا بستگی به دو عامل سن و وضعیت سلامت فرد دارد.آنفلوآنزا یک عفونت مسری مجاری تنفسی شامل بینی، گلو و ریه‌هاست که با علایمی همچون تب، سردرد، خستگی شدید، سرفه، گلودرد، احتقان بینی و بدن‌درد، کار و فعالیت اجتماعی افراد را تا دو هفته مختل می‌کند.اگر چه بسیاری از افراد ممکن است، بدون دریافت درمان دارویی بهبود یابند اما آنفلوآنزا می‌تواند منجر به بروز مشکلات تنفسی حادتری مانند برونشیت و پنومونی شود.تغییرات گونه‌های ویروسی هر ساله باعث لزوم واکسیناسیون سالانه می‌شود.

***************

 

درمان ۶ بیماری با سلول درمانی در کشور

رئیس مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان، از تلاش این مرکز برای درمان بیماریهای قلبی و عروقی، استخوانی و غضروفی، گوارشی و کبدی، پوستی، چشمی و عصبی با استفاده از سلولهای بنیادی خبر داد و گفت: همچنین موفق به تولید چسب بافتی از خون بندناف شدیم که به عنوان دارو مورد استفاده قرار می گیرد.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر ناصر اقدمی در نشستی خبری ، بیماریهای قلبی و عروقی، استخوانی و غضروفی، گوارشی و کبدی، پوستی، چشمی و عصبی را از اولویت های تحقیقاتی این مرکز نام برد و اظهار داشت: در این مرکز پروژه هایی برای درمان این بیماریها با استفاده از سلول درمانی در دستور کار و برای هر یک از آنها پروژه های مطالعاتی بزرگی اجرایی شده است.

رئیس مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان به جزئیات درمان بیماریهای مختلف با استفاده از سلول درمانی اشاره کرد و ادامه داد: در زمینه زخم پای دیابتی مطالعاتی صورت گرفته و در نهایت موفق شدیم در ۷۰ درصد بیمارانی که در مرحله قطع پا بودند با استفاده از سلول درمانی مانع از قطع عضو در آنها شویم.

وی با بیان اینکه برخی از دستاوردهای این پژوهشگاه برای اولین بار در دنیا تولید شده است، یاداور شد: تولید چسب بافتی از خون بند ناف از جمله این دستاوردها است که به عنوان دارو در جراحی ها استفاده می شود

بیماریهای استخوانی و غضروفی

وی با اشاره به درمان بیماریهای استخوانی و غضروفی از طریق سلول درمانی، یاداور شد: “شکستی های جوش نخورده”، “کیست های استخوانی”، “آرتروز” و “نکروز سرفمور” از جمله زمینه های تحقیقاتی مرکز سلول درمانی بود که در آنها به نتایج مناسبی دست یافتیم.

اقدمی، یاداور شد: مثبت بودن نتایج تحقیقات باعث شد تا این نتایج را در مرحله بالینی وارد کنیم و در حال حاضر خدماتی به این دسته از بیماران ارائه می شود.

بیماریهای گوارشی و کبدی

رئیس مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان یکی از بزرگترین مطالعات این مرکز را درمان بیماریهای گوارشی و کبدی با استفاده از سلولهای بنیادی ذکر کرد و ادامه داد: فاز اول این مطالعات با ۱۰ بیمار آغاز شد و در مرحله بعد قرار است این مطالعات بر روی ۱۰۰ بیمار آغاز شود.

وی با تاکید بر اینکه در حال حاضر ۸ هزار بیمار در لیست پیوند کبد هستند، خاطرنشان کرد: با کاربردی کردن سلول درمانی در درمان بیماران کبدی موفق شدیم ۳۶۵ بیمار را درمان کنیم.

اثرات سلول درمانی در درمان بیماریهای پوستی

مسئول کمیته پژوهشی ستاد توسعه فناوری سلولهای بنیادی، درمان ویتیلیگو، چین و چروک، سوختگی و “اپیدرمیس بلوزا” را از جمله بیماریهایی ذکر کرد که در این مرکز اقدام به درمان آنها از طریق سلولهای بنیادی شده است و اضافه کرد: در فاز مطالعاتی ۱۰ بیمار انتخاب شد و در حال حاضر ۲۵۰ بیمار پوستی از این طریق تحت درمان قرار گرفتند.

به گفته وی این ۲۵۰ بیمار به هیچ یک از روشها درمان نشدند اما با روش سلول درمانی تحت درمان قرار گرفتند.

اقدمی همچنین به موفقیت این مرکز به درمان بیماری “اپیدرمیس بلوزا” اشاره کرد و توضیح داد: بیماری “بلوزا” بیماری ژنتیکی است که فرد بیمار بر اثر آن پوست خود را از دست می دهد که مطالعاتی برای درمان این بیماری با استفاده از سلول درمانی در دستور کار قرار دادیم.

تامین سلولهای بنیادی از مخاط دهان برای درمان بیماریهای چشمی

رئیس مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان با تاکید بر اینکه مطالعه در زمینه بیماریهای چشمی در دو بخش شبکیه و قرنیه انجام شده است، گفت: مطالعاتی در زمینه درمان آسیب های قرنیه صورت گرفت که نتایج خوبی را به دست آوردیم.

وی همچنین از آغاز فاز مطالعاتی تامین سلول بنیادی مورد نیاز برای ترمیم ضایعات قرنیه از مخاط دهان خبر داد و گفت: سلولهای بنیادی در زمانی که هر دو چشم فرد از بین رفته باشد، از جسد گرفته می شود که در این صورت برای پایدار ماندن این سلولها باید سیستم ایمنی بدن سرکوب شود از این رو مطالعاتی را در زمینه دریافت سلولهای بنیادی مورد نیاز برای درمان قرنیه از مخاط دهان (پشت لب) آغاز کردیم.

تلاش برای درمان بیماریهای MS با استفاده از سلولهای بنیادی

اقدمی، با اشاره به تحقیقات این مرکز در زمینه درمان مطالعاتی در زمینه درمان بیماریهای عصبی، یاداور شد: مطالعاتی در زمینه درمان فلج اطفال و مولتیپل اسکلروز (MS) در دستور مرکز قرار گرفته است.

دستاوردهای جدید رویان در حوزه سلولهای بنیادی

وی به دستاوردهای جدید این پژوهشگاه اشاره کرد و اظهار داشت: تولید پرده های آمنیوتیک برای درمان بیماریهای چشمی و سوختگی، کشت سلولهای بنیادی قلبی و عضله ای، تولید و کشت سلولهای استاندارد مزانشیمی و تولید لیز پلاکیتی از خون بند ناف از جمله این دستاوردها است.

وی تولید سرم درمانی از خون بندناف را از دیگر دستاوردها نام برد و افزود: این سرم دارویی است که در چشم پزشکی برای افرادی که دارای التهابهای چشمی هستند به کار می رود علاوه بر این موفق به تولید TCP حاوی سلولهای بنیادی شدیم این دارویی برای امور ارتوپدی است.

 

***************

 

خاصیت اسیدی آبلیمو به تخریب بسیار شدید وجبران ناپذیر مخاط بینی منجرمی شود

لیمو و آبلیمو در واقع یک اسید ملایم است که موجب تخریب بسیار شدید مخاط بینی و بروز مشکلات عدیده ای در مخاط بویایی و تنفسی می شود.

دکتر سید علیرضا مصباحی، دبیر انجمن راینولوژی استان فارس در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا با بیان این مطلب اظهار کرد: افراد به هیج عنوان و تحت هیچ شرایطی از آب لیمو برای درمان بیماری های بینی و سینوس اعم از آلرژی، سرماخوردگی، سینوزیت حاد یا مزمن، پولیپ یا آلرژی استفاده نکنند.

این عضو جامعه جراحان گوش و حلق و بینی آمریکا گفت: چنین اقدامی مشکلاتی برای بیماران مذکور ایجاد می کند که گاه جبران ناپذیر است و نمی توانیم آن مشکلات را برطرف کنیم

***************

 

هوای سرد خطر سکته را افزایش می دهد

به گفته محققان انگلیسی هوای سرد با بالا بردن فشار خون، افراد را در معرض خطر ابتلا به سکته قرار می دهد.

به گزارش گروه علمی پژوهشی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران “ایسکانیوز”، به نقل از medicalnewstoday، بالا بودن فشار خون یکی از عوامل پرخطر ابتلای افراد به سکته به شمار می رود و تحقیقات صورت گرفته نیز حاکی از آن است که دمای سرد هوا با بالا رفتن فشار خون در ارتباط است بنابراین هوای سرد به ویژه زمستان فشار خون را به خصوص در افراد سالمند بالا برده و آن ها در معرض خطر سکته قرار می دهد.

البته دلایل دقیق بالا رفتن فشار خون در هوای سرد کاملاً مشخص نیست ولی محققان بر این باورند که سردی هوا باعث انقباض عروق و غلیظ شدن خون شده و همین امر باعث می شود که خون سخت تر به سراسر بدن پمپاژ شود.

بررسی ها نشان می دهد که فشار خون افراد در فصول سرد سال نسبت به فصول گرم تابستان حدود ۵ درجه افزایش می یابد.

به همین دلیل پزشکان توصیه می کنند برای کاهش خطر بروز سکته افراد به خصوص سالمندان این نکات را در فصول سرد سال رعایت کنند: درها و پنجره های منزل را محکم کنید و دمای اتاق را بین ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتی گراد نگه دارید.

اگر سابقه فشار خون بالا دارید حتماً در این فصول تحت نظر پزشک فشار خون را کنترل کنید.

غذاها یکی از عوامل گرم شدن بدن محسوب می شوند، سعی کنید در زمان سرما از غذاهای گرم استفاده کنید و مصرف چربی های اشباع و نمک را به حداقل برسانید و مایعات گرم بنوشید.

در صورت امکان سعی کنید فعالیت بدنی خوبی داشته باشید و در صورت فعالیت در فضای باز حتماً از کلاه، دستکش و لباس ها و کفش های گرم استفاده کنید.

***************  

 

ترش کردن معده، بیماری های دیگری را در پی دارد

 دکتر امیرحسین فقیهی، متخصص گوارش و کبد، و دانشیار مرکز آموزش درمانی رسول اکرم (ص) گفت:

«ترش کردن و سوزش گلو از علایم مشهود رفلکس اسید معده (بازگشت اسید معده به مری) است و می‌تواند زنگ خطری برای سایر بیماری‌ها باشد.

غذا خوردن، خواب و بوی مواد غذایی باعث ایجاد حرکات دودی شکل و ترشح اسید در معده می گردند و دریچه‌ای که حد فاصل معده و مری قرار دارد، مانع بازگشت و رفلکس اسید به مری می‌شود.

این دریچه در طول شبانه روز چندین مرتبه باز و بسته می‌شود و در صورتی که دریچه حایل به دلایلی پایداری خود را از دست بدهد، اسید به مری باز می‌گردد.

با رفلکس اسید معده به مری، ترشحات بزاق به منظور کاهش و خنثی کردن خاصیت اسید افزایش می‌یابد. همچنین حرکات دودی مری، اسید را به معده باز می گرداند تا به بافت مری آسیب نرساند.

آلرژی، سینوزیت، گلودرد، سرفه مزمن، تنگی نفس و حتی آسم می‌توانند در اثر رفلاکس اسید معده به وجود آیند که در مرحله اول باید ترش کردن معده درمان شود تا بدن به داروها جواب دهد.

در صورت عدم درمان این بیماری، مری ملتهب و متورم می شود و لقمه غذا در گلو گیر می‌کند و سلامت شخص را به خطر می اندازد.

کاهش وزن ، خوردن غذاهای کم حجم، اجتناب از مصرف غذاهای چرب و فست فودها و قهوه از جمله عوامل پیشگیرانه از بروز رفلکس اسید معده (ترش کردن غذا) هستند.»

دکتر بابک رضایی ، متخصص گوارش نیز بیان می کند:

«ترش کردن معده یا سوزش سر‌ دل به تنهایی عامل خطرناک و نگران کننده‌ای نیست. افزایش اسید معده و ورود آن به مری موجب تحریک و در نهایت ایجاد زخم در دیواره مری می‌شود که در صورت تکرار، زمینه بروز سرطان را تقویت می‌کند.

البته افراد باید توجه داشته باشند که سوزش سر‌دل یا همان ترش کردن معده می‌تواند عوارض بیماری‌های دیگری مانند بیماری‌های قلبی باشد که در صورت بروز، باید به سرمنشا آن توجه شود.

زمینه بروز این حالت در افرادی که دارای ناراحتی‌های معده هستند، بیشتر مشاهده می‌شود. استفاده از غذاهای چرب و سرخ کردنی ، نوشابه‌ها، آجیل، شکلات و آب نبات ، ادویه‌جات، مرکبات، فست‌فودها (سوسیس و کالباس)، آب‌غوره و آب‌ نارنج، خیار، کاهو و سبزی خام از جمله مواردی ست که موجب تحریک و افزایش اسید معده می‌شود.

پوشیدن لباس‌های تنگ به ویژه گن در زنان با وارد کردن فشار بر اندام‌های داخلی مانند معده، موجب تحریک معده و ورود اسید معده به مری می‌شود که در این حالت ترش کردن یا سوزش سر دل اتفاق می‌افتد.

استفاده از برخی داروها در بیماران مبتلا به فشار خون بالا و نیز مصرف سیگار و الکل از دیگر عوامل بروز سوزش سر معده هستند. مصرف چای در حالت گرسنگی و بعد از غذا میزان اسید معده را افزایش می‌دهد.

کاهش وزن، کاهش حجم غذای معده و شیب تختخواب (طوری که سر در قسمت بالا قرار بگیرد) از جمله راهکارهای موثر در درمان این حالت هستند. نوشیدن آب در چنین حالتی موجب رقیق شدن اسید معده و دفع آن می‌شود.»

***************

 

اثر ورزش بر فعالیت مغزی

ورزش تنها برای سلامت قلب و کنترل وزن شما مفید نیست، بلکه توانایی ذهنی و هوش شما را نیز تقویت می کند. مطالعات نشان داده اند که ورزش برای مغز نیز بسیار مفید است و بر خلق و خو، پُر انرژی بودن، هوشیاری و احساسات خوب شما بسیار موثر می باشد. همچنین فعالیت بدنی برای بهبود اختلال بیش فعالی و عدم تمرکز ذهنی کودکان نیز بسیار مفید است. نتایج مطالعات اخیر نشان داده است کودکانی که قبل از رفتن به سر کلاس درس 15 تا 45 دقیقه می دوند و فعالیت بدنی دارند، میزان جنب و جوش و بی قراری آن ها در کلاس درس به نصف کاهش می یابد. در اغلب افراد اخلاق و رفتار 2 تا 4 ساعت پس از ورزش هموار و آرام می ماند.

چگونگی تاثیر ورزش در تقویت مغز:

ورزش بر نواحی بسیاری از دستگاه عصبی و ترشح مواد شیمیایی شاد کننده ای مانند سروتونین ودوپامین موثر است که نتیجه ی این امر در نهایت ما را آرام و شاد و خرسند می نماید. به عبارتی دیگر اگر نمی خواهید منتظر بمانید تا احساسات خوب برای شما پیش آیند، خودتان می توانید با ورزش کردن به استقبال آن ها بروید و خود را شاد نمایید. وقتی شخصی ورزش نماید این امر باعث می شود که بهتر فکر کند و عملکرد بهتری داشته باشد و روحیه ی بهتری بیابد. شما با ورزش سیستم اعصاب و عملکرد خودتان را به وضعیت بهتری می رسانید.    

تاثیر ورزش بر بهبود افسردگی:

همان طور که ذکر شد ورزش علاوه بر کمک به سلامت قلب و عضلات و برطرف نمودن چاقی و عوارض ناشی از آن، بر بهبود خلق و خو و تقویت اعصاب نیز بسیار موثر است. امروزه عارضه یافسردگی روند رو به رشدی به ویژه در جوامع شهری یافته است و بسیاری از افراد افسرده بهپُرخوری و منزوی شدن روی می آورند و تبدیل به انسان هایی چاق، افسرده و منزوی می گردند و سلامت خود را به مخاطره می اندازند. در نقطه ی مقابل برخی از افراد افسرده نیز ممکن است اشتها به غذا خوردن را از دست بدهند و دچار اختلالات جسمی و عصبی شوند.

همه می دانیم که افسردگی مختل کننده ی فعالیت های ما است چرا که افسردگی حافظه و کارایی فرد را مورد مخاطره قرار می دهد. در حالی که اگر شما بتوانید روان خود را کنترل کنید می توانید به آرامش و تمرکز ذهنی و حافظه ی خوب دست پیدا کنید. مطالعات نشان داده اند که ورزش و فعالیت بدنی در کاهش عصبانیت، خستگی، استرس و افسردگی بسیار مفید واقع می شوند. جالب است بدانید اخیرا مطالعه ای بر روی 150 فرد با سن 50 سال و بالاتر که افسردگی در آنان تشخیص داده شده بود انجام گرفت.  در این مطالعه افراد به 3 گروه درمانی تقسیم شدند و برای آن ها هر یک از روش های ورزش و فعالیت بدنی یا مصرف داروی ضد افسردگی سرترالین با نام تجاری زلفت(Zoloft) و یا ترکیب هر دو؛ یعنی ورزش و دارو، برای مدت 4 ماه  تجویز شد. 

پس از پایان 4 ماه هر سه گروه احساس بهتری داشتند. ولی پژوهشگران تحقیق را رها نکردند و 6 ماه بعد مجددا افراد را بررسی نمودند و مشاهده نمودند که برگشت بیماری افسردگی در  افرادی که از روش ورزش برای درمان استفاده می نمودند آشکارا کمتر از گروه های مصرف کننده ی دارو یا مصرف کننده ی توام دارو و ورزش بود. به نظر می رسد مصرف دارو به موازات ورزش موجب مخدوش کردن اثرات مفید ورزش می شود. بر این اساس ورزش می تواند یک روش درمانی برای انواع افسردگی باشد.

پس توجه به این نکته مهم است که ورزش و فعالیت بدنی می تواند اضطراب و عصبانیت را برای چند ساعت پس از ورزش کاهش دهند. بر همین اساس قبل از آن که افسردگی به سراغ شما بیاید ورزش را در برنامه ی خود بگذارید. البته ورزش نباید شدت زیادی داشته باشد و خود موجب فشار آوردن به شما شود بلکه باید ملایم و فرح بخش باشد.

روش صحیح ورزش کردن برای تقویت مغز:

برای تقویت مغز توصیه به انجام ورزش های با شدت ملایم تا متوسط می شود. البته روزانه 8 تا 12 دقیقه تعریق و ورزش با شدت زیاد(60 درصد از سرعت ضربان قلب) برای تقویت مغز خوب است. ولی مابقی فعالیت بدنی روزانه بهتر است از فعالیت های سبک تر باشد تا به فرد ورزش کننده فشار و تنش وارد نشود. همچنین توصیه می شود به جای یک جلسه فعالیت بدنی شدید بهتر است فعالیت بدنی را در دو نوبت انجام دهید. برای مثال 20 تا 30 دقیقه در صبح شنا یا ورزش کنید و سپس در شب به پیاده روی بپردازید. شما می توانید ورزش و پیاده روی را در طی روز تقسیم کنید و لازم نیست در یک نوبت با ورزش بیش از حد، خودتان را خسته و کوفته نمایید.

توصیه می شود که حداقل برای سه روز در هفته روزی 30 دقیقه را به فعالیت بدنی ملایم مانند نرمش، پیاده روی و گردش یا شنا بپردازید. البته توصیه ی بهتر نیم الی یک ساعت فعالیت بدنی برای 5 روز در هفته می باشد، که در نهایت بسیار مفید تر است ازآن که هر روز فعالیت بدنی و ورزش داشته باشید. اگر واقعا مایل هستید تلاش بیشتری را برای سرحال بودن و تقویت مغز و جسم خود انجام دهید می توانید برای 5 تا 6 روز در هفته روزی 90 دقیقه به ورزش و پیاده روی بپردازید. اغلب ما می توانیم روزی نیم ساعت پیاده روی را در بین مشغله ها و کارهای روزمره ی خود بگنجانیم اما مهم آن است که انگیزه ی ورزش کردن را داشته باشیم.

شما می توانید از طیف گسترده ای از ورزش ها و نرمش ها برای تقویت مغز و اعصاب خود بهره مند شوید از جمله: بازی با توپ(مثل فوتبال، بسکتبال، تنیس و...)، شنا، دویدن ملایم، پیاده روی، نرمش های کششی و قدرتی ملایم، یوگا، مدیتیشن، تمرینات هوازی، وزنه برداری سبک و غیره.

بنابراین توصیه ی نهایی آن است که بسته به امکانات و موقعیت خود چند نوع فعالیت بدنی را انتخاب کنید و آن ها را به برنامه ی روزانه ی خود اضافه کنید و از مزایای ورزش و فعالیت بدنی نه تنها برای کنترل وزن و پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی بهره ببرید بلکه از منافع آن بر روی مغز خود نیز بهره مند شوید.

***************

 

قرص‌های لاغری گیاهی یک عامل خطرساز

این مواد، عوامل خطرساز و شایع در بروز بسیاری از انواع بیماری‌های در کشورهای توسعه‌یافته و یا در حال توسعه از جمله کشور ماست که افراد با تمایل به حفظ تناسب‌اندام از این مواد استفاده می‌کنند.

دکتر کامبیز سلطانی‌نژاد، عضو هیات‌مدیره انجمن سم‌شناسی و مسمومیت‌های ایران در مورد قرص‌های لاغری گیاهی و فرآورده‌های لاغری طبیعی گفت: «این مواد، عوامل خطرساز و شایع در بروز بسیاری از انواع بیماری‌های در کشورهای توسعه‌یافته و یا در حال توسعه از جمله کشور ماست که افراد با تمایل به حفظ تناسب‌اندام از این مواد استفاده می‌کنند. دکتر سلطانی‌نژاد درخصوص اختلالاتی که این مواد ایجاد می‌کند، بیان کرد: «قرص‌های لاغری گیاهی موجب افزایش خطر بروز اختلالات قلبی‌عروقی مانند سکته‌های قلبی و مغزی شده و محرک سیستم عصبی مرکزی محسوب می‌شود. وی در ادامه توضیح داد: «در صورت مصرف این قرص‌ها می‌تواند موجب بروز عوارض جانبی دیگری، مانند: تهوع، احساس طعم‌های غیرعادی در دهان، خشکی دهان، یبوست، سردرد، گیجی، اختلالات خواب، دردهای عضلانی و مفصلی، برافروختگی و افزایش فشارخون شود. این مشاور علمی ستاد مرکزی اطلاع‌رسانی داروها و سموم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به برخی عوارض شدیدی که در بعضی از بیماران خاص مشاهده شده است، گفت: «عوارضی مانند بی‌حسی، بی‌نظمی ضربان قلب، اختلالات رفتاری، بی‌قراری، پرخاشگری و افزایش افکار در مورد خودکشی در مورد استفاده از این مواد گزارش شده است. این متخصص و استادیار سم‌شناسی در مورد بیشترین استفاده‌کنندگان این قرص‌ها اظهار داشت: «در جامعه ما، خانم‌ها در سنین نوجوانی و جوانی از انواع روش‌های کاهش وزن استفاده می‌کنند و اگرچه تنظیم رژیم‌غذایی و فعالیت‌های بدنی مناسب، یک روش ایمن جهت کاهش وزن و تناسب اندام می‌باشد، با این وجود برخی از افراد بدون مشورت با پزشک متخصص تغذیه از این قرص‌ها استفاده می‌کنند.» وی در خصوص افزایش مصرف این قرص‌ها گفت: «با تبلیغاتی که برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی انجام می‌دهند تمایل به مصرف در این گروه بیشتر شده است که درنهایت سبب تحمیل هزینه‌های مادی و معنوی بر سلامت جامعه می‌شود.» دکتر سلطانی درخصوص یکی از داروهایی که بسیار تبلیغ می‌شود گفت: «یکی از فرآورده‌های لاغری غیرمجاز قرص‌های «سیبوترامین Sibutramine» می‌باشد که سیبوترامین از مشتقات آمفتامین بوده و درگذشته به عنوان یک داروی کاهنده اشتها در درمان چاقی مورد استفاده قرار می‌گرفته است.» این عضو هیات مدیره انجمن سم‌شناسی و مسمومیت‌های ایران با اشاره به برخی از عوارض شدید این دارو توضیح داد: «مطالعات انجام شده خطر بروز حوادث قلبی‌عروقی مانند سکته‌های قلبی و مغزی به ویژه در افراد با سابقه بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد.»دکتر سلطانی‌نژاد در پایان بیان کرد: «مصرف هرگونه دارو یا فرآورده‌های دارویی که جهت کاهش وزن استفاده می‌شود باید دارای مجوزهای رسمی باشد تناسب اندام تنها باید از طریق رعایت اصول علمی و زیر نظر پزشکان و متخصصان تغذیه صورت گیرد.»
 

2- پوست و مو

 

  تاثیر اسید میوه بر پوست و آکنه

متخصصان پوست، از اسیدهای میوه برای انجام لایه ‌برداری یا پیلینگ پوست استفاده می ‌کنند. آن ها از اسید گلیکولیک به غلظت‌ های 50 یا 70 درصد به این منظور استفاده می ‌کنند که کاربردهای وسیعی مانند بهبود جوش‌ های صورت، بهبود چین و چروک ظریف پوست، تقویت کلاژن ‌سازی و پیشگیری از پیری زودرس دارند...

اگر در بیمارانی که لک صورت دارند (مثل لک بارداری) نیز این لایه ‌برداری شیمیایی با دقت انجام شود، می‌ تواند نتایج بسیار خوبی داشته باشد. فراموش نکنیم که هرگونه لایه‌ برداری از پوست می ‌تواند پوست را نسبت به نور آفتاب حساس کند و بنابراین مصرف مرتب و با وسواس ضدآفتاب‌ ها در بیمارانی که در حال لایه ‌برداری از پوست هستند، توصیه می‌ شود.

پیلینگ شیمیایی با اسیدهای میوه

اسیدهای آلفاهیدروکسی (AHA) درواقع اسیدهای ارگانیکی هستند که در سیب سبز(اسیدمالیک)، آناناس و مرکبات (اسیدسیتریک)، نیشکر (اسیدگلیکولیک) میوه‌ های قرمز و شیر ترش و ماست (اسید‌لاکتیک)، بادام تلخ (اسید‌ماندلیک) و انگور (اسید‌تارتاریک) وجود دارند.

روی بسیاری از کرم‌های لایه‌ بردار و جوان ‌کننده کلمه AHA را با غلظت ‌های مختلف خواهید دید. این درصد بین 5 تا 15 درصد متغیر است و افراد می ‌توانند از این کرم‌ ها به عنوان لایه ‌بردار شب‌ ها استفاده کنند ولی همان ‌طور که ذکر شد مصرف ضدآفتاب را در طول روز نباید فراموش کنند و در ضمن بهتر است این کرم ‌ها زیر نظر پزشک متخصص پوست مصرف شوند. بسیار شاهد هستیم که از غلظت‌ های بالا در مراکزی مثل آرایشگاه‌ ها و توسط افراد غیرمتخصص استفاده شده که موجب عوارض دردسرسازی مثل لک‌ های صورت و سوختگی‌‌ های شدید و نیز ایجاد جوشگاه شده است. از ماسک‌ های میوه هم در واقع از اسیدهای میوه ذکر شده برای لایه ‌برداری و پیلینگ پوست استفاده می‌ کنند و در واقع اسیدهای میوه، با رسوخ در لایه‌ شاخی پوست، هم بر اسیدیته تمام لایه شاخی، هم بر سرعت بازسازی سلول‌ ها و هم بر خواص دفاعی و ممانعتی پوست اثر می ‌گذارد. نکته قابل‌ توجه آن است که ممکن است برخی افراد به برخی میوه‌ ها آلرژی داشته باشند.

پیلینگ فیزیکی

در این روش از دستگاهی به نام میکرودرم ابریژن استفاده می شود که لایه برداری ظریف و سطحی انجام می دهد. در این روش، پودر نرم کریستال اکسید آلومینیوم در سطح پوست پخش شده و به وسیله دستگاه با مالش و مکش موجب پاک سازی سطح پوست می شود. به این وسیله، کک و مک، منافذ پوست، لکه های سطحی، چین و چروک های سطحی، اسکارهای ناشی از آفتاب، جوش جوانی، آبله مرغان، سالک و جراحی تا حدودی حذف می شود. این روش نیاز به تکرار دارد (به طور معمول، چهار تا پنج بار به فاصله یک هفته) روش عمیق تر و موثرتر پیلینگ فیزیکی با لیزر انجام می شود.

آکنه و اسیدهای میوه

آکنه صورت در میان 85 درصد از افراد 12 تا 24 ساله بسیار شایع است. این خبر برای میلیون ها فرد جوانی که به آکنه مبتلا هستند، مسرت بخش است. آن ها باید با مشورت با پزشک خود از فرآورده های متنوعی حاوی آلفا و بتاهیدروکسی اسید استفاده کنند.

آلفاهیدروکسی اسید که گلایکولیک اسید و بتاهیدروکسی اسید که سالیسیلیک اسید نامیده می شود، اغلب برای لایه برداری ملایم استفاده می شود و پزشکان برای رفع خطوط ریز و چروک های ظریف و لک های ناشی از جوش و برخورد نور آفتاب از این مواد استفاده می کنند. این مواد شیمیایی، لایه بسیار ظریفی از پوست را برمی دارد و همین موضوع موجب تولید پوستی جدید، ظریف و صاف می شود.

هر دو نوع اسید میوه از مواد ارگانیک یا آلی به دست می آید. اسید آلفا یا گلایکولیک از عصاره نیشکر، عصاره گوجه فرنگی و شیر ترشیده و اسید بتا یا سالیسیلیک از سالیسین که از عناصر فعال در آسپیرین و درخت بید است، به دست می آید.

نتایج یک تحقیق

لایه برداری با اسیدهای میوه نوع آلفا و بتاهیدروکسی اسید برای رفع چین و چروک های بسیار ظریف پوست و جوش های آکنه یا جای آن ها تفاوتی با هم ندارند و تاثیر متوسطی دارند. البته بتا هیدروکسی اسید عوارض کمتری دارد و تاثیر آن بر پوست، بیشتر باقی می ماند اما هر دو نوع به طور مشابهی موجب کاهش ضایعات ناشی از آکنه می شود. در تحقیقی، 20 بیمار مبتلا به ضایعات آکنه ای متوسط تا شدید با میانگین سنی 24 سال که 13 نفرشان زن بودند، بررسی شدند و برای آنان لایه برداری انجام گرفت. هرکدام از بیماران به مدت شش هفته و هفته ای یک بار تحت عمل لایه برداری قرار گرفتند و یکی دو ماه پس از آخرین درمان، مورد ارزیابی و معاینه برای بررسی نتیجه درمان قرار گرفتند. برای هر فرد، روی یک نیمه صورت، اسید آلفا و روی نیمه دیگر اسید بتا کار می شد تا نتیجه و اثر آن بهتر مقایسه شود. در این مطالعه مشخص شد که لایه برداری شیمیایی در مدت دو هفته پس از درمان اول، موجب کاهش چشم گیری در ضایعات آکنه ای شد و یک ماه پس از آن، 81 درصد از بیماران در طرفی که از اسید بتا استفاده شد و 75 درصد از بیماران در طرفی که از اسید آلفا استفاده شده بود، در رفع ضایعات، بهبود قابل قبولی در زمینه جوش های آکنه و لک ناشی از آن نشان دادند. در طرفی که از آلفاهیدروکسی اسید استفاده شده بود، ضایعات اضافی به صورت عوارض ناشی از درمان به وجود آمد که از نظر بالینی مهم نبود.

مهم ترین عارضه جانبی استفاده از هر دو نوع لایه برداری که پس از مدتی هم از بین می رفت، قرمزی و پوسته ریزی بود که در هنگام استفاده از آلفاهیدروکسی اسید بیشتر بود. دانشمندان به این نتیجه رسیدند که استفاده از هر دو نوع اسیدهای میوه که برای پیلینگ یا لایه برداری به کار می رود، از اهمیت به سزایی برخوردار است و تاثیر مشابهی دارد.

بهتر است با مشورت با پزشکان مجرب در امر درمان و رفع ضایعات پوستی به رفع چین و چروک و جای جوش آکنه اقدام کرد. چون پزشکان با تجربه اغلب طرح درمانی می ریزند و براساس آن، در بخشی از کار، با استفاده از لایه برداری که انواع و اقسامی دارد و بر اساس نوع پوست تصمیم گیری می شود، به درمان فرد مبتلا به این گونه ضایعات می پردازند

 ***************

 

 پوستم خشک است، چرا؟

خشکی پوست یک بیماری واحد نیست؛ بلکه واژه ‌ای است که به طور کلی، به پوستی اطلاق می‌ شود که در لمس و معاینه، خشن و خشک است و نمایی کدر و پوشیده از پوسته‌ های ظریف و گاهی ترک‌‌ خورده دارد. عوامل و بیماری ‌های متعددی هستند که می ‌توانند موجب بروز پوست خشک شوند....

 شاید تغییرات فصلی و آمدن پاییز و زمستان به شیوع بیشترخشکی پوست منجر شود ولی مهم ‌ترین عامل ایجاد خشکی پوست، بالا رفتن سن است. این مشکل با افزایش سن بیشتر می ‌شود چون اختلالات جزیی ‌ای که در ساختمان و عملکرد پوست در افراد مسن ایجاد می ‌شود و همچنین کاهش میزان آب لایه‌ های سطحی پوست موجب می ‌شود تقریبا تمام افراد مسن به‌ طور طبیعی با این مشکل مواجه شوند و این خشکی در قسمت قدامی ساق ‌پاهای شان به خوبی قابل رویت است. گاهی این خشکی همراه با خارش شدید است و البته این حالت به خوبی به مرطوب ‌کننده ‌ها جواب می ‌دهد.

خشکی پوست هم مانند هرعلامت یا بیماری دیگری می تواند در اثر یک عامل یا چند عامل به وجود بیاید. باید عامل اصلی به ‌وجود آورنده را شناخت و درمان مناسبی برای آن تجویز کرد.

اصل کلی برای درمان خشکی پوست عبارت است از مشخص کردن عامل اصلی ایجادکننده خشکی پوست و حذف آن. یعنی امکان دارد شما دچار اختلالی در غدد درونی بدن باشید، مانند کم ‌کاری تیرویید، تا این عامل تشخیص داده نشود درمان اصلی صورت نمی ‌گیرد.چون مشکل تیرویید می ‌تواند با خشکی پوست و ریزش موها و تورم پوست همراه باشد. در این موارد علاوه بر استفاده از مرطوب ‌کننده‌ها، با تصحیح عملکرد غده تیرویید از طریق تجویز داروهای مخصوص، درمان خواهید شد. گاهی امکان دارد به بیماری کبدی و کلیوی دچار باشید. کسانی که به نارسایی مزمن کلیه مبتلا هستند یا دیالیز می ‌شوند، ممکن است همراه با خشکی پوست دچار خارش شدید هم باشند. در این افراد پزشک با استفاده از نوردرمانی خارش را کم می ‌کند. حتی‌ امکان دارد به دلیل استفاده از استخرهای آب‌ گرم همراه با کلر که یک ترکیب خشک ‌کننده است پوست شما خشن و خشک شده باشد. در این مورد توصیه می ‌کنم پس از استخر، با‌‌‌ آب ‌ولرم دوش بگیرید و بدن را با مواد پاک ‌کننده ملایم بشویید و سپس با حوله خشک کرده و ظرف 3 یا 4 دقیقه پس از خشک کردن پوست از ترکیبات مرطوب کنندهاستفاده کنید. باید به ‌طور متوسط 2 یا 3 بار در روز پوست خود را با مرطوب ‌کننده‌ ها نرم کنید.

اصل بعدی درمان تنظیم میزان رطوبت محل کار یا منزل است و این که دقت کنید هرگز هنگام شست‌ وشو از ترکیبات پاک‌ کننده قوی استفاده نکنید و در مورد نوع صابون یا شامپوی خود با پزشک تان مشورت کنید.

درمان خشکی پوست 

در این قسمت توصیه های غذایی و گیاهان دارویی موثر را دردرمان خشکی پوست برای شما بیان می کنیم.

* بهترین دارو برای لب های خشک و ترک خورده، مخلوط شیر و چند قطره گلاب و آب لیموترش است که بهتر است هر شب قبل از خوابیدن این محلول را به لب های خود بمالید.

بعد از تمیز کردن پوست خود، آن را مرطوب کنید تا خشک نشود. یک محلول مرطوب کننده یا روغن مخصوص صورت استفاده کنید که دارای مواد مغذی و طبیعی باشد. هرگز از کرم های جامد استفاده نکنید.

* از دستگاه بخور یا سماور یا یک ظرف آب روی شوفاژ برای مرطوب کردن هوای اتاق به خصوص در زمستان استفاده کنید. این کار باعث می شود پوست آب کمتری از دست بدهد.

* در محیط های خیلی گرم قرار نگیرید. از تغییرات ناگهانی دما خودداری کنید. پوست خود را از تماس با باد و نور خورشید هم محافظت کنید. به یاد داشته باشید که پوست در اثر خشک شدن بسیار آسیب پذیر و حساس می شود.

* در هوای سرد زمستانی که باد هم می وزد، حتماً یک کرم مرطوب کننده به صورت خود بمالید، زیرا سرما باعث تبخیر آب از پوست می شود. باد هم سرعت تبخیر را افزایش می دهد.

* در شب برای شستن کرم، یک تمیز کننده روغنی استفاده کنید در این مورد کِِرِم بچه مناسب تر است.

* حداقل نیم ساعت قبل از خوابیدن، کرم مخصوص شب بمالید. اگر بعد از زدن کرم فوراً بخوابید، پوست نازک اطراف چشم های شما متورم خواهد شد.

 

یک بار در هفته برای روشن شدن پوست، از ماسک مخصوص صورت استفاده کنید.

برای تهیه این ماسک :

یک قاشق مربا خوری خاک رس سبز رنگ و یک قاشق مرباخوری عسل را مخلوط کنید. این مخلوط را به صورت خود بمالید ولی مواظب باشید اطراف چشم ها نمالید. ??دقیقه صبر کنید و سپس با آب ولرم صورت خود را بشویید. در حالی که پوست صورت کمی مرطوب است، یک مایع نرم کننده یا روغن طبیعی مخصوص به صورت خود بمالید.

وقتی پوست ترک برمی دارد، مصرف آب و اسیدهای چرب ضروری را افزایش دهید. همیشه پوست خود را چرب کنید و از تماس با مواد مضر محافظت کنید.

برای از بین بردن خشکی پوست انگشتان دست، کرم گل همیشه بهار و ویتامین E را استفاده کنید. موقع خواب این مخلوط را به پوست دست خود بمالید و تمام شب دستکش های نایلونی بپوشید تا کرم به جایی مالیده نشود.

هرگز سیگار نکشید. سیگار به دلایل مختلفی برای پوست مضر است. نیکوتین موجود در سیگار رگ های خونی و از جمله مویرگ های تغذیه کننده پوست را تنگ می کند. در نتیجه خون کمتری به پوست می رسد و پوست دچار کمبود اکسیژن و مواد مغذی می شود که برای سلامتی پوست مضر است. همچنین پوست را خشک و زبر و سخت می کنند.

* از صابون های تند و کرم های پاک کننده مواد آرایشی استفاده نکنید، زیرا این کرم ها دارای روغن های هیدروژنه هستند. این روغن ها باعث می شوند رادیکال های آزاد به پوست آسیب زده و باعث خشکی و چین و چروک آن شوند. برای پاک کردن پوست خود، از روغن زیتون و روغن بادام استفاده کنید. به آرامی روغن را به پوست خود بمالید، سپس با آب گرم آن را بشویید و با یک پارچه نرم، پوست خود را خشک کنید.

هنگام حمام کردن از آب خیلی داغ استفاده نکنید. تا جایی که امکان دارد جلوی آفتاب قرار نگیرید. نور خورشید باعث خرابی بیشتر پوست می شود. تابش مستقیم نور خورشید به پوست خشک باعث خشکی، چین و چروک، جوش و حتی تاول می شود.

اگر مجبورید جلوی آفتاب باشید، همیشه به صورت و قسمت هایی از پوست خود که در معرض تابش آفتاب هستند، یک ضد آفتاب مناسب بمالید.


3- تغذیه

  

ازگیل و خواص آن

درخت ازگیل با نام علمی Mespilus germanica که در گویش گیلکی به آن کونوس یا کُنوس می‌ گویند و در گویش مازندرانی کنهس و کندس می ‌گویند، میوه ‌ای است از خانواده ی گل سرخیان از سرده ازگیل ‌ها(Mespilus) هم خانواده با سیب و گلابی.

ازگیل، درختچه اى است خاردار که به حالت وحشى در جنگل هاى اروپاى مرکزى و نواحى معتدل آسیا مى روید و در اواخر پاییز و اوایل زمستان می رسد. ازگیل در تمام جنگل هاى شمال ایران و همه ارتفاعات سواحل دریا و در دامنه هاى البرز، دره کرج و ... نیز به طور خودرو عمل مى آید و با نام محلى هر منطقه شناخته مى شود. تکثیر آن غالبا از طریق پیوند روى درختان دیگر از جمله پیوند روى پایه ی زالزالک ولیک صورت مى گیرد. گاهى هم روى پایه ی گلابى و به ندرت روى پایه ی بِه پدید مى آید و نوع پیوند، شکمى است که در تابستان انجام مى شود.

ازگیل رسیده داراى لعاب نباتى فراوان و تانن بوده و از قند گلوکز، فروکتوز، سوربیتول و بعضى اسیدها و همچنین سلولز و گروه ویتامین هاى B و C، املاح معدنى و کمى پروتئین برخوردار مى باشد.

ازگیل در اواخر پاییز و اوایل زمستان مى رسد.

گل هاى درخت آن سفید و میوه اش شبیه زالزالک است؛ با این تفاوت که میوه ی ازگیل درشت تر و قهوه اى رنگ و طعمش شیرین و کمى گس است. هسته ی آن را مى کارند و درخت ازگیل را به درخت به و گلابى هم پیوند مى زنند.

بخش هاى مورد استفاده درخت ازگیل برگ و میوه ی آن است. اسامى فارسى قدیم ازگیل، " اردف " و " گیل " بوده است.

خواص ازگیل 

* ازگیل سرشار از ویتامین هاى گروه  B است به همین دلیل اعصاب را تقویت مى کند.

* ازگیل داراى مقدار زیادى کربوهیدرات است که موجب تولید انرژى در بدن می شود.

* ازگیل حاوی ماده اى به نام " تانن " است که بهترین دارو براى درمان عفونت هاى روده ی بزرگ به شمار می رود و به عنوان قابض و رفع التهاب معده توصیه و تجویز شده است.

* ازگیل به دلیل داشتن ویتامین C برای کم خونی ناشی از فقر آهن مفید است زیرا این ویتامین جذب آهن را افزایش می دهد.

* مصرف ازگیل چه به صورت خام و چه به صورت کنسرو شده برای معالجه ی اسهال ساده اثر قطعى دارد.

* خوردن ازگیل خام و خصوصا نارس که تانن بیشترى دارد در معالجه ی خونریزى هاى داخلى مانند بواسیر، خونریزى رحمى و غیره تأثیر شفابخش دارد.

* ازگیل در معالجه ی ورم روده به کار مى رود؛ بدین منظور باید 230 گرم ازگیل را پس از جدا کردن پوست و دانه در کمى شیر حل نموده و مصرف کرد.

* در معالجه ی زخم دهان و تورم مخاط گلو مؤثر است؛ بدین منظور باید 50 گرم از برگ درخت ازگیل را در یک لیتر آب بجوشانند و با کمى از آن در شبانه روز چند مرتبه دهان را بشویند و غرغره کنند.

* ازگیل ادرارآور است.

* میوه ی تازه و رسیده ی ازگیل یا کنسرو آن براى درمان اختلال قاعدگى خانم ها مفید است.

* جوشانده ی نیم گرم برگ ازگیل پوست هاى ظریف را تقویت مى کند و معالج برفک است.

* اگر هر روز سه بار با جوشانده ی برگ ازگیل غرغره شود، آنژین را معالجه مى نماید.

* ازگیل به دلیل داشتن لعاب، سینه را نرم می کند، عطش را فرو می نشاند و ضد صفرا است.

* ضماد ازگیل جوش‌های بدن را ازبین می برد.

* برای معالجه ی اسهال خونی می توان مقدار دوز مشخصی از آن را بدون پوست خورد.

ازگیل در قدیم:

خواص دارویی ازگیل از روزگاران بسیار دور مورد توجه بوده است. بقراط ازگیل را برای مبتلایان به ترشی معده و مدفوع سوزان و عوارض تب نافع می‌ پنداشت.

ازگیل از نظر طب سنتی سرد و خشک است.

در قدیم برای درمان آبسه ی دهان و گلو، آنژین، برفک، سالک، اسهال بچه‌ ها، منظم کردن کار روده‌ ها، ورم گلو و ناراحتی های حلق از جوشانده ی برگ ازگیل استفاده می کردند.

ترکیبات شیمیایی ازگیل:

آب، قند، اسیدهای آلی(اسید مالیک، اسید سیتریک و اسید تارتاریک)، تانن، لعاب و اسید بوریک از اجزای عمده ی تشکیل دهنده ی ازگیل می باشند.

ازگیل میوه ی سه هزار ساله ی شمال ایران

 ازگیل از حدود سه هزار سال پیش در جنوب دریای خزر و در مناطق گیلان و مازندران کشت می شد.

700 سال پیش از میلاد به یونان و در 200 سال پیش از میلاد به روم رسید. کاشت این میوه از طریق رومی ها در بقیه ی اروپا گسترش یافت.

میوه ی ازگیل بسیار سخت و اسیدی است و تا خوب رسیده نشود قابل خوردن نیست ضمن این که برای جلوگیری از پوسیده شدن آن بر روی درخت معمولا میوه ها را زودتر برداشت می کنند.

ازگیل را به صورت خام به عنوان میوه ای لذیذ، مطبوع و تقویت کننده مصرف می کنند و از آن شربت و کنسرو ازگیل تهیه می کنند.

دقت کنید

 هسته ی ازگیل به علت داشتن اسید سیانیدریک، عنصری سمی است و خوردن آن خطرناک است.

***************

 

تغذیه و جراحی دهان

بعد از جراحی دهان، فرد به یک تغذیه ی مناسب برای بهبود التیام جراحات ناشی از جراحی نیاز دارد.

اگر غذا به میزان کافی مصرف نشود، فرد دچار کاهش وزن خواهد شد و التیام زخم های او بسیار به طول خواهد انجامید.

کاهش وزن هنگامی که فرد نیاز به دریافت کالری و پروتئین بیشتری دارد، یک عامل خطر محسوب می شود. دریافت مواد مغذی کافی مانع ایجاد عفونت می شود.

در ساعات اولیه پس از جراحی دهان، تمرکز اصلی باید روی توقف خونریزی و رساندن مایعات و غذاهای نرم به بدن بیمار و تسکین درد باشد.

عمل جراحی، خوردن غذا را برای چند روز محدود می نماید تا زخم های دهان التیام یابند، بنابراین رژیم غذایی فرد باید شامل مصرف غذاهای مایع و نرم باشد. این نوع غذا مانع باز شدن بخیه ها و تسریع در التیام زخم ها می شود.

انواعی از غذاها که بعد از جراحی قابل استفاده می باشند:

سوپ ها: غذاهایی که از خامه تهیه می شوند و به صورت سوپ می باشند، مانند خامه قارچ، خامه بروکلی و خامه جوجه قابل استفاده می باشند، اما قبل از مصرف آن ها باید مطمئن شویم که سوپ داغ نیست، زیرا بعد از این نوع جراحی افراد فقط می توانند غذاهای ولرم را تحمل نمایند.

میوه ها: پوره ی شیر و موز، گلابی، هلو یا میوه های میکس شده دارای مقدار مناسبی از ویتامین ها می باشند که در دوران نقاهت بعد از جراحی دهان قابل مصرف می باشند، اما باید از مصرف میوه های اسیدی مانند پرتقال و گریپ فروت اجتناب نمود.

سبزیجات: در مراحل اولیه ی بهبود بعد از جراحی دهان، سیب زمینی نرم شده که به حالت رقیق شده درآمده است به آسانی بلعیده می شود. خامه نخود فرنگی که با اضافه نمودن نخود فرنگی و شیر گرم به میکسر و رسیدن آن به حالت مایع تهیه می شود نیز غذای مناسبی می باشد.

لبنیات: محصولات لبنی مانند ماست و شیر موجب افزودن کلسیم به غذا می شوند. پنیر کاتج (روستایی نرم) نیز که در میکسر همراه شیر به صورت رقیق شده در می آید، یک غذای خوب برای افزودن کلسیم می باشد.

نوشیدنی ها: نوشیدن چای، زخم های ناشی از جراحی دهان را التیام می بخشد. اضافه نمودن مقداری عسل و آنتی بیوتیک های طبیعی به کاهش خطر عفونت دهان کمک می نماید.

خرده های یخ، مقدار زیادی آب، نوشیدنی های سرد و آبکی به تسکین درد کمک می نمایند و بلع آن ها نیز در دهان آسان است.

در شروع رژیم درمانی تهیه ی لیست غذاهایی که بعد از جراحی دهان نباید آن ها را مصرف نمود بسیار مهم می باشد. این دسته از افراد باید از غذاهای تند، شیرینی های قالبی یا غذاهای بسیار داغ یا بسیار سرد، کرانچی ها و غذاهای چسبنده و لزج اجتناب نمایند.

غذاهای نرم به آسانی هضم می شوند و بهترین غذا بعد از جراحی دهان می باشند. در روز عمل جراحی نیز مصرف غذاها همراه با آب، چای و آبمیوه بسیار مهم است.

***************

 

نان ضد چاقی ابداع شد

برای اولین بار در کشور، نان سبوس دار نرم بدون آرد، توسط انجمن تغذیه شهر، تولید شد.

دبیر انجمن تغذیه شهر با بیان این خبر گفت: پزشکان و پژوهشگران انجمن تغذیه شهر، با مطالعات و آزمون های بسیار، موفق به تولید نوعی نان سرشار از سبوس و فاقد آرد و نشاسته شده اند که کاملاَ نرم و مطبوع بوده و به راحتی قابل بلع و هضم در دستگاه گوارش است. 

دکتر سهیل سریزدی با بیان این که افراد دیابتی و مبتلایان به بیماری چاقی، در رژیم غذایی خود نیازمند مصرف نان سبوس دار هستند  افزود: وجود سبوس، جذب نشاسته را به تاخیر انداخته و مانع از بالا رفتن ناگهانی قندخون می شود بنا براین هرچه میزان سبوس و فیبر در نان بیشتر و مقدار آرد کمتر باشد، ارزش غذایی آن به ویژه برای افراد چاق و بیماران دیابتی بیشتر می شود.

این پزشک مشاور تغذیه خاطر نشان کرد: تهیه نان بدون آرد و سرشار از سبوس، از نظر تکنیکی منجر به تولید محصولی سفت و نامطبوع شده و  بلع آن را دشوار می کند.

دبیر انجمن تغذیه شهر با اشاره به این که این نوع نان موسوم به نان فیتومین، و دارای کالری کم و خاصیت سیرکنندگی بالا است تاکید کرد:  با مصرف یک کف دست از این نان، فرد، به مدت 4 تا 8 ساعت احساس گرسنگی نخواهد کرد، بنا براین در افراد چاق، به عنوان یک عامل کاهنده اشتها، عمل می کند.

از دیگر خواص ارزشمند نان فیتومین می توان به، رفع یبوست و پیشگیری از سرطان روده بزرگ، اشاره کرد.

***************

 

چربی های مفید در دیابتی ها

چربی یکی از درشت مغذی هایی است که در برنامه ی غذایی روزانه ی ما باید حتما گنجانده شود.

توصیه ی متخصصین تغذیه بر آن است که 25 تا 30 درصد انرژی دریافتی ما باید از مواد چرب باشد ولی همان طور که در قسمت قبل اشاره شد برای کاهش خطر ابتلا به بیماری قلبی به ویژه در بیماران دیابتی سعی کنید که چربی ناسالم کمتری(چربی اشباع و ترانس) را مصرف نموده و به موازات آن با مصرف چربی های سالم از قلب تان محافظت نمایید.

البته این نکته غیر قابل انکار است که تمام چربی ها پُرکالری هستند، لذا بسیار مهم است که مراقب میزان چربی دریافتی خود باشید. به موازات این که شما منابع چربی اشباع و ترانس را از رژیم غذایی تان حذف می کنید به جای آن ها چربی های سالم را جایگزین خواهید نمود. برای مثال به جای مصرف یک میان وعده ی پُرچرب در بعدازظهر می توانید 8 تا 10 عدد بادام میل کنید. با این روش کالری یکسانی دریافت می کنید ولی این تغییر برای سلامت قلب تان قطعا مفید خواهد بود. 

چربی های سالم:

 چربی های سالمی که برای سلامت شما مفید هستند و می بایست مصرف آن ها را در رژیم غذایی روزانه تان بگنجانید شامل موارد ذیل می باشند:

1- چربی تک زنجیره ای غیر اشباع:

چربی های تک زنجیره ای غیر اشباع را به عنوان چربی های خوب و یا سالم می شناسند چرا که می توانند سطوح کلسترول بد شما (LDL) را کاهش دهند.

منابع چربی تک زنجیره ای غیر اشباع عبارت هستند از:

* روغن کانولا

* مغزهایی نظیر: بادام، بادام هندی، گردو و بادام زمینی

* روغن زیتون و زیتون

* کره ی بادام زمینی و روغن بادام زمینی

* کنجد

متخصصین تغذیه توصیه می کنند که مصرف چربی تک زنجیره ای غیر اشباع بیشتری را نسبت به چربی اشباع یا ترانس در رژیم غذایی خود بگنجانید. برای آن که رژیم غذایی شما حاوی چربی تک غیر اشباع بیشتری گردد سعی کنید روغن هایی مانند روغن کانولا و یا زیتون را جایگزین مارگارین و یا روغن های شیرنی پزی کنید.

یک راه ساده برای مصرف چربی تک زنجیره ای غیر اشباع بیشتر، استفاده از بذرهای کنجد بر روی سالاد است.

البته از طرف دیگر باید توجه داشته باشید که مغزها و روغن ها به مانند بقیه ی چربی ها حاوی کالری زیادی هستند. اگر در تلاش برای کاهش و یا حفظ وزن تان هستید بایستی که مقادیر کمتری از این غذاها را مصرف نمایید؛ برای مثال 6 عدد بادام و یا 2 عدد گردو میزان کالری ای مشابه با 1 قاشق چای خوری روغن و یا کره دارد. بر همین اساس برای آن که وزن تان کنترل شود با متخصص تغذیه ی خود مشاوره نمایید تا بدون افزایش یافتن کالری دریافتی تان چربی های سالم را به رژیم غذایی تان بیفزایید.

2-  چربی چند زنجیره ای غیر اشباع:

چربی های چند زنجیره ای غیر اشباع نیز چربی های سالمی هستند.

نظر متخصصین رشته های مختلف پزشکی بر آن است که این چربی ها را نیز به مانند چربی های تک زنجیره ای غیر اشباع در رژیم غذایی خود بگنجانید.

منابع مرسوم چربی های چند زنجیره ای غیر اشباع عبارت هستند از:

* روغن ذرت

* روغن بذرکتان

* روغن سویا

* روغن آفتابگردان

* گردو

* تخم کدو تنبل یا آفتابگردان

* مارگارین نرم

3- اسیدهای چرب امگا 3

حتما شما هم زیاد از امگا 3 شنیده اید. باید بدانید که اسیدهای چرب امگا 3 به پیشگیری از انسداد عروق کمک می کند. برخی از ماهی ها غنی از اسیدهای چرب امگا 3 هستند. متخصصین تغذیه توصیه می کنند که هفته ای 2 تا 3 بار ماهی غیر سرخ شده مصرف نمایید.

منابع امگا 3 عبارت هستند از:

* شاه ماهی

* ماهی خال مخالی

* قزل آلا

* ساردین

* سالمون

برخی از منابع گیاهی اسیدهای چرب امگا3 عبارت هستند از:

* توفو و دیگر محصولات سویا

* گردو

* بذرکتان و روغن بذر کتان

یک نکته ی مهم:

توجه داشته باشید از آن جا که برخی از ماهی ها حاوی محتوای جیوه ی بالایی هستند توصیه می شود زنانی که احتمال بادار شدن دارند، یا باردار هستند، زنان شیرده و کودکان کم سن و سال می بایست انواع ماهی هایی که محتوای جیوه ی کمتری دارند را مصرف نمایند و نباید بیشتر از 360 گرم در هفته ماهی و دیگر غذاهای دریایی را مصرف نمایند.

*************** 

 

لیمو عمانی و خواص آن

لیموعمانی یا لیمو امانی، لیمو ترش شیسه یا تغن از میوه‌ هایی است که خشک شده ی آن را معمولا به عنوان چاشنی در طبخ خورش ‌های ایرانی چون قورمه ‌سبزی و قیمه استفاده می‌ کنند.

در لغتنامه ی دهخدا از این محصول با نام لیمو عمانی یاد شده و آن را "لیمویی ترش که از عمان آرند" معنا کرده، اما شهرت آن احتمالا به غلط "عمانی" ذکر شده است، چرا که کشور عمان فاقد مرکباتی معروف بوده و احتمالا نام درست لیمو "امانی" است، به دلیل این که شهر امان پایتخت کشور اردن از لحاظ محصول لیمو همچون کشورهای لبنان و فلسطین سرشناس است.

معمولا لیمو عمانی خشک شده را پیش از ریختن در غذا سوراخ، شکسته یا خرد می‌ کنند یا در کشورهای دیگر گاهی آن ها را کوبیده و به صورت گرد به خوراک‌ های برنجی یا در خوراک‌ های خلیجی پُرادویه با نام بهارات یا کبسا می ‌ریزند.

این چاشنی بیشتر مورد علاقه ی کشورهای عرب همسایه همچون عراق، کویت و بحرین است، اما سوال اینجاست ارزش تغذیه‌ ای لیموعمانی تا چه میزان است؟ آیا می‌ توان از اثرات درمانی‌ این چاشنی سود برد؟

لیمو عمانی گونه ی دیگری از لیمو ترش و درخت آن از خانواده ی نارنج است. لیمو عمانی تازه، رنگ خردلی داشته و بسیار ترش است؛ به طوری که تازه ‌اش را نمی ‌توان به تنهایی مصرف کرد. به همین دلیل آن را در آفتاب خشک می‌ کنند تا قابلیت مصرف آن افزایش یابد.

خواص لیمو عمانی:

مواد متشکله ی لیمو عمانی را ترکیبات تلخ، فلاونوئیدها، اسید سیتریک، املاح، ویتامین ‌ها به ویژهویتامین C و مواد فرار تشکیل می ‌دهد.

عمده ترین ترکیبات موجود در روغن فرار گیاه را لیمونن، آلفا-ترپینئول، گاما ترپینن، ترپینولن، 1 و 8 سینئول و لینالول تشکیل می دهد.

این میوه از نظر کلسیم و پتاسیم غنی بوده و از نظر ویتامین C از سایر مرکبات پیشی گرفته و به عنوان کاهنده ی فشار خون و چربی خون شناخته شده است.

خوردن دم ‌کرده ی آن اغلب با چای و گل گاوزبان در کاهش فشار خون موثر است. برای افراد با فشار خون طبیعی نیز مصرف دم‌ کرده ی آن با عسل یا نبات پیشنهاد می ‌شود.

لیمو عمانی از نظر طب سنتی خنک ‌کننده، اشتهاآور، ضدعفونی ‌‌کننده، مقوی معده، ضد نفخ، موثر برای رفع عوارض کمبود ویتامین C، مسکن سردرد، التیام‌ دهنده ی سرفه و سرماخوردگی است.

این چاشنی به دلیل مواد آنتی‌ اکسیدانی، ضدسرطان شناخته شده و در دفع مواد صفراوی موثر است.

توصیه‌ ها: 

1- لیمو عمانی هنگام خشک شدن به دلیل عمل تخمیر، کمی تلخ شده که این تلخی در مزه ی آن نیز احساس می ‌شود. بنابراین بهتر است برای جلوگیری از تلخ شدن غذا پیش از افزودن، تخم‌ های آن را درآورید.

2ـ لیمو عمانی درسته در خورش ‌ها و خوراک‌ ها محل تجمع روغن غذا خواهد بود. بنابراین خوردن آن توصیه نمی‌ شود.

3ـ بهترین نوع لیمو عمانی در مناطق مختلف جنوب و جنوب شرقی ایران نظیر بندرعباس، میناب، جهرم و شیراز و صادراتی آن در اردن پرورش می ‌یابد.

4ـ لیمو عمانی به دلیل دارا بودن مواد فراری که عامل ایجاد عطر و بوی آن است، حتما باید در محل خشک، خنک و در ظروف سربسته و به دور از نور نگهداری شود.

5 ـ بهتر است هنگام تهیه ی انواع خورش ‌ها و خوراک ‌ها به مقدار لازم از لیمو عمانی استفاده کنید تا استفاده از نمک در غذا به حداقل برسد.

6 ـ در برخی مناطق گرمسیر به دلیل این که نگهداری لیموترش مشکل و حمل ‌و نقل آن مقرون به صرفه نیست، آن را با تغییرات ویژه‌ ای تبدیل به لیمو عمانی می ‌کنند تا قابلیت نگهداری ‌اش برای چندین سال افزایش یابد.

7ـ معمولا رنگ لیمو عمانی آفتاب خشک، زرد قهوه ای و داخل آن سیاه رنگ است.

روش آماده‌ سازی:

لیموی شسته شده را کاملا خشک کرده درون سینی قرار داده و در مقابل نور خورشید می‌ گذارند. 2 الی 3 ساعت اول مرتب زیر و رو می‌ کنند تا تمام لیمو خشک شود و سپس به مدت 3 الی 4 روز زیر تابش نور خورشید قرار می‌ دهند تا کاملا خشک شود.

توجه:

از خرید لیمو عمانی به صورت فله‌ ای و روباز اجتناب کنید. لیمو عمانی‌ هایی را که به صورت سنتی خشک می‌ کنند، غیر بهداشتی و محل تجمع میکروب‌ ها هستند. بنابراین هنگام خرید، محصولاتی را که دارای بسته ‌بندی اصولی، مجوز بهداشت و تاریخ مصرف هستند، انتخاب کنید و بهتر است قبل از مصرف، آن را خوب بشویید.

****************

 

گردو غذای مغز و درمان بی خوابی است

گردو نه تنها خوشمزه است بلکه برای سلامت قلب و پوست بسیار مفید و پرفایده است.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، گردو یکی از منابع مهم پروتئین گیاهی و منبع سرشار از چربی های امگا ۳ و اسید آلفا لینولئیک است که تاثیر مفید هر دو در عملکرد مناسب عروق شناخته شده هستند.

گردو هم چنین حاوی خواص آنتی اکسیدانی قوی برای پیشگیری از سرطان است. چربی های اشباع نشده تک زنجیره ای موجود در گردو برای مقابله با کلسترول بد خون و کاهش آن در بدن و نیز برای کاهش لیپو پروتئین که عامل تصلب شرایین است، بسیار سودمند می باشد.

گردو در عین حال حاوی نوعی اسید آمینه به نام ال آرمبینین است که به جریان بهتر خون در عروق کمک می کند.

به گزارش شبکه خبری سی بی سی، کارشناسان تغذیه می گویند گردو غذای مغز است و نقش مهمی در بهبود عملکرد سلولهای مغزی ایفا می کند تا جایی که حتی شما را به مرور زمان و با مصرف روزانه باهوش تر می کند.

ملاتونین یکی دیگر از مواد مفید موجود در گردو است که به بهبود خواب کمک می کند و بنابراین در کاهش بی خوابی و رفع سایر اختلالات خواب موثر است.

*************** 

 

چگونه با تغذیه مناسب از بیماری های قلبی جلوگیری کنیم؟

برنامه غذایی نامناسب یکی از عوامل مهم در بروز بیماری های قلبی عروقی است که تغییراتی در چربی خون را سبب می شود و در ابتلا به تصلب شرایین و بیماری های قلبی عروقی نقش بسیار مهمی دارد.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، مطالعات نشان داده است جوامعی که از رژیم غذایی با کلسترول و چربی جامد کمتری برخوردارند، میزان بروز بیماری های قلبی عروقی کاهش یافته و به دنبال آن میزان چربی خون آنها نیز کمتر می شود.

رژیم غذایی نامناسب می تواند در ایجاد چاقی، افزایش چربی خون، دیابت و افزایش فشار خون موثر باشد. این عوامل زمینه ساز بروز بیماری های قلبی عروقی هستند.

بیماری های قلبی عروقی از مهم ترین عوامل مرگ و میر و از عمده ترین مشکلات بهداشتی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه به شمار می روند. در ایران نیز سالانه حدود ۴۰ درصد مرگ و میر به بیماری های قلبی عروقی مربوط می شود.

برخی از عوامل ابتلا به بیماری های قلبی عروقی را افزایش می دهند که از آنها به عنوان عوامل خطر نام برده می شود. فردی که حداقل دارای یکی از این عوامل خطر باشد آمادگی بیشتری برای ابتلا به بیماری های قلبی عروقی خواهد داشت.

بر اساس اعلام انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور، تغذیه نامناسب، فشار خون بالا، چربی خون بالا (کلسترول و تری گلیسرید)، استعمال سیگار، فشار روحی روانی، بی تحرکی، سن و جنس (مردان بالای ۴۵ سال، زنان بالای ۵۵ سال)، داشتن زمینه ارثی بیماری های قلبی عروقی، چاقی و دیابت از جمله عوامل خطر بروز بیماری های قلبی به شمار می روند.

برای پیشگیری از بروز بیماری های قلبی عروقی توجه به عواملی مانند کاهش مصرف گوشت های قرمز و تاکید بر مصرف گوشت های سفید مانند مرغ و ماهی لازم است.

همچنین توصیه می شود تا حد امکان از غذاهای سرخ شده و مصرف روغن های جامد، حیوانی و نباتی خودداری شود.

گنجاندن روغن های مایع مانند زیتون، کانولا، در برنامه غذایی روزانه، مصرف انواع مغزها مانند گردو، بادام، پسته، فندق و … به عنوان بخشی از چربی روزانه، کاهش مصرف نمک و فرآورده های غذایی شور، مصرف ماهی حداقل ۲ بار در هفته، محدود کردن مصرف غذاهایی مانند مغز، قلوه، کله و پاچه، استفاده از سیر و پیاز به عنوان طعم دهنده غذاها، مصرف شیر و فرآورده های کم چرب آن، استفاده از نان های سبوس دار و فرآورده هایی که از غلات سبوس دار تهیه می شوند نیز در پیشگیری از بروز بیماری های قلبی عروقی موثرند.

همچنین دست کشیدن از غذا قبل از سیرشدن، افزایش مصرف سبزی و میوه در برنامه غذایی روزانه، مراجعه به موقع به پزشک و متخصص تغذیه به منظور بررسی وضعیت سلامت و تغذیه و پیروی از یک برنامه غذایی صحیح با توجه به ویژگی های فردی هر شخص، ورزش منظم و فعالیت بدنی روزانه و حفظ وزن بدن در حالت طبیعی در جلوگیری از بروز بیماری های قلبی بسیار موثر است.

***************

 

رژیم غذایی مدیترانه ای برای تقویت ذهن مفید است

متخصصان تغذیه در آمریکا تاکید کردند کسانی که در رژیم غذایی مدیترانه ای الگو می گیرند علاوه بر این که به سلامت جسمی خود کمک می کنند، ذهن تواناتری نیز دارند و این نوع رژیم غذایی برای سلامت مغز و ذهن نیز مفید است.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، این نوع رژیم غذایی که شامل مصرف زیاد میوه ها و سبزی ها، حبوبات، روغن زیتون و ماهی و مصرف بسیار اندک گوشت قرمز است از بروز بیماریهای مختلف مثل امراض قلبی، سرطان و دیابت جلوگیری می کند.

به گزارش خبرگزاری رویترز، دکتر کریستین تانگنی، استاد مرکز پزشکی دانشگاه «روش» در شیکاگو در این باره خاطرنشان کرد: برای بررسی تاثیر رژیم غذایی مدیترانه ای روی فعالیت مغز، ما عادات تغذیه ای و عملکردهای ذهنی را در ۴۰۰۰ داوطلب ۶۵ ساله و مسن تر بررسی کردیم.

وی افزود: این بررسی ها تایید کرد که غذاهای سنتی مدیترانه ای استرس اکسیدیته و التهاب در مغز را که در بروز بیماری آلزایمر نقش دارند، کاهش می دهد.

شرح این مطالعات در مجله «تغذیه بالینی » منتشر شده است.

توصیه هایی برای داشتن یک زندگی طبیعی با «کولیت»

«کولیت اولسروز» یکی از بیماری های التهابی روده است که بیمار را دچار اسهال های مکرر می کند با این حال این بیماری مزمن نباید باعث انزوای مبتلایان شود.

بیشتر افراد مبتلا به کولیت اولسروز، دردهای شکمی و فوریت دفع مدفوع را تجربه کرده اند. درد ممکن است در سمت چپ شکم شدیدتر باشد. همراهی اسهال با درد شکم ممکن است باعث کاهش اشتها و کاهش وزن شود.

خستگی و ضعف ناشی از کم خونی نیز ممکن است به این علایم افزوده شود. در کودکان مبتلا به این بیماری نیز عقب ماندگی رشد ممکن است بروز پیدا کند.

به گزارش سرویس «بهداشت و درمان» ایسنا، هنوز هیچ درمان پزشکی قطعی برای کولیت اولسروز وجود ندارد.

اما درمان هایی وجود دارد که می توانند بیماری را کنترل کرد که در نتیجه آن، از شدت اسهال، درد شکم و خونریزی از روده بزرگ کاسته می شود. از درمان، دو هدف اصلی دنبال می شود که بهبود پیدا کردن علایم بیماری و پس از آن حفظ وضعیت بهبود بیماری را شامل می شود.

برخی از درمان هایی که برای دستیابی به این دو هدف استفاده می شود ممکن است یکسان باشند اما مدت و میزان تجویز آنها مختلف است.

نقش تغذیه در درمان کولیت اولسروز

مصرف برخی غذاها باعث ایجاد یا جلوگیری از علایم کولیت اولسروز نمی شود.

اما توجه به برنامه غذایی می تواند باعث کاهش علایم بیماری شود و بهبود را تسریع کند.

به عنوان نمونه زمانی که بیماری فرد، فعال است احتمالا احساس می کند که برخی غذاهای نرم ناراحتی کمتری نسبت به غذاهای پرادویه و پر فیبر در او ایجاد می کند.

وعده های غذایی بیشتر با حجم کمتر نیز به این بیماران کمک می کنند البته شخص نباید حتما غذاهای خاصی را بخورد یا از مواد غذایی مشخصی صرف نظر کند.

افرادی که معده آن ها توانایی هضم لاکتوز را ندارد، نباید از محصولات لبنی استفاده کنند و همچنین در موارد اسهال شدید،از مصرف کافئین باید خودداری شود.

بیشتر پزشکان، رژیم غذایی مشخصی را برای پیشگیری از سوء تغذیه پیشنهاد می کنند.

یک رژیم غذایی مناسب باید از تمام گروه های غذایی مانند گوشت، ماهی، مرغ و لبنیات (اگر قابل تحمل باشد)، نان و غلات ، میوه ها و سبزیجات حاوی قند و ویتامین ها و روغن های گیاهی و غیر گیاهی که منبع چربی هستند، تشکیل شود. مکمل غذایی مانند مولتی ویتامین ها نیز در جبران سایر کمبودها موثر است.

نقش استرس و فاکتورهای روانی در تشدید کولیت اولسروز

اگرچه عود بیماری پس از استرس های شدید روحی دیده شده است اما هنوز هیچ دلیل قاطعی دال بر اینکه استرس می تواند سبب این بیماری شود، وجود ندارد. روش های گوناگونی وجود دارد که زندگی با کولیت اولسروز را راحت تر می کند.

برای مثال ترس از حمله اسهال یا درد شکمی ممکن است باعث شود بسیاری از بیماران از حضور در محیط های عمومی بهراسند اما این مشکل با پیش بینی دستشویی ها در رستوران یا تئاتر و فروشگاه ها قابل حل است.

پوشیدن لباس زیر اضافی یا به همراه داشتن دستمال توالت راه حل دیگری است علاوه بر آن بیماران پیش از مسافرت های طولانی باید با پزشک خود مشورت کنند.

یک زندگی طبیعی با کولیت اولسروز

زمانی که فردی از ابتلای خود به بیماری کولیت اولسروز مطلع می شود نباید بیماری خود را از خانواده، دوستان و همکاران خود پنهان کند بلکه باید با آنان صحبت کند.

این بیماران باید تلاش کنند زندگی روزانه و فعالیت های خود را تا حد امکان به طور طبیعی ادامه دهند علاوه بر آن دستورات دارویی پزشک خود را حتی زمانی که کاملا احساس بهبود می کنند، رعایت و سعی کنند به آنها نگاه مثبت داشته باشند.این اولین و بهترین نسخه دارویی این گونه بیماران است.

اگرچه کولیت اولسروز یک بیماری جدی و مزمن است اما کشنده نیست. هیچ شکی وجود ندارد که زندگی کردن با این بیماری مثل یک مبارزه است. بیمار باید دارو مصرف کند و حتی گاه در بیمارستان بستری شود.

اما بیشتر این مبتلایان می توانند زندگی پرباری داشته باشند. استفاده مداوم از داروها به طور مشخص امکان عود بیماری را کاهش می دهد. در فواصل بین عود بیماری بیشتر بیماران بدون علامت هستند و احساس بهبودی می کنند.

*********************************************

فرهنگ غذای امروز

ادامه مصاحبه با دکتر احمدرضا درستی مطلق عضو هیأت علمی و دانشیار گروه تغذیه و بیوشیمی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران که رییس سابق انستیتو تغذیه و مدیر فعلی موسسه ملی تغذیه و فناوری غذا است را می خوانید 

سبک زندگی امروز، باعث شده که مصرف غذای آماده و مراجعه به فست فودها و رستوران ها در بین مردم بیشتر شود، این سبک جدید چه اثراتی روی بهداشت غذای مردم دارد؟

اینکه مردم ما امروز کار می کنند و حتی دو شیفت هم کار می کنند و یا اینکه خانم ها هم عمدتاً شاغل هستند منجر به یک سری تاثیرات جدی در زندگی ها شده و فرصت های لازم برای اینکه مثلاً شخصی چند ساعت از وقت خود را صرف آشپزی کند از همه گرفته است.

چه اشکالی دارد که ما غذای مناسبی را به صورت آماده تهیه کنیم و وقت با ارزش امروزمان را صرف غذا درست کردن نکنیم؟ یعنی غذای آماده و مناسب، مشکلی که اینجا وجود دارد همان غذای مناسب است. متأسفانه بسیاری از اشخاصی که وارد عرصه ی تولید می شوند به این نتیجه می رسند که اگر کیفیت غذای تولید شده و بسته بندی آن را بالا ببرند و بهای تمام شده خیلی بالا می رود و بنابراین گران می شود و مردم دیگر نمی توانند آن را بخرند. شما نگاه کنید وقتی گوشت قیمتش مثلاً 15 هزار تومان باشد چگونه می شود همبرگری که 80% آن گوشت است قیمتش به نصف این مبلغ هم نمی رسد. محصولی که هم تولید شده و هم بسته بندی وهم تا محل مصرف خانوار حمل شده است. یعنی این هزینه ها هم به آن اضافه می شود تازه سود مغازه دار را هم باید به این مبلغ اضافه کرد.

آن تولید کننده چطور تولید کرده است که همبرگر یا تن ماهی و یا سوسیس و کالباس که بسته بندی جالبی هم شده ارزان تر از همان غذایی می شود که ما مواد اولیه ی آن را خودمان تهیه می کنیم.؟ آیا مردم نباید این سوال را در تهیه و تامین غذا ازخودشان بپرسند.

معنایش این است که آن گوشت نمی تواند گوشت درجه یک باشد. تا چند سال پیش سازمان دامپزشکی به گوشت هایی که دو سال از تاریخ کشتار دام آنها می گذشت اجازه ی واردات می داد با این استدلال که هنوز سمی نشده بلکه ارزش غذایی اش کم شده است. این نوع گوشت ها در تولید سوسیس و کالباس فاقد کیفیت لازم استفاده می شد و یا چربی ای که قصاب ها دور می ریزند توسط همین کارخانه ها خریداری می شود. درگذشته ها کارخانه هایی بودند که از سیر کرم خورده و پیاز له شده برای تولید همین محصولات استفاده می کردند؟!

آن تولید کننده چطور تولید کرده است که همبرگر یا تن ماهی و یا سوسیس و کالباس که بسته بندی جالبی هم شده ارزان تر از همان غذایی می شود که ما مواد اولیه ی آن را خودمان تهیه می کنیم؟

نباید فکر کنید که همه ی تولید کننده ها خود را متعهد می دانند که مواد با کیفیت بالا تهیه کنند. وقتی روی بسته بندی درج می شود 80% گوشت این منظورش می تواند لاشه ی گوشت هم باشد. گاهی اوقات تبلیغات و اطلاعات درج شده روی محصولات غذایی، گول زننده است. مثلاً تبلیغی دیدم که می گفت این برنج، برنج کم کالری است و برای دیابتی ها خوب است آیا چنین چیزی به لحاظ علمی ممکن است؟ یا نان جو که از آرد گندم درست می شود و فقط به آن کمی مخمر جو می زنند که سیاه می شود و به اسم جو فروش می رود.

من می گویم صرف اینکه یک ادعایی روی یک بسته ی غذایی وجود دارد نباید باور شود.وقتی مردم می خواهند غذایی تهیه کنند که هم ارزان باشد هم خوشمزه و هم غذایش سریع تولید شود می روند سراغ فست فودها که عمدتاً مواد اولیه ی خود را از محصولات درجه دو و سه در بازار تهیه می کنند.

اگر کالباسی از گوشت گوساله تازه تهیه شود وازآرد و پیاز و سیربا کیفیت در محیط استریل تولید و بسته بندی شده باشد چه اشکالی دارد که ما مصرف کننده ی آن باشیم.

اگر ما می خواهیم غذای آماده و درجه یک مصرف کنیم چرا نمی رویم یک رستوران و کباب برگ درجه یک و یا جوجه کباب درجه یک مصرف کنیم. اتفاقاً این غذا هم کاملاً فست سریع تهیه می شود. ما متأسفانه به دنبال غذای فوری و ارزان هستیم اما فکرنمی کنیم که این ارزان بودن غذا به سلامت ما ضربه می زند و عواقب آن خیلی هزینه سازتر و گران تر برای ما تمام خواهد شد.

وقتی به فست فود می رویم و سیب زمینی سرخ کرده سفارش می دهیم اصلاً دقت نمی کنیم که امکان دارد لابه لای این سیب زمینی ها سرخ شده، سیب زمینی های سبز هم باشد و یا در روغنی که چند بار مصرف شده، سرخ شده است و نمک زیادی هم به آن زده اند که همه ی اینها برای سلامت مضر است.

اینها جزو وظایف خود مردم است. تولید کننده ای که با مشکل وکمبود فروش در بازارمواجه شده به دلیل کمبود فروش تغییراستراتژی داده و محصولی ارزان تر تولید کرده که مردم بتوانند بخرند.

 یعنی شما معتقدید خود مردم باید در این خصوص هوشیار باشند؟

بله، اگر ما دربازار ببینیم که دوتا کنسروهم وزن با دوقیمت متفاوت وجود دارد عقل ما حکم می کند که محصول ارزان تررا خریداری کنیم اما به چه قیمتی؟! وقتی به کیفیت به خوبی دقت می کنیم می بینیم که کاملاً با هم متفاوت است. ما به اینها توجه نمی کنیم یعنی مردم باید به بهداشت وسلامت مواد غذایی توجه کننده و تحقیق کنند این غذا را چه کسی و چگونه تهیه کرده است؟ 

ما متأسفانه به دنبال غذای فوری و ارزان هستیم اما فکرنمی کنیم که این ارزان بودن غذا به سلامت ما ضربه می زند و عواقب آن خیلی هزینه سازتر و گران تر برای ما تمام خواهد شد.

به راستی چند درصد همبرگری که به اسم همبرگر مخصوص فروش می رود گوشت است. اگر سویا در آن است به چه میزان در آن سویا هست. از کجا آمده، سویای روغن کشی شده است یا دانه های لوبیای سویا بوده که چرخ شده. آیا می دانیم نمکی که در صنایع مصرف می شود نمک یددار نیست.

من معتقدم که اگر در این موارد به مردم اطلاع رسانی شود شاید درانتخاب ها و خریدهای شان دقت بیشتری بکنند.

یک نکته ی دیگر که اتفاقاً در برنامه های هر تلویزیونی هم بارها گوشزد کرده ام و آن اینکه مردم ما در تهیه ی مواد غذایی بیش از حد شجاع هستند. شما این صحنه را خصوصاً در ماه مبارک رمضان قطعاً دیده اید. در گوشه ی خیابان یک وانت می ایستد و یک قابلمه پشت آن است و آش می فروشد و مردم هم می خرند. با ملاقه ای که نه آب برای شستشوی آن هست ، آن هم درهوای آزاد و با وجود گرد و غبار و دود ماشین ها و شخصی که نظافت شخصی صحیحی هم ندارد، در هنگام کار عرق می کند و صورتش را پاک می کند و با همان دست به بینی اش دست می زند. فرض کنید بهترین و خوشمزه ترین آش دنیا باشد اما فاقد ابتدایی ترین اصول بهداشتی و سلامت غذاست و از اولین ملاقه تا آخرین آن پر از آلودگی شده است اما مردم ما پول می دهند و آن را می خرند. مردم ما خیلی در این زمینه ها شجاع شده اند و ما دیگر نمی توانیم بگوییم چرا فست فود می روند و یا چرا چاق می شوند.

  فکر می کنید ناگت چیست؟ مرغ را با پوست و چربی چرخ می کنند آنهم مرغ مادر که پیرشده و کسی هم آن را دیگرنمی خرد. آن هم با مقدار زیادی نمک و پیاز و روغن و طبیعتاً خوشمزه هم می شود همین جا فکر نمی کنند که فیله ی مرغ را بخرند و مصرف کنند.

 من فکر می کنم در اصلاح این الگوها خانواده ها نقش اساسی دارند یعنی آموزش اصول بهداشت غذا. درهمین مورد ناگت که می فرمایید الان بین مادرها کم کم جا افتاده و به هم توصیه هم می کنند که چند تا ناگت از توی فریزر درمی آورند و سرخ می کنند می گذارند جلوی فرزندشان.نظر شما در این خصوص چیست؟

در این مورد که مثال زدید تبلیغ تلویزیون هم همین را می گوید و به خانواده ها القا می کند که ناگت اش خوشمزه تراست اما به چه قیمت؟ بستنی خوشمزه تر از شیر است. ناگت خوشمزه تر از مرغ است. راست هم می گوید این همه چربی که در این ناگت هست طبیعتاً آن را چرب تر و خوشمزه تر می کند.

همه ی غذاها باید با اصول و موازین بهداشت غذا توسط خانواده ها سنجیده شود. منظورم همه ی غذاهاست. بعضی وقت ها در مورد برخی موارد که حرف می زنم برخی از تولید کننده ها پیغام می دهند که آقای دکتر این قدر از مضرات غذاهای آماده و کارخانه ای حرف نزن..

حتی در داروها هم همین طوراست. می گویم چرا قرص روغن ماهی مصرف می کنید و خود ماهی را مصرف نمی کنید.

روغن ماهی را از ضایعات پوست و استخوان ماهی تهیه می کنند از پوست هایی که گوشت به خودش دارد که آن را چرخ می کنند. فکر نکنید که از ماهی درجه ی یک روغن ماهی استخراج می کنند. همه ی غذاها باید با اصول و موازین بهداشت غذا توسط خانواده ها سنجیده شود. منظورم همه ی غذاهاست. بعضی وقت ها در مورد برخی موارد که حرف می زنم برخی از تولید کننده ها پیغام می دهند که آقای دکتر این قدر از مضرات غذاهای آماده و کارخانه ای حرف نزن..

انتظاردارند من بگویم ماکارونی غذای خوبی است و زود هم آماده می شود اما ماکارونی آرد تخمیر نشده است. از نظر تغذیه میزان فیتات بالایی دارد که جذب روی و آهن و کلسیم را کاهش می دهد. خوب به لحاظ علمی خوردن زیاد ماکارونی توصیه نمی شود. اما وقتی به تبلیغات برای فروش این محصول نگاه می کنیم می گوید فلان ماکارونی را 3 دقیقه بجوشان و بخور.

هم تبلیغات زیاد شده است و هم سودجویی ها زیاد شده است. بخشی از مردم اطلاعات شان کم است و برخی دیگر به تعبیر من شجاع  شدند و یا بعضاً فکر پول و هزینه ی آن را می کنند. همه ی اینها دست به دست هم دادند و نتیجه ی آن این شده که الگوی تغذیه ی جامعه عوض شده است.


4- رینود

 

پدیده یا بیماری رینود چیست؟

(Raynaud disease)

بیماری رینود شرایطی است که طی آن قسمت‌هایی از بدن مانند انگشتان دست و پا، نوک بینی و گوش‌ها بی‌حس و سرد می‌شوند. در رینود عروق خونی انگشتان دست و پا، بینی و گوش درگیر می‌شوند.

استرس و سرما از جمله عوامل مستعد کننده بیماری هستند. این بیماری میان زنان شایع‌تر است.

اگر چه می‌توان این مشکل را کاهش داد، اما درمان آن با توجه به شدت و شرایط متفاوت است.

نشانه‌های بیماری

رینود چیزی بیش از احساس سرما در دست و پاست و با سرمازدگی نیز تفاوت دارد. علائم آن نیز با توجه به شرایط بیماری، شدت و مدت زمان آن متفاوت است. اما علائمی شایع در این بیماری وجود دارند از جمله سردی انگشتان دست و پا، تغییر رنگ پوست در واکنش به سرما یا استرس، احساس سوزش و کرختی به دنبال گرم کردن یا از بین رفتن استرس.

هنگامی که با این مشکل روبه‌رو می‌شوید، نواحی درگیر ابتدا سفید می‌شوند. سپس کبود شده و احساس کرختی و سرما می‌کنند. البته این حالات و شرایط برای همه افراد یکسان نبوده و لازم نیست همه به یک صورت این مشکل را تجربه کنند.

گاهی اوقات با شروع مشکل، تنها یک یا دو انگشت درگیر می‌شود و لزوما نیز همیشه به یک حالت بروز نمی‌کند. اگرچه رینود اغلب، انگشتان دست و پا را درگیر می‌کند، اما سایر اندام‌ها مانند بینی، لب و گوش‌ها هم ممکن است درگیر شوند. البته لازم به یادآوری است، حمله رینود ممکن است کمتر از یک دقیقه طول بکشد یا ساعت‌ها ادامه پیدا کند.

افرادی نیز رینود را همراه با دیگر بیماری‌ها تجربه خواهند کرد و به همین دلیل نشانه‌هایی مرتبط با بیماری زمینه‌ای نیز خواهند داشت.

در حقیقت پزشکان رینود را به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می‌کنند. در رینود ثانویه سایر بیماری‌ها زمینه‌ساز بروز این اختلال هستند.

علل بروز رینود

پزشکان به درستی علت حملات رینود را نمی‌دانند، اما به نظر می‌رسد رگ‌های خونی دست و پا در برابر هوای سرد یا استرس واکنش نشان دهند.

عواملی وجود دارند که احتمال بروز رینود اولیه را افزایش می‌دهند از جمله:

*‌ جنسیت: رینود زنان را بیش از مردان درگیر می‌کند.

*‌ سن: اگرچه در هر سنی ممکن است این شرایط به وجود آید، اما رینود در سنین بین 15 تا 30 سال بیشتر پیش می‌آید.

*‌ محل زندگی: افرادی که در مکان‌های سرد زندگی می‌کنند، بیشتر در معرض این شرایط خواهند بود.

*‌ سابقه خانوادگی: حدود یک سوم افرادی که رینود را تجربه می‌کنند، یکی از اعضای درجه یک خانواده‌شان هم به این مشکل مبتلاست.

عواملی هم سبب بروز رینود ثانویه خواهد بود:

*‌ بیماری‌هایی خاص: ممکن است سبب بروز مشکل شود.

*‌ مشاغل خاص: به عنوان مثال کارهایی که ضربات تکراری و دائمی دارند.

*‌ قرار گرفتن در معرض موادی خاص: سیگار کشیدن و استفاده از داروهایی که رگ‌های خونی را تحت تاثیر قرار می‌دهند نیز ممکن است خطر ابتلا به رینود را افزایش ‌دهند.

شیوه زندگی برای کاهش مشکلات

با به کارگیری شیوه‌هایی ساده می‌توانیم حملات رینود را کاهش دهیم و احساس بهتری داشته باشیم؛ به عنوان مثال ترک سیگار، ورزش منظم، کنترل استرس، محافظت از دست‌ها و پاها و کاهش عوامل ایجاد خطر از جمله این موارد هستند.

اگر حمله ایجاد شد، چه کار باید کرد؟

اولین و مهم‌ترین اقدامی که در این موقعیت باید انجام شود گرم نگه داشتن دست، پا یا هر عضو درگیری است، بنابراین به محیطی گرم‌تر بروید و دستان خود را زیر بغل تان بگذارید تا گرم شوند. انگشتان دست و پای خود را تکان دهید. آب ولرم – نه داغ – روی انگشتان خود بریزید و آن ها را ماساژ دهید.

اگر شرایطی استرس آفرین موجب بروز این مشکل شده، بهتر است با ترک محیط و آرام کردن خود، مشکل را بهبود بخشید.

پیشگیری

رینود پدیده‌ای است که می‌توانید جلوی آن را بگیرید :

- زمانی که بیرون از خانه و در محیط باز هستید، لباس گرم و مناسب بپوشید.

- در فصل زمستان استفاده از شال، دستکش، جوراب، کلاه و چکمه را فراموش نکنید.

- داخل خانه و در فضای بسته هم مراقب باشید؛ به عنوان مثال، هنگامی که از داخل یخچال یا فریزر مواد غذایی را خارج می‌کنید، بهتر است از دستکش استفاده کنید.

- در نهایت اگر امکانش را دارید، برای زندگی به مکانی با آب و هوای معتدل ‌تر بروید.

***************************************************

 

 سرمازدگی

 تماس طولانی مدت بدن با سرما باعث ایجاد دو بیماری مهم می‌شود: اول سرمازدگی به معنای کم شدن دمای داخلی بدن، و دوم یخ‌زدگی اندام‌های انتهایی.

انسان موجودی خونگرم است، یعنی این که در دماهای کاملا متفاوت، بدن انسان با انجام فرآیندهایی مانع نوسان دمای خون و به تبع آن باعث ثابت نگه داشته شدن دمای داخلی بدن در حد 37 درجه می‌شود، اما زمانی فرا می‌رسد که بدن توان مقابله با سرما را از دست می‌دهد و کم کم دمای داخلی افت می‌کند.

وقتی دمای بدن به کمتر از 35 درجه برسد، فرد دچار سرمازدگی می گردد و هرچه دما از این پایین‌تر برود، بیماری شدیدتر و درمان مشکل‌تر می‌شود.

سرمازدگی هنگامی رخ می‌دهد که پوست در معرض سرمای شدید قرار می‌گیرد. سرمازدگی ممکن است سطحی باشد یا به شکل جدی‌تری درآید که "سرمازدگی عمیق" نامیده می‌شود و اغلب پاها و دست‌ها را گرفتار می‌کند.

شایع‌ترین جاهایی که ممکن است سرمازده شوند بینی، گونه‌ها، لب‌ها، چانه، گوش‌ها و پنجه پا است.

واضح است که مهم‌ترین عامل سرمازدگی، اقامت طولانی مدت و داشتن پوشش نامناسب در محیط سرد است.

جالب است بدانیم که دمای صفر یا کمتر از صفر درجه برای ایجاد این بیماری الزامی نیست و در دماهای بالاتر مثلا 5 تا 10 درجه هم اگر لباس‌ها نازک یا خیس باشند و وزش باد وجود داشته باشد، یا اقامت فرد در سرما خیلی طولانی باشد، ایجاد سرمازدگی محتمل است.

عوامل مستعدکننده سرمازدگی:

- از عوامل مستعدکننده سرمازدگی سن است. افراد مسن به دلیل این‌که فرآیند تنظیم دمای بدنشان ضعیف می‌شود، بیشتر در معرض این بیماری هستند.

- بچه‌ها و به خصوص شیرخواران به دلیل این ‌که سطح بدنشان به نسبت کل بدن وسیع‌تر است نیز به شدت در معرض این بیماری هستند.

- افرادی که دچار بیماری‌های مستهلک ‌کننده و مزمن هستند و بیماران دچار سوء‌تغذیه نیز بیش از بقیه در معرض این عارضه هستند.

- شاید سرمازدگی از معدود بیماری‌هایی باشد که افراد لاغر را به خاطر کمبود چربی زیر پوست بیش از افراد چاق تهدید می‌کند.

- به‌رغم این ‌که در باور بعضی‌ها الکل باعث گرم شدن بدن و جلوگیری از سرمازدگی می‌شود، ولی واقعیت این است که اگرچه خوردن الکل به دلیل ایجاد انرژی زیاد باعث احساس گرم شدن می‌گردد، ولی اگر فرد پس از مصرف الکل در معرض سرمای طولانی قرار گیرد، به چند دلیل استعداد زیادی برای سرمازدگی دارد:

اول این که الکل رگ‌های محیطی را گشاد می‌کند و باعث از دست رفتن گرمای داخلی بدن می‌شود. دوم این که مصرف الکل از ساخته شدن قند در بدن جلوگیری می‌کند و پروسه تولید گرمای درونی را کم می‌کند. از همه این ها مهم‌تر این است که مصرف الکل زیاد باعث به هم خوردن شعور و خواب آلودگی می‌شود و مانع گریز فرد از شرایط سرما می‌شود.

- مصرف داروهای آرام‌بخش، داروهای ضدافسردگی و مصرف مواد مخدر نیز از عوامل مستعدکننده سرمازدگی است.

- شکارچیان، سربازان، اسکی‌بازها و به خصوص کوهنوردان به دلیل نحوه فعالیت شان به خصوص در فصول سرد، بیش از دیگران در معرض این بیماری هستند.

نشانه‌های سرمازدگی :

قرمزی پوست

دردناکی شدید پوست یا بی حسی آن

پوست سفید شده یا به رنگ خاکستری زرد

سفت ‌شدن شدید یا مومی‌ شدن پوست

پیشگیری از سرمازدگی :

برای پیشگیری از سرمازدگی، توصیه می‌شود هنگامی که در معرض آب و هوای سرد قرار می‌گیرید، چند لایه لباس بپوشید و فورا لباس‌هایی را که خیس می‌شوند، درآورید.

در عین حال باید غذاهای سالم و مقدار کافی مایعات را که حاوی کافئین نباشند، بنوشید.

سرمازدگی در کودکان :

کودکان در معرض خطر بیشتر سرمازدگی قرار دارند، زیرا حرارت بدن‌شان را آسان تر از دست می‌دهند و از طرف دیگر کودکان ممکن است به خاطر سرگرم ‌شدن به بازی در هنگام سرمای شدید، دیرتر به درون خانه بیایند.

برای جلوگیری از سرمازدگی کودکان به این نکات توجه کنید:

- اگر متوجه شدید انگشتان، گونه‌ها، گوش‌ها، لب‌ها، بینی یا دست‌های کودک سفید و رنگ ‌پریده شده است، فورا او را به داخل خانه بیاورید. اگر این نواحی بدن کودک ظاهری مومی پیدا کرده‌ باشند، باید سریعا سرمازدگی درمان شود.

- لباس‌های خیس کودک را عوض کنید.

- کودک تان را به درون حمام آب گرم ببرید تا زمانی که حس او در مناطق سرمازده بازگردد. توجه داشته باشید که از آب گرم استفاده کنید، نه از آب داغ .

- کنترل درجه حرارت آب را به کودک نسپارید، زیرا او به خاطر این که نمی‌تواند حس کند که آب بیش از حد داغ است، ممکن است باعث سوختگی خودش شود.


5- اطفال

 

شیر خشک مناسب برای شیرخواران

بهترین غذا برای شیر خواران، شیر مادر است که از بزرگ ترین موهبت های الهی است. تغذیه شیر خوار با شیر مادر علاوه بر این که مواد مغذی مورد نیاز او را تامین می کند، به دلیل دارا بودن مواد مصونیت زا، کودک را در برابر بسیاری از بیماری های عفونی محافظت می کند. بر همین اساس مرگ و میر در میان شیر خشک خواران به علت اسهال 18 و به علت پنومونی 4  برابر بیشتر است.

هنگام مکیدن شیرخوار، هورمون های خاصی در بدن مادر ترشح می شود. مغز جریان یافتن شیر را دستور و همزمان شیر مادر بیشتر و بیشتر می شود. طی تحقیقات انجام شده همه مادران از این توانایی برخوردارند مگر در مواردی از جمله در شیمی درمانی یا ایدز یا مرگ مادر و غیره که توسط پزشک از شیردهی منع شوند.

مادرانی که به دلایل مختلف و یا بعضی از بیماری ها یی که در بالا ذکر شد توانایی شیر دادن را ندارند مجبور به دادن شیر خشک های مصنوعی یا فرمولا هستند، که بیشتر از شیر گاو تهیه می شوند. خاطر نشان می شود که با توجه به سیستم های مجهزی که امروزه در زمینه تهیه شیر خشک در حال فعالیت هستند و تغییرات زیادی که روی آن ها انجام شده است، با این حال هنوز شیر خشک تفاوت های زیادی با شیر مادر دارد.

انتخاب شیر خشک مناسب

شیر خشک هایی که پایه آن ها شیر گاو است برای اکثر کودکان مناسب ترین نوع شیر خشک هستند.

شیر خشک  گرفته شده از شیر گاو برای اکثر کودکان بهترین انتخاب است زیرا از نظر ترکیبات نزدیک ترین ترکیب به شیر مادر است. ترکیب اصلی در اکثر شیر خشک های امروزی شیر گاو است ولی شیر گاو قبل از استفاده در شیر خشک به میزان زیادی تغییر داده می شود. غلظت پروتئین ها در شیر معمولی گاو بالا است و هضم این پروتئین ها برای نوزاد بسیار سخت است. سازندگان شیر خشک برای حل این مشکل، کربوهیدرات (مواد قندی)، پروتئین و چربی شیر گاو را تغییر می دهند. همچنین انواع ویتامین و مواد معدنی از جمله اسید فولیک(ویتامین B9)، روی و آهن را که در شیر معمولی گاو میزان آن ها کم است به آن می افزایند.

تمام شیرخوارانی که کل تغذیه آن ها از شیر مادر تأمین نمی شود باید از شیر خشک دارای آهن اضافی تغذیه شوند. تغذیه کودکان با شیر خشک به جای شیر مادر احتمال ابتلاء کودک به فقر آهن را افزایش می ‌دهد.

توصیه انجمن طب کودکان آمریکا این است که تمام کودکان سالمی که کل تغذیه آن ها از شیر مادر تأمین نمی شود، باید تا یک سالگی شیر خشک دارای آهن اضافی مصرف کنند. بعضی از مادران به دلیل عوارضی نظیر یبوست و دیگر عوارض گوارشی تمایل چندانی به استفاده از شیر خشک های آهن دار ندارند ولی مطالعات نشان داده اند که یبوست را نباید ناشی از آهن دانست.

خطر ابتلا به آنمی فقر آهن (کم خونی ناشی از کمبود آهن) در شیر خوارانی که از شیر خشک های با آهن کم تغذیه می شوند بیشتر است. کم خونی سبب کمبود اکسیژن رسانی به بدن نوزاد می شود. مطالعات نشان داده اند که دریافت آهن کافی در سال اول زندگی تأثیر مهمی بر عملکرد آموزشی در سنین مدرسه دارد.

رهنمودهایی اصولی برای تغذیه با شیرخشک

1- همراه شیرخشک باید صبح و شب مقداری آب جوشیده خنک در اختیار شیر خوار گذاشت.

2- آبی که برای تهیه شیر استفاده می شود، باید جوشیده و ولرم باشد تا ویتامین های موجود در شیر از بین نرود.

3- شیر اضافی در یخچال نگه داری شود ( در قسمت پایین و به مدت 24 ساعت)، البته اگر درب قوطی باز نشده باشد نیازی به یخچال نیست.

4- شیر تهیه شده در بطری را از دسترس حشرات دور نگه دارید تا از بروز اسهال جلو گیری شود.

5- از قرار دادن شیشه شیر در معرض آفتاب بپرهیزید.

6- هنگام خرید به تاریخ انقضای آن که در ته قوطی حک شده توجه کنید. همچنین از سالم بودن قوطی (نداشتن فرورفتگی و سوراخ ) اطمینان حاصل کنید.

7- به اطلاعات روی بر چسب قوطی از جمله فرمولاسیون یا طرز تهیه آن، مقدار مصرف و غیره توجه نمایید .

8- شیشه ی شیر را توسط شیشه پاک کن قبل از این که از آن استفاده نمایید، تمیز کنید.

9- از مواد استریل کننده و ضد عفونی برای تمیز کردن شیشه شیر می توانید استفاده کنید.

10- بایستی حداقل 6 عدد سر شیشه از جنس سیلیکون و لاتکــس که استاندارد و شکل طبیعی دارد، انتخاب شود. توصیه می شود که سر شیشه تهیه شده، شبیه نوک سیـنه ی مادر باشد تا در جریان شیر به کودک کمک کند.

11- شیر محیط مناسبی جهت رشد باکتری و غذای اصلی کودک نیز محسوب می شود، بنابراین با حفظ آرامش و در محیط استریل اقدام به تهیه شیر نمایید.

12- سعی کنید زمانی که کودک تان آرام است به او شیر دهید و محلی آرام و ساکت را برای شیر دادن در نظر بگیرید.

13- از خنک بودن شیر قبل از شیر دادن اطمینان حاصل کنید.

14- شیشه را طوری نگه دارید که هوا وارد دهان کودک تان نشود.

خطرات تغذیه با شیر خشک

* تاریخ مصرف شیر خشک ها 2 سال است، از خرید شیر هایی که تاریخ مصرف شان گذشته است، بپرهیزید.

* هنگام تهیه شیر خشک از مقدار گفته شده روی برچسب قوطی استفاده کنید و از مصرف کم پودر، جهت صرفه جویی کردن که باعث سوء تغذیه کودک و کاهش رشد آن می شود، بپرهیزید و همچنین از مصرف زیاد آن که عدم تحمل غذا و ایجاد اسهال، استفراغ و بیماری های گوارشی را به دنبال دارد، خودداری کنید.

* اندازه دلمه های کازئین موجود در شیر خشک بزرگ تر ازشیر مادر و هضم آن برای شیر خوار مشکل تر است. زیادی املاح موجود در آن باعث ایجاد چاقی و افزایش اسمولاریته سرم می شود.

* از دیگر اختلالاتی که در فرمولاخوران ایجاد می شود، اسهال است، که بیشتر به دلیل نداشتن مواد مصونیت زا در شیرخشک ها است. همچنین چاقی این کودکان در آینده امکان بروز بیماری های قلب و عروق را فراهم می سازد.

* همچنین میزان ابتلا به آسم، اگزما و مرگ های ناگهانی در شیر خشک خواران شایع تر است.

با متخصصین کودکان مشورت کنید

اگر می خواهید کودک خود را با شیر خشک تغذیه کنید و دقیقاً نمی دانید چه شیر خشکی باید استفاده کنید و یا می خواهید شیر خشک کودک تان را تغییر دهید حتماً با متخصص کودکان مشورت کنید. متخصصین کودکان با در نظر گرفتن وضعیت سلامت کودک، سن، مواد غذایی لازم برای بدن می توانند بهترین توصیه را به شما بکنند. متخصصین کودکان همچنین با تحت نظر گرفتن کودک از نظر واکنش به شیر خشک و علائم به وجود آمده به شما کمک می کنند. سعی نکنید حساسیت به شیر خشک را خودتان تشخیص دهید زیرا ممکن است مشکلی جدی را متوجه نشوید و یا کودک تان را از مواد غذایی کافی محروم کنید.

 ***************

 

خروسک در کودکان و درمان آن

گاهی کودکان به دنبال سرماخوردگی دچار حمله ی شدید و مشکل تنفسی می ‌شوند که در اصطلاح به آن خروسک می‌ گویند که این بیماری بر اثر التهاب نای و حنجره ایجاد می‌ شود.

پس به عفونت و التهاب ناحیه ی گلوتیک و ساب گلوتیک(پایینی گلو)‌ خروسک(croup) یا خناق می‌ گوید.

سن شایع این بیماری از 6 ماهگی تا 3 سالگی بوده و در فصول سرد سال(در انتهای پائیز و در طول زمستان) و در پسران شایع ‌تر است. در واقع کودکانی که در زیر سه سالگی خروسک می‌ گیرند شدید ترین علائم را نشان میِ‌ دهند.

علایم بیماری

بیماری در ابتدا شبیه یک سرماخوردگی معمولی آغاز و به تدریج پس از یک تا دو روز علائم اصلی به صورت سرفه، خشونت صدا و استریدور(خرخر شدید)‌ ظاهر می ‌شود.

سرفه‌ ها خشک و پشت ‌سر هم بوده و صدایی شبیه فوک یا آخر صدای خروس یا پارس سگ است که بر حسب شدت بیماری ممکن است به صورت تندی تنفس، زجر تنفسی، کبودی و بالاخره نارسایی تنفسی هم بروز کند. این علایم همگی از علائم تیپیک بیماری بوده ولی علائمی مثل خستگی شدید، تب، تلاش برای تنفس راحت تر، حرکت پره های بینی، عدم توانایی خوردن یا آشامیدن، کبودی لب ها و انتهای انگشتان در موارد شدید هم از علائم دیگر و نسبتا شایع بیماری می باشد.

معمولا در خروسک، شدت تب خفیف است و به ندرت به بیش از 39 درجه می ‌رسد. بیماری 3 تا 7 روز طول می‌ کشد و در روزهای دوم و سوم به شدت بیماری افزوده می‌ شود.  از مشخصات بیماری تندی تنفس(بیش از 40 بار در دقیقه)‌، آبریزش از دهان، سختی بلع و تب بالا است که در شب تشدید ‌می ‌شود.

این بیماری، بر خلاف آسم است؛ زیرا مشکل در دم وجود دارد در حالی که در آسم مشکل در بازدم وجود دارد.

خفگی در اثر بلعیدن اجسام خارجی، می‌ تواند شبیه خروسک باشد. زیرا در هر دو حالت، تقلای شدیدی برای نفس کشیدن وجود دارد. با این حال، با یک روش ساده می‌ توان خفگی را از خروسک تشخیص داد: کودکی که در اثر بلعیدن اجسام خارجی خفه شده است، نمی ‌تواند حرف بزند و یا گریه کند. ولی کودکی که خروسک گرفته است، می ‌تواند هر دو را انجام دهد.

عامل بیماری

تقریبا عامل تمامی موارد بیماری، ویروس است. ویروس پاراآنفلوانزا و ویروس سن سی شیال تنفسی یا آنفلوآنزای نوع A یا B و هموفیلوس آنفلوآنزا عوامل ایجاد خروسک می باشند. عفونت های باکتریایی هم می توانند در ایجاد خروسک دخیل باشند. گفته می ‌شود سوار شدن عفونت باکتریال در این بیماری نادر است و در چنین وضعی به شکل اوتیت یا التهاب گوش میانی بروز می ‌کند.

تشخیص بیماری

اصولا تشخیص خروسک از سوی پزشک و با علائم بالینی است که در صورت شک، پزشک می‌ تواند رادیوگرافی رخ و نیمرخ گردن را درخواست کند تا نمای باریک شدن (نای)‌ را ملاحظه کند.(شکل روبرو) 

نبود این علامات دلیل بر رد بیماری نیست و در آزمایش خون افزایش گلبول ‌های سفید از نوع لنفوسیت دیده می‌ شود.

درمان خروسک

 با توجه به این که خروسک(کروپ)‌ یک عفونت ویروسی است و درمان آن نگهدارنده و محافظتی تا پایان دوره ی بیماری است، بیشتر بیماران را می ‌توان به صورت سرپایی یا با چند ساعت تحت نظر بودن آن ها در اورژانس درمان کرد. پزشک ممکن است داروهای ضد التهاب کورتونی یا استروئیدی تجویز کند که به کاهش تورم حنجره کمک می ‌کنند و باعث می ‌شوند کودک راحت ‌تر نفس بکشد.

اصول درمان سرپایی خروسک شامل استراحت، مصرف مایعات و بخور است.

خانواده ‌ها باید توجه داشته باشند که در صورت بروز علائمی همچون آبریزش از دهان، کبود شدن لب، بیقراری، تند شدن تنفس و اضطراب در کودک سریعا وی را به پزشک برسانند.

نوع باکتریایی این بیماری با آنتی بیوتیک قابل درمان بوده و شرایط بهتری برای بیمار مهیا می شود

تسکین سرفه در خروسک

همان طور که ذکر شد خروسک هنگامی رخ می ‌دهد که حنجره دچار عفونت ویروسی می‌ شود.

این توصیه‌ ها به شما کمک می ‌کند تا سرفه ی ناشی از خروسک را در کودک ‌تان تسکین دهید:

* بگذارید کودک تان زیر دوش آب داغ بایستد و بخار را جذب کند؛ مراقب باشید که آب آن قدر داغ نباشد که پوست را بسوزاند.

هنگامی که کودک کنار دوش ایستاده است، حوله‌ ی مرطوبی را روی صورت او بیندازید و او را وادار کنید که هوای مرطوب را تنفس کند. 20 دقیقه زمان برای این کار مفید خواهد بود.

* درون دستگاه مرطوب ‌کننده ی هوای درون اتاق‌ کودک‌ تان آب گرم اضافه کنید.

* برای پیشگیری از ذات ‌الریه، مهم است که کودک تان خلطی را که در ریه‌ هایش ایجاد شده است،‌ خارج کند. بنابراین سعی بر این است که سرفه ‌های خلط ‌دار ایجاد شود،‌ نه این که به طور کلی از سرفه جلوگیری شود.

پیشگیری بهتر از درمان

 شستن مکرر دست و تماس نداشتن با افرادی که دچار عفونت‌ های تنفسی هستند، از راه‌ های پیشگیری از خروسک است.

در کودکان شیرخوار، بهتر است تا هر زمانی که کودک قادر به گرفتن سینه ی مادر است، به او شیر داده ‌شود و نباید کسی در اطراف او سیگار بکشد.

باید پیش از تجویز هر دارویی، حتی شربت سرماخوردگی،‌ به کودک، با پزشک اطفال مشورت شود و وی را از مکان‌ های پُرجمعیت و تماس با افراد بیمار دور نگه داشت.

نکته ی کلیدی

یکی از نکات مهمی که در درمان سرپایی و بستری کودک حائز اهمیت است، حضور مادر بر بالین کودک است که می‌ تواند بسیار کمک کننده باشد، زیرا آغوش مادر، بهترین بستر برای کودک بیمار است.

 موارد احتیاط

 * اگر تب کودک بالا است، اشکال در نفس کشیدن یا بلع دارد و یا این که با سر جلو، دهان باز و زبان بیرون آورده می ‌نشیند، سریعا به پزشک مراجعه کنید. این مورد اورژانسی است.

* هرگز به کودکی که خروسک دارد و یا دچار اشکال تنفسی است هیچ نوع داروی ضد سرفه ندهید.

* به‌ عنوان درمان خانگی به کودک ایپکاک ندهید، زیرا می‌ تواند موجب بدتر شدن تنفس شود.


6- قلب

  

مصرف گوشت قرمز زیاد برای زنان خطر سکته به همراه دارد

 زنانی که گوشت قرمز زیاد مصرف می کنند در معرض خطر سکته مغزی قرار می گیرند.

به گزارش خبرگزاری فارس، تحقیقات انجام شده روی بیش از ۳۰ هزار زن سوئدی نشان می دهد که زنانی که گوشت قرمز زیاد مصرف می کنند خودشان را در معرض خطر سکته قرار می دهند.

افرادی که حداقل به طور روزانه ۱۰۲ گرم گوشت قرمز مصرف می کنند، ۴۲ درصد بیشتر از افرادی که در طی روز کمتر از ۲۵ گرم گوشت قرمز مصرف می کنند، مبتلا به بیماری های انسداد عروق در مغز می شوند.

رژیم غذایی که در آن گوشت قرمز به وفور استفاده شود با ابتلا به بیماری های مختلفی از جمله سرطان، بیماری های قلبی، فشار خون بالا ارتباط دارد.

اما هم اکنون ۳ مطالعه در مورد مصرف گوشت قرمز و ارتباط آن با سکته مغزی انجام شده که یکی از این تحقیقات این ارتباط را اثبات کرده است.

سوزانا لارسون از مؤسسه استکهلم به همراه همکارانش مطالعات خود را روی ۳۴ هزار و ۶۷۰ زن بین ۳۷ تا ۳۹ سال انجام داده اند که این افراد تا قبل از شروع این تحقیقات یعنی در سال ۱۹۹۷ هیچ گونه بیماری عروقی و سرطانی نداشتند.

در طی ۱۰ سال حدود یک هزار و ۶۸۰ نفر (حدود ۴ درصد) از این افراد دچار سکته شدند.

سکته مغزی آسیب عصبی حاد ناشی از اختلال خونرسانی به قسمتی از بافت مغز که ناشی از انسداد رگ و شریان مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز است.

سکته مغزی به علتی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ های خون رسان مغز ایجاد می شود.

این محققان در طی مطالعات خود این زنان را از لحاظ تغذیه کردن گوشت قرمز به ۵ گروه تقسیم کردند و زنانی که در گروه های بیشترین مصرف کنندگان گوشت قرمز قرار داشتند و حداقل ۸۶ گرم گوشت در روز مصرف می کردند ۲۱ درصد از زنانی که در روز ۳۶.۵ گرم گوشت مصرف می کردند، به سکته مغزی دچار شدند.

زنانی که به طور روزانه ۴۱.۳ گرم گوشت قرمز در روز مصرف می کردند ۲۴ درصد بیشتر از زنانی که ۱۲.۱ گرم گوشت مصرف می کردند در معرض خطر این بیماری قرار دارند.
 

***************

 

تخم مرغ برای سلامت قلب مفید است

کارشناسان تغذیه تایید کردند که برخلاف باور غلط مردم، مصرف تخم مرغ برای سلامت قلب مفید است.

به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا، دکتر دون مک نامارا کارشناس تغذیه در آمریکا تاکید کرد حتی موسسه قلب آمریکا هم محدودیت مصرف ۶ عدد تخم مرغ در هفته را لغو کرده است.

مک نامارا، متخصص بیوشیمی تغذیه در گفت وگویی با روزنامه هرالدسان خاطرنشان کرد: افراد میانسال از خوردن تخم مرغ وحشت دارند چون ۴۰ سال است که به آنها درباره خطرات کلسترول موجود در رژیم غذایی هشدار داده می شود.

اما سالها آزمایش و تحقیق آشکارا نشان داده است که کلسترول موجود در تخم مرغ تاثیر خطرناکی روی قلب ندارد.

وی افزود: مقدار چربی اشباع شده در تخم مرغ بسیار پایین است و در عین حال این خوردنی مطلوب حاوی چندین ترکیبات حیاتی مثل کولین است که ترکیبی عالی برای متابولیسم و رشد مغز جنین در دوران بارداری است.

هم چنین تخم مرغ حاوی ماده ای به نام لیوتئین است که خطر ابتلا به آب مروارید و تحلیل منطقه ماکولار چشمی ناشی از پیری را کاهش می دهد.
 

***************

 

سختی عروق در نوجوانان چاق

عروق نوجوانان چاق، مشابه عروق میانسالان است

محققان کانادایی می‌ گویند در عروق افراد نوجوان بسیار چاق، علائمی مشابه با عروق افراد میانسال یافته ‌اند. در تحقیقی که بر 63 نوجوان 13ساله انجام گرفته، علائمی مبنی بر سفت‌ شدن آئورت که اصلی‌ ترین و بزرگ ‌ترین شریان بدن محسوب می ‌شود، مشاهده شده است.

 محققان در این تحقیق با استفاده از اولتراسوند یا دستگاه مافوق صوت میزان نرمی یا سختی عروق نوجوانان را اندازه‌ گیری کردند.

به گزارش بی‌بی‌سی، با این حال پس از مقایسه نتایج این آزمایش با آزمایش نوجوانانی که دارای وزن طبیعی بودند، تفاوت زیادی آشکار شد و مشخص شد که عروق نوجوانان بسیار چاق، با وجود سن کم تقریبا مانند عروق افراد میانسال سفت و سخت شده است. انعطاف رگ های کودکان و نوجوانان چاق مانند بزرگسالان کاهش یافته است و ویژگی رگ های آنان مانند افراد چهل و پنج ساله است. سن سرخرگ این کودکان حدود سی سال پیرتر از سن واقعی آنان است .

به گزارش بی‌بی‌سی، محققان بیمارستان بریتیش کلمبیای کانادا می ‌گویند: سفت شدن عروق از علائم اولیه ابتلای افراد به عوارض قلبی است. یکی از اصلی ‌ترین تغییرات ایجاد شده در اندام بیماران مبتلا به عوارض قلبی سفت ‌شدن عروقی است که خون را به قلب می‌ رسانند. با افزایش رستوران ‌های غذای فوری یا فست ‌فود در سراسر جهان و افزایش تولید مواد خوراکی پرچرب، شیرین و دارای میزان بالای نمک طی 2 دهه اخیر، میزان چاقی مفرط نیز میان نوجوانان که از مشتریان پروپا قرص این نوع محصولات خوراکی هستند دو برابر شده است. این امر نگرانی‌ های عمده ‌ای را در پزشکان پدید آورده است؛ آنان معتقدند با بالا رفتن میزان چاقی مفرط در میان نوجوانان، احتمال بروز سکته قلبی و ابتلای آنان به بیماری دیابت نیز به‌ شدت افزایش یافته است.

از سوی دیگر نتایج تحقیقات انجام شده در گذشته نیز نشانگر آن است که عوامل خطرساز برای بیماری ‌های قلبی مثل کلسترول و فشار خون بالا، در کودکان یا نوجوانان چاق نسبت به همسالان غیرچاق خود بیشتر دیده می‌ شود. دیابت نوع 2 که سابق بر این در افراد بالغ دیده می‌ شد امروزه در کودکان و نوجوانان‌ شیوع چشمگیری پیدا کرده است. ‌چاقی و اضافه ‌وزن با به ‌وجود آمدن دیابت نوع ? رابطه‌ نزدیک دارد. ‌خطر چاقی و اضافه وزن بزرگسالی در کسانی‌ که در کودکی یا نوجوانی اضافه وزن داشته ‌اند ?? درصد بیشتر است. این خطر اگر پدر یا مادر فرد نیز دچار چاقی و اضافه وزن باشند بیشتر خواهد بود.

کلسترول بالا نیز در نوجوانی قلب را در میانسالی تهدید می کند

تحقیقات تازه دانشمدان نشان می ‌دهد بزرگسالانی که سطح کلسترول آن ها در دوران نوجوانی بالاتر از حد نرمال بوده است، بیشتر در معرض خطر مشکلات قلبی و تشکیل پلاک‌ های کلسیم شریانی که سبب سختی عروق می ‌شود، هستند.

به نوشته هلث ‌دی نیوز، محققان بر این نظرند که شروع رژیم غذایی و تغذیه سالم باید از سنین نوجوانی باشد. علاوه بر این ورزش در کنار رژیم غذایی می ‌تواند از بروز بیماری‌ های قلبی جلوگیری کند. نوجوانان نباید از میزان کلسترول خون خود تا رسیدن به سنین میانسالی غافل شوند.

‌افراد چاق و دارای اضافه وزن در خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی، دیابت نوع 2، کلسترول بالا، فشار خون بالا و بعضی از انواع سرطان خواهند بود. ‌یکی از اثرات مهم داشتن اضافه‌ وزن در کودکان، کاهش اعتماد به نفس، گوشه‌ گیری و بروز افسردگی در آن ها است چرا که آن ها مانند همسالان خود نمی‌ توانند در بازی‌ های گروهی موفق باشند و حتی از سوی همسالان خود مورد تمسخر واقع می‌ شوند. مسائل ژنتیک، سبک زندگی و چگونگی تغذیه، عوامل تعیین‌ کننده وزن کودک هستند. نداشتن فعالیت بدنی کافی و الگوهای تغذیه ‌ای نامناسب نقش اصلی در اضافه وزن کودک دارند. الگوی زندگی امروزی از فعالیت بدنی انسان بسیار کاسته است.

تلویزیون، کامپیوتر و بازی‌ های ویدئویی، جایگزین بازی‌ های کودکان و فعالیت بدنی آن ها شده است. با توجه به افزایش پدیده مضر چاقی مفرط در میان کودکان و نوجوانان مراجعه به پزشکان و متخصصان تغذیه برای تعیین میزان اضافه وزن توصیه می ‌شود. بی‌ام‌آی (BMI) یا شاخص توده بدنی که با اندازه ‌گیری قد و وزن محاسبه می ‌شود و با مقادیر جداول رشد با توجه به سن و جنس کودک مقایسه می‌ شود، از جمله اصلی ‌ترین معیارهای اندازه ‌گیری میزان چاقی است که پزشکان در معاینات خود بر همین مبنا وزن کودکان و نوجوانان را می ‌سنجند.

اما تنها آزمایش‌ های پزشکی و نظارت بر خورد و خوراک کودکان و نوجوانان کفایت نمی ‌کند، زیرا کودکان دارای اضافه ‌وزن نیازمند حمایت‌ های روانی خاصی از سوی والدین شان هستند. بر همین مبنا پزشکان توصیه ‌های ویژه ‌ای را خطاب به والدین مطرح کرده ‌اند؛ باید فرزندان تان را از این که دوستشان می ‌دارید و مورد پذیرش شما هستند، چه چاق باشند چه نباشند، مطمئن ‌سازید. سعی کنید فرزند شما احساس تفاوت با دیگر فرزندان تان نکند. به ‌جای آن که مستقیما‌ روی اضافه ‌وزن او متمرکز شوید به ‌تدریج با تغییر الگوی غذایی و فعالیت بدنی، اضافه وزن او را اصلاح کنید. ‌سعی کنید مدل خوبی برای فرزندتان باشید. فرزندتان قبل از هر چیز به سبک زندگی شما نگاه می‌ کند. اگر عادات غذایی سالم داشته باشید و اهل ورزش باشید فرزندتان نیز از شما یاد خواهد گرفت.


 7- بهداشت دهان و دندان

 

دوپینگ دندان ها با محصولات فلورایددار

«خانم دکتر! من دندان‌هایم را همیشه مسواک می‌زنم، ولی باز هم دندان‌هایم پوسیده اند. نمی‌دانم واقعا باید چه کار کنم؟...» این حرفی است که بسیاری از بیماران به دندانپزشک‌شان می‌گویند ولی واقعا مشکل کار از کجاست؟ چرا دندان‌های بسیاری از افراد نسبت به پوسیدگی مستعدند؟

قصد داریم محصولاتی را به شما معرفی کنیم که از دندان‌های شما در برابر پوسیدگی محافظت می‌کنند. شما می‌توانید این محصولات را در تمام داروخانه‌ها پیدا کنید: «محصولات حاوی فلوراید».

1- آدامس‌ فلورایددار

اگر شما بخواهید از پوسیدگی دندان‌های‌تان پیشگیری کنید، آدامس‌ها به شما کمک می‌کنند. آدامس‌هایی در بازار وجود دارند که حاوی «فلوراید» هستند. فلوراید را اغلب به آب آشامیدنی شهر‌ها، نمک، شیر و شکر می‌افزایند. فلوراید روند پوسیدگی دندان را متوقف می‌کند و همچنین پوسیدگی‌هایی را که در مراحل اولیه و ابتدایی خود هستند، ترمیم می‌کند. امروزه به «آدامس‌های بدون قند» فلوراید افزوده‌اند. وقتی شما این آدامس‌ها را در دهان می‌گذارید و می‌جوید، فلوراید از آدامس آزاد شده و در سطح مینای دندان شما می‌نشیند و به تدریج جذب ساختار دندان شده و مینای دندان‌تان را مقاوم می‌کند. منظور از «آدامس بدون قند» این نیست که این آدامس‌ها شیرین نیستند، بلکه برعکس، حتی ممکن است از آدامس‌های معمولی هم شیرین‌تر باشند! تنها تفاوت این آدامس‌ها با آدامس‌های معمولی در این است که شیرین‌کننده‌های مصنوعی در آنها استفاده شده است: اریتریول، ایزومالت، سوربیتول، زایلیتول و مانیتول از جمله این قند‌های مصنوعی هستند. این شیرین‌کننده‌ها در نوشابه‌های رژیمی هم استفاده می‌شوند.

اگر آدامس دارای قند معمولی باشد، قند در اختیار باکتری‌های مولد پوسیدگی دندان قرار می گیرد و این باکتری‌ها با تولید اسید، باعث پوسیدگی دندان‌ها می‌شوند، ولی قند‌های مصنوعی نمی‌توانند به وسیله باکتری‌های مولد پوسیدگی تجزیه شوند و از آنها اسیدی حاصل نمی‌شود و در نتیجه باعث پوسیدگی دندان نمی‌شوند. به همین دلیل است که دندانپزشکان جدیدا در کنار مسواک و خمیر دندان، جویدن «آدامس‌های بدون قند و فلورایددار» را نیز به بیماران‌شان توصیه می‌کنند.

2- ژل فلورایددار

در مطب‌های دندانپزشکی، ژل‌های خاصی به نام ژل فلوراید وجود دارد. ثابت شده است که کاربرد موضعی فلوراید به خصوص توسط دندانپزشک، باعث کاهش میزان پوسیدگی به خصوص در کودکان می‌شود. لذا کاربرد موضعی فلوراید برای کودکان و نوجوانان در مطب‌های دندانپزشکی اکیدا توصیه می‌شود. دندانپزشک بعد از تعیین میزان استعداد ابتلای بیمار به پوسیدگی و احیانا انجام درمان‌های لازم اولیه مثل حذف پوسیدگی‌ها، درمان با فلوراید را انجام می‌دهد. در این روش، دندانپزشک ابتدا سعی می‌کند که پوسیدگی‌های دندان‌های شما را درمان کند، سپس از دهان شما قالب‌گیری کرده و قاشقک‌های مخصوصی برای درمان دندان‌های‌تان با فلوراید آماده می‌کند. گاهی هم این قاشقک‌ها به صورت آماده در مطب وجود دارند، سپس ژل فلوراید در این قاشقک‌ها گذاشته شده و روی دندان‌های شما قرار داده می‌شود و چند دقیقه می‌ماند. در این مدت نباید بزاق به دندان‌های‌تان برسد، سپس ژل از روی دندان‌های‌تان پاک می‌شود. لازم است شما تا چند ساعت پس از این درمان از خوردن و آشامیدن خودداری کنید تا فلوراید جذب دندان‌های‌تان شود. دندانپزشکان می‌گویند بهتر است شما هر سال این درمان را انجام دهید تا با این روش، فلوراید کافی به دندان‌های‌تان برسد. این روش به خصوص در مورد کودکان و نوجوانان توصیه می‌شود تا دندان‌های‌شان از همان ابتدا مقاوم شود و در برابر پوسیدگی در امان باشد. دقت کنید که این روش و این ژل‌ها باید حتما در مطب و زیر نظر دندانپزشک انجام شود تا از بلعیدن غیر ارادی مقدار زیاد فلوراید توسط کودک پیشگیری شود.

3- خمیر دندان فلورایددار

استفاده از خمیر دندان در هنگام مسواک زدن فواید متعددی دارد، اما اصلی‌ترین و مهم‌ترین فایده خمیردندان، اثر آن در پیشگیری از پوسیدگی دندان‌هاست که به علت وجود ماده فلوراید در آن است. تقریبا همه خمیردندان‌های داخلی و اکثر خمیردندان‌های خارجی فلورایددار هستند. اثر فلوراید خمیردندان در پیشگیری از پوسیدگی ثابت شده است و استفاده از خمیردندان حاوی فلوراید اکیدا توصیه می‌شود. همه خمیردندان‌ها دارای میزانی از فلوراید هستند، اما میزان فلوراید همه انواع خمیردندان‌ها کافی نیست. خمیردندان‌های مناسب از نظر میزان فلوراید دارای 1300ppm تا 1500ppm فلوراید هستند. طبق مطالعات انجام شده میزان فلوراید اغلب خمیردندان‌های ایرانی حدود 1000ppm یا کمتر است. بنابراین به کارخانه‌های سازنده خمیردندان توصیه می‌شود که در برخی محصولات خود به صورت انتخابی میزان فلوراید را افزایش دهند. نکته قابل توجه به خصوص هنگام استفاده بچه‌ها از خمیر دندان این است که فلوراید اولا ماد‌ه‌ای سمی است و در صورتی که بیش از حد مجاز خورده شود، ممکن است به مسمومیت منجر شود؛ و ثانیا، اگر میزان فلوراید دریافتی بیش از حد باشد، به ایجاد لکه‌های سفید روی دندان‌ها منجر می‌شود که به آن فلوروزیس می‌گویند.

4- دهان‌شویه‌ فلورایددار

در حال حاضر دهان‌شویه‌های فلورایددار (مثل همان دهان‌شویه‌هایی که در مدارس استفاده می‌شوند) در کنار ژل‌ها و خمیر دندان‌های فلورایددار و چند محصول دیگر در دسترس قرار دارند و باعث عملکرد موضعی فلوراید می‌شوند. استفاده از دهان‌شویه‌های فلورایددار یکی از روش‌های موضعی استفاده از فلوراید است که هم‌اکنون نیز طرح همگانی استفاده از آن در مدارس کشور در حال اجراست. این طرح به صورت استفاده یک روز در هفته از دهان‌شویه توسط دانش‌آموزان با نظارت مسوولان مدارس انجام می‌شود. استفاده از هر گونه دهان‌شویه فلورایددار برای کودکان زیر شش سال ممنوع است، مگر این که دندانپزشک تجویز کند، چون کودکان این دهان‌شویه را می‌بلعند و باعث مسمومیت آنها با این ماده می‌شود. اگر شما این دهان‌شویه را از داروخانه می‌خرید، هفته‌ای یک بار از آن استفاده کنید.

5- آب‌نبات‌ فلورایددار

این فوق‌العاده است که شما با مکیدن آب‌نبات بتوانید دندان‌های‌تان را در برابر پوسیدگی مقاوم کنید، چون تا به حال احتمالا فقط این را شنیده بودید که آب‌نبات‌ها و شکلات‌ها، دندان‌ها را پوسیده می‌کنند، ولی آب‌نبات‌های حاوی فلوراید درست اثر عکس دارند. این آب‌نبات‌ها حاوی شیرین‌کننده مصنوعی هستند و در عین حال با مکیدن‌شان، فلوراید در دهان شما آزاد می شود و روی دندان‌های‌تان رسوب می‌کند.


8- ایدز

 

در جستجوی راهی برای درمان ایدز

محققان سال هاست که به دنبال تولید پادتن مناسبی برای واکنش به پاتوژن (عامل بیماری) در افراد مبتلا به ویروس ایدز هستند اما تاکنون در رسیدن به این خواسته شان ناکام مانده اند.

پادتن هایی که بتوانند به شکل موثری جلوی آلودگی و سرایت آن را بگیرند. پادتن پروتئینی است که توسط سلول های B در بدن تولید شده و در مواجهه با پادگن (آنتی ژن)، باکتریوم یا ویروس از خود واکنش نشان می دهد.

پادتن ها شکل اولیه واکنش ایمنی در مقابله با بیماری بوده و به وسیله چسباندن خودشان به پادگن خارجی باعث ضعیف شدن یا از بین رفتن آن می شوند.

اکنون دانشمندان مرکز پزشکی دانشگاه دوک توانسته اند علت این ناکامی را توضیح دهند: بسیاری از پادتن های اولیه و کنونی موجود جهت مبارزه با ویروس ایدز واقعا قادر به دیدن ویروس پیش از حمله آن به سلول سالم نیستند.

دانشمندان براساس بحث و بررسی روی نتایج یک سری آزمایشات بیوشیمیایی و بلورنگاری (کریستالوگرافی) که مشخص می کرد ساختارهای خاص معین ملکولی در انواع مختلف پادتن ها باید وجود داشته باشد تا بتوان از آنها به عنوان یک شیوه دفاعی موثر نام برد به شواهدی دست یافتند. تحقیقات قبلی نشان می داد ۲ پادتن بسیار قوی که برعلیه ویروس ایدز به کار می رود بخش خاصی از پوشش خارجی ویروس که «MPER region of gp۴۱» نامیده می شود مورد هدف قرار می دهد.

این پادتن ها ۲F۵ و ۴E۱۰ نام داشته و قادرند به محض این که ویروس بخش آسیب پذیر ساختارش را آشکار می کند به آن چفت شوند. این بخش به عنوان پاشنه آشیل ویروس ایدز شناخته می شود.

بارتون هاینز دکتر داروساز موسسه واکسن انسانی دانشگاه دوک می گوید: آنچه مطالعات ما نشان می دهد این است که ویروس ۲ نوع از این پاشنه آشیل را ایجاد می کند.

یک شکل از پاشنه آشیل برای پاتن های کمیابی مانند ۲F۵ و ۴E۱۰ و شکل دیگر آن برای پادتن هایی است که به وفور وجود داشته و به عنوان پاسخ و درمان اولیه به کار می روند این پادتن ها کار زیادی انجام نمی دهند چون قبل از آن که ویروس راه ورود خود را بیابد قادر به تشخیص پاشنه آشیل ویروس نیستند.

دکتر ناسیلی که بسیاری از مطالعات کریستالوگرافی به وسیله او طراحی و هدایت شده می گوید: به دست آوردن این ساختار مشکل است اما اکنون ما آن را در اختیار داریم.

این ساختار برای درک این که چرا پادتن های گروه دوم با پوشش بیرونی HIV ۱ فعل و انفعال انجام می دهند سودمند است.

به عقیده هاینز اهمیت نتایج به دست آمده به این دلیل است که آنها می توانند تشخیص دهند به جای بخش هایی که به تله افتاده اند کدام بخش ها در ویروس و پادتن نیاز به شناخته شدن دارند.

محققان در صددند تا نیازهای سیستم ایمنی به منظور دفاع موثرتر و بهتر در برابر ویروس ایدز را بهتر درک کنند و آن را ممکن سازند.

بودجه لازم برای این تحقیقات توسط موسسه بیل و ملیندا گیتس فراهم شده است.

*************** 

 

زردچوبه، بهترین ماده طبیعی برای جلوگیری از ایدز

در بسیاری از موارد مواد ریزی در غذا مصرف می شوند که با وجود اهمیت بسیار بالا، نادیده گرفته شده و افراد کمی از خواص آنها آگاهی دارند.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران”ایسکانیوز” زردچوبه ریشه گیاهی به نام curcumin lungo و از خانواده زنجفیل است.

مهمترین ماده موثر در زردچوبه curcuminنام دارد که از خواص آن در بدن می توان به ضد ورم، سرطان و عفونت نام برد.

همچنین curcumin موجود در زردچوبه بهترین ماده طبیعی برای جلوگیری از ایدز محسوب می شود. زرچوبه دارای خاصیت ضد سم مار است و قادر به خنثی کردن بسیاری از سموم مارهاست.

با وجود اینکه اثرات جانبی از زردچوبه گزارش نشده است اما مصرف زردچوبه در مواردی مثل: زمان بارداری و یا زمانی که مجرای کیسه صفرای فرد بسته یا دارای اشکال است باید با احتیاط از زردچوبه استفاده شود. مصرف بدون عارضه زردچوبه در هر روز بین ۵/۱ تا ۳ گرم متعادل و متناسب است.

البته باید توجه داشت که خواص زردچوبه با گرما از بین می رود.

پزشکی و.......

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389



ماکارونی سبوس‌دار به جای نان و برنج

http://marshal-modern.ir/Archive/16783.aspx

بعضی‌ها ماکارونی را خیلی کم ‌مصرف می‌کنند، چون فکر می‌کنند چاق‌ کننده است.

این ماده غذایی جزو گروه "نان و غلات" محسوب می‌شود. گروه نان و غلات از ماکارونی، پاستا، نان، برنج و رشته ‌فرنگی تشکیل شده که همگی منبع نشاسته‌اند. هیچ فرقی بین این خوراکی‌ها وجود ندارد و هر کدام اگر بیش از نیاز بدن مصرف شوند، قطعا چاق‌کننده‌اند. در واقع، مهم میزان کالری دریافتی است، نه نوع غذای دریافتی.

به طور کلی، توصیه می‌شود در طول روز برحسب نیاز، سن و وزن‌تان، بین 6 تا 11 واحد نان و غلات مصرف کنید و هر فرد برحسب ذایقه می‌تواند 2 تا 3 واحد آن را به ماکارونی اختصاص دهد.

لازم است همین‌جا اضافه کنم که نصف لیوان ماکارونی پخته معادل یک واحد از این گروه محسوب می‌شود.

در طول هفته، خوردن آن می‌تواند جایگزین نان یا برنج شود، اما دانستن این نکته لازم است که در نان، سبوس وجود دارد، اما در ماکارونی‌های معمولی که این روزها در بازار موجود است، سبوس وجود ندارد. به همین دلیل توصیه می‌کنم در صورت امکان، ماکارونی با آرد سبوس‌دار تهیه و میل کنید.

در ضمن، بهترین موادی که می‌توان همراه با ماکارونی استفاده کرد، مواد پروتئینی است، زیرا ماکارونی خود از گروه نان و غلات است و زمانی که با پروتئین مصرف ‌شود، کامل خواهد شد. این پروتئین می‌‌تواند پنیر، سویا، گوشت چرخ ‌کرده، مرغ یا تن‌ ماهی باشد.

یکی از سنت‌های غلط ما ایرانی‌ها تهیه ماکارونی با گوشت چرخ‌ کرده است و از این طریق متاسفانه مصرف گوشت قرمز را بالا می‌بریم، در حالی که در طول یک هفته، مصرف گوشت قرمز را باید به دو وعده کاهش داد.

بهترین کار این است که ماکارونی را با سویا، گوشت مرغ یا تن ماهی درست کنیم تا هم کامل شود و هم برای کودکان و سالمندان قابل هضم‌تر باشد؛ البته به شرطی که مصرف سبزیجات مثل سالاد کاهو را نیز از یاد نبرید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

زالزالک و خواص مفید آن

hawthorn

http://marshal-modern.ir/Archive/16805.aspx

زالزالک و یا کویج با نام علمی Crataegus aronia یکی از گیاهانی است که در ایران از جمله در بلندی‌ های بالای 2500 متر در استان کهکیلویه و بویراحمد، استان اصفهان به خصوص شهرستان نجف آباد می ‌روید. این گیاه دارای دو نوع سفید و قرمز می باشد.

بد نیست بدانید در شمال ایران گونه‌ های وحشی زالزالک به شکل خودرو در جنگل ‌ها می‌ روید که به آن " ولیک" می گویند.

این میوه اگر چه جثه ‌ای کوچک دارد ولی بسیار پُرفایده و مغذی است و به رنگ ‌‌های زرد و نارنجی در اکثر نواحی معتدل می‌ روید.

رسیده ی این میوه، شیرین، گوشتی و دارای هسته ‌های زرد رنگ فراوان است که اگر با احتیاط مصرف نشود هسته‌ های آن می ‌تواند قاتل دندان‌‌ های شما باشد.

زالزالک و قلب شما

این میوه علاوه بر ویتامین‌ های A ، B، C و تانن دارای کلسیم و مختصری پکتین است که برای تقویت قلب و معده بسیار توصیه می ‌شود. مهم‌ ترین اثر زالزالک روی قلب، تنظیم کردن حرکات نامنظم آن است و از تپش قلب و ضربان شدید آن جلوگیری می ‌کند.

در اغلب کشورهای اروپایی خصوصا آلمان برای درمان بی ‌نظمی ضربان قلب از گیاه زالزالک استفاده می ‌شود. همچنین زالزالک در درمان آنژین و تصلب شرایین(سفت شدن دیواره رگ‌ ها)‌ بسیار کاربرد دارد.  

خاصیت آنتی اکسیدانی عصاره ی زالزالک

تحقیقات جدید نشان می ‌دهد که زالزالک آنتی ‌اکسیدان بسیار قوی محسوب شده و می‌ تواند به عنوان یک مکمل غذایی مقوی عمل کرده و در تنظیم وزن، گلوکز خون و التهاب نقش داشته باشد.

محققان آمریکایی طی بررسی‌ هایی که روی زالزالک انجام دادند، دریافتند این میوه به خاطر داشتن مقادیر بالایی از مواد آنتوسیانین، بسیار مفید است و در رنگ های مختلف این میوه آنتوسیانین های زیاد و متفاوتی یافت می ‌شود که دانه‌ های زالزالک را از فشار اکسایشی نور خورشید حفظ می ‌کنند.

خوردن زالزالک بدن ما را از موقعیت ‌های زیان ‌آور مانند قرار گرفتن در معرض آلودگی و رادیکال ‌های آزاد حفظ می کند.

به عبارتی تحقیقات نشان می ‌دهد مصرف زالزالک در درمان برخی بیماری ‌ها، از سرطان گرفته تا چاقی، اثر مثبت می گذارد و این تاثیر به دلیل خواص ضد‌ التهابی ماده ی آنتوسیانین موجود در آن است، به طوری که ثابت شده بسیاری از بیماری ‌ها به دلیل التهاب‌ های کنترل نشده ‌ای است که دامنگیر ما می ‌شود.

مواد موجود در زالزالک قند خون و عملکرد انسولین خون را بهبود می ‌بخشد.

به نقل از Sience Daily، محققان در زمینه ی تاثیر زالزالک و خواص آن، تحقیقات خود را روی موش ‌هایی انجام دادند که از پیش مبتلا به دیابت بودند.

آن‌ ها ابتدا به 18 موش نر، حدود 6 ماه غذای سرشار از قند میوه دادند سپس آن‌ ها را دو گروه کردند؛ به یک گروه آب خالص و به گروه دوم مخلوط آب و عصاره ی زالزالک دادند و این کار را تا 6 ماه ادامه دادند و وزن و چربی بدن، قند خون و شاخص‌ های مولکولی التهابی آن ‌ها را مورد بررسی قرار دادند.

در انتها محققان به این نتیجه رسیدند موش‌ هایی که مخلوط آب و عصاره زالزالک مصرف کرده بودند، نسبت به گروه دیگر، از کاهش وزن بیشتر، چربی کم‌ تر ، قند خون و تر ی‌گلیسیرید پلاسمای پایین ‌تر و چربی LDL کم‌ تری برخوردار بودند.

این تغییرات در انسان ‌ها باعث کاهش احتمال ابتلا به دیابت و بیماری های قلبی عروقی می شود و مشکلات التهابی را کاهش می دهد.

یکی از مواد مفید موجود در زالزالک فلاونوییدهایی می ‌‌باشند که نسبت به رنگ میوه شدت اثرات آنتی ‌اکسیدانی آن ها تغییر می ‌کند. میوه‌ های قرمزرنگ دارای اثر قوی، صورتی اثری ضعیف و زرد اثر ضعیف ‌تری دارند.

علاوه بر میوه ی زالزالک از گل آن نیز برای درمان استفاده می‌ شود. گل زالزالک برای درمان تشنج مفید بوده و حرکات نامنظم قلب را تنظیم می ‌کند. لذا دم ‌کرده ی آن برای درمان بیماری‌ های مزمن قلب استفاده می ‌شود.

زالزالک و دیابت

نتایج یک پژوهش نشان داد: مصرف خوراکی زالزالک در دیابت قندی باعث کاهش گلوکز و LDL کلسترول سرم می ‌شود.

این مطالعه با اثر مصرف خوراکی سرشاخه‌ ی زالزالک بر غلظت گلوکز و لیپید‌های سرم و تراکم سلول ‌های بتا در موش ‌های صحرایی دیابتی توسط دکتر مهرداد روغنی، عضو گروه فیزیولوژی مرکز تحقیقات گیاهان دارویی دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد بررسی شد.

یافته‌ های این مطالعه حاکی است در گروه دیابتی درمان شده با گیاه، غلظت گلوکز سرم به طور معنی ‌دار در هفته‌ های سوم و ششم کمتر از گروه دیابتی بود.

کاهش سطح گلوکز و لیپید‌های سرم در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. خلاصه ی این پژوهش در مجله ی غدد درون ریز و متابولیسم ایران انجام شد

دیگر خواص زالزالک

این میوه به علت غنی بودن از اسید تارتاریک و اسید مالیک نیز در مواقع کم‌ خونی و سل اثر نیکویی دارد.

زالزالک به دلیل آن که دارای مقدار زیادی تانن است بسیار قابض بوده و می ‌توان آن را جهت درمان اسهال‌ های خونی به کار برد.

البته نوع کوهی آن قابض ‌تر از سنجد است و از خونریزی معده نیز جلوگیری می‌ کند.

رنگ زرد و صورتی این میوه در بدن تبدیل به ویتامین A می ‌شود و اشتها را زیاد می ‌کند.

البته این میوه را وقتی که کاملا رسیده و رنگ انداخته مصرف کنید تا دچار ناراحتی ‌های گوارشی ناشی از خام بودن میوه نشوید.

زالزالک اگر به خوبی خشک شود تنها مقداری از ویتامین C ی خود را از دست می ‌‌دهد ولی دیگر ترکیبات شیمیایی خود را حفظ می ‌کند. لذا برای نگهداری زالزالک خشک باید آن را در محلی که هوایش دائما عوض می ‌شود نگه داشت.

البته در مقایسه، میوه ی تازه ی زالزالک اثرات نیکوتری دارد و می‌‌ تواند به ازدیاد شیر مادران شیرده و افزایش کیفیت آن بیفزاید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

    راشیتیسم یا نرمی استخوان چیست؟

Rickets

http://marshal-modern.ir/Archive/16785.aspx

راشیتیسم یا نرمی استخوان یک بیماری استخوانی در بچه ها است که موجب ضعیف شدن استخوان، پاهای پرانتزی و تغییر شکل در اندام ها می شود.

در این بیماران به دلایلی کلسیم، فسفر یا ویتامین دی به اندازه ی کافی در اختیار تولید استخوان قرار نمی گیرد.

چه کسانی بیشتر در معرض ابتلا هستند؟

افراد زیر بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به نرمی استخوان هستند:

شیر مادر ویتامین دی زیادی ندارد پس اگر بچه ای به مدت طولانی فقط از شیر مادر تغذیه کند و از مکمل ویتامین D استفاده نکند ممکن است در خطر ابتلا به راشیتیسم باشد.

* مصرف کم کلسیم

قرار نگرفتن در معرض تابش آفتاب: ویتامین دی در پوست بدن انسان و با تابش نور آفتاب ساخته می شود. پس تابش ناکافی نور خورشید می تواند زمینه ساز راشیتیسم باشد.

کسانی که پوست تیره دارند نیاز به نور بیشتری برای ساخت ویتامین دی دارند و در نور کم بیشتر در معرض کمبود ویتامین دی قرار می گیرند.

کسانی که به لاکتوز حساسیت دارند به علت مصرف ناکافی لبنیات می توانند در معرض خطر این بیماری قرار بگیرند.

علائم راشیتیسم یا نرمی استخوان

مهم ترین آن ها عبارت هستند از خواب آلودگی، شلی و ضعف عضلانی، تاخیر در رشد، پای پرانتزی و مچ دست کلفت.

در موارد شدید ممکن است شکل قفسه ی سینه ی بچه تغییر کند.

تشنج هم از دیگر علائم حالات شدید بیماری است.

پزشک معالج بعد از معاینه ی بیمار، از رادیوگرافی استخوان ها و آزمایشات خون برای کمک به تشخیص استفاده می کند.

درمان نرمی استخوان

درمان این بیماری با تجویز کلسیم و ویتامین D است. معمولا چند ماه طول می کشد تا وضعیت بیمار به حد طبیعی برسد. بسیاری از تغییر شکل های اندام مانند پای پرانتزی با درمان دارویی خود به خود خوب می شوند.

در حالات شدید تغییر شکل استخوان ها ممکن است برای درمان، به جراحی نیاز باشد.

با این حال بعضی تغییر شکل های استخوانی که در لگن یا قفسه ی سینه به وجود می آید و یا مشکلات قدی که برای بیمار به وجود آمده ممکن است برای همیشه برای وی باقی بمانند.

پیشگیری از بروز راشیتیسم

با انجام اقدامات زیر می توان مانع از بروز بسیاری از موارد بیماری شد:

* در بچه هایی که فقط شیر مادر مصرف می کنند باید روزانه ویتامین D به صورت قطره ی مکمل استفاده کنند. اگر مادر شیرده هم ویتامین دی بیشتری مصرف کند میزان آن در شیر وی بیشتر می شود.

* بچه ها نیاز دارند تا روزی دو لیوان شیر مصرف کنند. این مقدار در نوجوانان باید به روزی 3 تا 5 لیوان افزایش پیدا کند.

* در بچه هایی که به شیر حساسیت دارند باید کلسیم را به صورت مکمل های غذایی به بچه داد.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

گلی روی مژگان

http://marshal-modern.ir/Archive/16786.aspx

گل مژه یک توده متورم قرمز و دردناکی است که نزدیک لبه پلک ظاهر می‌شود و شبیه جوش است. به طور معمول، گل‌ مژه چرکی است و بیشتر اوقات در قسمت خارجی پلک چشم شکل می‌گیرد، اما گاهی اوقات نیز ممکن است در قسمت‌های داخلی چشم دیده شود.

البته در بیشتر موارد پس از چند روز گل‌مژه به خودی خود از بین می‌رود و نیازی به درمان جدی ندارد. در ضمن می‌توان برای تسکین درد حاصل از آن، دستمالی گرم و تمیز را در ناحیه پلک چشم قرار داد.

علائم

درد و تورم پلک از نشانه‌های گل ‌مژه است. به علاوه در این شرایط برآمدگی قرمز رنگی که شبیه جوش است، روی پلک ظاهر می‌شود که گاه موجب ریزش اشک هم می‌شود.

مراجعه به پزشک

در اغلب موارد، گل‌مژه برای چشم و دید ما ضرری ندارد و بر توانایی و وضوح بینایی تاثیری نمی‌گذارد. پس در ابتدا سعی کنید خودتان اقداماتی را برای بهبود درد انجام دهید. به عنوان مثال می‌توانید از دستمال گرم روی پلک بسته استفاده کنید.

اما اگر در عرض یک هفته گل‌مژه بهبود نیافت، یا اگر قرمزی و تورم پلک بیشتر شد و قسمت‌های دیگر صورت را درگیر کرد، حتما به پزشک مراجعه کنید.

علل ایجاد مشکل

گل‌مژه معمولا توسط باکتری‌ چرکی به نام استافیلوکوک ایجاد می‌شود. پس عدم رعایت بهداشت چشم علت اصلی این مشکل است. تماس دست آلوده با چشم‌ها شایع‌ترین دلیلی است که این شرایط را ایجاد می‌کند.

التهاب مزمن در لبه پلک که به دلیل شرایطی به نام بلفاریت ایجاد می‌شود نیز ممکن است موجب بروز گل‌مژه شود. در این شرایط رعایت دستورات چشم پزشک برای درمان بلفاریت، می‌تواند به پیشگیری از بروز گل‌مژه هم کمک کند.

در ضمن دقت داشته باشید که اگر از لنزهای تماسی استفاده می‌کنید، باید بهداشت مربوط به نحوه گذاشتن و برداشتن لنزها را رعایت کنید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که هنگام استفاده از لنز، بهداشت را رعایت نمی‌کنند، همچنین آرایش چشم خود را در طول شب پاک نمی‌کنند یا از لوازم آرایشی تاریخ گذشته استفاده می‌کنند، بدانید که پلک چشم خود را به سادگی در معرض ابتلا به عفونت قرار داده‌اید.

تا زمانی که گل‌ مژه از بین نرفته است:

*‌ سعی نکنید که آن را به زور و با فشار از بین ببرید.

*‌ برای تسکین درد گل‌مژه، دستمالی تمیز را با آب‌ گرم خیس کنید. سپس بیشتر آب آن را گرفته و روی چشمان بسته خود قرار دهید. زمانی که دستمال گرمای خود را از دست داد، دوباره آن را با آب گرم خیس کنید. این کار را برای 5 تا 10 دقیقه تکرار کنید. تکرار این کار ‌در طی روز باعث می‌شود گل ‌مژه زودتر بهبود یابد.

*‌ چشم خود را تمیز نگه دارید و از آرایش چشم اجتناب کنید.

*‌ از لنزهای تماسی استفاده نکنید. ممکن است که لنز شما با باکتری‌های مرتبط با گل ‌مژه ‌آلوده شده باشد. پس سعی کنید که تا بهبودی کامل گل‌مژه از آنها استفاده نکنید.

پیشگیری

1- شستشوی دست‌ها. چندین بار در روز دست های خود را با آب گرم و صابون بشویید و سعی کنید به چشم‌های خود دست نزنید.

2- لوازم آرایشی. لوازم آرایشی قدیمی را دور بریزید و از این لوازم به صورت شریکی با دیگران استفاده نکنید.

3- لنزهای تماسی. اگر شما هم از لنزهای تماسی استفاده می‌کنید، بهداشت مربوط به آنها را رعایت کنید و قبل از استفاده، دست های خود را کاملا بشویید.

در صورت بروز هر نوع عارضه چشمی به پزشک مراجعه کرده و به دستورات او با دقت عمل کنید.

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

میان‌وعده چی بخوریم؟

http://marshal-modern.ir/Archive/16787.aspx

شما روزی چند وعده غذا می‌خورید؟ چند وعده اصلی؟ چند میان ‌وعده؟

متخصصان تغذیه به ما توصیه می‌کنند علاوه بر سه وعده اصلی، حتما سه تا چهار میان‌وعده (جمعا در حدود 500 تا 600 کیلوکالری) نیز در برنامه غذایی روزانه‌مان بگنجانیم: یک میان‌وعده بین صبحانه و ناهار، دو میان‌وعده بین ناهار و شام و یک ‌وعده سبک هم بعد از شام؛ که البته این آخری به کسانی توصیه می‌شود که شام‌شان را تا ساعت 8 شب خورده‌اند.

توصیه دیگر، این است که هر چه از ساعات اولیه روز به سمت ساعات پایانی می‌رویم، میان‌وعده‌ها باید کم‌کالری‌تر شوند. لابد این را می‌دانید که از نظر علم تغذیه، حذف وعده‌های غذایی، راه مناسبی برای کم کردن وزن نیست، بلکه باید کم‌کالری‌ترین، اما مغذی‌ترین‌ خوراکی را برای هر وعده و میان‌وعده برگزینیم.

و اما نکته آخر:

بهتر است خوراکی هایی که برای میان‌وعده انتخاب می‌کنیم، هم تازه باشند؛ هم تلفیق‌شده با چند ماده غذایی. به این ترتیب، ارزش میان‌وعده‌مان چند برابر می‌شود.

فراموش نکنیم که اولویت با غذاهای کم‌نمک و کم‌چرب (البته از نوع چربی‌های اشباع مانند شیر و ماست کم‌چرب) است.

حال میزان کالری موجود در تعدادی از خوراکی ها را برای شما بیان می کنیم که می توانید از آنها در میان وعده تان استفاده کنید:

60 کیلو کالری انرژی :

سیب 1 عدد

پرتقال 1 عدد

طالبی کوچک یک سوم

هلو متوسط 1 عدد

موز کوچک 1 عدد

آلو خشک 5 عدد

انجیر خشک 5 عدد

زردآلو  4 عدد

برگه زردآلو 8 پره

کشمش 2 قاشق غذاخوری

45 کیلو کالری انرژی :

پسته خام 8 عدد

بادام هندی خام 6 عدد

بادام زمینی 10 عدد

شاهدانه 1 قاشق غذاخوری

80 کیلو کالری انرژی :

سویای بو داده 2 قاشق غذاخوری

6 نمونه مـیــان‌ وعــده سـالـم با میزان کالری آن :

دو برش نان سنگک + نصف قوطی کبریت پنیر + یک قاشق مرباخوری کنجد + یک عدد گردو= 220 کیلو کالری انرژی

یک لیوان بستنی وانیلی + نصف لیوان توت فرنگی + نصف هلو= 160 کیلو کالری انرژی

دو برش نان سنگک + نصف قوطی کبریت پنیر+ یک عدد خیار= 180 کیلو کالری انرژی

دو برش نان سنگک + یک عدد تخم مرغ آب پز + یک عدد گوجه فرنگی= 260 کیلو کالری انرژی

یک لیوان شیر + دو عدد بیسکویت ساقه طلایی= 100 کیلو کالری انرژی

یک لیوان ماست + سه قاشق غذاخوری جوانه گندم= 140 کیلو کالری انرژی

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

اگر بچه می‌ خواهید ...

http://marshal-modern.ir/Archive/16788.aspx

امروزه خیلی از خانم‌های جوان قبل از بچه‌دار شدن، سال‌های زیادی از قرص‌های ضدبارداری استفاده می‌کنند و بیشتر آنها بلافاصله پس از قطع مصرف قرص باردار می‌شوند، اما بعضی‌ها هم مدت طولانی‌تری را در انتظار بچه‌دار شدن می‌مانند. حتی ممکن است شروع قاعدگی آنها با تاخیر همراه باشد.

خیلی از خانم‌های جوان نگران هستند که این قرص‌ها توانایی باروری‌شان را کم کند؛ در حالی‌ که همین قرص‌ها جلوی خیلی از قاعدگی‌های دردناک، بیماری‌های لگنی و بارداری‌های ناخواسته را می‌گیرد. تا به حال هیچ نشانه‌ای از این که قرص‌های ضدبارداری باعث ناباروری می شوند، پیدا نشده ‌است.

بیشتر خانم‌هایی که پیش از مصرف قرص، قاعدگی منظمی داشته‌اند، با قطع مصرف قرص، چرخه تخمک‌گذاری‌شان حداکثر تا 6 ماه بعد به حالت اول برمی‌گردد. قاعدگی نامنظم ممکن است به دلیل نشانگان تخمدانی پلی‌کیستیک (‌PCO) باشد که با مصرف قرص‌های ضدبارداری منظم می‌شوند. موارد دیگری مانند وزن بدن، استرس و تمرین‌های ورزشی هم می‌توانند بر نوع قاعدگی تاثیرگذار باشند.

خانم‌هایی که مبتلا به نشانگان PCO هستند، یک ناهماهنگی هورمونی دارند که باعث پریودهای نامنظم و افزایش وزن می‌شود. افزایش سطح تستوسترون خون هم می‌تواند باعث ایجاد جوش و پرمویی در بدن شود. زنان مبتلا به این عارضه می‌توانند با پیروی از یک رژیم غذایی کم‌چرب و انجام تمرین‌های ورزشی به وزن مطلوب برسند و عوارض نشانگان PCO را کمتر کنند. برای منظم کردن قاعدگی، پزشک ممکن است استفاده از قرص‌ها یا آمپول‌های مختلفی را توصیه کند.

تمرین‌های سنگین ورزشی و استرس زیاد هم که باعث پایین آمدن وزن می شوند، می‌توانند باعث اختلال در تخمک‌گذاری شوند. برای حل این مشکل با توصیه پزشک باید برنامه ورزشی را کم کرد و شروع به خوردن غذاهای پرکالری کرد. پس از این که فرد توانست به یک وزن مناسب برسد، پریودش منظم می شود و باردار می‌شود.

وقتی که شاخص توده بدنی (BMI) یک خانم بین 20 تا 25 باشد (یعنی وزن مناسب داشته باشد)، امکان باروری هم در او بیشتر است.

برای این که بچه دار شوید....

مراقبت‌های پیش از بارداری به اندازه مراقبت‌های پیش از زایمان مهم هستند. با رعایت نکات زیر می‌توانید شانس بارداری‌تان را بالا ببرید:

* سیگار نکشید: زمان باردار شدن سیگاری‌ها نسبت به افراد غیرسیگاری، دو برابر طولانی‌تر و نسبت سقط جنین نیز در آنها بیشتر است.

* مصرف قرص اسید فولیک را شروع کنید: اگر قاعدگی‌های سنگین دارید، قرص آهن هم بخورید و در صورتی که اهل مصرف میوه و سبزی تازه نیستید، مکمل ویتامین C مصرف کنید. از مصرف ویتامین A وD زیاد پرهیز کنید، چون برای جنین مضر است.

* در هوای تازه قدم بزنید و ورزش کنید: محیط‌های کاری بسته و ترافیک  مقدار اکسیژن خون را کاهش می‌دهد و قدرت باروری‌تان را کم می‌کند.

* استرس‌تان را کنترل کنید: فنونی مثل یوگا و مدیتیشن را به کار ببرید. استرس زیاد می‌تواند بر نحوه تخمک‌ گذاری موثر باشد و باردارشدن را سخت‌تر کند.

 *سونا نروید: اگر احتمال می‌دهید باردارید، این توصیه را جدی بگیرید. محققان می‌گویند دمای بالا ضمن این که بارداری را با مشکل مواجه می‌کند، می‌تواند باعث سقط جنین شود.

* روابط زناشویی‌تان را بیشتر کنید: خیلی از زوج‌هایی که از جداول زمانی استفاده می‌کنند، شانس بچه‌دار شدنشان کم می‌شود. بهترین روش برای بچه‌دار شدن این است که از پایان یک قاعدگی تا شروع قاعدگی بعدی، سه بار در هفته رابطه زناشویی داشته باشید.

* بدن شوهرتان باید خنک باشد: اگر همسر شما توی وان داغ نشسته باشد، یا مسافتی طولانی را بدون توقف رانندگی کرده باشد یا لباس زیر تنگ پوشیده باشد، نمی‌تواند به خوبی اسپرم تولید کند.

* سعی کنید وزن‌تان را در حد مناسبی نگه دارید: رژیم‌ گرفتن‌های غیراصولی برای سلامتی‌ بدن خطرناکند، مخصوصا اگر بخواهید باردار شوید.

* وحشت نکنید: 90 درصد زوج‌ها، تا یک سال پس از اقدام به بچه‌دار شدن، باردار می‌شوند. اگر احتمال می‌دهید که مشکل باروری دارید (مثل پریودهای نامنظم، بیماری‌های لگنی و عفونت‌های ناشی از جراحی یا عفونت‌های دیگر) به پزشک متخصص مراجعه کنید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

رژ لب های حجم دهنده گاهی التهاب زا هستند

http://marshal-modern.ir/Archive/16789.aspx

«رژ حجم‌ دهنده لب»؛ حتما شما هم نام این محصول را شنیده‌اید. این ها محصولاتی هستند که ظاهرا لب را حجیم می‌کنند، ولی برخی از تولیدکنندگان موادی را در این رژها به کار می‌برند که باعث آسیب رساندن به لب‌ها می‌شوند.

دکتر بهروز باریک‌بین، متخصص پوست و مو، در مورد این محصولات، توصیه‌های جالبی دارد.

رژ لب حجم‌ دهنده بهتر است یا تزریق ژل در لب؟

مهم‌ترین شاخصه زیبایی، طبیعی بودن آن است. پس از آن که عده قابل توجهی از خانم‌ها به بزرگ کردن لب‌هایشان توسط تزریق ژل هیالورونیک اسید رغبت نشان دادند، شرکت‌های آرایشی بهداشتی به فکر افتادند تا رژ لب‌های حجم ‌دهنده را ساخته و روانه بازار نمایند.

این فرآورده‌ها برای بسیاری از افراد مناسب هستند، زیرا تزریق ژل، هزینه و خطرات بسیاری دارد و دردناک هم است.

کلا پوست لب نسبت به پوست سایر قسمت‌های بدن حساس تر است. پوست بیشتر قسمت‌های بدن دارای یک اپیدرم (لایه سطحی پوست) ضخیم است که از دست دادن آب را کم می‌کند. ولی لب یک اپیدرم نازک دارد که باعث می شود به راحتی آب خود را از دست بدهد و در نتیجه خشک، پوسته پوسته و ترک خورده گردد.

به طور طبیعی چه چیزی باعث حجیم شدن لب می‌شود؟

درم (قسمت میانی پوست)، حاوی شبکه‌ای از کلاژن و آب است که ماکرو مولکول‌هایی مثل گلیکوزآمینوگلیکان را در خود نگه می‌دارد و این مجموعه موجب خاصیت پف کردگی، ارتجاع‌ پذیری و نرمی پوست لب می‌شود.

رژ لب‌های حجم‌ دهنده چه کار می‌کنند؟

رژ لب حجم دهنده یا lip explosion، نمای لب‌ها را ظرف چند دقیقه، حجیم و قرمزتر می‌کند.

این محصول حاوی پپتیدی جدید به نام Pal-GHK (پالیتونیل تری‌ پپتید) است که یک مرطوب کننده، پف‌دهنده، افزایش‌دهنده قرمزی لب، آنتی‌اکسیدان و البته معطر است.

رژ لب حجم دهنده به غیر از Pal- GHK حاوی مواد دیگری مانند نیاسین (گشادکننده عروق) نیز هست که به طور موقت خون‌رسانی لب را افزایش می‌دهد و موجب قرمزتر شدن، پف کردن و جذاب‌تر شدن لب‌ها می‌شود.

گالفورونتول موجود در این رژها نیز احساس خنکی و شادابی به لب‌ها می‌دهد.

پس چرا این محصولات گاهی باعث التهاب شدید لب می‌شوند؟

چون برخی از این محصولات حاوی عصاره گیاه گزنه هستند که باعث التهاب شدید و ورم لب‌ها می‌شود و در افرادی که آلرژی دارند، این واکنش حساسیتی می‌تواند بسیار شدید و خطرناک باشد.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

آزمایش های تشخیصی یبوست

آن چه که از پزشک تان انتظار می رود:

http://marshal-modern.ir/Archive/16790.aspx

دکترتان احتمالا سوالاتی را از شما در هنگام مراجعه می پرسد و این سوال ها ممکن است وقت زیادی را از شما بگیرد. مرسوم ترین سوالاتی که ممکن است پزشک از شما بپرسد عبارت هستند از:

* چه زمانی برای اولین بار نشانه های یبوست را تجربه کردید؟

* آیا علائم یبوست تان موقتی یا ادامه دار بوده است؟

* چقدر این علائم شدید هستند؟

* به نظر می رسد که چه چیزی علائم یبوست شما را بهتر می کند؟

* به نظر می رسد که چه چیزی علائم یبوست شما را بدترمی کند؟

* آیا شما خونی را در مدفوع مشاهده می کنید؟

* آیا در هنگام دفع، به شما فشار وارد می شود؟

* آیا شما سابقه ی خانوادگی در ارتباط با مشکلات هضم و جذب یا سرطان کولون دارید؟

* آیا شما مصرف داروی جدیدی را شروع کرده اید یا دوز داروی جدیدتان را تغییر داده اید؟

* به هنگام یبوست چه اقداماتی را می توانید انجام دهید؟

آگاه باشید که بعضی تست های تشخیصی به کسب آمادگی هایی نیاز دارند. برای مثال مردمی که این آزمایشات درباره آن ها انجام می شود نیاز خواهند داشت که رژیم غذایی با فیبر بالا مصرف کنند و در مقابل از مصرف ملین ها برای یک دوره ی زمانی مشخص قبل از تست محروم می شوند. می توانید قبل از مراجعه به مطب از پزشک تان برای پیروی از دستورالعمل خاص مشورت بگیرید.

آزمایش های تشخیصی

پزشک تان از سابقه ی بالینی شما و سابقه ی ورزش و فعالیت بدنی تان و یا در مورد داروهایی که بدون نسخه دریافت کرده اید، از شما می پرسد.

آزمایش های تشخیصی در بررسی شرایط ایجاد کننده ی یبوست مفید خواهند بود، این شرایط عبارت هستند از:

* انسداد در روده ی کوچک یا کولون(انسداد روده)،

* تنگ شدگی کولون،

* شرایط آندوکرین مانند هیپوتیروئید یا

* اختلالات الکترولیت مانند کلسیم اضافه در خون(هیپرکلسمی).

آزمایش های گسترده ای برای افراد مبتلا به علایم شدید یبوست وجود دارند. ممکن است اجرای پروسه های تشخیصی به شرح زیر را نیاز داشته باشید:

* Barium enema X- ray: دراین روش رادیولوژی، مسیرروده ی شما با رنگ متمایز(باریم) هم پوشانی شده است. بنابراین راست روده، کولون و بعضی مواقع قسمتی از روده ی کوچک می تواند به طور واضح در X- ray نشان داده شود.

* Sigmoidoscopy (سیگموئیدسکوپی): در این پروسه، دکترتان یک میله ی قابل انعطاف سبک را وارد مقعدتان می کند تا راست روده و قسمت پایین تر کولون تان را آزمایش کند.

* Colonoscopy (کولونوسکوپی): این پروسه تشخیصی به دکترتان اجازه می دهد که تمام کولون را با یک لوله ی انعطاف پذیر مجهز به دوربین ارزیابی کند.

* Anorectal manometry: در این پروسه، دکترتان میله ای باریک و قابل انعطاف را در داخل مقعد و راست روده شما وارد می کند و سپس بالن کوچکی را در نوک لوله پُر از باد می کند.

سپس این وسیله ماهیچه اسفنکتر را به عقب می راند. این پروسه به دکترتان امکان اندازه گیری هماهنگی ماهیچه هایی که برای حرکت روده تان استفاده می کنید را می دهد.

* استفاده از نشانگرها برای بررسی عبور و انتقال از نواحی کولورکتال (Marker studies or colorectal transit): در این پروسه شما کپسولی دریافت می کنید که شامل نشانگرهایی است. پزشک تان نشانه هایی از تداخل ماهیچه های روده و این که چگونه غذا به خوبی در بین کولون حرکت می کند را جستجو می کند.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

شکم‌ بزرگ، عمر را کوتاه می‌کند

http://marshal-modern.ir/Archive/16791.aspx

چاقی مرکزی یا چاقی شکمی منشا بسیاری از بیماری‌هاست و به مرور می‌تواند فرد را به مشکلات اساسی جسمی مبتلا کند. این نوع چاقی خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی ـ عروقی، فشار خون بالا، مقاومت انسولینی و دیابت نوع دو را بالا می‌برد.

از مهم‌ترین خطراتی که چاقی شکمی در پی دارد، باریک و سخت شدن عروق و مشکلات قلبی ـ عروقی است که منجر به سکته و حملات قلبی می‌شود. همچنین می‌تواند باعث ابتلای فرد به سرطان‌های هورمونی نظیر سرطان سینه شود.

طبق تحقیقات، بافت چربی انباشته در بدن به خصوص در اطراف شکم باعث ترشح هورمونی می‌شود که رشد سلول‌های چربی را تحریک کرده و اشتهای فرد را افزایش می‌دهد. در واقع چاقی شکمی، اضافه وزن بیشتری را برای فرد می‌آورد.

کلسیم در افرادی که نسبت دور کمرشان به باسن بیشتر است، دو برابر زیادتر است. احتمال سکته در افراد چاقی شکمی، 300 برابر افراد مبتلا به دیابت قلبی است. همان‌طور که می‌بینید این آمار به حدی وحشتناک است که حتی نباید لحظه‌ای درنگ کرد.

جالب است بدانید نوع چاقی در زنان و مردان به دلیل نوع هورمون‌های ترشح شده تفاوت دارد.

ترشح هورمون‌های زنانه باعث می‌شود چربی در نواحی ران و باسن تجمع یابد. در زنان بیشتر چاقی گلابی شکل دیده می‌شود. در مردان به دلیل تفاوت هورمونی، چربی بیشتر در ناحیه شکم جمع می شود. زمانی که زنان به سن یائسگی می‌رسند، به دلیل کاهش تولید هورمون استروژن توسط تخمدان‌ها، چربی‌ها از ناحیه ران و باسن به دور کمر رفته و در شکم انباشته می‌شوند.

 ورزش موضعی، چربی‌سوزی نمی‌کند

این که با ورزش موضعی می‌توان ناحیه‌ای را که دچار چاقی شده، لاغر کرد، یک باور غلط است. ورزش موضعی تنها برای ساخت یک سری عضلات خاص مفید است و تاثیر بسیار کمی در از بین بردن چربی دارد. ورزش‌های شکمی به ساخت و قوی‌تر شدن عضلات شکم کمک می‌کنند، نه به آب شدن چربی‌های آن.

بهترین و مناسب‌ترین راه کاهش چاقی شکمی این است که کالری کمتری نسبت به قبل مصرف کنید. در این هنگام بدن شما چربی را به انرژی تبدیل کرده و به مرور، ذخایر چربی ناپدید می‌شوند؛ ولی فراموش نکنید که این کار به زمان زیادی نیاز دارد.

در مردان، شکم و در زنان ناحیه ران‌ها و باسن، آخرین مناطقی از بدن هستند که چربی خود را از دست می‌دهند. البته تجربه ثابت کرده که بدون انجام حرکات منظم ورزشی و فقط با رژیم لاغری این کار غیر ممکن است.

برای از بین بردن چاقی شکمی، نیاز به گذشت زمان دارید. همان‌طور که در طول سال‌ها این چربی‌ها روی هم انباشته شده‌اند، طبیعتا مدت‌ها هم طول می‌کشد تا از جای خود حرکت کنند.

چگونه از شر شکم بزرگ خلاص شویم؟

چربی‌های شکمی از سخت‌ترین چربی‌هایی هستند که آب می‌شوند و صبر و حوصله زیادی می‌طلبد، ولی هرگز نباید ناامید شد، بلکه با انجام برخی راهکارهای ساده و البته با کمی همت می‌توانید اندامی متناسب داشته باشید.

* از مصرف غذاهای آماده و فرآوری شده و دسرهای شیرین و چرب خودداری کنید.

* تا می‌توانید از میوه، سبزیجات، سالاد همراه با روغن زیتون، غلات و فیبرها استفاده کنید.

* غذاهای شور را کنار بگذارید.

* مصرف حبوبات و آجیل را هرگز فراموش نکنید، چون حاوی چربی‌های مفیدی هستند که با چربی‌های بد و مضر شکمی مبارزه کرده و کلسترول خون را کنترل می کنند.

* روزانه حداقل 8 لیوان آب بنوشید.

* مصرف مواد غنی از کلسیم مانند شیر را فراموش نکنید. خوردن روزانه سه وعده از فرآورده‌های حاوی کلسیم، چربی شکمی را بیشتر از بین می‌برد و به کاهش وزن افراد کمک زیادی می‌کند. در این میان شیر از ارزش بیشتری برخوردار است و هرگز مکمل‌های کلسیم نمی‌توانند جای شیر را بگیرند.

* همیشه فعالیت بدنی را در برنامه روزانه خود داشته باشید تا چربی‌ها در بدنتان انباشته نشوند. انجام حرکات ورزشی مانند راه‌‌رفتن، دویدن، شنا، دوچرخه‌سواری، تنیس، بسکتبال و ...، 5 بار در هفته و هر بار حداقل به مدت 20 دقیقه می‌تواند در کاهش چربی‌های شکمی موثر باشد.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

مرگ ناگهانی نوزادان

http://marshal-modern.ir/Archive/16792.aspx

عارضه SIDS* یا "سندروم (نشانگان) مرگ ناگهانی نوزادان" یکی از عوامل عمده مرگ و میر نوزادان پس از یک ماهگی است که هر سال یک کودک از هر 1000 کودک را گرفتار می‌کند.

بیشتر مرگ و میرهای ناشی از SIDS در فاصله بین 2 تا 4 ماهگی اتفاق می‌افتند.

نشانگان مرگ ناگهانی نوزادان، درمان قطعی ندارد و به خوبی نمی‌توان با آن مقابله کرد، چون یک بیماری یا ناخوشی نیست.

این سندروم به نام "مرگ گهواره" نیز نامیده می‌شود و زمانی که کودکی با سن کمتر از یک سال، به ‌طور ناگهانی بمیرد و پس از تحقیقات کامل پزشکی و پزشکی قانونی و حتی اتوپسی، علتی برای مرگ او پیدا نشود، این سندروم برای او تشخیص داده می شود.

این نشانگان، حادثه‌ای تکان‌دهنده و بسیار غم‌انگیز برای خانواده محسوب می‌شود، زیرا بدون هیچ ‌گونه علامت هشداردهنده‌ای رخ می‌دهد.

بنابر نظریه آکادمی پزشکی کودکان آمریکا، برای پیشگیری از عارضه «مرگ ناگهانی نوزادان» باید آنها را به پشت خواباند، چون به پهلو خواباندن نوزاد، خطر چرخیدن نوزاد به روی شکم و مرگ ناگهانی او را در پی دارد.

آکادمی پزشکی کودکان آمریکا بر اساس شواهد روزافزون بیان می کند که انجام اقداماتی نظیر انتقال تخت نوزاد به اتاق خواب پدر و مادر و دادن پستانک به نوزاد به هنگام خواب در کاهش خطر عارضه مرگ ناگهانی نوزاد موثر است.

عوامل موثر در مرگ ناگهانی نوزادان

با این که هنوز علت اصلی نامعلوم است، ولی بر اساس تحقیقات، چند عامل خطرساز در این رابطه شناسایی شده‌اند. این عوامل عبارت‌اند از:

* داشتن والدین یا پرستار سیگاری : با حضور هر فرد سیگاری در منزل احتمال نشانگان مرگ ناگهانی کودک افزایش می‌یابد.

* خوابیدن روی شکم : احتمال بروز این نشانگان در کودکانی که روی شکم می‌خوابند، بیشتر است. وقتی کودک روی شکم می‌خوابد، احتمال افزایش درجه حرارت بدن بالا می‌رود، وقفه در تنفس رخ می‌دهد و کودک هوای بازدمی خودش را تنفس می‌کند و در نتیجه میزان دی‌اکسیدکربن در خونش بالا می‌رود. همچنین اگر کودکی را که عادت دارد به پشت بخوابد، به روی شکم بخوابانند، احتمال بروز این نشانگان به نحو چشم‌گیری افزایش می‌یابد.

* نارس بودن یا کم ‌وزن بودن نوزاد در هنگام تولد : هر چه نوزاد زودتر به دنیا بیاید، و یا هر چه وزن هنگام تولد او کمتر باشد، خطر بروز این نشانگان بیشتر خواهد بود.

* افزایش درجه حرارت هنگام خواب: اگر درجه حرارت بدن نوزاد هنگام خواب خیلی بالا برود، خطر بروز این نشانگان افزایش می‌یابد. افزایش درجه حرارت بدن زمانی رخ می‌دهد که کودک در اتاق فوق العاده گرم قرار بگیرد و یا تب داشته باشد.

* خوابیدن در بستر بسیار نرم: بسیاری از مطالعات ارتباط بین خوابیدن در بستر نرم و بروز نشانگان مرگ ناگهانی کودک را نشان داده‌اند. رختخواب‌های آبی، کیسه‌های شنی، کاناپه، لحاف‌های ضخیم و نرم، مبل راحتی و سایر سطوح نرم برای خواباندن کودک نامناسب و خطرناک‌اند.

* اعتیاد مادر در دوران بارداری به سیگار یا سایر مواد مخدر: کشیدن سیگار در دوران بارداری، یک عامل خطرزا در بروز نشانگان مرگ ناگهانی کودک است. همچنین اعتیاد به سیگار یا سایر مواد مخدر در طول دوران بارداری سلامت جنین را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

* داشتن مادر جوان‌تر از 20 سال: احتمال بروز این سندروم در کودکانی که مادرشان کم سن هستند، بیشتر است. همچنین هرچه فواصل بین بارداری‌ها کمتر باشد، احتمال بروز این نشانگان بیشتر می‌شود.

* ابتلا به ناخوشی‌هایی که حیات کودک را مورد تهدید قرار می‌دهد: این امر به خصوص در مورد کودکانی که سابقه قطع تنفس و رنگ پریدگی ناگهانی، کبود شدن و یا وقفه تنفسی داشته‌اند، صادق است.

چگونه از مرگ ناگهانی نوزاد جلوگیری کنیم؟

1- کودک را به پشت بخوابانید. این اقدام خطر بروز نشانگان مرگ ناگهانی کودک را به میزان زیادی کاهش می دهد.

2- در دوران بارداری از خودتان و جنین تان مراقبت‌ کنید. برای حصول اطمینان از سلامت جنین و کاهش خطر تولد زودرس و یا کاهش وزن هنگام تولد، باید تغذیه و مراقبت‌های دوران بارداری به نحو صحیحی انجام شوند. در دوران بارداری از مصرف سیگار و سایر مواد مخدر و نیز هر گونه داروی غیر مجاز و بدون تجویز پزشک پرهیز کنید.

3- اجازه ندهید کسی در اطراف کودک شما سیگار بکشد. فضای اطراف کودک را در منزل، اتومبیل و یا سایر محیط‌ها عاری از دود نگه دارید.

4- در انتخاب رخت‌خواب کودک دقت کنید. کودک را در رخت‌خوابی با تشک صاف و سفت که با یک ملافه مناسب پوشانده شده، بخوابانید و بالشی زیر سرش نگذارید. از قراردادن اسباب بازی‌های پارچه‌ای یا ساخته شده از سایر مواد نرم در تخت‌خواب او بپرهیزید. اگر می‌خواهید روی او را بپوشانید، از یک ملافه نازک استفاده کنید و آن را از دو طرف به زیر تشک ببرید و دقت کنید که از حد سینه بالاتر نباشد. اگر فکر می‌کنید کودک سردش است، لباس‌های گرم‌تر به او بپوشانید؛ مانند سرهمی‌هایی که جوراب سرخود دارد، یا او را در کیسه خواب‌های مخصوص کودک بخوابانید. برخی محققان کشف کرده‌اند که وقتی نوزاد در رخت‌خواب خود و در اتاق والدین قرار می‌گیرد، خطر نشانگان مرگ ناگهانی کودک کمتر است، بنابراین به جای آوردن نوزاد به رخت‌خواب خود می‌توانید تخت‌خواب یا گهواره او را به اتاق خود ببرید و یا گهواره کنار تختی بخرید (که از یک طرف باز هستند و در همان ارتفاع به تخت‌خواب بزرگسالان متصل می‌شوند.)

5- از گرم کردن بیش از حد کودک بپرهیزید. هنگام خواب، کودک را بیش از حد در پتو نپوشانید و به هیچ وجه سرش را زیر پتو نگذارید. اتاقی که کودک در آن می‌خوابد، نباید بیش از حد گرم باشد. حرارت اتاق باید برای یک فرد بالغ با لباس سبک مناسب باشد.

6- سعی کنید حتی‌المقدور کودک در معرض عفونت قرار نگیرد. گاهی نشانگان مرگ ناگهانی کودک همراه با بیماری‌های تنفسی و بیماری‌های دستگاه گوارشی رخ می‌دهد، بنابراین بهتر است از همه بخواهید قبل از بغل کردن کودک شما، دست‌هایشان را بشویند و کودک را از افراد بیمار دور نگه دارید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

آستیگمات‌ها هم می‌توانند لیزیک کنند

http://marshal-modern.ir/Archive/16806.aspx

مشکلات چشمی معمولا به سه دسته تقسیم می‌شوند: نزدیک ‌بینی،‌ دوربینی و آستیگماتیسم.

برخی از این مشکلات معمولا با زدن عینک و مراجعه به چشم‌پزشک برطرف می‌شوند، اما برخی افراد عینک ‌زدن را دوست ندارند. از این رو به درمان‌های دیگری از جمله لیزیک و جراحی روی می‌آورند.

در این میان، عده‌ای از افراد که مبتلا به آستیگماتیسم هستند، نمی‌دانند که آیا آنها هم می‌توانند مشکل چشم خود را با عمل لیزیک رفع کنند یا نه؟

باید بگویم عاملی که قبل از عدسی باعث متمرکز شدن تصویر روی شبکیه می‌شود، انحنای قرنیه است و چون شکل این عضو تقریبا کروی می باشد، به همراه عوامل دیگری چون مایعات داخل چشمی و عدسی باعث متمرکز شدن تصویر روی شبکیه می‌شود.

در صورت همگن بودن انحنای قرنیه تمامی نقاط چشم سالم خواهند بود،اما در صورتی که این انحنا از حالت طبیعی خود کمتر یا بیشتر شود، شخص نزدیک‌بین یا دوربین خواهد شد و تصویری روی شبکیه تشکیل نمی‌شود و یک تصویر مجازی به وجود می‌آید که خود از عوامل دوربینی یا نزدیک‌بینی است.

اگر انحنای قرنیه در یک سطح خاص با دیگر سطوح تفاوت داشته باشد، آستیگماتیسم ایجاد می‌شود و ممکن است انحنای افقی چشم کمی بیشتر یا کمتر از حد طبیعی و انحنای عمودی آن طبیعی باشد که باعث ایجاد دو نقطه متمایز برای تجمع پرتوها خواهد شد. یکی از این نقاط مربوط به کانون طبیعی چشم و دیگری مربوط به انحنای آستیگماتیک است.

سن فرد در بروز این بیماری تاثیری ندارد. در کودکان، به ‌ویژه کسانی که زمینه ارثی کمتری دارند، امکان بروز بیماری کمتر است، ولی با افزایش سن احتمال آن بالا خواهد رفت.

بهترین راه درمان آستیگماتیسم، استفاده از عینک یا لنزهای تماسی است. درمان لیزیک هم به این افراد توصیه می‌شود، البته زمانی که فرد مبتلا به بیماری آستیگمات ساده باشد و مبتلا به نوع پیشرونده آن یعنی بیماری کراتوکونوس نباشد. هنگام بروز بیماری کراتوکونوس، درمان لیزیک توصیه نمی‌شود. افرادی که در مراحل پیشرفته هستند، باید منتظر بمانند تا تحت پیوند قرنیه قرار بگیرند.

عمل لیزیک معمولا بعد از سنین 18 تا 19 سالگی، یعنی زمانی که نمره چشم ثابت می‌شود، انجام می گیرد. نمره چشم معمولا تا قبل از سن 21 سالگی ثابت نیست. بعد از آن اگر فرد دچار آستیگمات ساده بود، می‌تواند به صورت سرپایی عمل لیزیک را انجام دهد.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

چرا عصب‌کشی دندان دردناک است؟

http://marshal-modern.ir/Archive/16793.aspx

حتما برای شما هم پیش آمده که دندان‌تان را عصب‌کشی کرده باشید و اگر چنین تجربه‌ای را داشته باشید، خوب می‌دانید که گاهی این کار بسیار دردناک است و تا چند روز پس از آن درد دارید. می‌دانید چرا؟

دکتر ناهید اخلاقی، متخصص درمان ریشه دندان و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد به این سؤال پاسخ می‌دهند.

چرا بعضی‌ها می‌گویند بعد از عصب‌کشی دندان‌شان اصلا درد نکشیده‌اند، ولی بعضی دیگر درد شدیدی را تجربه کرده‌اند. این به خود دندانپزشک مربوط است یا به جنس دندان؟

در درمان ریشه دندان، احتمال درد وجود دارد، ولی مدت و شدت آن متفاوت است. دندان‌هایی که قبل از درمان ریشه، به ضربه حساس بوده‌اند و یا به دلیل از بین رفتن عروق و اعصاب شان در اثر آلودگی میکروبی، مراحلی از عفونت را با خود دارند، احتمال درد در آنها پس از درمان ریشه بیشتر است. در عین حال، احتمال ایجاد درد برای دندان‌هایی که این شرایط را نداشته باشند نیز وجود دارد.

به ‌طور کلی به دلیل آن که در درمان ریشه، فضای داخل ریشه‌ها (کانال) با وسایل مخصوص و ضدعفونی‌کننده‌ها تمیز می‌شوند واگر عروق و اعصاب از بین نرفته باشند، در روند درمان در حد فاصل انتهای ریشه با فضای اطراف آن، این عروق و اعصاب دچار پارگی می‌گردند‌ و به دلیل التهاب ناشی از این پارگی یا التهاب ناشی از گسترش آلودگی‌ها و یا در صورت وجود عفونت، ناحیه بسیار حساس و دردناک می‌شود و این دندان در تماس آسان با سطح مقابل‌اش قرار می‌گیرد که لازم است در مورد دندان‌های کرسی (جونده) حتما در شروع درمان، این سطوح تا حدی کوتاه گردند.

در غیر این صورت درد تداوم خواهد داشت، چون مدام این تماس زودرس، در هنگام ضربه یا قرار گرفتن دندان‌ها روی هم، موجب تحریک ناحیه انتهای ریشه و ایجاد درد خواهد شد.

پس کمی درد پس از درمان ریشه طبیعی است؟

بله. معمولا این درد طی روزهای اول پس از درمان طبیعی است و به مرور زمان کاهش می‌یابد. روند کاهش درد در بیماران و حتی در دندان‌های مختلف یک فرد بنا به شرایط خاص دندان متفاوت است و حتی بسیاری از بیماران ابراز می‌کنند که پس از درمان ریشه دردی نداشته‌اند.

اگر طولانی‌تر شد، چه‌طور؟

اگر درد در طی زمان طولانی با همان شدت و وضعیت روزهای اولیه وجود داشته باشد (که البته احتمال‌اش کم است) یا آنکه شرایط نسبت به قبل بهتر باشد، ولی درد با درجاتی نسبتا بالا تداوم یابد، لازم است بررسی‌های کلینیکی و رادیوگرافی به ‌طور کامل صورت گیرد.

با درد دندان چه کنیم؟

به دلیل طبیعی بودن احتمال بروز درد پس از درمان ریشه، جهت پیشگیری یا کاهش درد، مصرف مسکن‌های ضدالتهابی غیرکورتونی (ایبوبروفن، ژلوفن و از این قبیل) نیم ساعت قبل از شروع درمان ریشه یا بلافاصله پس از این درمان و ادامه دادن آن به مدت 24 ساعت بعد از درمان، به میزان زیادی موثر است. در دردهای بسیار شدید مصرف این مسکن‌ها کمک زیادی به کاهش درد می‌نماید.

البته این داروها حتما باید توسط دندانپزشک معالج تجویز شوند و از مصرف خودسرانه آنها و آنتی‌بیوتیک‌ها باید خودداری کرد.

آیا در همه موارد نیاز به درمان مجدد ریشه وجود دارد؟

خیر. در همه موارد نیاز به درمان مجدد وجود ندارد. متمایز نمودن درد طبیعی از غیرطبیعی ضروری است. فقط زمانی درمان مجدد صورت می‌گیرد که درمان در نمای رادیوگرافی، ناکامل یا ضعیف به نظر آید. در عین حال، احتمال وجود کانال‌های اضافی، پرکردگی‌های کوتاه یا بلند و ضعیف ریشه نیز ممکن است

 نیازمند درمان مجدد باشند که تشخیص آن با دندانپزشک و در صورت ضرورت مشاوره با متخصص درمان‌های ریشه دندان است.

در شرایطی که درد بیمار تداوم یابد، لازم است وضعیت درمان ریشه، وجود ترک، ناراحتی‌های بافت لثه اطراف دندان، گیر غذایی احتمالی، بلند بودن سطح پانسمان و یا دندان و پرکردگی و تماس زودرس آن با سطح مقابل بررسی شود.

شما چه توصیه‌ای برای کاهش درد پس از خارج شدن از مطب دندانپزشکی دارید؟

ابتدا قبل از شروع درمان از دندانپزشک‌مان در مورد شرایط اولیه دندان و نیز احتمال بروز درد و تورم از لحاظ مدت و شدت و طبیعی بودن آن سوال نماییم (معمولا همکاران ما توضیحات لازمه را قبل از درمان می‌دهند). حتی کتابچه‌های مختصر و مفیدی در مورد درمان ریشه توسط انجمن اندودنتیست‌های ایران چاپ شده است که همه می‌توانند از آن استفاده نمایند.

نیم ساعت قبل و یا بلافاصله پس از درمان ریشه از مسکن‌های ضدالتهابی تجویز شده توسط دندانپزشک استفاده شود. به این ترتیب احتمال بروز درد بسیار کاهش می‌یابد.

با توجه به آن که درمان ریشه از جمله درمان‌های پیچیده دندانپزشکی است و علت آن نیز پیچیدگی آناتومیکی ساختمانی ریشه دندان است، لذا دندانپزشک نیز از لحاظ داشتن ابزارهای لازمه و تجربه و توانایی جهت درمان مناسب، خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهد و در صورت لزوم بیمار را به متخصصان درمان ریشه معرفی می‌نماید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

از مایکروویو فاصله بگیرید

http://marshal-modern.ir/Archive/16794.aspx

کارشناس بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت به مردم هشدار داد: استفاده ی مداوم از مایکروویو توصیه نمی ‌شود، هنگام روشن بودن این وسیله نیز رعایت فاصله ی یک متری ضروری است زیرا احتمال نشت اشعه از بین لولاها و لاستیک دور آن وجود دارد.

علی گورانی، کارشناس بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با بیان این مطلب به فارس گفت: درون مایکروویو یک نوسان‌ ساز و یک مولد موج قرار دارد. این نوسان‌ ساز امواج را با طول موج‌ های کوتاه تولید می‌ کند و در واقع این وسیله حدود 300 مگاهرتز، یعنی 300 میلیون بار در ثانیه نوسان ایجاد می ‌کند که این امر باعث گرم شدن غذا می ‌شود.

وی ادامه داد: وقتی که مولکول‌ های مواد غذایی به خصوص موادی که امکان حرکت شان زیاد است، مثل مولکول ‌های آب، با سرعت 300 میلیون بار در ثانیه به لرزش در می ‌آیند و به هم ساییده می ‌شوند و به دلیل این‌ که میزان دفعات ساییدگی در ثانیه خیلی بالا است، ظرف مدت کوتاهی ایجاد حرارت کرده و غذا سریع گرم می ‌شود.

گورانی با تأکید بر این ‌که افراد در مواقع روشن بودن مایکروویو از این وسیله فاصله داشته باشند، افزود: بهتر است افراد کمتر از این وسیله استفاده کنند و در هنگام روشن بودن، رعایت فاصله یک متری توصیه می ‌شود زیرا بعد از گذشت مدت زمانی از استفاده ی مایکروویو و بر اثر باز و بسته شدن‌ های مکرر، شکاف‌ هایی بین لولاها و لاستیک دور آن به وجود می ‌آید که ممکن است نشت اشعه اتفاق بیفتد که این امر برای سلامتی مُضر خواهد بود.

وی تصریح کرد: وسایل فلزی را درون مایکروویو نگذارند زیرا احتمال اصطکاک خیلی شدید و مختل شدن دستگاه و آسیب به ظرف و مواد غذایی را در پی خواهد داشت و توصیه می‌ شود حتی‌ المقدور درهای ظروفی را که درون مایکروویو قرار می ‌دهند بردارند زیرا درهای بسته باعث تجمع بخار درون ظرف شده و در برخی موارد باعث ترکیدگی می‌ شود.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

جدیدترین پیشنهاد برای کاهش وزن

http://marshal-modern.ir/Archive/16795.aspx

نتایج مطالعات اخیر پژوهشگران نشان می ‌دهد فکر کردن مداوم به غذا در کاهش وزن افراد موثر است.

به گزارش شبکه ایران به نقل از تلگراف، دانشمندان دریافته‌ اند فکر کردن به غذای مورد علاقه، به افراد کمک می ‌کند تا از خوردن آن خودداری کنند.

بر این اساس، فکر کردن در طول روز در مورد یک غذای خوشمزه، واقعا اشتهای افراد را نسبت به آن کاهش می ‌دهد.

در این روش فرد باید بدون وقفه خود را در حال خوردن غذا تصور کند،‌ نکته ی جالب آن است که یک تصویر به تنهایی و ثابت، اشتهای فرد را بیشتر خواهد کرد. این نکته به مکانیزم‌ های طبیعی بدن در مصرف یا اجتناب باز می‌ گردد.

دکتر کری موروگ که ریاست تیم پژوهشی دانشگاه کارنگی ‌ملون در پیتس ‌بورگ را برعهده دارد، در این باره می‌ گوید: تلاش برای توقف افکار مربوط به غذای مورد علاقه برای کاهش تمایل نسبت به غذا ایده‌ ای نادرست است.

طی این پژوهش، دانشمندان از داوطلبان خواستند به طور مداوم خود را در حال خوردن شکلات‌ هایی از یک برند خاص‌ تصور کنند. داوطلبان این ‌کار را 30 بار انجام دادند.

در مرحله ی بعد، ظرفی حاوی این نوع شکلات در اختیار داوطلبان و گروه دیگری از افراد قرار گرفت. در نهایت، افرادی که خود را در حال خوردن این شکلات تصور کرده بودند، 50 درصد کمتر از دیگران شکلات خوردند.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

پشت میزنشین‏ها چه کنند تا سالم بمانند؟

http://marshal-modern.ir/Archive/16796.aspx

کم‌ تحرکی و بد نشستن از مهم‌ترین عوامل ایجاد دردهای مفصلی در اثر پشت‌ میزنشینی‌های مداوم و طولانی‌ مدت است.

وقتی یک فرد، مدتی طولانی پشت میز می‌نشیند و کار می‏کند، عضلات اطراف کمر و اندام تحتانی‌اش ضعیف می‏شوند و این ضعف، وارد آمدن فشار مضاعف به غضروف‏ها را در پی دارد. به همین خاطر، بیشتر کارمندان از کمردرد یا زانو درد شکایت می‏کنند.

برای رهایی از این‌گونه دردها، پشت ‌میز‌نشین‌ها باید حالت نشستن‌شان را اصلاح کنند؛ یعنی به‌ گونه‌ای بنشینند که آرنج‏شان هنگام کار، روی میز قرار بگیرد. این کار باعث می‏شود که ستون فقرات صاف بماند و همچنین بدن بیش از حد به سمت جلو خم نشود و در نتیجه کمردرد به سراغ فرد نیاید.

ضمن این که پشت میزنشین‌ها باید همیشه طوری روی صندلی شان بنشینند که زانوهای‌شان کمی بالاتر از سطح لگن‏ قرار بگیرد. این‌ طوری دیرتر خسته می‏شوند و می‏توانند بیشتر و راحت تر کار کنند.

نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کنم این است که بی تحرکی، مهم ترین دلیل برای ایجاد ضعف‏های عضلانی است. بنابراین می‏توان به آنهایی که مجبورند ساعات زیادی از روزشان را پشت میز بگذرانند توصیه کرد که انجام ورزش‏های مناسب برای تقویت عضلات‌شان را فراموش نکنند. البته ورزشی که تدریجی و مداوم باشد، نه شدید و منقطع. مثلا اگر فردی، یک روز 3 ساعت ورزش کند و روز دیگر هیچ‌ گونه فعالیت ورزشی انجام ندهد، لطفی در حق خودش نکرده و فعالیت‎های یکی در میان‌اش تأثیری در بهبود وضع‌اش نخواهد داشت.

در ضمن، لازم نیست که ورزش یا نرمش کردن حتما در طول مدت کار باشد. ورزش فقط باید مداوم باشد تا مؤثر واقع شود. شما می‏توانید روزی یک ربع تا نیم ساعت از وقت‏تان را به ورزش اختصاص دهید، بدون این که خودتان را مجبور به انجام این کار در ساعات کاری‌تان کنید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

دندان مصنوعی هم مراقبت می‌خواهد

http://marshal-modern.ir/Archive/16797.aspx

داشتن دندان‌ مصنوعی خوب، کمک می‌کند که فرد خوب غذا بخورد، خوب حرف بزند و ظاهر خوبی داشته باشد.

از مزایای دندان مصنوعی این است که این دندان‌ها تفاوتی با دندان‌های طبیعی خود شخص ندارند، لذا رعایت بهداشت دندان‌های مصنوعی مانند دیگر اجزای بدن باید مورد توجه و آموزش سالمندان کشورمان قرار گیرد، زیرا همانطور که دندان‌های طبیعی نیاز به نظافت دارند، دندان‌های مصنوعی نیز باید تمیز و پاکیزه شوند.

اگر دندان مصنوعی مناسب نباشد باعث آسیب‌دیدگی لثه (ساییدگی لثه)، جلو آمدن فک پایین و پوسیدگی دندان‌های دیگر می شود. لذا ضروری است که به ‌طور مرتب توسط دندانپزشک متخصص معاینه و اصلاح شوند.

دکتر محمد میری ، متخصص دندانپزشکی در این خصوص توضیحاتی را ارائه می دهد.

دندان های مصنوعی هر چند وقت یک ‌بار باید توسط دندانپزشک چک شوند؟

به طور میانگین هر سه سال یک بار، دندان‌های سالمندان باید توسط متخصص دندانپزشک معاینه شده و در صورت نیاز و تشخیص دندانساز، دندان‌ها تعویض یا اصلاح شوند، زیرا ممکن است روکش فلزی نشست کند و در نتیجه سیم آن شل شده و دندان در دهان لق شود.

دندان‌های مصنوعی مدل‌های بسیاری دارند. گذاشتن دندان مصنوعی به‌ شکل دندان تک یا تعدادی دندان به وسیله رشته سیمی ثابت یا متحرک در دهان صورت می‌پذیرد و در برخی مواقع نیز یک دست دندان مصنوعی، جایگزین تمام دندان‌های طبیعی می‌شود.

قرار گرفتن مناسب و محکم دندان‌های مصنوعی روی فک، عدم تغییر شکل ماهیچه‌های صورت و نبودن مشکل در جویدن غذا، نشان دهنده ساخت خوب دندان مصنوعی است.

هر زمانی که دندان‌های مصنوعی سالمندان شکسته شوند یا تعداد دیگری از دندان‌هایشان را از دست بدهند، دندان‌های آنها باید جایگزین و عوض شوند.

جنس دندان های مصنوعی در رعایت بهداشت آنها نقشی دارد؟

دندان مصنوعی که جایگزین دندان‌های از دست رفته می‌شود، معمولا از آکریل یا ترکیبی از آکریل و فلز است. دندان مصنوعی پارسیل جایگزین تعدادی از دندان‌های از دست رفته (تا زمانی که تمام دندان‌ها از دست بروند و دندان مصنوعی کامل جایگزین شود) می‌شود.

همانند دندان‌های طبیعی، دندان مصنوعی نیز می‌تواند محل تجمع پلاکت‌ها و ذرات غذایی باشد، خصوصا زیر دندان مصنوعی محل بسیار مناسبی برای رشد میکروب‌هاست. به همین دلیل رعایت بهداشت روزانه دهان کاملا لازم به ‌نظر می‌رسد.

بهداشت نامناسب دندان مصنوعی می‌تواند منجر به تشکیل جرم و بوی بد دهان شود. در صورت امکان، بهتر است پس از هر بار صرف غذا، دندان مصنوعی را درآورید و آن را بشویید.

چه مواقعی باید دندان مصنوعی را در بیاوریم؟

باید به خاطر داشته باشید که حتما پیش از خواب، دندان مصنوعی‌تان را درآورید. این امر به لثه‌ها اجازه استراحت می‌دهد. همچنین با قرار دادن دندان مصنوعی در محلولی متشکل از آب و قرص جوشان تمیز‌کننده دندان مصنوعی، به بهداشت دهانتان کمک شایانی خواهید کرد. صبح روز بعد، پیش از گذاشتن دندان مصنوعی در دهان، حتما آن را با آب ولرم بشویید.

استخوان فک و لثه‌ها به صورت طبیعی به مرور تغییر شکل می‌دهند و این مسئله ممکن است روی وضعیت قرارگیری دندان مصنوعی‌تان تأثیر بگذارد. هر گونه تغییر می‌تواند باعث ناراحتی شما در هنگام صرف غذا و آزردگی بافت لثه شود، عفونت‌های دهانی را به وجود آورد و نهایتا شکل مناسب صورت شما را به هم بزند.

اما اگر مشکل شما پیشرفته باشد، حتما باید با دندانپزشک خود جهت تعویض دندان مصنوعی‌تان مشورت کنید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

کوه ‌گرفتگی؛ بیماری ارتفاعات

http://marshal-modern.ir/Archive/16798.aspx

در سال‌ های اخیر ورزش کوهنوردی در میان اقشار مختلف جامعه گسترش پیدا کرده و همه هفته افراد زیادی در سراسر ایران به کوه می‌ روند.

وجود وسایلی مثل تله ‌کابین و هموار شدن جاده‌ های کوهستانی، رسیدن به ارتفاعات بلند را آسان‌ تر کرده و احتمال بروز بیماری‌ هایی که به عنوان بیماری ارتفاع شناخته می‌ شوند را بیشتر از گذشته کرده است.

از هر سه نفری که از ارتفاع پایین به ارتفاع متوسط حدود 7000 پا صعود می کنند، یک نفر مبتلا به این بیماری می شود. بیماری طی 4 الی 72 ساعت اول صعود ایجاد می شود.

در کنار دریا فشار هوا 760 میلی متر جیوه است. با زیاد شدن ارتفاع، هوا رقیق می ‌شود و به همان نسبت میزان اکسیژن هوا کمتر می‌ گردد.

کاهش تدریجی اکسیژن بیشترین تاثیرات خود را بر سیستم تنفسی و قلبی ـ عروقی می‌ گذارد.

عامل اصلی کوه گرفتگی، افت فشار هوا و افت اکسیژن خون است

 

تنفس در ارتفاعات، تندتر و عمیق ‌تر می ‌شود و ضربان قلب با نیرو و تعداد بیشتری خواهد زد. هر دوی این مکانیسم‌ ها تا حدودی کمبود اکسیژن را جبران می ‌کنند، اما در عوض دفع دی ‌اکسید کربن(co2) نیز افزایش یافته و اسیدیته ی خون کم می‌ شود یعنی خون‌ قلیایی شده و ph آن بالا می ‌رود.

کوه ‌گرفتگی حاد(acute Mountain sickness)

مجموعه علائم سردرد، ضعف مفرط، سرگیجه و تنگی ‌نفس، نشانه‌ های بیماری کوه‌ گرفتگی حاد می‌ باشند. سردرد علامت اصلی این بیماری است.

باید دانست که به دلیل تابش نور خورشید، کم ‌آبی، خستگی، گرسنگی و سردرد در ارتفاعات، مشکل شایعی است. فردی که دچار سردرد است باید ابتدا استراحت کرده، نوشیدنی بنوشد و در صورت ادامه ی سردرد اگر یکی از علائم ذیل وجود داشت بیماری کوه ‌گرفتگی حاد مطرح می ‌شود:

1- تهوع یا استفراغ

2-‌ ضعف یا خستگی مفرط

3- سرگیجه یا سیاهی رفتن چشم

4-‌ بی ‌خوابی

درمان

بهترین درمان کوه گرفتگی، کاهش سریع ارتفاع است و بدترین اشتباه، بی توجهی به علائم خفیف اولیه است چرا که منجر به عوارض بسیار خطرناک از جمله افزایش فشار مغزی می شود.

فرد دچار کوه ‌گرفتگی اگر به ارتفاع پایین برگردانده شود در عرض چند ساعت کاملا خوب می ‌شود، اما برای درمان این بیماری، بازگشت اجباری نیست.

استراحت و استفاده از دارو موجب بهبودی شده و فرد می ‌تواند به صعود ادامه دهد. در‌ صورت امکان، 24 ساعت استراحت برای بهبودی کافی است و استفاده از داروها این روند را تسریع خواهد کرد.

نکته ی مهم این‌ که فرد دچار کوه‌ گرفتگی حاد تنها در صورت بهبودی از این بیماری مجاز به ادامه ی صعود است و در غیر این صورت صعود به ارتفاع بالاتر او را در معرض ابتلا به بیماری کشنده ی اِدم مغزی حاد قرار خواهد داد. بهترین درمان این بیماری اکسیژن است اگر چه حمل کپسول اکسیژن اصلی ‌ترین مانع استفاده از آن می‌ باشد.

در صورتی که حال بیمار بد باشد از استازولامید(دیاموکس) که نوعی مُدر یا افزاینده ی ادرار است ودگزامتازون با تجویز پزشک می‌ توان مصرف کرد.

برای پیشگیری از این بیماری هنگام کوه پیمایی موارد زیر را حتماً رعایت کنید:

* سرعت صعود شما حداکثر روزی 300 متر باشد.

*اگر می خواهید تنها یک روز به این تفریح بپردازید بهتر است خیلی سریع صعود کرده و بلافاصله بعد از آن به ارتفاع پایین تر بیایید. این عمل باید در کمتر از 24 ساعت انجام شود.

*اگر می خواهید مدتی را در ارتفاع بالا اقامت کنید قبل از رسیدن به ارتفاع اصلی چند روزی را در ارتفاع پائین تر برای تطابق بدن با ارتفاع، به سر برید.

* مصرف مایعات را افزایش دهید و از رژیم غذایی پُرکربوهیدرات(مواد قندی و نشاسته) استفاده کنید.

* داروهایی نیز برای پیشگیری از این بیماری وجود دارد که برای مصرف آن ها حتماً با یک پزشک مشورت کنید.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

استامینوفن خطری برای کبد کودکان ندارد

http://marshal-modern.ir/Archive/16799.aspx

 با این که از مهم ترین عوارض مصرف استامینوفن بروز بیماری های کبدی است ولی مطالعات جدید نشان می دهد که خطر بروز ناراحتی های کبدی در کودکان پس از مصرف هر روزه و تجویزی این دارو حدود ۰۱/۰ درصد است.

به گزارش گروه علمی پژوهشی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران “ایسکانیوز”، به نقل از WebMD ، مصرف بالاتر از حد تجویز استامینوفن در کودکان و بزرگسالان باعث بروز مسمویت ناشی از مصرف این دارو می شود.

محققان مرکز داروی دنور در مطالعات خود روی ۳۲۴۱۴ کودکان تازه متولد شده تا افراد بالغ و نحوه تأثیر استامینوفن روی کبد آن ها دریافتند که هیچ یک از کودکانی که طبق تجویز پزشک اقدام به مصرف این دارو کرده بودند علائمی از بیماری های کبدی را نشان ندادند.

پزشکان معمولاً استامینوفن را در موارد تسکین دردهای پس از عمل و یا عفونت ها تجویز می کنند.

محققان با انجام ۶۲ تحقیق بالینی روی کودکانی که طبق تجویز پزشک از این دارو استفاده کرده بودند و از روزی ۴ گرم در طول ۲۴ ساعت که مورد تأیید سازمان غذا و دارو است، تجاوز نکردند، دریافتند که تنها ۱۰ نفر از این کودکان دچار عوارض کبدی شدند.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

اسکناس بیماری می آورد

http://marshal-modern.ir/Archive/16800.aspx

  تندرستی، نشاط و کارایی هر فردی بستگی به کارکرد خوب دستگاه گوارش او دارد. شما که هر روز از دل درد، سوءهاضمه، خستگی، بی حالی و… شکایت دارید آیا می دانید که این مشکلات از کجا نشات می گیرند؟

علت بیشتر بیماری های دستگاه گوارش مداومت در مصرف مواد غذایی مضر، تاریخ گذشته و از همه مهم تر غیربهداشتی است. معمولا مواد غذایی ناسالم بیشتر در اغذیه فروشی های غیربهداشتی عرضه می شوند.

امروزه اکثر افراد به دلیل مشغله کاری ممکن است در هفته چندین بار به این اغذیه فروشی ها مراجعه کنند. معمولا زمان مراجعه به این جور مکان ها وقتی است که فرد بشدت گرسنه بوده و کمتر به نکات بهداشتی توجه دارد.

بنابراین فرد بدون توجه به این مسائل غذای خود را خورده و پس از مدتی احساس سوزش معده، سنگینی، بی حالی، خستگی مفرط و گاها شکم درد، اسهال یا استفراغ می کند.

در این مواقع برخی افراد به این مشکلات توجهی نکرده و آن را امری طبیعی تلقی می کنند، ولی در مقابل، برخی افراد هم هستند که موشکافانه این مشکلات را بررسی کرده و به دنبال علت آن می گردند.

حال این پرسش مطرح می شود. چه عواملی می تواند منجر به بروز این مشکلات شود؟

در نگاه اول برخی از تهیه کنندگان ساندویچ، مستقیما با دست خود ماده غذایی یا سبزیجات و امثال آن را که باید به تمیزی آنها نیز شک کرد، لای نان گذاشته و با همان دست پول دریافت می کند و در صندوق گذاشته و باقی آن را می پردازد.

در این مرحله باید دانست اسکناس آلوده ترین جسمی است که در دست هر شخص سالم و بیمار در گردش است و باکتری و ویروس های زیادی آن را آلوده کرده اند.

طبیعی است که تهیه ماده غذایی در چنین شرایطی، آلوده و پر از میکروب و ویروس شد و به احتمال زیاد موجب بروز عوارض و ناراحتی های گوارشی در مصرف کننده می شود.

در نگاه دوم گاهی برخی تهیه کنندگان مواد غذایی با دستی که در هنگام عطسه، سرفه، گرفتن بینی یا هنگام خشک کردن عرق صورت و گردن آلوده شده است غذای شما را آماده می کنند در این زمان ویروس هپاتیت، سرماخوردگی و هزاران میکروب بیماریزای دیگر می تواند براحتی به غذای شما منتقل شوند.

در نگاه سوم در کل ماده غذایی از ترکیبات مضر و چربی های ناسالمی تشکیل شده است که بدن براحتی قادر به هضم و جذب آنها نیست.

بدن در مواجهه با ورود مواد غذایی ناسالم

هر ماده غذایی پس از ورود به بدن بعد از آن که در مدت زمانی معین، به شیره معده آغشته و هضم شد برای جذب وارد روده می شود. حال اگر این ماده غذایی دارای ترکیبات مضر یا غیربهداشتی باشد و از لحاظ دستگاه گوارش هضم شدنی نباشد، کار معده و روده زیاد می شود.

وقتی که معده به دلیل ترکیبات مضر نتواند به سرعت ماده غذایی را هضم و وارد روده کند، ماده غذایی به مدت طولانی تری در معده باقی مانده، تخمیر شده و در نتیجه تولید گاز، دردشکم، سوزش معده، سنگینی و کسالت در مصرف کننده عارض می شود.

این ناراحتی ها گذشته از فشاری که به قلب وارد می آورد، اثری نامطلوب در روحیه و قیافه شخص داشته و حالت پژمردگی و خستگی که نشانه عدم تندرستی است ایجاد می شود.

البته شدت ناراحتی و عوارض حاصله بستگی به میزان مواد مضر و ناسالم ماده غذایی دارد.

وقتی این غذا به صورتی وارد روده و جذب گشت، چون در خون تولید سم و عوارض گوناگون می کند، کار کبد نیز زیاد شده و برای دفع این سم با تولید و ترشح ماده ضدسم می کوشد تا از اثر نامطلوب آن در خون و سایر ارگان های بدن جلوگیری کند.

واضح است چنانچه چند بار مصرف این گونه مواد در غذای روزمره تکرار شود، عوارض نامطلوب آن دائما در فعالیت، هضم، جذب و تنظیم دستگاه گوارش اختلال ایجاد کرده و بتدریج موجب تخریب سلول های جدار معده، روده، اثنی عشر شده و تورم، زخم، انواع کولیت ها، شکم درد، استفراغ، اسهال و یبوست مزمن عارض می گردد.

معمولا این نوع ناراحتی ها سال های سال موجب درد و رنج در بیمار گشته و به دلیل فشاری که به کبد می آید، زمینه تورم و بزرگی این عضو را نیز فراهم می آورد.

بنابراین اگر هنگام غذا خوردن در مصرف هر نوع غذایی که در سلامت و بهداشت آن تردید دارید، دقت کنید، مطمئنا تندرستی و آسایش خود را حفظ خواهید کرد.
 

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

با کمک سلولهای بنیادین جنینی؛ وره آزمایشی درمان نابینایی آغاز می شود

http://marshal-modern.ir/Archive/16801.aspx

 دومین دوره آزمایشی درمانی بر پایه سلولهای بنیادین جنینی انسانی در جهان به تایید سازمان دارو و غذای آمریکا رسیده و به زودی بر روی ۱۲ داوطلب آغاز می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت Advanced Cell Technolgy، شرکتی کوچک در ماسوچوست که در زمینه بیوتکنولوژی فعالیت داشته و توانسته است دومین مجوز اجرای درمان آزمایشی سلولهای بنیادین جنینی بر روی انسان را از سازمان دارو و غذای آمریکا دریافت کند به زودی این دوره درمان آزمایشی را بر روی ۱۲ بیمار مبتلا به اختلال بینایی به نام اختلال بینایی “استارگاردتز” آغاز خواهد کرد.

در این بیماری سلولهای چشم به تدریج مرده و باعث می شوند فرد لکه سیاه بزرگی را بر روی تصاویری که مشاهده می کند، ببیند.

این اختلال بینایی بسیار عذاب آور بوده و از این رو ۱۲ داوطلب حاضر در این دوره درمانی آزمایشی حاضرند هر کاری را برای درمان آن انجام دهند.

برای اجرای این درمان، پزشک باید سلولهای بنیادین جنینی که توانایی تبدیل شدن به هر نوع سلولی از بدن انسان دارد را به داخل چشم بیمار تزریق کند تا در حالتی خوشبینانه، این سلولها جایگزین سلولهای مرده چشم شوند.

این یکی از ساده ترین نتایجی است که تحقیقات سلولهای بنیادین جنینی انسانی می تواند به همراه داشته باشد، نمونه پیشرفته این درمان به گونه ای خواهد بود که سلولهای بنیادین را در چشم انسان به سلولهای شبکیه تبدیل خواهد کرد.

طی اولین دوره آزمایشی تنها چند هزار سلول به درون یکی از چشمهای بیماران تزریق خواهد شد تا از ایمن بودن این درمان اطمینان حاصل شود.

“رابرت لانزا” پزشک مسئول این دوره آزمایشی می گوید پزشکان می توانند تغییرات ایجاد شده درون چشم را در زمان واقعی مشاهده کنند زیرا امکان تحت نظر داشتن چشم و فرایند جایگزین شدن سلولهای بنیادین در چشم بیمار وجود دارد و در عین حال می توان به صورت مداوم میزان بینایی فرد را تحت کنترل داشت تا کوچکترین بهبودها در آن به ثبت برسد.

بر اساس گزارش رویترز، این نوع از اختلال بینایی بیش از ۳۰ میلیون انسان را در سرتاسر جهان تحت تاثیر خود قرار داده و یکی از عوامل اصلی نابینایی در سن بالای ۶۰ سال در ایالات متحده به شمار می رود.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

استرس دوران کودکی موجب تشنج در بزرگسالی می شود

http://marshal-modern.ir/Archive/16802.aspx  

غلامرضا حاجتی امروز در بیست و هفتمین کنگره سالانه انجمن علمی روانپزشکان ایران در بیمارستان میلاد برگزار شد در جمع خبرنگاران اظهار داشت: اختلالات تبدیلی بیماری است که با علائم مغزی مانند تشنج، فلج و بی حسی اندام ها خود را نشان می دهد و معمولاً در معاینات و بررسی های معمولی نورولوژیک هیچ یافته ای از خود بروز نمی دهند.

وی افزود: به نظر می رسد این بیماری به علت تعارضات ذهن ناخودآگاه ایجاد می شود که یک قرن قبل پزشکان و روانپزشکان آن را بر اساس رفع تعارضات ذهن ناخودآگاه و استرس ها درمان می کردند.

این روانپزشک تصریح کرد: در این بیماری بیمار نسبت به ایجاد علائم آگاه نیست و می توان گفت استرس هایی که از دوران کودکی برای فرد ایجاد می شود می تواند این بیماری را ایجاد کند.

حاجتی تصریح کرد: حدود ۹ تا ۳۰ در ۱۰۰ هزار نفر در جامعه عمومی و یک سوم مراجعان کلینیک های نورولوژیک و بستری بیمارستان های اعصاب و روان به علت ابتلا به این عارضه است.

وی اضافه کرد: این بیماری زمینه ژنتیک هم دارد و باید گفت که پیشگیری خاص ندارد و فقط باید از ایجاد استرس های دوران کودکی و بزرگسالی جلوگیری کرد و به نوعی نحوه مقابله با استرس ها را از دوران کودکی به کودکان یاد داد.

http://marshal-modern.ir/Archive/16804.aspx

روزهای بدون آفتاب و خطر بروز اختلال افسردگی فصلی

http://marshal-modern.ir/Archive/16803.aspx

 روزهایی که به هیچ وجه در برابر خورشید قرار نمی گیرید، موجب می شود که به اختلال افسردگی فصلی یا به اصطلاح «SAD» مبتلا شوید.

به گزارش سرویس «بهداشت و درمان» ایسنا، این اختلال در شما احساس افسردگی، غمگینی و خواب آلودگی و کسالت ایجاد می کند.

هر چند اغلب پزشکان از این اختلال فصلی غفلت می کنند، اما روانپزشکان و روانشناسان به خوبی از آن مطلع هستند و علائم آن را تشخیص می دهند.

علائم این اختلال که در نتیجه تغییر فصل بروز می کند، همچنین شامل دردناک شدن مفاصل و بی خوابی هستند، اما کارشناسان می گویند: از آنجا که علائم این اختلال شبیه به سایر بیماری ها است، اغلب تشخیص داده نمی شود و در نتیجه مبتلایان اغلب با علائم ناخوشایند آن دست به گریبان می شوند.

به گزارش روزنامه دیلی میل، دکتر راشل فوستر ـ متخصص روان و اعصاب در دانشگاه آکسفوردـ می گوید: نور تاثیرات فیزیولوژیکی بسیاری روی بدن دارد. سلول های چشم نور را ثبت می کنند و مغز شب و روز را از این طریق تشخیص می دهد.

سپس هورمون های خاص گرسنگی، هضم، رشد، خلق و انرژی را تنظیم می کنند. تاریکی تولید هورمون ملاتونین را افزایش می دهد و به خواب کمک می کند.

همچنین مقدار هورمون سرتونین کاهش می یابد که نقش حیاتی در هوشیاری دارد.

فوستر توصیه می کند: به دلیل وجود این روابط باید هر فرد روزانه دو ساعت در برابر روشنایی طبیعی خورشید قرار گیرد، حتی اگر از راه یک پنجره بزرگ باشد.

پرنده ماهی !

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

پرنده ماهی !

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_009.jpg

دیوید آتنبرو مستندساز مشهور انگلیسی در مجموعه حیات خود نمونه هایی از عجیبترین گونه های جانداران در جهان را به همراه محل زندگی آنها معرفی کرده که پرنده ماهی از جمله این گونه ها به شمار می رود


یکی از رویایی ترین این جانداران پرنده ماهی ها هستند که قادرند مسافتی برابر 50 متر را بر فراز آب دریا پرواز کنند، این ویژگی منحصر به فرد که هیچ ارتباطی با گونه آبزیان ندارد به این ماهی های کوچک کمک می کند به راحتی از تهدید شکارچیان خود بگریزند. این جانداران در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و آخرین رکوردی که از مدت پرواز این ماهی های زیبا به ثبت رسیده 45 ثانیه پرواز در خارج از سطح آب بوده است.


http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_005.jpg 

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_008.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download.gif

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_002.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_003.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_004.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_006.jpg

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/20/download_007.jpg

 

خالق این موجود پرستیدنی است 

پدر داشت روزنامه

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . 

پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد . 

پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟
 پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم .

 وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.
ایده و خلاقیت

"تاریخچه لباس زنان ایران زمین از قدیم تاکنون"

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

"تاریخچه لباس زنان ایران زمین از قدیم تاکنون"

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16836.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16837.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16838.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16827.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16828.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16829.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16830.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16831.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16832.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16833.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16834.aspx

 

http://marshal-modern.ir/Archive/16835.aspx

 

و در حال حاضر :

http://marshal-modern.ir/Archive/16839.aspx

شب یلدا را به ایرانیان بزرگ تبریک عرض میکنم

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

شب یلدا را به ایرانیان بزرگ تبریک عرض میکنم

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/21/yalda.jpg

توجه شما رو به چند SMS شب یلدایی و نیز تاریخچه ای از این شب جلب میکنم :


چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم! 
مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم! 
از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما 
تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!


------------------

من دارم امشب می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم… منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش… 
از طرف پاییز


------------------

تو میری و من فقط نگاهت می کنم 
تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم 
بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم 
اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست


------------------

محفل آریائی تان طلائی ، دلهایتان دریائی 
شادیهایتان یلدائی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورائی . . .


------------------

قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره. 
اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا 
اون وقت لازمت میشه!!!


------------------

روی گل شما به سرخی انار 
شب شما به شیرینی هندوانه 
خندتون مانند پسته 
و عمرتون به بلندی یلدا


------------------

بیا ای دل کمی وارونه گردیم 
برای هم بیا دیوونه گردیم 
شب یلدا شده نزدیک ای دوست 
برای هم بیا هندونه گردیم


------------------

تو خوبی! 
تو بهترینی! 
تو تکی! 





اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک!


------------------

بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست 
، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک


------------------


میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلطف عین پشمک! 
برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!


------------------

تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر 
فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ، 
تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید . . .


------------------

چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟


------------------

توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند 
زودتر صبح بشه هم هستی ؟


------------------

شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما 
یلدا مبارک . . .


------------------

روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و 
عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .


------------------

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را 
باید جشن گرفت 
یلدایتان مبارک.


------------------

ما منتظر صبح شب یلداییم 
دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .


------------------

بین چگونه قناری ز شوق می لرزد 
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است 
 

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/21/yalda_03.jpg

 

آنچه در مورد شب یلدا میخواهید بدانید :

«یلدا» واژه‌ایست به معنای «تولد» برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌های متداول زبان «آرامی» است. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۱] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۲] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده‌ است.[۳] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده‌ است:

  • «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۴]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۵] در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «میزد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌ شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها(نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده‌ است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یکسرو دیگر بکارند.

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/21/Yalda-Bijan1351.jpg

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

  • امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌ است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۶] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت٬ نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۷] تاریخدانان٬ تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند، اما مسیحیان با رجوع به اناجیل و با توجه به اشاره‌های آن به فصل زراعت و اعتدال هوا میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع می‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته‌ است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده‌ است.[۸] با این حال زادروز میترا در آیین باستان مهر در ایران زمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز ۲۱ یا ۲۲ دسامبر بوده‌است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم هم با انقلاب زمستانی مصادف بوده که به علت پیروی رومیان ازگاهشماری یولیانی در ۲۵ دسامبر واقع می‌شده‌است.

  • در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌ شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده‌ است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌ است.

  • در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌ است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.

  • در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

  • یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

  • نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

  • در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌ است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

  • در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

  • سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است.حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

  • همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. درتویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

  • در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

  • در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

  • در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.[نیازمند منبع]

  • مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

    http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/21/1_yalda-2big.jpg

تصاویری زیبا از رودخانه ها

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

تصاویری زیبا از رودخانه ها

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com 

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com 

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com

www.darhami.com


فکرش رو کن که

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

درس های مهم محرم !!

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

******

http://marshal-modern.ir/Archive/2010/12/12/835katibeh_for_moharram_b.jpg

درس های مهم محرم !!

ای غبارت توتیای چشم ما ای کربلا

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است

جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

 

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان

طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

 

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است

سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

 

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن

نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

 

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار

در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

 

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند

کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

 

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را

با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

 

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید

بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

 

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست

درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

 

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما

کربلا ای کربلا ای کربلا ای کربلا

تله موش

پنجشنبه 2 دی ماه سال 1389

موش ازشکاف دیوار سرک کشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز کردن بسته بود.

موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« کاش یک غذای حسابی باشد .»

اما همین که بسته را باز کردند ، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه یکتله موش خریده بود.

موش با سرعت به مزرعه برگشت تا این خبر جدید را به همه ی حیوانات بدهد . او به هرکسی که می رسید ، می گفت :« توی مزرعه یک تله موش آورده اند، صاحب مزرعه یکتله موش خریده است . . . »!

مرغ با شنیدن این خبر بال هایش را تکان داد و گفت : « آقای موش ، برایت متأسفم . از این به بعد خیلی باید مواظب خودت باشی ، به هر حال من کاری به تله موش ندارم ، تله موشهم ربطی به من ندارد

میش وقتی خبر تله موش را شنید ، صدای بلند سرداد و گفت : «آقای موش من فقط می توانم دعایت کنم که توی تله نیفتی ، چون خودت خوب می دانی که تله موش به من ربطی ندارد. مطمئن باش که دعای من پشت و پناه تو خواهد بود

موش که از حیوانات مزرعه انتظار همدردی داشت ، به سراغ گاو رفتاما گاو هم با شنیدن خبر ، سری تکان داد و گفت : « من که تا حالا ندیده ام یک گاوی توی تله موش بیفتد.!» او این را گفت و زیر لب خنده ای کرد ودوباره مشغول چرید شد.

سرانجام ، موش ناامید از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در این فکر بود که اگر روزی درتله موش بیفتد ، چه می شود؟

در نیمه های همان شب ، صدای شدید به هم خوردن چیزی در خانه پیچید.. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوی انباری رفت تا موش را که در تله افتاده بود ، ببیند.

او در تاریکی متوجه نشد که آنچه در تله موش تقلا می کرده ، موش نبود ، بلکه یک مار خطرناکی بود که دمش در تله گیر کرده بود . همین که زن به تله موش نزدیک شد ، مار پایش را نیش زد و صدای جیغ و فریادش به هوا بلند شد. 

صاحب مزرعه با شنیدن صدای جیغ از خواب پرید و به طرف صدا رفت ، وقتی زنش را در این حال دید او را فوراً به بیمارستان رساند. بعد از چند روز ، حال وی بهتر شد. اما روزی که بهخانه برگشت ، هنوز تب داشت . زن همسایه که به عیادت بیمار آمده بود ، گفت :« برایتقویت بیمار و قطع شدن تب او هیچ غذایی مثل سوپ مرغ نیست .»

مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید.

اما هرچه صبر کردند ، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد ، میش را هم قربانی کند تا باگوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد.

روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد . تا این که یک روز صبح ، در حالی که از درد به خود می پیچید ، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاک سپاری او شرکت کردند. بنابراین ، مرد مزرعه دار مجبور شد ، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند.

حالا ، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند!

 

نتیجه ی اخلاقی : اگر شنیدی مشکلی برای کسی پیش آمده است و ربطی هم به شما ندارد ، کمی بیشتر فکر کنید.. شاید خیلی هم بی ربط نباشد

تلاش کنید...

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389


تلاش






تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید 

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید 

تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید




تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود 

تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید 

تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید دوستان قدیمی را هم حفظ کنید 

تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید 

تلاش کنید همیشه برای اطرافیانتان جذاب باشید 

تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او

تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آنهایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید 

تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند ،شما نباشید 

تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست 

تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتار و گفتارتان آنها را از محبت پشیمان نکنید


تلاش کنید به هر چیز آنقدر بها بدهید که استحقاقش را دارد

تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید


 






اندیشه ها بر کلمه ها و احساسها تاثیر می گذارند


بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم


بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوییم : گرفتارم


بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو


بگوییم : خدا سلامتی بده
نگوییم : خدا بد نده


بگوییم : هدیه برای شما
نگوییم : قابل ندارد


بگوییم : با تجربه شده
نگوییم : شکست خورده


بگوییم: قشنگ نیست
نگوییم : زشت است


بگوییم: خوب هستم
نگوییم: بد نیست


بگوییم : مناسب من نیست
نگوییم : به درد من نمی خورد


بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوییم : چرا اذیت می کنی؟


بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
نگوییم : خسته نباشید


بگوییم: من
نگوییم: اینجانب


بگوییم: دوست ندارم
نگوییم: متنفرم


بگوییم: آسان نیست
نگوییم: دشوار است


بگوییم : بفرمایید
نگوییم : در خدمت هستم


بگوییم : خیلی راحت نبود
نگوییم : جانم به لبم رسید


بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد








ا

خداحافظ گل نازم ،کاشکی مهربون نبودی

میدونم سخت جدایی آخه عادت کرده بودی


بعدمن خودم میدونم سقف زندگیت خرابه

اگه غیراینه،عشم چراچشمات خیسه آبه


چراچشمات خیسه آبه سرتوبذار روشونم

عاشقونه باورم کن،یاازم بخواه بمونم


چراشونه هات میلرزه گه سردته گل من 

اگه میگی خوبخ خوبی چراخیسه شونه من


تواصلا بگوببینم چراساکتی نمیری؟

مگه تونخواستی ازمن قول موندنوبگیری


توی لحظه های رفتن سرتوبذار روشونم

میخوام دل بکنم ازتو،یه کاری بکن نتونم


یه کاری بکن که دیگه حرف رفتنم نیارم

بذار اشکاتم بباره که حسابی کم بیارم


هی توی چشام نگاه کن که منم اشکی بریزم

هی ازم بخواه بمونم حس خوبیه عزیزم.


کلمات کلیدی 




گذشت رفرف طبعم به بام عرش علا /به نام نامی سبحان ربی الاعلی


غذادهنده مور ضعیف دردل سنگ /فنا کننده خصم قوی به باد فنا


برون کشنده ناقه ز سنگ سینه کوه /عیان کننده اژدر به چوب خشک عصا


به موریانه دهد قدرتی که بتواند /ز اوج تخت به زیر آورد سلیمان را


به پیش حکمش هر سرو قامتی,خاضع /به ذکر حمدش هر سنگ ریزه ای,گویا


نخل میثم{دیوان استاد سازگار}

چاق ترین دختر نوجوان انگلیسی

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389


دختر 16 س ساله 210 کیلویی!!چاق ترین دختر نوجوان انگلیسی ظرف مدت هفت ماه بیش از 76 کیلوگرم وزن کم کرد!!!
"جورجیا دیویس" 16 ساله که سال گذشته حدود 210 کیلو وزن داشت توانست در مدت هفت ماه 76 کیلوگرم وزن کم کند.
پزشکان در ماه اوت سال گذشته به وی هشدار داده بودند که اگر 127 کیلو وزن کم نکند در مدت کوتاهی خواهد مرد.به گزارش روزنامه سان لندن، دیویس پس از ثبت نام در مدرسه ای مخصوص افراد چاق در آمریکا، توانست وزن خود را در هفت ماه به 133 کیلو برساند.


برای مشاهده مطالب بیشتر در مورد این دختر و نیز تصاویری از این دختر 16 س ساله به ادامه مطلب مراجعه نمائید...


دختر 16ساله 210 کیلویی!!

دختر 16 س ساله 210 کیلویی!! 

چاق ترین دختر نوجوان انگلیسی ظرف مدت هفت ماه بیش از 76 کیلوگرم وزن کم کرد. 

"جورجیا دیویس" 16 ساله که سال گذشته حدود 210 کیلو وزن داشت توانست در مدت هفت ماه 76 کیلوگرم وزن کم کند.
 دختر 16 س ساله 210 کیلویی!! 

پزشکان در ماه اوت سال گذشته به وی هشدار داده بودند که اگر 127 کیلو وزن کم نکند در مدت کوتاهی خواهد مرد.به گزارش روزنامه سان لندن، دیویس پس از ثبت نام در مدرسه ای مخصوص افراد چاق در آمریکا، توانست وزن خود را در هفت ماه به 133 کیلو برساند. 
دختر 16 س ساله 210 کیلویی!! 

او می گوید : "من هیچ گاه فکر نمی‌کردم بتوانم این مقدار از وزنم را کم کنم. من هم اکنون چاق ترین فرد انگلیس نیستم". 
دیویس همچنین گفت: نه تنها از نظر فیزیکی تغییر کرده‌ام بلکه احساس می‌کنم از نظر شخصیتی نیز تغییراتی در من ایجاد شده است. سال گذشته دیویس روزانه 13هزار کالری انرژی از طریق مصرف ساندویچ، غذاهای آماده، چیپس، تنقلات، سس، شکلات، پنیر و نوشابه جذب می‌کرد. این در حالی بود که یک دختر 16 ساله به طور متوسط در روز به دو هزار کالری انرژی نیاز دارد.
دیویس در مدرسه "ول اسپرینگ آکادمی" مجبور بود فقط حدود 1500 کالری مصرف کند، غذاهای پرچرب نخورد و هر روز حدود پنج کیلومتر پیاده روی کند. همچنین یک روان شناس و مربی بر فعالیت‌های روزانه وی نظارت داشتند.

تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389

تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب

تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب
تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب


تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب
تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب


تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب
تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب


تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب
تصاویری جالب از بدنیا آمدن عقرب

بلند قدترین اسب دنیا

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389

بلند قدترین اسب دنیا
بلند قدترین اسب دنیا گینس
با قدی معادل دو مترو پنج سانتیمتر و وزنی معادل یک و نیم تن

مردی که نه آب میخورد و نه غذا! همراه با عکس

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389


مردی که نه آب میخورد و نه غذا! همراه با عکس
مردی که نه آب میخورد و نه غذا! همراه با عکس

 
تیم تحقیقاتی وزارت دفاع هند در حال بررسی مردی است که از 70 سال قبل تاکنون بدون آب و غذا زیسته است. بنابر این گزارش، وزارت دفاع هند در حال بررسی مردی است که گفته می شد از 70 سال قبل تا کنون بدون خوردن و نوشیدن به زندگی خود ادامه داده است.

در راستای این بررسیها محققان بیمارستان احمدآباد هند شرایط جسمی "پرالاد جانی" را تحت کنترل گرفتند و تائید کردند که این مرد هندی که از 6 روز قبل در این بیمارستان به سر می برد تاکنون به آب و غذا دست نزده است.

به اعتقاد وزارت دفاع هند، کشف راز این مرد هندی می تواند به زندگی سربازانی که ناچارند در شرایط بحرانی بدون آب و غذا زندگی کنند کمک کند. به گفته پزشکانی که این مرد را معاینه کرده اند با وجود سن بالا هیچ علامت سوء تغذیه و کم شدن آب در بدن وی مشاهده نمی شود.

"پرالاد جانی" داستان زندگی خود را اینطور تعریف کرده است که در 7 سالگی برای ماجراجویی به تنهایی همانند یک "قدیس سرگردان" در دنیا خانه پدری را ترک می کند. برخی اعتقاد بر این دارند که یک نیروی حیات بخش در کالبد این قدیسین وجود دارد که آنها را قادر می سازد تنها با نیروی روح به حیات خود ادامه دهند. "جانی" معتقد است که تحت حمایت یک رب النوع قرار دارد که وی را از طریق سوراخی در سقف دهان با اکسیر ویژه غذا می دهد.

بررسیهای یک پزشک متخصص در عرصه مطالعات ماوراء الطبیعه، توانایی این مرد را در زندگی بدون غذا تائید می کند. این در حالی است که سایر پزشکان قادر به ارائه پاسخی مناسب برای علل این توانایی نیستند.

براساس گزارش تلگراف، مدیر موسسه فیزیولوژی وزارت دفاع هند در این خصوص توضیح داد: "شاید اگر این مرد به طور علمی مورد آزمایش قرار بگیرد بتواند منجر به یک کشف بزرگ علمی شود. در حقیقت این مرد می تواند به ما بیاموزد که چگونه در شرایط دشوار به زندگی خود ادامه دهیم. به این ترتیب قادر خواهیم بود زندگی انسانها را در مدت وقوع بلایای طبیعی، در شرایط دشوار، زیر آب و در تمام موقعیتهایی که انسان را با مشکل مواجه می کنند نجات دهیم."

پزشکان این بیمارستان قصد دارند این مرد عجیب را به مدت دو هفته تحت کنترل قرار دهند. در این مدت زمان در یک انسان طبیعی بدون آب و غذا، ماهیچه ها تحلیل می روند و بدن با کاهش شدید وزن و بی آبی مواجه می شود.

تصاویری از زیباترین مرغابی دنیا

پنجشنبه 25 آذر ماه سال 1389


تصاویری از زیباترین مرغابی دنیا
تصاویری از زیباترین مرغابی دنیا
تصاویری از زیباترین مرغابی دنیا








تصاویری از زیباترین مرغابی دنیاتصاویری از زیباترین مرغابی دنیا








تصاویری از زیباترین مرغابی دنیاتصاویری از زیباترین مرغابی دنیا




واقعا زیباست...

۳۰ راه‌حل برای کم کردن تدریجی وزن

شنبه 20 آذر ماه سال 1389

۳۰ راه‌حل برای کم کردن تدریجی وزن

 در 50 هفته!

 

 

با این روش‌ها هفته‌ای ۵۰۰ گرم از وزن خود کم کنید. راه‌های گام‌ به گام خلاص شدن از وزن اضافی:
 
۱. چربی‌زدائی از بدن:
هفته اول - حبوبات به‌جای گوشت‌های سرخ کرده. اگر شما بیش از حد از گوشت گوساله یا اردک و غاز استفاده می‌کنید، سعی کنید در هفته اول کم کردن مقدار یک پوند از وزن بدن خویش، به میزان نیمی از مصرف گوشت و چربی مورد استفاده، از انواع لوبیاها، عدس و حبوبات استفاده کنید. حبوبات ضمن تأمین پروتئین مورد نیاز بدن ”فیبر“های مورد نیاز بدن را تأمین و چربی آن را کم خواهد کرد.
 
۲. مواظب باشید:
اگر تصمیم گرفته‌اید در کلاس‌های آموزشی تمرینات آکروباتیک شرکت کنید، سعی کنید کلاس‌های مربوطه را به‌دقت و با علاقه کامل بگذارید. یکی از محققین در این باره می‌‌گوید: ”گذراندن کلاس‌ها و تمرینات مربوطه اعتماد به نفس بیشتری به شما می‌دهد و به‌علاوه، از خطرات این قبیل تمرینات می‌کاهد.“ تمرینات آکروباتیک به عقیده این محقق از بهترین راه‌های کاستن از وزن بدن است.

۳. بدن شما عادت می‌کند:
”فرددیک هاگرمن“ استاد علوم بیولوژیکی در دانشگاه اوهایو می‌گوید: ”بدن انسان به‌طور شگفت‌انگیزی به ”عادات“ پاسخ می‌دهد. پس اگر شما بدنتان را عادت داده‌اید که روزانه به‌طور مثال ده دقیقه ورزش کنید، سعی کنید این عمل شما همه روزه و به‌طور مداوم صورت بگیرد. بدن شما به این ورزش کوتاه مدت طوری عادت می‌کند که ترک عادت باعث ناراحتی و چاقی‌های موضعی خواهد شد.“
 
۴. از خود ”انسان“ دیگری بسازید:
با انجام تمرینات مداوم، پرهیز از خوردن چربی‌های مزاحم و مصرف روزانه چربی‌ها، از خود انسان تازه‌ای بسازید. ورزش مداوم و رعایت کردن تمهیدات غذائی به سلول‌های بدن شما فرصت بازسازی و دوباره‌سازی می‌دهد. ورزش در مورد جوان‌سازی یاخته‌های بدن نیز اعجاز خاص خودش را دارد.
 
۵. تمرینات بدنی، همه‌ جا:
وقتی برای خرید کالائی مجبور هستید در صف بایستید، در صف بانک‌ها یا اتوبوس‌های شهری، عضلات بدن به‌ویژه شکم و پاها و دست‌های خود را تکان دهید. حتی حرکت دادن عضلات مختلف بدن به مقیاس کوچک، به سوخت وساز بدن شما کمک می‌کند و تداوم این ورزش‌های کوچک، نتایج بسیار مؤثری در سلامت بدن شما به‌بار خواهد آورد.
 

 

۶. گوش کردن به موزیک و رادیو:

حین انجام تمرینات می‌توانید به موزیک ریتمیک مورد علاقه خود گوش بدهید. مهم نیست موسیقی مورد نظر چیست. آن‌چه اهمیت دارد آن است که تمرینات شما توأم با هیجان باشد و این از طریق موزیک دارای ریتم میسر است.
 
۷. از پروتئین سبز غفلت نکنید!
اگر تصمیم گرفته‌اید گوشت را از برنامه غذائی خود حذف کنید، به یکباره خود را از کلیه پروتئین‌های بدنساز محروم نکنید. یک لیوان لوبیای سبز حاوی هفت گرم پروتئین است، همین مقدار نخودفرنگی به اندازه یک دانه تخم‌مرغ دارای پروتئین است. پس در کنار گذاردن تدریجی پروتئین حیوانی، حبوبات به‌ویژه لوبیا، لوبیای سبز و نخودفرنگی را فراموش نکنید.
 
۸. غذاهای لقمه‌ای حاضر و آماده:
افرادی که مجبورند زیاد به مسافرت بروند، اغلب بیشتر از دیگران کالری و چربی مصرف می‌کنند. این افراد ناگزیرند در بین راه مقابل رستوران‌ها توقف کرده و غذاهای چرب و سنگین را روزانه معده خود سازند که همین امر سبب چاقی، به‌ویژه چاقی‌های موضعی در خانم‌ها می‌شود. برای جلوگیری از این امر می‌توانید ساندویچ‌های کوچکی مثلاً از مرغ سوخاری تهیه کنید و یا از سالادهای بدون چربی در حین رانندگی استفاده کنید.
 
۹. اشتیاق برای غذاخوردن:
وقتی اشتیاق و علاقه شما برای صرف نوعی غذا به اوج می‌رسد، اگر کمی در برابر آن مقاومت کنید، معمولاً از میزان هوش و اشتیاق شما کاسته خواهد شد. برای ایستادگی بهتر می‌توانید از شیوه‌هائی نظیر دوش گرفتن، پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و یا هر کار دیگری مغایر با خوردن استفاده کنید. رابینسون می‌گوید: ”با وجود این شما به خوردن نیاز دارید و با رعایت مواردی می‌توانید این کار را به‌راحتی و بدون ترس انجام دهید“.
 
۱۰. پیاده‌روی اعجاز می‌کند!
پیاده‌روی، پیش از صرف غذا، بیش از تمرینات بدنی ورزشی در سوخت وساز بدن مؤثر است. البته اگر پیاده‌روی با حرکات ورزشی توأم باشد، اثرات مضاعف در پی خواهد داشت.
 
۱۱. بهترین شیوه سوزاندن کالری بدن:
یک ماشین پله‌پیمائی، می‌تواند چند صد کالری را در طول یک ساعت بسوزاند. دامنه سرعت این ماشین به‌مراتب بیشتر از کارکرد معمولی پاهای یک فرد است. اگر برای حرکات و تمرینات عضلات پا به ماشین پله‌پیمائی دسترسی ندارید، سعی کنید قدم‌های شما حین راه رفتن بلند و دارای ضرباهنگ یک اندازه باشد تا عضلات پاهایتان تقویت شود.
 
۱۲. یادداشت بردارید:
”جاناتان رابینسون“ مدیر اجرائی مرکز داروهای ممنوعه میشیگان می‌گوید: ”زمانی که به هوس خود در خوردن یک غذای چرب لذیذ فایق آمده‌اید، این موفقیت را در دفترچه یادداشت خود قید کنید تا با یادآوری آن انگیزه مقاومت‌های آینده را در خود تقویت کنید. این ساده‌ترین راه برای الگوسازی است“.
 
۱۳. به عضلات خود استراحت دهید:
عضلات قوی داشتن یعنی برخورداری از سوخت و ساز منظم‌تر. اما با داشتن بدنی عضلانی، بدن شما باید در پی هر مرحله از تمرینات ورزشی استراحتی به خود بدهد. پس از استراحت دادن به عضلات خود، دوباره تمرینات را از سر بگیرید. بی‌تردید نتایج بهتری به‌دست می‌آورید.
 
۱۴. سی دقیقه ورزش، ایده‌آل است:
تمرینات به سبک تمرکزی یوگا بسیار مؤثرند. سی دقیقه انجام حرکات ورزشی در طول روز ایده‌آل است. اما صرف این وقت ممکن است همیشه میسر نباشد. دلسرد نباشید. سرانجام ۳ تا ۱۰ دقیقه ورزش در طول روز نیز به سلامتی شما کمک خواهد کرد.
 
۱۵. غذاهای کم کالری:
به‌منظور احتراز از غذاهای پرچربی در طول شب و در آشپزخانه اشتهاآور، خوراکی‌های لقمه‌ای را در جاهای به‌خصوصی از خانه قرار دهید. برای مثال، مقداری ذرت بی‌نمک یا چوب‌شور روی گیرنده تلویزیون یا در گوشه‌ای از گنجه لباس‌ها قرار دهید و شب‌ها با خوردن آن‌ها هوس غذا خوردن در طول شب را در خودتان از بین ببرید.
 
۱۶. برنامه مبارزه با چاقی:
از مؤثرترین اهداف رژیم خود، فهرستی تهیه کنید. (مصرف کردن غذاهای ساده فاقد چربی، تدارک دیدن ناهار توسط خودتان و غیره). فهرست را در پایان هر ماه بررسی کنید. ”لیندا کروفورد“ کارشناس عادت‌های تغذیه می‌گوید: ” ما اغلب از اهداف خود فاصله می‌گیریم و تنها راه جلوگیری از آن بررسی ماهانه عملکرد ما در تغذیه بدنمان است.“
 
۱۷. دست‌ها را آزاد نگه دارید:
هنگام بالا رفتن از پله‌ها، از نرده‌های کنار پله‌ها استفاده نکنید. این عمل سرعت عمل کالری سوزاندن بدن شما را کاهش خواهد داد. پس موقع بالا رفتن از پله‌ها صحیح‌تر آن است که دست‌هایتان آزاد باشد.
 
۱۸. در موقع گرسنگی آشپزی نکنید!
اگر چنین کنید، لقمه‌های کوچک برای خود خواهید گرفت و به‌میزان پخت غذا نیز خواهید افزود. با خوردن یک دانه سیب یا یک برش لیمو و غیره به گرسنگی خود فائق آئید و بعد با خیال راحت غذا درست کنید.

۱۹. نقش رنگ‌ها در تغذیه: بهتر است غذاهای خود را در اتاقی که رنگ آبی دارد میل کنید و نه رنگ قرمز و تند. بر پایه تحقیقات مؤسسات طبی دانشگاه ”جان هیکینز“ رنگ‌های گرم و تند نظیر قرمز، نارنجی و زرد سبب می‌شود که غذا مطبوع‌تر جلوه کند. در نتیجه انسان احساس گرسنگی و ولع بیشتری می‌کند. رنگ‌های سرد و ملایم مانند آبی و خاکستری درست نتیجه عکس رنگ‌ها تند را به‌دست می‌دهد.

۲۰. اهمیت عضلات بدن: داشتن عضلات قوی، کلید اصلی سوزاندن چربی‌های بدن است، پس سعی کنید همواره در تقویت عضلانی خود بکوشید. اما این کم کردن وزن از طریق سوزاندن چربی‌ها را به‌طور آهسته و تدریجی انجام دهید، تا با فشار آوردن به عضلات آن‌ها را تقویت کنید.

۲۱. آهسته و آرام غذا خوردن:اگر عادت دارید غذا را سریع بخورید، ضرورت دارد که به این توصیه عمل کنید. هنگامی‌که غذا در دهان دارید، هرگز چنگال به دست نگیرید، چون این عمل سرعت غذا خوردن را زیاد می‌کند.

۲۲. درس بگیرید: اگر به دویدن علاقه دارید، به‌هنگام خسته شدن از دویدن زیاد، زمانی را به تمرین دیگری اختصاص دهید. اگر از آن تمرین هم خسته شدید با راکت، زمانی را توپ بزنید. پرداختن به حرکات و تمرینات متفاوت روش تمرینی شما را در حالت مثبت نگاه خواهد داشت.

۲۳. آیا پس از غذا خوردن می‌دوید؟ اگر پاسخ مثبت است، پس در هفته دوم این رژیم ۵۰ هفته‌ای، این قاعده را تغییر دهید. تأثیر حرارتی موجود در غذا باعث دور برداشتن و فزونی گرفتن متابولیسم بدن می‌شود. در حالی‌که اگر این نظم را معکوس کنید، یعنی پس از دویدن و ورزش غذا بخورید، متابولیسم مورد نظر در خدمت قدرت کاری بدن شما قرار خواهد گرفت.

۲۴. پاروزنی، عامل مهم تناسب اندام: پاروزنی، یا استفاده از ماشین‌های پاروزنی در باشگاه‌های ورزشی، به کوچک شدن شکم، از بین رفتن پیه و چربی دور شکم و بالاخره قوی‌تر شدن عضلان دست و بازو کمک خواهد کرد.

۲۵. آهسته غذا بخورید: زیرا کسانی که سریع غذا می‌خورند فرصت جذب کالری را به اندازه کافی به معده خود نمی‌دهند و غذائی با حجم زیاد و کالری بیش از حد مصرف می‌کنند. در حالی‌که اگر آهسته غذا بخورید ممکن است در یک سوم زمان صرف شده کالری مورد نیاز دریافت کرده و از خوردن بیش از حد غذا بپرهیزید.

۲۶. همواره سعی کنید با معده پر به خرید بروید: زیرا افراد گرسنه در انتخاب غذاهای مورد نیاز اغلب چربی‌ها و شیرینی‌جات را انتخاب می‌کنند، بدون اینکه به نیاز بدن خود به ویتامین‌ها و کالری توجه کنند. خرید کردن با شکم پر می‌توانند توجه بیشتری را نسبت به ویتامین‌ها و کالری‌ها جلب کند.

۲۷. سعی نکنید خیلی زود لاغر شوید: زیرا کسانی که خیلی سریع لاغر می‌شوند با سرعت بیشتری دوباره اضافه وزن پیدا می‌کنند. لاغر شدن تدریجی و منظم امکان متعادل نگهداشتن وزن پس از رژیم غذائی را امکان‌پذیر می‌کند.

۲۸. با نوشیدن مایعات خنک می‌توان برای لاغر شدن گامی مهم برداشت: بدین ترتیب که نوشیدن آب سرد و نوشیدنی‌های خنک باعث مصرف انرژی می‌شود. در نتیجه بدن به‌صورت تدریجی لاغر می‌شود.

۲۹. غذای بسیار گرم نخورید: پزشکان توصیه می‌کنند که از مصرف غذاهای بسیار گرم پرهیز کنید، زیرا هضم غذای سرد به آسانی صورت نمی‌گیرد و باید بدن آن را گرم کند و این کار مستلزم مصرف کالری قابل توجهی است. به این ترتیب روند هضم و جذب کند انجام می‌گیرد و از گرسنگی زودرس جلوگیری می‌شود.

۳۰. هرگز وعده غذائی را حذف نکنید:در واقع این عمل روش ساخت چربی‌های ذخیره را به‌کار می‌اندازد. بهتر است به‌مقدار کمتر اما در چندین نوبت غذا بخورید.

وزن ایده‌آل: 
سلامتی و تندرستی بیش از چاقی ارزش دارد.
 در دوران گذشته از زمانی که وسایل راحتی بشر بیشتر شد و زندگی اداری و صنعتی، به‌وجود آمد چاقی عمومیت یافت و حتی یک ارزش به‌شمار می‌آمد. ولی در حال حاضر سلامتی بیش از چاقی ارزش دارد به همین جهت رژیم‌های غذائی و ورزش اهمیتی خاص پیدا کردند. البته وزن هر کس طبق قد، سن، وضعیت عمومی و استخوان‌بندی او متغیر است

رخشنده اعتصامی

پنجشنبه 18 آذر ماه سال 1389

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در بیست و پنجم اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد و در نیمه شب شانزدهم فروردین ۱۳۲۰ دار فانی را ودا گفت.او یکی از شاعران نامدار ادب فارسی و یکی از مفاخر ارزشمند خطه آذربایجان می باشد که در زمینه شعر و ادب همچنان می درخشد و از شاعران کم نظیر در این عرصه می باشد. عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.

در کودکی با خانواده اش به تهران آمد . پدرش که مردی بزرگ بود در زندگی او نقش مهمی داشت ، و هنگامیکه متوجه استعداد دخترش شد ، به پروین در زمینه سرایش شعر کمک کرد.

 

 مادر پروین

مادرش اختر اعتصامی نام داشت . او بانویی مدبر ، صبور ، خانه دار و عفیف بود ، وی در پرورش احساسات لطیف و شاعرانه دخترش نقش مهمی داشت و به دیوان اشعار او علاقه فراوانی نشان می داد.

 

 پدر پروین

یوسف اعتصامی معروف به اعتصام الملک از نویسندگان و دانشمندان بنام ایران بود. وی اولین (چاپخانه) را در تبریز بنا کرد ، مدتی هم نماینده ی مجلس بود. اعتصام الملک مدیر مجله بنام (بهار) بود که اولین اشعار پروین در همین مجله منتشر شد ، ثمره ازدواج اعتصام الملک ، چهار پسر و یک دختر است.
پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی پسر میرزا ایراهیم خان مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت استیفای آذربایجان به تبریز رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست.
یوسف اعتصام الملک در ۱۲۹۱ هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جز کتاب های درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال ۱۳۱۸ هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بی خبری عموم از اهمیت پرورش بانوان در جامعه ایرانی رخ می نمود.
اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از ۱۷ جلد کتاب در بهار ۱۳۲۸ هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار ۲۴ شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی ، ادبی ، اخلاقی ، تاریخی ، اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.

اولین معلم او (پروین) در دوره ای که آموزش دختران امری باطل و مردود شمرده می شد همانا پدر گرامیش بود که خود جزو دانشمندان و سخندانان و از مترجمان بنام ایران بود. بنابراین ادبیات فارسی و عربی را با مهارت هر چه تمام در نزد پدر آموخت.
به ندرت در جرگه سایر اطفال وارد می شد. غالباً تنها بسر می برد اندیشه های بزرگ در سر می پروراند. در مجلس درس همیشه از سایرین پیشتاز بود. استعداد و قریحه لبریز او بزودی و هنگامی که بیش از هفت سال سن نداشت بروز کرد و در این زمان به سرودن اشعار مختلف پرداخت.
در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصا با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی، ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمایی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.
در یازده سالگی به دیوان اشعار فردوسی ، نظامی ، مولوی ، ناصرخسرو ، منوچهری ، انوری ، فرخی که همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسی به شمار می آیند ، آشنا بود و از همان کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه های یادگیری آن با او تمرین می کرد.
گاهی شعری از شاعران قدیم به او می داد تا بر اساس آن ، شعر دیگری بسراید یا وزن آن را تغییر دهد ، و یا قافیه های نو برایش پیدا کند ، همین تمرین ها و تلاش ها زمینه ای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آنها آشنا شود و در سرودن شعر تجربه بی اندوزد.

 

 

هر کس کمی با دنیای شعر و شاعری آشنا باشد ، با خواندن این بیت ها به توانائی او در آن سن و سال پی می برد برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی ، یعنی یازده تا چهارده سالگی او می باشد ، شعر ( ای مرغک ) او در ۱۲ سالگی سروده شده است:

 

ای مُرغک خُرد ، ز آشیانه
تا کی حرکات کودکانه؟
رام تو نمی شود زمانه
مندیش که دام هست یا نه
شو روز به فکر آب و دانه

پرواز کن و پریدن آموز
در باغ و چمن چمیدن آموز
رام از چه شدی ؟ رمیدن آموز
بر مردم چشم ، دیدن آموز
هنگام شب آرمیدن آموز

 

 

 

 

با خواندن این اشعار می توان دختر دوازده ساله ای را مجسم کرد که اسباب بازی اش (کتاب) است ؛ دختری که از همان نوجوانی هر روز در دستان کوچکش ، دیوان قطوری از شاعری کهن دیده می شود ، که اشعار آن را می خواند و در سینه نگه می دارد.
شعر (گوهر و سنگ ) را نیز در ۱۲ سالگی سروده است.
شاعران و دانشمندانی مانند استاد علی اکبر دهخدا ، ملک الشعرای بهار ، عباس اقبال آشتیانی ، سعید نفیسی و نصر الله تقوی از دوستان پدر پروین بودند ، و بعضی از آنها در یکی از روزهای هفته در خانه او جمع می شدند ، و در زمینه های مختلف ادبی بحث و گفتگو می کردند. هر بار که پروین شعری می خواند ، آنها با علاقه به آن گوش می دادند و او را تشویق می کردند.
قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین ، درتیر ماه ۱۳۰۳ شمسی برابر با ماه ۱۹۲۴ میلادی در سن ۱۸ سالگی ، دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد فارغ التحصیل شد ، او در تمام دوران تحصیلی ، یکی از شاگردان ممتاز مدرسه بود. البته پیش از ورود به مدرسه ، معلومات زیادی داشت ، او به دانستن همه مسائل علاقه داشت و سعی می کرد ، در حد توان خود از همه چیز آگاهی پیدا کند. مطالعات او در زمینه زبان انگلیسی آن قدر پیگیر و مستمر بود که می توانست کتابها و داستانهای مختلفی را به زبان اصلی ( انگلیسی ) بخواند . مهارت او در این زبان به حدی رسید که ۲ سال در مدرسه قبلی خودش ادبیات فارسی و انگلیسی تدریس کرد.
در خرداد ۱۳۰۳ ، جشن فارغ التحصیلی پروین و هم کلاس های او در مدرسه برپا شد. او خطابه ای با عنوان” زن و تاریخ” ایراد کرد. در سخنرانی خود از وضع نامناسب اجتماعی ، بی سوادی و بی خبری زنان ایران حرف زد. این سخنرانی ، بعنوان اعلامیه ای در زمینه حقوق زنان ، در تاریخ معاصر ایران اهمیت زیاد دارد.

 


پروین در قسمتهای از اعلامیه (زن و تاریخ) گفته است:

داروی بیماری مزمن شرق منحصر به تعلیم و تربیت است ، تربیت و تعلیم حقیقی که شامل زن و مرد باشد و تمام طبقات را از خوان گسترده معروف مستفیذ نماید.

 

 

و درباره راه چاره اش گفته است :


پیداست برای مرمت خرابی های گذشته ، اصلاح معایب حالیه و تمهید سعادت آینده ، مشکلاتی در پیش است. ایرانی باید ضعف و ملالت را از خود دور کرده ، تند و چالاک این پرتگاه را عبور کند.

او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .خانم میس شولر، رئیس مدرسه آمریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند.
پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود.

پروین پدرش را در کلیه سفرهای داخلی و خارجی اش همراهی می کرد و بر تجارت و آگاهی های خود بسی می افزود. او اشعار زیادی سروده و آثار گرانقدری از خود به جای گذاشته که می توان او را یکی از ستاره های درخشان آسمان ادب ایران دانست. اگر تعداد زن های مطرح و مشهور ایران را در پیش چشم خود مجسم کنیم آنوقت پی به عظمت و والایی این شخصیت محجوب و پاکدامن می بریم . او در تمام سرودهای خود راه تاریک زندگی را با پند و اندرز روشن می کرد. اشعار وی بیشتر در مورد مسایل اجتماعی و ظلم و بیداد شاهان و فقر عمومی می باشد.

 ازدواج پروین
 

پروین در نوزده تیر ماه ۱۳۱۳ با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همگامی این دو طبع مخالف نمی توانست دیری بپاید و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.

پروین پس از جدایی برای مدتی کوتاه سیمای متین و موقر خویش را با غباری از گرفتگی پوشاند. اما این تغییر را فقط اطرافیان پروین که همواره با او بودند می توانستند درک کنند.
با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. درباره دوره زناشویی خود فقط سه بیت ذیل را گفته است:

 

 

ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سر زنش و بدسری خار چه دیدی؟

ای لعل دل افروز، تو با این همه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟

رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟

 

بعد از آن واقعه تأثیرانگیز پروین مدتی کتابدار کتابخانه دانشسرای عالی تهران (دانشگاه تربیت معلم کنونی) بود . کتابداری ساکت و محجوب که بسیاری از مراجعه کنندگان به کتابخانه نمی دانستند او همان شاعر بزرگ است . پروین در این مدت به سرودن اشعار ناب خود نیز ادامه می داد.
پروین یک قسمت از اشعار خود را که مطبوع طبع وقار وی نبود، چند سال پیش از مرگ خود سوزاند و بعضی از اشعار وی نیز پیش از آنکه به صورت دیوانی منتشر شود، در مجله «بهار» که به قلم پدر ادیبش ، مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد.
در سال ۱۳۱۴ دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستان سرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد.

 

 

پس از چاپ دیوانش وزارت فرهنگ نیز از او تقدیر کرد.
 

چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .
 

«این دیوان ترکیبی است از دو سبک و شیوه لفظی و معنوی، آمیخته به سبکی مستقل آن دو، یکی شیوه شعرای خراسانی، خاصه استاد ناصر خسرو و دیگری شیوه شعرای عراق و فارس بخصوص شیخ مصلح الدین سعدی است و از حیث معانی نیز بین افکار و خیالات حکما و عرفاست و این جمله با سبک مستقلی که خاص عصر امروز و بیشتر پیرو تجسم معانی و حقیقت جویی است ترکیب یافته و شیوه بدیعی را بوجود آورده است. قصائد این دیوان، عطر و بوی قصاید ناصر خسرو را دارد و در ضمن آنها ابیاتی که زبان شیرین سعدی و حافظ را فریاد میآورد بسیار است، و بالجمله در پند و اندرز و نشان دادن مکارم اخلاق و تعریف حقیقت دنیا از نظر فیلسوف و عارف و تسلیت خاطر بیچارگان و ستمدیدگان و مفاد (قل متاع الدنیا قلیل) و (نجی المخفون) دل خونین مردم دانا را سراسر تسلیتی است، در همان حال راه سعادت و شارع حیات و ضرورت دانش و کوشش را نیز به طرزی دلپسند بیان میکند و میگوید که در دریای شوریده زندگی با کشتی علم و عزم راهنورد باید بود و در فضای امید و آرزو با پر و بال هنر پرواز باید کرد. علم سرمایه هستی است نه گنج زر و مال، روح باید که از این راه توانا گردد… »

پروین اعتصامی به تمام شرایط شاعری عمل کرده است، اگر احیانا ً به قول نظامی عروضی، دوازده هزار بیت شعر از اساتید را حفظ نداشته باشد، باز به قدریکه وی را بتوان با کلمات و اصطلاحات و امثال متقدمین تا آن درجهای که ضرورت دارد آشنا خواند، آشناست.

هر گاه تنها غزل «سفر اشک» از این شاعره شیرین زبان باقیمانده بود، کافی بود که وی را در بارگاه شعر و ادبیات حقیقی جایگاهی عالی و ارجمند بخشد، تا رسد به «لطف حق»، «کعبه دل»، «گوهر اشک»، «روح آزاد»، «دیده و دل»، «دریای نور»، «گوهر و سنگ»، «حدیث مهر»، «ذره»، «جولای خدای»، «نغمه صبح»، و سایر قطعات باقیمانده که هر یک برهان آشکار بلاغت و سخندانی است.

هنر شاعره بزرگ ما این است که توانسته است این معنای بزرگ را در همه جا در گفتار خود به شکلی جاذب و اسلوبی لطیف بپروراند و حقیقت عشق را مانند میوه پاک و منزهی که از الیاف خشن و شاخ و برگ بیهوده و مسموم جدا ساخته باشند، با صفای اثیر و درخشندگی نور و چاشنی روح بر سر بازار سخن رواج دهد.

پدر پروین یک جلد از آن را همراه نامه ای به علامه قزوینی به پاریس فرستادند ایشان پس از مطالعه دیوان، نامه ای نوشتند که شرح مختصری از آن در متن ذیل آمده است:

آقای عزیز و محترم و معظم ـ مرقومه کریمه، مورخه ۲۴ آبان با یک جلد دیوان خانم پروین اعتصامی، چندی قبل زیارت گردید و با کمال لذت و تمتع، قسمت عمده این دیوان و مخصوصا قصاید آن را مطالعه کردم، و هر چه بیشتر می رفتم و بیشتر می خواندم، استعجاب من به تعجب مبدل می شد که چگونه امروزه در این قحط الرجال فضل و ادب، یک چنین «ملکه النساء الشواعر» در ایران ظهور کرده و به سرودن اشعاری در درجه اول از فصاحت و سلاست و متانت که لفظا و معنا و مضمونا و فکرا با بهترین قصاید اساتید و مخصوصا ناصر خسرو (که گویا بیشتر شیوه او، مطمح نظر خانم بوده) دم برابری می زند، و موفق گشته است!
مثلا این قصیده :

 

یکی پرسیداز سقراط کز مردن چه خواندستی
بگفت ای بی خبر،مرگ ازچه نامی زندگانی را

اگر زیـن خاکدان پست، روزی بر پری بینی
که گردونها و گیتی هاست، ملک آن جهانی را

چراغ روشن جان را، مکن درحصن تن پنهان
مپـیچ اندر میان خرقه، این یاقـوت کانـی را

به راستی جای بسی تحسین و تمجید است که خانم جوانی از خانم های ایران با اوضاع و کیفیات حاضر، به ساختن اشعاری بدین پایه از استحکام الفاظ و صحت آن نحوا و صرفا و لغه و املا و فصاحت عدیم النظیر و خلو آن از جمیع عیوب فنی، موفق شده است.»

پروین پس از درگذشت پدر، این ابیات را در سوک وی سروده است:

پدر ، آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل /تیشهایی بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت داند/ مرگ ، گرگ تو شد ، ای یوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی / خاک ، زندان تو گشت ، ای مه زندانی من

از ندانستن من ، دزد قضا آگه بود/ چو ترا برد ، بخندید به نادانی من

آنکه در زیر زمین ، داد سر و سامانت / کاش میخورد غم بی سر و سامانی من

به سر خاک تو رفتم ، خط پاکش خواندم /آه از این خط که نوشتند به پیشانی من

رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی / بی در ظلمتم ای دیده نورانی من

بی تو اشک و غم و حسرت ، همه مهمان منند/ قدمی رنجه کن از مهر ، به مهمانی من

صفحه روی ز انظار ، نهان میدار / تا نخوانند در این صفحه ، پریشانی من

دهر بسیار چو من سر به گریبان دیده است / چه تفاوت کندش سر به گریبانی من؟

عضو جمعیت حق گشتی ودیگر نخوری / غم تنهایی و مهجوری و حیرانی من

گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند / که شکستی قفس ، ای مرغ گلستانی من

من که قدر گهر پاک تو می دانستم / ز چه مفقود شدی ،ای گهر کانی من

من که آب تو ز سر چشمه دل میدادم / آب و رنگت چه شد ، ای لاله نغمانی من؟

من یکی مرغ غزل خوان تو بودم ، چه فتاد / که دگر گوش ندادی به نواخوانی من؟

گنج خود خواندیم و دفتی و بگذاشتیم / ای عجب بعد تو با کیست نگهبانی من؟

 دعوت دربار و مدال درجه سه

معمولا رسم است که دولت ، دانشمندان و بزرگان علم و ادب را طی برگزاری مراسمی خاص ، مورد ستایش و احترام قرار می دهد . در چنین مراسمی وزیر یا مقامی بالاتر ، مدالی را که نشانه سپاس ، احترام و قدردانی دولت از خدمات علمی و فرهنگی فرد مورد نظر است ، به او اهدا می کند ، وزارت فرهنگ در سال ۱۳۱۵ مدال درجه سه لیاقت را به پروین اعتصامی اهدا کرد ولی او این مدال را قبول نکرد.
گفته شده که حتی پیشنهاد رضا خان را که از او برای ورود به دربار و تدریس به ملکه و ولیعهد وقت دعوت کرده بود ، نپذیرفت ، روحیه و اعتقادات پروین به گونه ای بود که به خود اجازه نمی داد در چنین مکان هایی حاضر شود . او ترجیح می داد در تنهایی و سکوت شخصی اش به مطالعه بپردازد.
او که در ۱۵ سالگی درباره ستمگران و ثروتمندان به سرودن شعر پرداخته ، چگونه می تواند به محیط اشرافی دربار قدم بگذارد و در خدمت آنها باشد ؟
او که انسانی آماده ، دارای شعوری خلاق و همواره درگیر در مسائل اجتماعی بود به این نشان ها و دعوت ها فریفته نمی شد.

 دوران بیماری و مرگ پروین

پروین اعتصامی ، پس از کسب افتخارات فراوان و درست در زمانی که برادرش – ابوالفتح اعتصامی – دیوانش را برای چاپ دوم آن حاضر می کرد و در حالی که آسمان ادب و فرهنگ ایران انتظار سال های متمادی خدمت مجدانه وی را داشت تا بسی غنی گردد، بی هیچ نوع سابقه کسالت، ناگهان در روز سوم فروردین ۱۳۲۰ بستری شد پزشک معالج او ، بیماری اش را حصبه تشخیص داده بود ، اما در مداوای او کوتاهی کرد و متاسفانه زمان درمان او گذشت
نیمه شب شانزدهم فروردین پزشک خانوادگی اش را چندین بار به بالین او خواندند و حتی کالسکه آماده ای به در خانه اش فرستادند ، ولی او نیامد و … پروین در آغوش مادرش چشم از جهان فرو بست و رخ در نقاب خاک کشید و رخت از این دنیای فانی بربست.
پیکر پاک او را در آرامگاه خانوادگی اش در شهر قم و کنار مزار پدرش در صحن مبارک حضرت معصومه (س) ، به خاک سپردند . پس از مرگش قطعه شعری از او یافتند که معلوم نیست در چه زمانی برای سنگ مزار خود سروده بود . این قطعه را بر سنگ مزارش نقش کردند ، آنچنانکه یاد و خاطره اش در دل مردم نقش بسته است

 سخن استاد ملک الشعرای بهار درباره اشعار پروین اعتصامی

شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمون های متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد چنانکه استاد بهار در مورد اشعار وی می فرمایند پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد، سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است.

 

 سخن دکتر معین درباره پروین اعتصامی

همچنین «دکترمحمدمعین» درباره او می گوید: «اندیشه های پروین نو و متضمن نکات اجتماعی و اخلاقی و انتقادی است و تمثیلات نغز و اندرزهای حکیمانه و تفکرات او مایه شگفتی است . پروین در غالب آثار خویش چون مادری مهربان با فرزندان دلبند خویش سخن می گوید. واقع بین است و بدین سبب تلخی های حیات را نیک ادراک می کند و به خواننده عرضه می دارد. » پروین در قصاید خود از حیث الفاظ پیرو شیوه شاعران قرن پنجم و ششم خاصه ناصرخسرو قبادیانی (۴۸۱ هجری قمری) است و در اشعار دیگر از قطعات و مثنوی های پر ارزش و غزل ها و غیره سخن او بیشتر رنگ سخن عراقی دارد و غالباً ساده و گاه تحت تاثیر لهجه معاصراست. اما اندیشه های وی نو و متضمن نکات بلند اجتماعی و اخلاقی و انتقادی است و تمثیلات نغز و اندرزهای حکیمانه و تفکرات و تحقیقات بلند او در همة آثارش مایه اعجاب خواننده می شود. قدرت او درخلق مناظرات و پرسش ها و پاسخ هایی است که غالبا میان اشخاص و اشیا ترتیب می دهد و از آن راه به نتایجی که مطلوب اوست می رسد. تقریبا او در تمامی آثارش شاعر حقیقت جو و واقع بین است و به همین سبب تلخی های حیات را از هر کس بهتر درک می کند و با مهارتی خاص به خواننده نشان می دهد. درک او نسبت به مبدا حیات روشن و تحت تاثیر شدید اعتقادات دینی و اندیشه های عرفانی است…

 

 ~ > متن سنگ قبر افراد مشهور <~

متن سنگ قبر پروین اعتصامی 

آنکه خاک سیه اش بالین است 
اختر چرخ ادب پروین است 
گرچه تلخی از ایام ندید 
هر چه خواهی سخنش شیرین است

 

 
متن سنگ قبر فروغ فرخزاد 
من از نهایت شب حرف میزنم 
من از نهایت تاریکی 
واز نهایت شب حرف می زنم 
اگر به خانه من آمدی برای من م 
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه 
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

 

 

 
متن سنگ قبر کوروش کبیر 

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی 
میدانم خواهی آمد 
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم 
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر
متن سنگ قبر فریدون مشیری 
سفر تن را تا خاک تماشا کردی 
سفر جان را از خاک به افلاک ببین 
گر مرا می جویی 
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین
متن سنگ قبر فردین 
بر تربت پاکت بنشینم غمناک 
کوهی زهنر خفته بینم در خاک 
از روح بزرگ هنریت فردین 
شاید مددی به ما رسد از افلاک

 

 

 


متن سنگ قبر بابک بیات 
سکوت سرشار از ناگفته هاست

 

 

 
متن سنگ قبر خسرو شکیبایی 
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد 
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

 

 
متن سنگ قبر حافظ 
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه 
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود 
متن سنگ قبر شاپور 
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست

 

متن سنگ قبر سهراب سپهری 
به سراغ من اگر می آیید 
نرم وآهسته بیایید 
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

 

 

 
متن سنگ قبر منوچهر نوذری 
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی 
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

 
متن سنگ قبر وینستون چرچیل 
من برای ملاقات با خالقم آماده ام 
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

 

 
متن سنگ قبر اسکندر مقدونی 
اکنون گور او را بس است 
آنکه جهان اورا کافی نبود

 
متن سنگ قبر نیوتن 
ظبیعت وقوانین طبیعت در تاریکی نهان بود 
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید….. 
وهمه روشن شد



متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده) 
بهترین ها هنوز در راهند…. 
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند

 
متن سنگ قبر ویرجینیا وولف(نویسنده) 
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن 
ای مرگ

 

 ***

نوشته های کوتاه پرویز شاپور

پنجشنبه 18 آذر ماه سال 1389

 

این نوشته های کوتاه یک دنیا معنی دارد

پرویز شاپور

http://picture.marshalclub.org/Archive/2010/12/9/SHAPOOOOOOOOOR.jpg 

پرویز شاپور نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.

در سال های ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که پانزده سال از او کوچک ‌تر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ دراشعار خود به اواشاره کرده، و شاپورنیز از«کامی» ب عنوان نام مستعار وی استفاده میکرده‌ است. رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالت‌های نزدیکان در سال ۱۳۴۳ به جدایی کشید.
پس از جدایی از فروغ ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخرعمرهمراه  با کامیار و دکتر خسرو شاپور برادرش در یک خانه قدیمی زندگی می‌کرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض‌زاده تهران بستری شد و درساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت.آرامگاه پرویز شاپوردر قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.

مادر «شاپور» می‌گفت: «شصت سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.» ولی همین حرفهای ناحساب شاپورکه با اسم «کاریکلماتور»، از مجموعه ها و جنگ های هنری و ادبی سر در می‌آورد، از بهترین و طنازانه ترین ستون های این مجلات بود. این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده.

 

 در زیر چند نمونه از کارهای شاپور را می خوانیم:

 

 

بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.

 

زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

 

جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.


برای مردن عمری فرصت دارم.


اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.
ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.


با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.

 

سایۀ چهار نژاد یک رنگ است.


به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد. 

قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.    
 نوشته شده روی سنگ مزارش


به نگاهم خوش آمدی
قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است. 


هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد

 

اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.


روی هم رفته زن و شوهر مهربانی هستند!

 

  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.

 

  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم

 

  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.

 

  • غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد

 

  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!

 

  •  باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.

 

  • قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد

 

  •  فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند

 

  • در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد. 

 

  • رد پای ماهی نقش بر آب است

 

  •  گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند 

 

  • با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم

 

  • با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید

 

  •  دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند

 

  • پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند. 

 

  • آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید

حیوانات در بند

پنجشنبه 18 آذر ماه سال 1389

 

gzqh9d79hgygv09lj8vi.jpg

uf9v1tm4y879s3k5svbc.jpg

1u2cqgrhkzemyovdl5.jpg

tq07t19drthcs06z.jpg

fwlvsx2rlrdptkz0ux0.jpg

kl4rucss3312nei64xsd.jpg

yjm3c3hqyvg2gq7fuq.jpg

rcyh6c1tli5l4rh1s9.jpg

h6qqd72kxwj3w6c28dm.jpg

drxilu3bcv8zu62gk4s.jpg

42kbe3wj7jkkw91iqy3.jpg

0vkxftr5m1fzo8gxgou2.jpg

wtgir38m41e11gjiw05h.jpg

oh7zeqtd4t20p856xq9c.jpg

44gy8854n3s14pm3brxx.jpg

eidv5u42nujkg8vmg8d.jpg

4l7lrchq0jegrkr9yqny.jpg

iv7fh1xdjm6csf6feuhb.jpg

t8bg5npx2q1olqdz8s97.jpg

njfjnyk2c0h1tv6qk.jpg

8v1vsv6ndwowp64cmtv9.jpg

gqhb1nyenl7s97opcecn.jpg

wcgkhj4o0qmji7meprnx.jpg

7gf5rokhhj2deg6sjtr.jpg

r4u6wswhremn133mbi9.jpg

nj12c00t4wlcyfc4cs5.jpg

3d08lx7sqcemin2eypl.jpg